در میان آثاری که شرق شناسان نوزده به ربان و ادبیات اروپا ترجمه و معرفی کرده اند آثار سعدی جایگاه ویژه ای دارند. رالف والدو امرسون شاعر استعلاگرای امریکایی نیز که از طریق هیمن ترجمه ها با آثار سعدی آشنا شده است. بسیاری از باورهای عارفانه و لاهوتی خود را در یعدی باز می بیند. ا. که مادی گرایی وظاهر پرستی زمانه خود را نمی پسندد شیفته اندیشه های سعدی و نگاه شرقی او به واقعیت زندگی می شود. و این شیفتگی را می توان در نظم و نثر امرسون بازخواند. مقاله حاضر بر آن است تا با نگاهی تطبیقی به آثار سعدی و امرسون به مضامین و درون مایه های عرفانی و استعلایی مشترک برسد که دل مشغولی دو شاعر از دو فرهنگ و دو ادبیات متفاوت و دور از هم بوده اند. این مایه هایی چون شهودٰ- روح-نفس - عبادت -تسلیم رضا که همه و همه به تکرار در شعر و نثر سعدی وامرسون آمد هاند. عناصر اصلی فلسفه استعلایی امرسون و نیز اندیشه های عارفانه سعدی شیرازند
نظریه سازی در ادبیات جامعه شناسی به طور عام و در حوزه جامعه شناسی خانواده به طور خاص، کم و بیش دچار اغتشاش مفهومی است. طرح کننده مفهوم "نظام سه پایه ایرانی"، سعی در تحلیل وضعیت خانواده و تغییر و تحولات آن در ایران از رهگذر پدیده مدرنیته را دارد. این مقاله با بررسی چارچوب مفهومی نظام سه پایه ایرانی و مفاهیم وابسته به آن به این نتیجه می رسد که این دیدگاه در چهار مفهوم "جامعه ایرانی"، "خانواده ایرانی"، "زن ایرانی" و "فمینیسم خاص ایرانی" با یک دیدگاه جزء نگرانه به فرهنگ، دچار کاستی مفهومی و در تبیین وضعیت خانواده و رابطه با دولت و دین، دچار گسست تحلیلی است. کاستی های مفهومی این دیدگاه در متن مقاله غالباً به شکل سؤال مورد توجه واقع شده است. سؤالاتی که عمدتاً بدون پاسخ از سوی صاحب دیدگاه رها شده و یا به شکل متناقضی صورت بندی شده است. در مجموع به نظر می رسد چارچوب های مفهومی و نظری این دیدگاه که بعضاً در کتاب های درسی رشته های جامعه شناسی و مطالعات زنان و خانواده استفاده می شود، محتاج بازنگری، بازاندیشی و انسجام بخشی است.
این مقاله با رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی و نگاه امیک به مطالع? چگونگی بازنمایی زن در ضرب المثل های کُردی می پردازد. با در نظر گرفتن دانش عامیانه در فرآیند تولید معرفت، هدف تحقیق حاضر درک جایگاه زن در فرهنگ مردم کُرد با تکیه بر بخشی از ادبیات شفاهی یعنی ضرب المثل ها است. جامع? آماری مطالعه، ضرب المثل های کُردی با موضوعیت زن در زبان کُردی با گویش سورانی مُکریانی است. روش شناسی مورد استفاده در این مطالعه روش کیفی است و از دو روش مطالع? اسنادی و مصاحبه ی عمیق در گردآوری داده ها استفاده شده است. برای تفسیر و تحلیل داده ها، روش تحلیل موضوعی یا تماتیک به کار رفته است.یافته های پژوهش نشان می دهند در فولکلور کُردی به صورت عام و ضرب المثل ها به صورت خاص، نگاه به زن متنوع و نامتعین و گاه متناقض است. با تحلیل موضوعی داده ها هفت مقوله استخراج شده اند که عبارتند از: زن به مثاب? سوژه ای غیر عقلانی، برابر با مرد، فرودست، دیگری، امری قدسی، توانمند و شخصیتی معماگونه. این مقوله ها در قالب یک الگوی موضوعی تحت عنوان "زن سوژه ای نامتعین" در ادبیات شفاهی کُردی ترسیم و بحث شده است.
