مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی نقش عوامل جمعیتشناختی و شاخص تودهی بدنی بر کیفیت خواب دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده است.
روشکار: این مطالعهی پژوهشی توصیفی بر روی 310 نفر (222 زن و 88 مرد) از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 87-1386 انجام گرفت. اطلاعات با نمونهگیری تصادفی و از طریق پرسشنامههای جمعیتشناختی محققساخته و کیفیت خواب پیتزبورگ، جمعآوری شدند و نمرهی کلی بالاتر از 5 به عنوان کیفیت خواب نامناسب در نظر گرفته شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخهی 16و با استفاده از آزمونهای مجذور خی، یومنویتنی و دقیق فیشر تحلیل شدند.
یافتهها: کیفیت خواب نامناسبی در 8/39 درصد از دانشجویان گزارش شد. متغیرهای جنسیت (003/0=P) و شاخص تودهی بدنی (BMI) دانشجویان در دو سطح مساوی یا بالای 25 و کمتر از 25 (019/0P<) با نوع کیفیت خواب آنها رابطهی معنیداری داشت. بین کیفیت خواب و متغیرهای وضعیت تاهل (547/0=P)، سن (500/0=P) و محل سکونت (در خوابگاه و غیر خوابگاه) (109/0=P) رابطهی معنیداری مشاهده نگردید. با توجه به این که BMI در مردان به طرز معنیداری بیشتر از زنان بود (00001/0>P)، مشخص شد که در 25≤BMI، کیفیت خواب دو جنس، تفاوت معنیداری ندارد (00/1=P) اما در 25> BMI کیفیت خواب مردان، نامناسبتر از زنان است (019/0=P).
نتیجهگیری: بنا بر نتایج، شیوع بالای کیفیت خواب نامناسب در بین دانشجویان پزشکی مشهد نسبت به مطالعات مشابه، نیاز به توجه ویژه و انجام تحقیقات بیشتر جهت شناسایی عوامل مرتبط با کیفیت خواب را در مورد دانشجویان پزشکی روشن میسازد.
مقدمه:با توجه به اهمیت شناخت متغیرهای تعیینکننده و تاثیرگذار بر رضایت زناشویی، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلکنندهی سبکهای دلبستگی در رابطهی بین ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی انجام گرفت.
روشکار: در این پژوهش اکتشافی از نوع همبستگی، افراد متاهل شاغل در دو بیمارستانهای روانپزشکی رازی و سینا در شهرتهران به صورت داوطلب در یک دورهی زمانی چهار ماهه در سال 1390 در این پژوهش شرکت کردند. از
شرکتکنندگان (195 زن، 103 مرد) خواسته شد که مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و پرسشنامهی وضعیت زناشویی گلومبوک-راست (GRIMS) را تکمیل کنند. دادهها با استفاده از روشها و شاخصهای آماری شامل فراوانی، میانگین، انحراف معیار، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیرهی تعدیلی تحلیل گردیدند.
یافتهها: ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی همبستگی منفی معنیدار دارد (001/0P<)، سبک دلبستگی ایمن با رضایت زناشویی، همبستگی مثبت معنیدار (01/0P<) و سبکهای دلبستگی ناایمن با رضایت زناشویی، همبستگی منفی
معنیدار دارد (001/0P<). نتیجهی تحلیل رگرسیون نشان داد که تنها سبک دلبستگی ایمن، توان تعدیل رابطهی ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی را دارد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی یک رابطهی خطی ساده نیست و سبکهای دلبستگی میتوانند این رابطه را تعدیل نمایند.
