فمینیسم مکتبی است که نابرابری های میان مردان و زنان را بررسی می کند و فمینیست ها اعتقاد دارند که این تفکر باید تغییر یابد و زنان به دلیل جنسیتشان نباید مورد تبعیض و ستم قرار گیرند. مکتب جغرافیای فمینیستی خود به راههای متعددی اشاره می کند که در آنها جنسیت و فضاها به صورت متقابل و دو سویه ایجاد می شوند و به مطالعه ی راههایی میپردازد که در آنها فضا جنسیتی شده است و در رشته ی جغرافیا نیز از این لحاظ مورد بررسی قرار می گیرد که چرا این رشته جنسیتی شده است. البته تفکرات جنسیتی تاریخ بسیار طولانی دارد و در ادیان مختلف به آنها اشاراتی شده است. در این مقاله جغرافیای فمینیستی و انواع فمینیسم و دیدگاههای آنان و نیز مکتب فمینیسم در کشورهای مختلف با مشکلات مربوط به آن کشور مورد بررسی قرار گرفته است.
نابرابری و عدم تعادل میان نواحی مختلف جغرافیایی، ضرورت توجه به برنامه ریزی فضایی را اجتناب ناپذیر نموده است. بر این اساس، در این پژوهش شهرستان فریدونشهر به عنوان یکی از شهرستان های استان اصفهان که با عدم تعادل ناحیه ای مواجه می باشد، مورد بررسی قرار گرفته است. هدف پژوهش، شناخت عدم تعادل و نابرابری میان دهستان های مختلف شهرستان است. روش پژوهش «توصیفی- تحلیلی» است. یافته های پژوهش نشان می دهد بین دهستان های شهرستان فریدونشهر از نظر برخورداری از شاخص های مختلف توسعهی، عدم تعادل و نابرابر وجود دارد؛ به گونه ای که دهستان برف انبار در سطح اول، دهستان پشتکوه موگویی در سطح دوم، دهستان های چشمه لنگان و پیشکوه موگویی در سطح سوم و دهستان عشایر در سطح چهارم قرار دارد.
ژئوتوریسم یا گردشگری جغرافیایی یکی از روشهای نو در ارائه جاذبههای گردشگری است که کلی نگری در این شاخه خاص نشأت گرفته از ویژگیهای جغرافیایی آن است. ژئوتوریسم نه تنها عامل جاذبههای طبیعی از جمله پدیدههای زمین شناسی و ژئومورفولوژی میشود، بلکه جاذبههای تاریخی و فرهنگی را نیز در بر میگیرد. بنابراین بررسی در این زمینه ضروری به نظر می رسد و میتوان اذعان داشت که در طرحهای جامع کشوری جای این شاخه خالی است. استان فارس با داشتن میراث غنی زمینشناسی، ژئومورفولوژی خاص زاگرس نظیر (تنگها، گنبدهای نمکی، آبشارها و غیره) و جاذبههای تاریخی و فرهنگی (تخت جمشید و پاسارگاد و غیره) از مناطق مستعد برای برنامهریزی بر پایه ژئوتوریسم است. در این مقاله سعی شده است بانگاهی جامع، مدون و با استفاده از نقشههای مختلف از جمله نقشه زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای و سایر نقشههای استانی و انجام مطالعات میدانی که در نهایت منجر به تهیه نقشه ژئوتوریسم استان شده، جاذبههای طبیعی و تاریخی فرهنگی معرفی شود و در ادامه برخی از مکانهایی که دارای شرایط لازم و کافی جهت برنامهریزی ژئوتوریسم در استان میباشند، مشخص شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که قرارگیری برخی پدیده های ژئومورفولوژی خاص نظیر تنگها، تاقدیسها، گنبدهای نمکی و چشمه ها در کنار جاذبه های تاریخی فرهنگی و ارتباط تنگاتنگ این جاذبه ها با یکدیگر و با فاصله اندک نسبت به راههای ارتباطی اصلی، این مکانها را به صورت شاخص و واحدی مستعد برای این نوع گردشگری درآورده است. ذکر این نکته ضروری است که تعیین مکانهایی شاخص برای برنامهریزی ژئوتوریسم در استان لازم بوده ولی کافی نیست. توجه به ژئوتوریسم پایدار که ریشه در توسعه پایدار دارد، مطالعات و برنامهریزی برای گردشگری در استان را کامل خواهد کرد. از جمله راهبردهای توسعه برای دستیابی به اهداف مورد نظر توجه به جامعه و مشارکت اجتماعات محلی در گردشگری منطقه است که با این رویکرد کیفیت زندگی جوامع محلی افزایش مییابد. منافع ساکنان به حداکثر میرسد و مشارکت در حفظ منافع به حداکثر و باعث بهبود هویت محلی و ملی این جوامع خواهد شد. از دیگر راهبردها ایجاد زیرساختها و افزایش آنها از جمله (راهها)، افزایش خدمات و تسهیلات گردشگری، ترغیب و تشویق سرمایه گذاری خصوصی، حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی و آموزش راهنمایان تورهای تخصصی در این زمینه می باشد.
