هر چند در حال حاضر جذابیت مباحث مفهومی در مباحث مربوط به مدیریت و بازاریابی بهخوبی قابل درک است، اما تلاش برای تعیین عوامل مؤثر بر کیفیت روابط بهخاطر پیچیدگی در عوامل پایهای و مشکل بههم پیوستگی این عوامل چالشانگیز است. فنونی سنتی رگرسیون در تجزیه و تحلیل دادههایی که خطوط چندگانه داشته یا اطلاعات ناقص هستند مؤثر عمل نمیکنند. به همین دلیل استفاد از فن جدیدی به نام تحلیل شبکه عصبی تلاش میکند تا عوامل مؤثر بر کیفیت روابط بهویژه روابط خریدار و فروشنده را شناسایی کند. این فن بر اساس روش یادگیری از اطلاعات آماری با الگوبرداری از عملکرد مغز انسان طرحریزی شده و به این وسیله روابط بین متغیرهای داده و ستاده از طریق یک متغیر بینابین و پنهانی تعیین میشوند. در این مطالعه یک شبکه عصبی با ترکیب دو جزء اصلی کیفی روابط یعنی رضایتمندی و اطمینان و پنج داده بین فروشنده و خریدار ایجاد شده است. در مقایسه دو فن رگرسیون چندگانه و شبکه عصبی، دومین فن، نتاج آماری و علمیتری را ارایه میدهد. به طوری که به همین دلیل کاربردهای جدیدی از این فن در مدیریت و بازاریابی بهوجود آمده است.
افریقای جنوبی در طول چهار دهه دوران آپارتاید، به دلیل اتخاذ ایدئولوژی تبعیض نژادی، با کشورهای همسایه و اعضای جامعه جهانی اختلاف داشت. این سیاست پس از خروج پرتغال از جنوب افریقا در سال 1975، وضعیت منطقه را در ژئوپلیتیک جنگ قرار داد و سبب شد امنیت منطقه به خطر افتد. این وضعیت انزوای بین المللی کشور را در پی داشت و تلاش سیاست گذاران کشور را به رفع مشکلات امنیتی با همسایگان و مسایل داخلی معطوف کرد.با تغییر ساختار بین المللی، فشار بر دولت حاکم مبنی بر تغییر ایدئولوژی و مذاکره با گروه های مخالف افزایش یافت و با تغییر کارگزاران (ماندلا و دکلرک) زمینه برای حذف آپارتاید فراهم شد. پس از روی کار آمدن دولت جدید، این کشور با اتخاذ ایدئولوژی ای مبتنی بر واقع گرایی سیاسی، با الگو قرار دادن شعار احترام به حقوق بشر، عدالت و برابری، درصدد ترمیم روابط خود با نظام جهانی برآمد و هویت سیاسی خود را تغییر داد؛ به طوری که برای برطرف کردن بسیاری موانع و پیش فرض ها و به منظور حل مشکلات سیاسی و اقتصادی، با عضویت در سازمان های منطقه ای و بین المللی، از تمام امکانات خود برای ایفای نقش میانجی در منازعات منطقه ای جنوب صحرا و قاره افریقا استفاده کرد و سبب تغییر تصورات کشورهای همسایه و نظام بین الملل شد. این سیاست، فضای ناامن منطقه را به سمت امنیت و توسعه تغییر داد و ژئوپلیتیک صلح را بر منطقه حاکم کرد.
هنگامی که به متون تاریخی و دینی هند رجوع می کنیم و به جستجوی ریشه های دینی هنر می پردازیم، اثری از مفاهیم زیباشناختی به تعبیر امروزی آن نمی یابیم. در عصر اوپانیشادها، زیبایی شناسی مشخص و روشنی به مفهوم علمی مستقل، که صرفاً متوجه وجوه صوری و روابط بصری آثار باشد، وجود نداشته است. در عوض، در نگرش هندویی متأخر، فعالیت هنری نوعی یوگاست و حس زیبایی شناسی از جنس مناسک روحانی در جستجوی خویشتن مطلق و وصول به حقیقت است. در سوتراها و دیگر متون حماسی سده های چهارم تا اول پیش از میلاد، که شامل مواردی مبسوط در توضیح دیدگاه هنری هندویی اند، اهمیت وجه روحانی چندان است که افراد از رقص و آواز و نواختن آلات موسیقی منع می شوند و معماران و بازیگران و خوانندگان انسانهایی بی مقدار و حتی در ردیف روسپیان درباری شمرده می شوند. با گذر زمان و برجسته شدن نقش هنرهای دینی به منزله واسطه های مهم مناسک عبادی و نیایشهای فردی، تعریف و جایگاه هنر و هنرمند دستخوش تحول شد. خیلی زود دریافته شد که نوع تمرکز هنرمند در حال خلق اثر هنری (شمایل) از سنخ تمرکز یوگایی است. این تغییر نگاه به جایگاه هنر در مکتوبات دینی متأخرتر منعکس شده است. ضرورت بهره معنوی هنرمند در آمادگی برای آفرینش هنری در دعاهایی که در متون تجویز شده نیز قید گشته است. در متون بودایی نیز آمده که هنرمند باید پس از تزکیه آیینی راهی خلوت شود و عزلت گزیند و آداب هفت آیین را به جای آورد و چهار حال نامتناهی را تصدیق کند.
