مقاله حاضر با هدف نشان دادن یکی از زمینه های پژوهشی «تاریخ الوزراء»یعنی زمینه لغوی آن و نیز تبیین و توضیح معانی امثله مندرج درآن، نگاشته شده است.برای این منظور ، ابتدا این اثر گران سنگ به مطالعه گرفته شد تا ارزش های تحقیقاتی آن به ویژه در حوزه مباحث لغوی و زبانی تبیین شود.حاصل ، آن که کتاب یادشده اثری بکر برای زمینه های مطالعاتی متعددی از جمله ادبی، تاریخی ، جامعه شناسی و ...تشخیص داده شد. یکی از محصولات جنبی مطالعه کتاب، استخراج اصطلاحاتی با معانی کتابی و محازی بود که دست مایه اصلی نگارندگان مقاله حاضر گردید.مبنا و معیار گزینش تعبیرات ، برخورداری آنها از معانی غیرحقیقی و نیز نبود معانی آنها در فرهنگ های فارسی بوده است.
مد به عنوان پدیدهای اجتماعی مختص جامعه و فرهنگ خاصی نیست و پیدایش و افول مد، پنج مرحله شامل آفرینش، معرفی مد، تبلیغ مد، تولید انبوه و تقاضای مد جدید را طی میکند. بهرهبرداری نظام سرمایهداری از رواج مد، منجر به تغییرات فرهنگی ـ اجتماعی در کشورهای مخاطب میگردد. علل گرایش زنان به مد از رویکردهای مختلفی قابل تبیین است. در دیدگاه روانشناسی نیاز انسانها به خودنمایی و زیبایی زمینه مدگرایی را فراهم میسازد. بر مبنای دیدگاه جامعهشناختی، مقولاتی چون الگو و فرهنگ مصرف، سبک زندگی، رهبران مد، بدن آگاهی، در تبیین گرایش به مد مطرح میشود. بیتردید پدیده مد با طبقه اقتصادی ـ اجتماعی افراد، نقش رسانههای جمعی، فرآیند جهانیسازی و نظام سرمایهداری مرتبط است. برجستگی مد در هویت بخشی به زنان و پارادوکس توجه به جسم و روح، زنان را با چالشهای هویتی در ابعاد مختلف مواجه میسازد که نیازمند سیاستگذاریهای فرهنگی است.
در بسیاری از کشورها، حکومت برای پوشش شهروندان، مقرراتی وضع میکند که حدود آن به تناسب ارزشهای حاکم بر آن جامعه متفاوت است. در ایران نیز مقررات جامعه بر اساس ارزشهای اسلامی پذیرفته شده، وضع گردیده است. در اصل الزامی بودن پوشش مناسب برای شهروندان و حق دخالت دولت تردیدی نیست؛ بلکه سخن در چگونگی وضع این مقررات و روش برخورد با متخلفین است. ماده 638 ق.م.ا. و بویژه تبصره آن در خصوص بدحجابی اقدام به جرم انگاری نموده است، در این نوشتار، ضمن پرداختن به مبنای فقهی این ماده، ایرادهای وارد بر متن را مطرح نموده و سپس به نقد تبصره همین ماده که برای مقابله با معضل بدحجابی تنظیم شده است، پرداخته و در انتها پیشنهادهایی جهت اصلاح این ماده ارائه گردیده است .
هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر اشتغال، اعتبار و مشارکت سیاسی در گرایش زنان به آموزش عالی می باشد. طرح تحقیق توصیفی از نوع علی - مقایسه ای و کمی - کیفی است. به این منظور از میان کلیه دانشجویان دختر دانشگاههای دولتی اصفهان به طور تصادفی ساده متناسب با حجم تعداد 206 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. نتایج با استفاده از آزمون t تک متغیره و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که علاقه مندی زنان به احراز شغل، کسب اعتبار، موقعیت اجتماعی و نیز مشارکت سیاسی بیش از سطح متوسط در گرایش آنها به آموزش عالی موثر بوده است (P<0.05).
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه کارآفرینی اجتماعی و اثر بخشی عملکرد در سازمانهای غیر دولتی زنان است. روش پژوهش، توصیفی از نوع عمبستگی است. نمونه آماری شامل، 70 سازمان فعال غیردولتی زنان است که دفتر مرکزی آنها در شهر تهران مستقر است و از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و تعداد آنها به کمک فرمول گیری نمونه گیری جامعه محدود به دست آمده است. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد تهیه شده به وسیله اندرولیوایز و پرسشنامه محقق ساخته اثربخشی عملکرد استفاده شده است. ضریب پایایی پرسشنامه ها بترتیب 0.84 و 0.86 براورد شده است. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد که:
بین کارآفرینی اجتماعی و اثربخشی عملکرد (فرضیه اهم) و نیز سه شاخص از شاخصهای کارآفرینی اجتماعی (وجود برنامه های کارآفرینانه، وجود فرهنگ سازمانی کارآفرینانه، وجود عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی) و اثر بخشی عملکرد ارتباط معناداری وجود دارد. با توجه به تحلیل واریانس فریدمن اولویت بندی شاخصها، بترتیب به این صورت نشان داده شد: وجود عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، وجود برنامه های کارآفرینانه، وجود فرهنگ سازمانی کارآفرینانه.
عرضه نیروی انسانی در ایران با توجه به افزایش بی رویه جمعیت در دهه 1355-1365 بیشتر تابع ساختار سنی جمعیت می باشد، برای زنان علاوه بر این، تابع عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز می باشد. نتایج سرشماری 1385 نشان می دهد که با توجه به افزایش جمعیت 10 سال به بالا و عدم فرصتهای شغلی، میزان بیکاری برای زنان و مردان افزایش پیدا کرده است، اما این افزایش برای زنان چشمگیرتر است. تحصیلات زنان در افزایش اشتغال آنان در بخش عمومی تاثیرگذار بوده است. توزیع افراد شاغل در گروههای عمده فعالیت هم برحسب جنس و هم مناطق شهری و روستایی متفاوت است. نتایج سرشماری نشان از افزایش زنان پذیرفته شده و فارغ التحصیل در مراکز و موسسات آموزش عالی دارد که در آینده نزدیک متقاضی کار خواهند بود. بنابراین برای جلوگیری از ایجاد بحران و از بین رفتن فرصتها، برنامه ریزی برای بازار کار زنان ضروری است.