صلح و همزیستی در پناه امنیت، از بنیان های اصلی هر تمدن و ملّتی است و از دیرباز تئوری پردازان به عنوان یکی از آرمانی ترین شاخصه ها ی «مدینه فاضله» به آن پرداخته اند. امروز نیز آنچنان مورد توجه است که حقوق دانان و سیاستمداران را، در حیطه بین المللی یا منطقه ای، برانگیخته تا به لوازم قانونی و اجرایی آن بیاندیشند و راه کارهایی را جهت تحقق آن ارایه کنند. اما باید دانست که آنچه در این تلاش ها مغفول مانده، توجه به تعالیم وحیانی است. در وضع موجود جهانی، رویکرد منفی به اندیشه دینی، در هر دو گستره روابط فردی و تعاملاتِ اجتماعی، حسّ هایِ نازل بشری را بر حسّ هایِ متعال او چیره کرده و اِعمال انگیزه های طبیعی نظیر: حبّ ذات، استخدام منافع دیگران در خدمت نفعِ خود و میل عبور از محدودیت ها را لجام گسیخته کرده است؛ در صورتی که اگر باور دینی در نخبگان حقوقی و سیاسی نهادینه بود، آثار فراوانی در تمام زمینه ها را به مثابه یک پیکر واحد به همراه داشت، چیزی که اکنون چون حلقه مفقوده ای است.
مقاله کنونی به ارزیابی نقادانه این نکته اختصاص دارد که آیا می توان برای فرایند نوآوری دستورالعمل ها و الگوریتم هایی پیشنهاد کرد که با استفاده از آنها بتوان به نوآوری در زمینه های مختلف دست یافت. برای این منظور دیدگاه پاول تاگارد که در آثار خود یک منطق پژوهش برای دستیابی به نواوری و توسعه را بسط داده است، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاگارد از منظر معرفت شناسایی طبیعت گرایانه و با تکیه به تاریخ اندیشه و متاثر از دیدگاه های کواین و کوهن کوشیده است روش شناسی مناسبی برای دستیابی به نوآوری و توسعه پیشنهاد کند. استدلال مقاله آن است که رویکرد تاگارد، و همه کسان دیگری که می پندارند برای نواوری می توان دستورالعمل تجویز کرد، با کاستی ها و نقایص فراوان روبروست و راه به جایی نمی برد. نواوری، تابع قاعده نیست بلکه در زمره ظرفیت و استعدادهای ظاهر شونده قرارداد که متناسب با درجه پیچیدگی نظام های اجتماعی-معرفتی می تواند در آنها ظهور کند. به این اعتبار مناسب ترین راه برای کمک به ظهور این ظرفیت ایجاد "زیست بوم بهینه نواوری" است.