دریاچة هامون بزرگ ترین دریاچة آب شیرین شرق و جنوبشرق ایران بوده و از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حائز اهمیت فراوان است. در چند سال اخیر به دلیل کم توجّهی به جنبههای زیست محیطی دریاچه اقداماتی صورت گرفته که سبب ایجاد مسائل مختلفی از قبیل آلوده شدن آب دریاچه، از بین رفتن آبزیان، مسموم شدن پرندگان مهاجر، تخریب نیزارها و زمین های کشاورزی حاشیة دریاچه و در نتیجه مهاجرت تختک نشینان آن شده است. عمدهتریناین اقدامات عبارتند از: رها کردن حدود 21 میلیون متر مکعب پساب شهری و حدود9/0میلیون متر مکعب پساب صنعتی به دریاچه، انتقال آب آلودة نه واحد معدنی فعال منطقه به ویژه معدن پنبه نسوز بندان به دریاچه، ورود فاضلاب های کشاورزی آلوده به انواع مختلف کودهای شیمیائی، آب اندازی ماهی نی خوار آمور به دریاچه و تخریب حدود 51 مورد از نیزارها. مسائل و مشکلات ناشی از آلودگی دریاچه باعث شده که از سال 1355 بعد تعداد تختکهای خالی از سکنه از 63 مورد به 125 مورد افزایش یابد. همچنین تعداد گاوهای سیستانی از 26181 رأس در سال 1355 به 780 رأس در سال 1375 برسد. همچنین تعداد پرندگان مهاجرکه 237790 قطعه در سال 1358 بوده، در سال 1382 به صفر رسیده است.
"پس از تشکیل دولت مدرن در ایران ـ در زمان رضا شاه ـ تا کنون یکی از دغدغه خاطرهای مسئولین امنیتی و سیاسی کشور حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران بوده، بگونه ای که پس از آن فرآیند مشارکت ملی با چالش های جدی مواجه شده است و همبستگی ملی متاثر از نوع رویکرد حکومت مرکزی در برخی مناطق ایران که منطبق بر اقوام غیر فارس و غیر شیعه مذهب هستند در دوره های خاص تاریخی انسجام سرزمینی کشور را به چالش گرفته است. قوم بلوچ، در جنوب خاوری کشور در استان پهناور سیستان و بلوچستان ساکن است. این قوم که دنباله آن به خارج از مرزهای سیاسی ایران کشیده شده، عوامل پیوندگر متعددی آن را با سایر اجزای ملت ایران پیوند داده، همچنین عوامل دیگری نیز این پیوند را تضعیف کرده است. این مقاله برآن است که ضمن تبیین نظری دو رویکرد کارکردگرایی هارتشورن و آیکونوگرافی (نمادنگاری) گاتمن در خصوص عوامل انسانی و جغرافیایی نقش آفرین در همگرایی و واگرایی موثر در وحدت ملی را در خصوص قوم بلوچ مورد پژوهش قرار دهد.
اطلاعات مورد نیاز این تحقیق به روش کتابخانه ای و تهیه پرسشنامه در ارتباط با برخی نخبگان قومی بلوچ (اعضای شورای شهر و مولوی ها) و همچنین مصاحبه با مسئولین استان گردآوری شده، سپس اطلاعات گردآوری شده به روش کیفی و توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. در نتیجه تحقیق مذکور همگرایی قوم بلوچ با دیگر اجزای ملت ایران افزایش یافته است."
مبیع در عقد بیع از جنبه های مختلف می تواند وضعیتهای متفاوتی داشته باشد ، که صحت یا عدم صحت این گونه قراردادها تحت عنوان بیع ، نیاز به بررسی و استدلال دارد . یکی از این جنبه ها ، موجود بودن مالی است که فروخته می شود . چنان چه مبیع ، در زمان عقد وجود خارجی نداشته باشد بلکه در آینده توقع ظهور آن برود ، مثل محصولات کشاورزی که قبل از ظاهر شدن و به دست آمدن خرید و فروش می شوند ، یا کالایی که سفارش ساخت آن از سوی خریدار (سفارش دهنده) به فروشنده (صنعتگر) داده می شود ، چگونه می توان بر صحت چنین معاملاتی تحت عنوان بیع ، استدلال کرد ، ...