مناطق مرزی کشور به دلیل کمبود امکانات و عدم سرمایه گذاریهای مناسب همواره از نقاط محروم کشور محسوب میشوند، بررسی های انجام شده نشان میدهد پدیدههایی چون قاچاق کالا، مواد مخدر، شرارت و کشیده شدن مرزنشینان به فعالیت های غیرقانونی ناشی از فقر و بیکاری و کمبود امکاناتی است که بر اثر عدم توجه به مناطق مرزی کشور به وجود آمده است. استان سیستان و بلوچستان در تاریخچه توسعه گردشگری در جنوب شرق کشور جایگاه ویژهای دارد، وجود اماکن باستانی و تاریخی در این منطقه منجر به ایجاد قطبهای گردشگری در این منطقه شده است، اما با اینکه این استان دارای قابلیتهای گردشگری زیادی میباشد و میتواند به عنوان منبع درآمدزایی برای منطقه و کشور باشد و از فقر و بیکاری مردم منطقه بکاهد، واقعیت امر این است که صنعت توریسم و گردشگری نتوانسته در این منطقه موفقیت چندانی به دست آورد. با توجه به اهمیت موضوع و جایگاه آن در برنامهریزیهای توسعهای، این مقاله سعی دارد چالشهای گردشگری در منطقه سیستان را مورد بررسی قرار دهد با این هدف که ضمن شناسایی چالشهای گردشگری در این منطقه بتواند راهکارهایی در این مورد ارائه دهد. روش کار در این مقاله توصیفی- تحلیلی میباشد. برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش میدانی، پرسشنامه و مصاحبه بهره و برای تجزیه و تحلیل و پردازش اطلاعات از نرم افزار SPSS بهره گرفته شده است. در انتها راهکارهایی در زمینه های برنامهریزی و مدیریت گردشگری بخصوص احداث مراکز اقامتی، پذیرایی، جاده، خط پرواز مستقیم خارجی و متخصصان گردشگری، تبلیغ فرهنگ گردشگری، امنیت اجتماعی و غیره ارائه داده میشود.
هدف: حوادث غیر مترقبه ای همچون زلزله می تواند آثار مخربی بر سلامت روانی و تحول کودکان داشته باشد و حتی منجر به وقفه در مسیر تحولی کودکان گردد. در دی ماه سال 1382 زلزله هولناکی در شهرستان بم بوقوع پیوست که منجر به ویرانی و آسیبها ی جسمی و روانی شدید برای ساکنین بویژه کودکان این شهرستان شد. هدف این پژوهش بررسی نتایج حاصل از آزمون ترسیم خانواده در کودکان آسیب دیده از زلزله بم است.
روش: بدین منظور 41 دختر و 22 پسر (63 = n) ساکن در اردوگاه المهدی شرقی شهرستان بم با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و آزمون ترسیمی خانواده روی آنها اجرا شد. برای بررسی تاثیر حضور در زلزله، از دست دادن یکی از اعضای خانواده و جنسیت از حیث مؤلفه های افسردگی، اضطراب، واپس روی، پرخاشگری و حرمت خود پایین آزمون مان – ویتنی انجام شد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که پسران در مؤلفه های پرخاشگری، واپس روی، افسردگی و حرمت خود پایین نشانه های شدید تری نسبت به دختران داشتند. آزمودنیهایی که در زلزله حضور داشتند، تنها در مولفه پرخاشگری تفاوت معناداری با آزمودنیهایی که در زلزله حضور نداشتند نشان دادند. از دست دادن عضوی از خانواده در افزایش یا کاهش نمرات 5 مولفه آزمون ترسیم خانواده تاثیر معناداری نشان نداد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد پسران آسیب دیده از زلزله، بیش از دختران نشانه های نابهنجاری را نشان دادند. حضور در آسیب یا زلزله نیز از عوامل تاثیر گذار بر افزایش پرخاشگری و تجربه خشم پس از واقعه است.