تمهیدات به مانند دیگر آثار عین القضات متأثّر از مشرب و مشی عرفانی اوست و در عین تعلیمی بودن تجربیّات عارفانه او را بیان می دارد. از اینرو عین القضات در آن زبانی با اصطلاحات خاص پدید می آورد که به یاری آن بتواند مقاصد و اندیشه های عارفانه و احساسات و هیجانات درونی خود را به گونه ای مؤثرتر ابراز نماید. عین القضاه، بخوبی می داند میزان اثرگذاری گفتار در مقایسه با نوشتار بیشتر است؛ دلایل این امر بروز احساسات و هیجانات گوینده، لحن و آهنگ ادای جملات، حالت های صورت و دست گوینده و از همه مهمتر حضور شنونده و مشاهده احوال و عکس العمل های او توسّط گوینده است، زیرا گفتار را نمی توان فقط مشغله گوینده قلمداد کرد. گفتار حاصل ارتباط متقابل گوینده با شنونده است و گوینده پیشاپیش، واکنش شنونده را در فعّالیّت کلامی خود دخالت می دهد، از اینرو از کلام خطابی بهره می گیرد تا شنوندگان را به صورت پویا به سمت جریان عمل پیش برد. به این ترتیب خوانش و تحلیل متن مبدّل به تجربه ای زیباشناسانه می شود که از رهگذر آن خواننده و متن، در ذهن خواننده به هم می پیوندند و معنی را خلق می کنند. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی اقسام خطاب در نثر صوفیانه تمهیدات می پردازد. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که عین القضات کوشیده به جای بیان مفاهیم و معانی عرفانی در کسوت جملات خبری از انواع جملات انشایی با معانی ثانوی بهره برگیرد تا به این وسیله بر تأثیر کلام خود بر خواننده بیفزاید.
المجتمع هو مرجع الحق والباطل ومرجع الجمال والقبح، والأدب فی الحقیقه تعبیر عنه. حسب هذه العباره القصیره یمکن أن یفهم بأنّ الحیاه الأدبیه فی جمیع العصور، والعصر الأموی نموذجاً، تکون متأثره من المجتمع وتصطبغ الفنون الأدبیه بواقع مؤثراته الاجتماعیه. إنّ الحیاه فی بعض المدن الأمویه کانت علی جانب ملحوظ من الإغراق فی معطیات الثراء العریض والغنی الموفور، تجد مسرحها فی محافل الغناء وندوات اللهو والطرب، فتمتّع بکثیر من هبات الحاکمین وفاز بأسباب الرعایه والاستقرار. ولکنها فی بعضها الآخر کالعراق (البصره والکوفه) کانت الفتن دائمه فیها، والقلق مستمرّاً، والحیاه الاجتماعیه غیر محکمه الصلات؛ ففی مجتمع کهذا، نشأت الآفاق الأدبیه المختلفه، وکثر الأدباء الأفذاذ الذین بیّنوا آرائهم من خلال الشعر أو النثر أو الخطابه لأغراض یتطلبها المجتمع.
وکانت الخطابه - بوصفها فنٌّ لمشافهه الجمهور مع أسالیبها العدیده کالإقناع والاستماله - متأثّرهً من مؤثّرات اجتماعیه مختلفه فی نشوءها وتکوینها. أی بما أنّها تکون سلاح المجتمع الإنسانی فی سلمه وحربه، وفی ترقیته والإسراع به نحو المثل الأعلی، لذلک حاول هذا البحث المتواضع المناقشه حول دور الحیاه الاجتماعیه فی العصر الأموی، ومؤثراتها علی الخطابه مستمداً بتحلیل خطبه زیاد "البتراء"، متبعاً المنهج الوصفی والتحلیلی.
أمّا النتائج التی توصّلت إلیها هذه الدراسه فهی أنّ الخطابه کانت مولد المجتمع وأثّرت فیها مؤثرات مختلفه کانت مؤثّره فی خطبه زیاد البتراء، بحیث اعتبرناها خطبه اجتماعیهً إصلاحیهً.