امروزه استفاده از قواعد پولی به جای سیاستهای اختیاری و صلاحدیدی به عنوان راهی در جهت افزایش اعتبار سیاستگذار و اثربخشی سیاستهای پولی به حساب میآید و ارجحیت هدایت سیاست پولی از طریق یک قاعده پولی، تحت شرایطی توسط محققین به اثبات رسیده است. در این تحقیق به دنبال استخراج قاعده بهینه پولی در ایران هستیم به طوری که هدف میانی سیاست پولی طوری کنترل شود که کمترین خسارت و بالاترین سطح رفاه را به دنبال داشته باشد. بدین منظور از یک مسئله بهینهیابی پویا با هدف حداقل کردن تابع زیان بانک مرکزی، شامل مجموع مربعات شکاف محصول و تورم با قید محدودیت مکانیسم انتقال سیاست پولی استفاده می شود. از آنجا که وجود مسئله پایداری تورم در ایران توسط مطالعات مختلف به اثبات رسیده است، در این مقاله تابع زیان بانک مرکزی با فرض وجود پایداری تورم در نظر گرفته شده و قاعده بهینه با استفاده از تکنیک برنامه ریزی پویا استخراج گردیده است. مقایسه مجموع زیان بانک مرکزی در حالت اجرای قاعده بهینه استخراج شده و شرایط واقعی نشان می دهد که قاعده حاصله توانسته است سطح رفاه اجتماعی را افزایش دهد و بنابراین استفاده از قاعده بهینه بر سیاست صلاحدیدی بانک مرکزی ارجحیت دارد.
جکیده مقدمه: این واقعیت که استرس می تواند باعث تغییرات نامطلوب در عملکرد و رشد روانی اجتماعی شود موجب گردیده است که از سال 1980 و با انتشار سومین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (و در نسخه های بعدی) وجود استرسورهای روانی اجتماعی در تشخیص اختلالات روانی مد نظر قرار گیرد. پژوهش حاضر به منظور شناسایی استرسورهای روانی- اجتماعی در دانشجویان طراحی گردید. روش: این پژوهش در یک بررسی همبستگی نگر انجام شده است. نمونه ای به حجم 1011 نفر از دانشگاه های پیام نور استان آذربایجان شرقی به روش تصادفی طبقه ای انتخاب و با پرسشنامه ادراک حوادث استرس آور مورد آزمون قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش تحلیل عاملی و آزمون t برای گروه های مستقل بررسی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که چهار گروه مسائل مرتبط با فقدان، مسائل مرتبط با انطباق مجدد، مسائل تحصیلی شغلی و مسائل مرتبط با رویدادهای خوشایند به ترتیب استرسورهای روانی اجتماعی عمده در بین نمونه مورد بررسی می باشد. همچنین، ادراک استرسورهای روانی اجتماعی در بین دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر می باشد. نتیجه گیری: در همین راستا مقوله های 9 گانه محور چهار متن بازنگری شده نسخه چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی در چهار مقوله عمده شناسایی شده در پژوهش حاضر نیز بازنمایی شده اند. با این وجود، پژوهش حاضر نشان داد که الگوی ظهور استرسورهای روانی اجتماعی در دانشجویان می تواند متفاوت باشد.