به منظور بررسی عوامل پیش بینی کننده احساس غربت در دانشجویان، نمونه ای بالغ بر 360 دانشجوی سال اول (210 دختر و 150 پسر) با روش نمونه گیری تصادفی از خوابگاه های دانشگاه شهید بهشتی انتخاب و پرسشنامه های احساس غربت (ون ولیت، 2001)،NEO-FFI (کاستا و مک کری، 1992)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (هازان و شیور، 1987)، و مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS) (لویباند و لویباند، 1995) اجرا شدند. در ضمن، عوامل جمعیت شناختی جنس و فاصله جغرافیایی نیز مورد بررسی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام، حاکی از آن هستند که از میان عوامل جمعیت شناختی مورد مطالعه، عامل جنس و از میان متغیرهای روانشناختی، نوروزگرایی و اضطراب قادر به پیش بینی احساس غربت می باشند.
در ارتباط با مطالعه واکنش شکست، نظریه هایی که به بررسی فرایند «کنترل عمل» می پردازند جایگاه محوری تری را در تحقیقات روانشناسی آلمان به خود اختصاص می دهند. در این پژوهش یکی از مهمترین نظریات کنترل عمل یعنی نظریه یولویس کول، مورد نقد قرار می گیرد. بر اساس این نظریه، تفاوت واکنش شکست به واسطه حالت کنترل عمل فعال شده توضیح داده می شود. اما بر اساس مفروضات این پژوهش، تعامل انسان با محیط بطور اعم و واکنش شکست بطور اخص، توسط متغیر «میزان سیری شناختی» تعیین می شود. این متغیر، تاثیر مستقیم بر الویت بندی «فرا-اهدافی» دارد که افراد از به انجام رساندن عمل، آن را دنبال می کنند. رجحان هر یک از فرا-اهداف که توسط میزان سیری شناختی درک شده، تنظیم می گردد، زمینه را برای نوع خاصی از واکنش شکست مهیا می سازد. به منظور تقسیم آزمودنی ها به دو گروه وضعیت گرا و عمل گرا مقیاس SSI-K مورد استفاده قرار گرفت و جهت تقسیم آزمودنی ها به دو گروه گرسنگی و سیری شناختی به آزمودنی ها تکلیفی واحد اما با دستورالعمل های متفاوت جهت انجام، ارایه گردید. برای ایجاد حس شکست و ضبط متغیرهای وابسته مورد نظر، نرم افزار شبیه سازی، خاص این پژوهش توسط مهندسین برنامه نویس ساخته و بکار گرفته شد. متغیرهای وابسته شامل «انتظار مربوط به نقش عمل در راستای تحقق قصد»، «واکنش شکست» و «دامنه تمرکز» بود. هر یک از این متغیرها به کمک شاخص هایی عینی تعریف عملیاتی شدند. تنها یافته های مربوط به شاخص های متغیر اول، بطور هماهنگ فرضیه پژوهش را تایید می کنند.
این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه ی سبک ها و مکانیسم های دفاعی افراد مبتلا به برگشت محتویات معده به مری (GERD) و افراد سالم، انجام پذیرفت. به این منظور60 بیمار (شامل30 زن و30 مرد) مبتلا به GERD، از بین بیماران مراجعه کننده به یک کلینیک تخصصی گوارش در شهر تهران، با تشخیص پزشک فوق تخصص گوارش به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. همچنین60 فرد سالم (شامل30 زن و30 مرد) که از نظر میانگین سنی و ملاک های ورود به گروه بیمار نزدیک بودند، به عنوان گروه مقایسه انتخاب شدند. هر دوگروه با استفاده از پرسشنامه ی سبک های دفاعی (DSQ-40)، مورد ارزیابی قرارگرفتند. میانگین-های دو گروه در متغیر مورد نظر، با استفاده از آزمون t برای مقایسه ی دو گروه مستقل، مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشان داد که افراد مبتلا به GERD نسبت به افراد سالم، از سبک ها و مکانیسم های دفاعی رشدنایافته و روان-آزرده، بیشتراستفاده می کردند. برگشت محتویات معده به مری، بیماری مزمنی است که برکیفیت زندگی بیماران مبتلا اثر می گذارد. شناخت الگوهای دفاعی نامناسب بیماران مبتلا به GERD، می تواند ضمن تاکید بر نقش عوامل روان شناختی در پدیدآیی اختلال، منجر به مداخلات درمانی خاص در جهت تعدیل شیوه های دفاعی باشد.
