این مقاله درصدد اثبات این نکته است که فیلسوفان اسلامی در فهم حقایق و واقعیات، راهی خطا را پیمودهاند و به جای اعتماد و تکیه بر تعالیم وحیانی، از فلسفه یونان بهره گرفتهاند. این در حالی است که انبیا و اولیا الاهی و به خصوص پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله و ائمه معصومین علیهمالسلام معارف قرآن و روایات را یگانه راه رسیدن به حقایق و پیروی از مکاتب و افکار دیگر را ضلالت دانستهاند. از دیدگاه نویسنده، اصولاً دلیل پیدایش فکر فلسفی در جهان اسلام، به انگیزه دور کردن اذهان مسلمانان از تعلیمات قرآنی و به خصوص مکتب اهل بیت علیهمالسلام بوده است.
به نظر آقای سجادپور فرهنگ ابزار دیپلماسی است. امروز با استفاده از ابزار ارتباطات عرصههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، جهانی میشوند و ما باید بحث جهانیشدن را وارد حوزههای فرهنگی کنیم.
برخی از متفکران مغرب زمین به نقد فلسفی لیبرالیسم پرداختهاند، اما رویکرد اصلی این دو مقاله، نقد مبانی و ارزشهای لیبرالیسم از دریچه اندیشه اسلامی است. مدعای نویسنده آن است که اصول و آموزههای اسلامی در تقابل آشکار با این تلقی از لیبرالیسم است و این موضوع را در سه محور (آزادی، حق و خیر و فرد و جامعه) دنبال میکند.
اسلام به طور کامل با حقوقبشر همخوانی دارد و اگر احیانا تعارضی دیده میشود، بایستی در قرائت از اسلام و یا برداشت از حقوقبشر شک کرد. ما با نگاه آکادمیک و بدون هرگونه پیشفرضی به این موضوع مینگریم. در حوزه علمیه، در نگاه به قرآن، نبوت، خاتمیت، اسلام و مقتضیات زمان و مسائل دیگر، نظامهای فکری نوینی در حال شکلگیری است.
حاصل دیدگاه نیره توکلی، در این گفتوگو، این است که مهمترین پیامد منفی جهانیسازی، پیامدهای اقتصادی آن است که بر زنان نیز تأثیرات عمیقی نهاده، و موجبات فقیر و بیکاری آنان را فراهم ساخته، و حتی در برخی از کشورها تجارت جنسی زنان را گسترش داده است. وی مهمترین اثر مثبت جهانیشدن را برای زنان، شنیده شدن صدای آنان، به دلیل گسترش فنآوری پیشرفته ارتباطات، میداند. همچنین روند جهانیشدن را در ایران تدریجی و کند ارزیابی کرده، در عین حال معتقد است نوعی بیتفاوتی و حتی برخورد مثبت نسبت به جهانیشدن در ایران به چشم میخورد.
هدف این مقاله بررسی دیدگاه ادیب ایران، پروین اعتصامی، و ادیب مصری، باحثه البادیه، درباره زن است، در طی سه محور اصلی که عبارتند از: زن از ابتدای تولد تا ازدواج، آموزش زن و حجاب و بیحجابی، و پیدا کردن نقاط اشتراک و افتراق بین دیدگاه این دو ادبی و عواملی که منجر به این امر شد.
نثر در ابتدای نهضت از تصنع و تکلف لفظی به ارث رسیده از دوران انحطاط رنج می برد. از دوره قبل دو شیوه نوشتاری به جای مانده بود: سبک مقامات حریری و سبک مقدمه ابن خلدون، که در ابتدای نهضت شیوه مقاله نویسی (نثر مسجع) رایج گردید. و این وضعیت تا اواخر قرن نوزدهم باقی ماند، در این زمان نویسندگان تصمیم گرفتند که نثر مسجع را کنار بگذارند، زیرا این شیوه ناتوان تر از آن بود که بتوانند به وسیله آن افکار و اندیشه های خود را بیان کنند. لذا شیوه مناسبی را به وجود آوردند و اندیشه های خود را بیان کنند. لذا شیوه مناسبی را به وجود آوردند که از سجع و بدیع و آرایه های لفظی بدور بود. و نثر عربی به خاطر اهتمام دانشگاه الازهر و دیگر مراکز علمی به آن، و ظهور روزنامه ها مجلات و ترجمه کتب غربی به عربی، شکوفا گردید. تا اینکه اواخر قرن نوزدهم چهار گروه با چهار شیوه مختلف ظهور کردند: گروه علمای سنتی الازهر، گروه نوگرایان میانه رو، گروه نوگرایان افراطی، گروه نویسندگان سوری، و در نهایت شیوه نوگرایان میانه رو غالب گردید که در راس آن محیط عبده بود و بعد از عبده شاگردش منفلوطی توانست گام بزرگی در تحول نثر بردارد و سبکی را به وجود آورد که در آن از کسی تقلید نکرده بود و از سجع مبتذل بدور و ساده و روان بود. به نظر می آید که مهم ترین شیوه های نثر ادبی در ادبیات معاصر عرب می تواند به صورت زیر باشد. شیوه ابراهیم یازجی، شیوه خلیل جبران، شیوه منفلوطی شیوه جرجی زیدان، شیوه طه حسین، و هر کدام ویژگی های خاص خود را داراست. در کل نثر معاصر عرب به اوج خود رسید. به نظر می آید که نثر عربی دوباره با چالش جدیدی روبرو شده است و نویسندگان جدید به شیوه نوشتاری خود توجه جدی ندارند و از اسلوب های زبان های بیگانه که تناسبی با زبان عربی ندارند، پیروی می کنند و با عجله و شتاب آثار خود را منتشر می نمایند و علت اصلی نیز سود مادی است که گروهی از نویسندگان جدید به دنبال آن هستند، لذا آثار خود را با علجه و بدون ویراستاری ادبی و علمی به بازار چاپ می فرستند و از طرفی عموم مردم نیز به خاطر عدم آگاهی از ویژگی های نثر ادبی والا، پذیرای هر گونه آثار ادبی هستند که به بازار عرضه می گردد.
میرزا محمد صادق، معروف به ادیب الممالک فراهانی، از نام دارترین شاعران عصر مشروطه است. این مقاله به بررسی چگونگی طنز و گونه های هم خانواده - هزل و هجو - و تحلیل محتوای آنها در آثار شاعر پرداخته است. سیر تاریخی طنزهای ادیب، در سه دوره پیش از انقلاب مشروطه، دوره بیداری و انقلاب، و دوره سرخوردگی از انقلاب بررسی شده است. قالب ها و زبان طنز ادیب الممالک، شیوه ها و شگردها، تازگی ها، آماج ها و آسیب شناسی طنزهای او از بخش های دیگر این مقاله است.