مطالعه حاضر با هدف بررسی، تحلیل و نقد مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری و ارائه مدلی نوین در این زمینه با رویکرد تلفیقی انجام شده است. سؤال های اساسی در این مطالعه عبارت بودند از: 1) نقاط قوت و ضعف مدل های رایج جهانی در زمینه طراحی آموزشی و محیط های یادگیری کدامند؟ 2) مدل مناسب مبتنی بر رویکرد تلفیقی در زمینه طراحی آموزشی و محیط های یادگیری کدام است؟ برای پاسخگویی به سؤال های مذکور از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر روش جورج بردی استفاده گردید. ابتدا با استفاده از منابع مختلف فارسی و انگلیسی کتابخانه ای، منابع انگلیسی موجود در شبکه وب، مکاتبه با طراحان برخی از مدل های رایج جهانی طراحی آموزشی و محیط های یادگیری و همچنین مراجعه به وب سایت های مربوطه، اطلاعات اولیه برای استخراج نقاط قوت و ضعف مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری استخراج و جمع آوری گردید. سپس براساس دو معیار کلیدی عناصر اساسی مورد نیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و نوع رویکرد به موضوع طراحی آموزشی، مدل های انتخابی مورد تحلیل، مقایسه و نقد قرار گرفته و در نهایت مدل نوینی ارائه گردید. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه مدل های طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است که بیش از چهل مدل می باشد. نمونه آماری مطالعه شامل هشت مدل طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است که با روش نمونه گیری هدفمند از میان جامعه آماری انتخاب گردید. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که مدل های طراحی آموزشی و محیط های یادگیری دربرگیرنده ی کلیه عناصر اساسی مورد نیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و محیط های یادگیری نیستند و این عامل باعث شده است تا فرایند طراحی آموزشی به صورت جامع مدنظر قرار نگیرد. همچنین ارائه کنندگان مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری با رویکرد مستقل به طراحی مدل خویش پرداخته اند و این باعث شده است تا نتوان از کلیه ظرفیت ها و امکانات در فرایند طراحی آموزشی و محیط های یادگیری بهره گرفت. نویسنده مقاله حاضر سعی کرده است تا در مدل نوین خود، ضمن بهره گیری از رویکرد تلفیقی که نگاه کاملاً جدید و متفاوتی در طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است، عناصر اساسی موردنیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و محیط های یادگیری را نیز مدنظر قرار دهد. علاوه بر آن، مبانی فلسفی، ویژگی ها، اصول و الزامات بکارگیری مدل نوین نیز تبیین شده است.
اهمال کاری، پدیده ای شایع به ویژه در زمینه تحصیلی است. هدف پژوهش حاضر، تعیین راهبردهای خودتنظیمی پیش بینی کننده اهمال کاری تحصیلی و مشخص کردن تفاوت دختران و پسران در استفاده از راهبردهای خودتنظیمی و اهمال کاری است. از بین دانش آموزان اول دبیرستان های شهر تهران، نمونه ای به حجم 250 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. دو پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984)، و راهبردهای انگیزشی یادگیری پینتریچ و دی گروت (1991) که قبلاً اعتبار و روایی آن ها احراز شده بود، به روش گروهی و به وسیله آزمودنی ها تکمیل گردید. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که مولفه های ارزش گذاری درونی و بیرونی نسبت به هدف، سازماندهی، راهبردهای خودنظم دهی فراشناختی، مدیریت زمان و مکان مطالعه و تلاش برای خودتنظیمی به طور معناداری پیش بینی کننده اهمال کاری تحصیلی هستند. نتایج آزمون تی مستقل تفاوت معناداری در اهمال کاری میان دختران و پسران نشان نداد، در حالی که آزمون تحلیل واریانس چند متغیری در پاره ای از مولفه های خودتنظیمی این تفاوت را نشان داد. یافته های این مطالعه با یافته های پژوهش های قبلی همخوان است.
سیاست های تجاری، یکی از عوامل مؤثر بر محیط فعالیت و عملکرد بنگاه ها است. میزان اثرگذاری سیاست های مذکور بر عملکرد بنگاه ها و به طور اخص بر بهره وری آن ها، تحت تأثیر اندازه رقابت بازار است. پژوهش حاضر، درصدد ارزیابی تأثیر عوامل تعیین کننده رشد بهره وری در صنایع ایران، با تأکید بر درجه رقابتی در دوره اعمال سیاست های حمایتی (1380-1374) و آزادسازی تجاری (1386-1381) است. یافته های پژوهش حاضر، بیانگر این است که قدرت بازار، به طور مستقیم سبب رشد بهره وری صنایع شده است و کاهش تعرفه ها اثر مستقیم قدرت بازار را بر رشد بهره وری (به غیر از صنایع انحصاری با سطوح پایین حمایتی) کاهش داده، لیکن با اعمال فشار رقابتی در صنایع انحصاری و ایجاد انگیزه نوآوری، ورود بنگاه های کارا و بکارگیری سرمایه انسانی در آنها، موجب افزایش بهره وری در صنایع ایران شده است. همچنین کاهش تعرفه ها موجب شده است بنگاه های فعال در صنایع انحصاری با سطح پایین حمایتی، به رقابت با تولیدکنندگان خارجی بپردازند و بهره وری خود را افزایش دهند. اما کاهش تعرفه ها، رشد بهره وری را در صنایع انحصاری با سطح متوسط حمایتی کاهش داده است. این موضوع بیانگر این است که کاهش تعرفه، بیش از مقداری بوده است که صنایع انحصاری در این سطح حمایتی را به رقابت با تولیدکنندگان خارجی و در نتیجه ارتقاء بیشتر بهروری تشویق کند.