قناع النبی أیوب(ع) بین محمود درویش وبدر شاکر السیاب
الملخص تلقی هذه الدراسه نظره علی توظیف الموروث الدینی واستدعاء شخصیه أیوب النبی (القناع) فی شعر الشاعرین المعاصرین، هما؛ محمود درویش وبدر شاکر السیاب، وذلک باستقراء مجموعه من أشعارهما التی استخدما فیها شخصیّه أیوب. ومن الأقنعه الهامه التی استخدمها الشعراء المعاصرین یمکن الإشاره إلی قناع الأنبیاء، وخاصه قناع أیوب الذی جاء ذکره فی القرآن، وتمثّل هذه الشخصیّه الصبر، والحلم. والشعراء المعاصرون استخدموا هذا القناع فی أشعارهم، ومن أهمّ الشعراء الذین استخدموا هذا القناع فی أشعارهم، یمکن الإشاره إلی محمود درویش وبدر شاکر السیاب. فکلٌّ منهما استخدم هذه الشخصیّه للتعبیر عن تجربه ما، وکذلک مع النظر إلی بُعدٍ من أبعاد هذه الشخصیه. یعانی درویش من احتلال وطنه وتشرده وأهله، ویعانی الغربه، فهو استخدم شخصیه أیوب کرمزٍ لاحتمال البلایا والتشرد والغربه. وأمّا السیاب، فهو کان یعانی الألم والمرض، فهو استخدم شخصیَّه أیوب رمزا لاحتمال الآلام والأوجاع وقَبولهما. وتباینت، بالطبع، کیفیّه استخدامهما لهذه الشخصیّه، وکلٌّ منهما، استخدم ملامحَ من هذه الشخصیّه تناسبه وتناسب تجربته وحالاته النفسیه
لقد ظهرت اتجاهات عدیده فی عالم المسرح العربی، فأحد أبرز هذه الاتجاهات هو الاتجاه القومی الذی واکب مسیره الأمه العربیه فی صعودها و انتکاسها؛ فاهتم الأدباء المسرحیون بهذا الاتجاه و أفردوا له جزءً من نتاجاتهم. فعلی عقله عرسان یعد بحق من طلیعه هولاء الأدباء إذ حمل الهم القومی و الإنسانی. فبات مسرحه استجابه حقیقیه للأحداث المصیریه العاصفه التی هزّت الوجدان العربی فدعا عرسان إلی تفتح الإراده العربیه و صیانه العمل القومی، و قد أفصح فیها عن إیمانه المطلق و مبدئیته الصارمه فی التصدی للموضوعات القومیه فی مسرحیاته؛ فأعماله المسرحیه صارت عنواناً صارخاً للوعی القومی الناهض علی وجه صریح و معلن.
جهانی شدن، ابعاد، آثار و پیامدهای آن به عنوان یکی از مهم ترین حوزه های فعالیت پژوهشگران و دانشوران عصر حاضر، بیش از سه دهه است که در حوزه های مختلف موضوعی و سطوح و مقیاس های مختلف با شهر، به کانون بحث های محققان علوم شهری بدل شده است. در چنین شرایطی، جهانشمولی پدیده شهرنشینی در جهان از یکسو و ورود بحث جهانی شدن به علوم شهری از سوی دیگر، موجب شکل گیری پاسخ-ها و نظریات جدیدی در حوزه های مختلف سیاستگذاری شهری شده است. مقاله حاضر، به منظور بهره مندی شهر- منطقه ها از مزایای مثبت جهانی شدن و کاهش اثرات منفی آن، به ضرورت تجدید ساختار در نظام حکمروایی شهر- منطقه ها در عصرجهانی شدن تاکید دارد. از این رو، چارچوبی مبتنی بر حکمروایی کلانشهری خوب پیشنهاد شده است که پیگیری چهار اصل هنجاری 1- ارتقای سطح رقابت پذیری شهری، 2-نقش آفرینی فعال در حوزه دیپلماسی شهری و حکمروایی جهانی، 3- ارتقای سطح زیست پذیری و عدالت فضایی و 4-حکمروایی کلانشهری خوب و یکپارچه را مبتنی بر مجموعه ای از رویکردهای نظری پشتیبان به منظور توفیق حکمروایی کلانشهری در عصر جهانی شدن ضروری می شمارد. در پایان، این مقاله به فرصت ها، چالش ها و دستاوردهای محتملِ استقرار چارچوب پیشنهادی حکمروایی کلانشهری خوب درشهر- منطقه تهران اشاره دارد.