در دو دهه گذشته نظریه شناختی استرس (لازاروس، 1991) به عنوان نظریه ای برای بزرگسالی مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است. هدف از اجرای این پژوهش بررسی نظریه شناختی استرس یعنی رابطه استرس- ارزیابی- مقابله شناختی و نقش این رابطه در مشکلات عاطفی - رفتاری و سلامت جسمی و روانی - اجتماعی در کودکان است. این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی بر روی یک نمونه 413 نفری از دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر تهران (220 دختر و 193 پسر) انجام شد. کودکان به پرسشنامه ادراک کودک از تعارض والدین، مادران به پرسشنامه های خصومت آشکار اولری- پورتر و سلامت کودک و مادران و معلمان به پرسشنامه تواناییها و مشکلات کودک پاسخ دادند. نتایج نشان دهنده رابطه معنادار بین تعارض زناشویی با ارزیابی منفی کودک از تعارض والدین و مقابله شناختی کودک است. همچنین رابطه معنادار بین تعارض زناشویی و ارزیابی شناختی منفی کودک از تعارض والدین با نشانه های آسیب شناختی و سلامت کودک بدست آمد. علاوه بر روابط مستقیم، نقش تعاملی تعارض زناشویی و ارزیابی شناختی منفی تعارض والدین در نشانه های آسیب شناختی کودک نیز مورد تایید قرار گرفت. نتایج این پژوهش در قالب الگوی چارچوب شناختی مبتنی بر بافت، نظریه شناختی استرس و رویکرد سیستمی در آسیب شناسی تحولی، تایید کننده نقش مستقل و تعاملی دو عامل خطر تعارض زناشویی و ارزیابی های شناختی منفی کودک در پیش بینی مشکلات آسیب شناختی روانی و کاهش سلامت کودکان است.
وقتی دولت عراق، در مسیر فعالیتهای سیاسی امام خمینی، محدودیتهای شدیدی را اعمال کرد، ایشان تصمیم گرفت تا از مسیر کویت، عراق را ترک نماید، لکن دولت کویت به ایشان اجازه ورود نداد. امام از راه بصره به بغداد آمد و با یک هواپیمای عراقی به پاریس رفت و پس ازاندکی اقامت در این شهر به دهکدهای در 40 کیلومتری پاریس به نام نوفللوشاتو رفت و تا زمان بازگشت به ایران در آنجا رحل اقامت افکند و آن روستای دورافتاده را به کانون خبری جهان مبدل ساخت. در تمام این دوران، مرحوم حجتالاسلام والمسلمین اسماعیل فردوسیپور همراه ایشان بود و از نزدیک در جریان تمام وقایع آن روزهای پرشکوه قرار داشت. ایشان اندکی قبل از فوت، طی مصاحبهای مفصل، اهم حوادث آن دوران را بیان نمود که در این مجال اندک، گزیدهای از آن را تقدیم میداریم.
به دنبال درج مطلبی تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات مورخ 17 دی 1356 و توهین به رهبر و مرجع تقلید شیعیان حضرت امام خمینی، دروس حوزه علمیه در روز 18 دی ماه تعطیل شد (سند شماره یک) و طلاب و مردم به راهپیمایی پرداختند. صبح روز 19 دی ماه تظاهرات اوج گرفت و معترضان ضمن راهپیمایی، در منازل آیات عظام گرد آمده و به استماع سخنرانیهای تاییدآمیز آنان میپرداختند. (سند شماره 2)
روز 17 دی 1356 شاه دست به ریسک بزرگی زد که بعدها از آن به عنوان نوعی انتحار سیاسی تعبیر شد. عصر این روز، روزنامه اطلاعات در شماره 15506 با درج مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» توفانی بپا کرد. در مقاله یاد شده به امام خمینی به گونهای کینهتوزانه و بیمارگونه حمله شده بود و از وی به عنوان «مردی ماجراجو ولی بیاعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بهخصوص جاهطلب» یاد شده بود؛ «مردی که سابقهاش مجهول بود و به قشریترین و مرتجعترین عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالیمقام کشور، با همه حمایتهای خاص موقعیتی به دست نیاورده بود، در پی فرصت میگشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند» و در ادامه آن نیز تهمتهای ناروا و ناجوانمردانه دیگری به رهبر جنبش اسلامی ملت ایران وارد شد و این در حالی بود که بر آمدن رژیم پهلوی، خود زاییده سیاستهای استعماری انگلستان بود.
با پیشرفت روزافزون اینترنت و افزایش تعداد منابع قابل دسترس از طریق این رسانه، مسأله ارزیابی منابع و اطلاعات موجود در این شبکه جهانگستر به موضوعی قابلتأمل و بحثبرانگیز تبدیل شده است. ازآنجایی که اینترنت فضایی غیرقابل کنترل است و هرگونه اطلاعات معتبر و غیرمعتبر همزمان در این فضا موجودند، بنابراین لازم است که استفادهکنندگان از شبکه جهانی اینترنت، در خود مهارتهای ارزیابی منابع و تفکر انتقادی را به منظور تشخیص منابع با کیفیت و مناسب، ایجاد نمایند. در این مقاله تلاش شده تا با مطالعه و بررسی سیاهههای وارسی متعدد موجود، معیارهایی جهت ارزیابی تارنماهای وب تهیه شده و توضیحاتی در مورد چگونگی ارزیابی آنها از طریق این معیارها ارائه گردد