بانک ها رابط های اساسی و ضروری و نیز واسطه های خاصی هستند. نوع و نحوه مالکیت بانک، بر رفتار و عملکرد آن تأثیر می گذارد. در بسیاری از کشورها در تمام مراحل توسعه، خصوصی سازی بانک در طول سی سال گذشته، به عنوان ابزاری مهم انتخاب شده است. این امر، بیانگر این است که بانک های دولتی از مطلوبیت کمتری نسبت به بانک های خصوصی برخوردار بوده است. به طور ضمنی، برتری مالکیت بخش خصوصی بانک ها، موجب ترغیب سیاست های خصوصی سازی شده است. در ضمن، دانستن معیارها و شاخص های صحیح به منظور خصوصی سازی مناسب، نظام مالی و ساختار بانکی در امر خصوصی سازی و اینکه برخی اهداف مهم هنجاری و اقتصادی، فقط با مالکیت دولت تحقق می یابد، از ضروریات است. از دیگر مباحث مهم در خصوصی سازی، وضع مقررات است که شرایط وضع مقررات و نیز مبانی عقلایی هنگام وضع قوانین را باید بیان کرد. پس از فرایند خصوصی سازی نیز باید کارایی و ثبات کارکرد بانک و نیز اخذ تضمین های لازم از بخش خصوصی به منظور کسب اطمینان از نیل به اهداف مهم تر دولت و نیز نقش بانک های خارجی که عمدتاً خصوصی است را مورد توجه قرار داد.
چکیده «مال امیر» شهری است که در طول تاریخ فراز و نشیب هایی داشته است ، این شهر از مناطق جنوب غربی ایران است که عیلامی ها بر آن حکمرانی می نمودندو آثار وکتیبه های به جای مانده از دوران عیلامی مانند: اشکفت سلمان وکول فره در این منطقه خود گویای این حقیقت است .مال امیر پس از عیلامی ها دردوره حاکمیت مادها ، هخامنشیان ، اشکانیان وساسانیان همچنان یکی از شهرهای مهم و تأثیرگذار در روند تحولات سیاسی ، اقتصادی این سلسله ها بوده است . اعراب مسلمان در سال هفدهم هجری مال امیر رافتح کردند واز آن پس این شهر مورد توجّه آنان قرار گرفت. دردوران اسلامی وبا تشکیل حکومت های ایرانی تحت نفوذ وسیطره ی حکومت های دیلمیان آل زیار و آل بویه قرار گرفت. پس از آن درنیمه ی دوم قرن ششم تا سال (827ه.ق.) به عنوان مرکز زمامداری حکومت محلّی اتابکان لر بزرگ انتخاب شد. این مقاله با هدف تبیین و تحلیل جغرافیای تاریخی مال امیر ، بازشناسی و معرفی پیشینه ی تاریخی آن و وضعیت این شهر در دوره ی حکومت اتابکان لر بزرگ سازمان یافته است.این پژوهش با روش تاریخی و اسنادی بر پایه ی منابع کتابخانه ای است و پس از ارزیابی داده های تاریخی وتجزیه و تحلیل آنان به سازماندهی و استنتاج از آن پرداخته است .
یکی از روشهایی که در زمینه های مختلف علمی استفاده شده و می تواند فرایند پیچیده بارش – رواناب را شبیه سازی کند، استفاده از مدلهای شبکه عصبی مصنوعی است. هدف این تحقیق بررسی کارآمدی شبکه های عصبی مصنوعی در شبیه سازی فرایند بارش- رواناب و مقایسه نتایج آنها با مدل HEC – HMS در حوضه آبریز رودخانه اعظم هرات در استان یزد است. داده های مورد استفاده در این تحقیق شامل بارندگی روزانه به همراه دبی روزانه و لحظه ای رودخانه مزبور طی یک دوره آماری 24 ساله (1361-1385) است. ابتدا بارش نگارهای چندین پیشامد بارندگی و آبنمودهای رواناب آنها مبنای کار قرار گرفت. سپس شبکه عصبی مصنوعی با الگوریتم پس انتشار خطا و استفاده از تابع تبدیل سیگموئید آموزش داده شد. معیار گزینش پارامترهای شبکه در مرحله آموزش، تولید کمترین مقدار (RMSE) در خروجی های آن بود. مدل HMS به روش پیشنهادی SCS و شماره منحنی (CN) اجرا شد. برای ارزیابی کارایی شبکه عصبی مصنوعی، داده های شبیه سازی شده و مشاهده ای مربوط به کل دبی و حجم رواناب، دبیها و زمانهای اوج مقایسه شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که ضرایب همبستگی کل دبیهای مشاهده ای و برآورد شده شبکه عصبی 978/0 و مدل HMS 823/0 است و خروجی شبکه نسبت به خروجی مدل از دقت بیشتری برخوردار است. ضرایب همبستگی مربوط به حجم رواناب برآورد شده و دبی اوج به ترتیب برای شبکه 986/0 و 981/0 و برای مدل 979/0 و 972/0 به دست می آید. مقایسه زمان اوج آبنمودهای واقعی با موارد پیش بینی شده ANN و HMS نشان می دهد که دقت شبکه در این مورد نیز به مراتب از دقت مدل استفاده شده بیشتر است و ضرایب همبستگی شبکه 833/0 و مدل 491/0 برآورد می شود. مقایسه عملکرد شبکه و مدل به کار رفته نشان می دهد که در تمام پارامترهای مورد نظر دقت شبکه بیشتر از مدل HMS است. با انجام آزمون t با سطوح احتمال 95 و 99 درصد، اختلاف معنی داری میان اندازه های مشاهده ای و شبیه سازی شده مربوط به همه پارامترهای مورد بررسی مشاهده نشد.
یکی از مناقشه برانگیزترین مسائل تاریخ اسلام، مسئله جانشینی حضرت محمد(ص) است. مقاله پیش رو در نظر دارد با تمرکز بر معیارهای عربی ـ اسلامی، نقش آن ها را در جانشینی پیامبر بکاود و با روش توصیفی ـ تحلیلی، بحثی متفاوت از بحث های گذشته ارائه کند. گرچه در مسئله ی جانشینیِ پیامبر، جهت توجیه خلافت ابوبکر، بازگشت عرب به سنن جاهلی بیان می شود، اما این مقاله با تمرکز بر این سنت ها، به نتیجه ی متفاوتی رسیده است. یافته اساسی تحقیق حاکی از آن است که معیارهای عرب در امر جانشینی با اندکی تغییر در دوره ی اسلامی نیز هم چنان به حیات خود ادامه داد. در حالی که در جریان سقیفه این معیارها به طور کلی مورد توجه قرار نگرفت.
محمد بن کرام سیستانی (255- 190ق) در نیمه اول قرن سوم در شرق ایران و خراسان و سیستان فعالیت خود را آغاز کرد. او که روشی جدید و بینابین در میان فرق اسلامی به وجود آورده بود، پایه گذار مکتبی شد که برای سه قرن شرق ایران را در برگرفت. اندیشه جدید با گرایش به مکتب حنفی و اندیشه ارجاء و روشی عارفانه ـ زاهدانه به فعالیت پرداخت و بنا به نظر برخی منابع توانست مردم بسیاری را به سوی خود جلب کند. شیوه متساهلانه این فرقه به نحوی بود که مردم غیرمسلمان هم به آن جذب می شدند. ابن کرام و دیگر رهبران کرامی بعد از او در میان مردم و حتی برخی مناطق غیر مسلمان چون غور، غورجه، تخارستان و فرارودان نفوذ کرده و با تعالیم خود مردم را به اسلام و تعالیم کرامی فرا خواندند. بعد از ابن کرام که اصولاً با حاکمان سر سازگاری نداشت، دیگر کرامیان مورد توجه حاکمان و سلاطین قرار گرفتند و حتی سلاطین بزرگی چون سبکتگین و محمود غزنوی و پادشاهان بزرگ غوری یعنی غیاث الدین و شهاب الدین به این فرقه معتقد گشته و از آن حمایت کردند.
تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی کارایی نسبی واحدهای تصمیم گیری دارای چندین خروجی و چندین ورودی، بسیار سودمند بوده است. مدل های متعارف تحلیل پوششی داده ها برای اندازه گیری عملکرد واحدهای تصمیم گیری فقط دیدگاه خوشبینانه را در نظر می گیرند؛ به عبارتی برای هر واحد تصمیم گیری تحت ارزیابی، یک مجموعه از مطلوب ترین وزن ها را انتخاب می کنند. مدل های دیگری وجود دارد که کارایی یک واحد تصمیم گیری را از دیدگاه بدبینانه اندازه گیری می کنند. این مدل ها عملکرد هر واحد تصمیم گیری تحت ارزیابی را با استفاده از یک مجموعه از نامطلوب ترین وزن ها اندازه گیری می کنند.
در این مقاله برای اندازه گیری عملکرد کلی واحدهای تصمیم گیری پیشنهاد می شود که هر دو کارایی را در قالب یک بازه ادغام کنیم و مدل های تحلیل پوششی داده های پیشنهادی برای اندازه گیری کارایی را مدل های کراندار می نامیم. رویکرد پیشنهادی با استفاده از یک مثال عددی مقایسه خواهد شد. یک مثال دیگر نیز در مورد سنجش توزیع بار در میان کشورهای عضو ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) ارائه خواهد شد تا مزایا، سادگی و سودمندی آن را در موقعیت های زندگی واقعی نشان دهد.
امروزه دانش یکی از مهم ترین سرمایه های سازمانی می باشد، بنابراین مدیریت و به کارگیری مؤثر این سرمایه، نقش حیاتی در موفقیت سازمان دارد. مقاله حاضر در پی شناسایی موانع تسهیم دانش در شرکت پالایش نفت اصفهان و تجزیه و تحلیل این موانع در جهت ایجاد زمینه مناسب اجرای مدیریت دانش و تسهیل حرکت سازمان به سوی سازمان یادگیرنده بوده است. در این پژوهش موانع بالقوه تسهیم دانش بررسی شده است.
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی می باشد. جامعه پژوهش تمام کارکنان رسمی واحد عملیاتی شرکت پالایش نفت اصفهان می باشند که دارای حداقل یک سال سابقه کاری هستند. داده های مورد نیاز از طریق انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته با 24 نفر از کارکنان که به صورت نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شده اند، گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات روش هفت مرحله ای کلایزی به کار گرفته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که موانع تسهیم دانش شامل موانع فردی، موانع سازمانی، موانع فرهنگی و موانع فناورانه می باشد. در نهایت راهکارهایی برای رفع این موانع به مدیران سازمان ارائه شده است.