سازمان های بین المللی از مهم ترین ارکان حفظ صلح و امنیت بین المللی به شمار می روند. پس از ایجاد چنین سازمان هایی، همکاری های بین المللی نیز گسترش یافته است. امروزه عرصه روابط بین الملل نه تنها شامل کشورها، بلکه شامل بسیاری از سازمان های بین المللی، مانند سازمان های منطقه ای از جمله اتحادیه اروپا، اتحادیه افریقا، سازمان کشورهای امریکایی (پان امریکن) وغیره است. سازمان های منطقه ای یکی از حقیقت های انکارناپذیر سیاست و روابط بین الملل هستند. تقریباً همه کشورهای جهان، دست کم عضو یک سازمان منطقه ای هستند. دولت های ملی و سازمان ملل متحد چنین سازمان هایی را به منظور حفظ صلح و امنیت بین المللی تشکیل داده اند.
در صورتی که ارتباط میان «گفتمان انقلاب اسلامی ایران» و تحولات منطقه موسوم به «بیداری اسلامی» را ارتباطی دو سویه فرض کنیم، باوجود پژوهش های گسترده درباره تاثیر گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر بیداری اسلامی، سویه دوم این رابطه که تاثیرات «جنبش های منطقه» بر آینده گفتمان انقلاب اسلامی است، موضوع مهمی است که کمتر مورد توجه پژوهشگران واقع شده است. بر این اساس تاثیر تحولات منطقه بر آینده گفتمان انقلاب اسلامی ایران، موضوع مورد بحث مقاله حاضر است. پرسش اصلی مقاله این است که تحولات اخیر در جهان اسلام که با جنبش در این کشورها همراه بود، چه تاثیری بر آینده «گفتمان انقلاب اسلامی ایران» خواهد داشت. مقاله حاضر برای پاسخ به این پرسش در قالب پژوهشی جدید با استفاده از شیوه «سناریونویسی» به عنوان یکی از روش های نوین «آینده پژوهی»، به بررسی تاثیر تحولات منطقه بر آینده گفتمان انقلاب اسلامی ایران پرداخته است. نگارنده با طرح سه سناریو در حوزه مورد بحث که عبارت اند از: «تاثیر بازدارنده»، «تاثیر پیش برنده»، «تاثیر خنثی»، از رهگذر نقد و بررسی هر یک از سناریوها، در تلاش برای یافتن پاسخ برای سئوال اصلی پژوهش است. یافته های پژوهش پس از نقد و بررسی هر یک از سناریوهای محتمل، نشان می دهد که احتمال وقوع سناریوی «تاثیر پیش برنده» درباره آینده گفتمان انقلاب اسلامی ایران، بیش از دیگر سناریوها است.
چندین قرن از واقعه عاشورا می گذرد؛ اما عاشورا و امام حسین(ع) به عنوان نمادهای هویت شیعه در متن زندگی مسلمانان و در باورهای پاک مردم جای دارد. مُحرم میراث عاشورا برای دوستداران و عاشقان اهل بیت و نقطه عطف انسانیت، آزادگی و مردانگی بوده و هر ساله میلیون ها انسان داغدار را برای عزاداری و ابراز احساسات گرد هم می آورد. کمرنگ شدن روزافزون نقش طبیعت و محیط طبیعی در مراسم سوگواری و هم چنین بی اطلاعاتی عزاداران از هویت و نماد این پدیده ها، این پژوهش را به سوی بررسی نمادهای سوگواری و ارتباط آنها با طبیعت در مناطق بوشهر و سیستان رهنمون ساخته است. این مطالعه با استفاده از متون ادبی، مقالات علمی، مطالعات میدانی و پرسش از محققان، مردم شناسان و افراد خبره در زمینه مذهبی، سعی دارد با استفاده از متغیرهای محیطی مؤثر در آیین سوگواری از قبیل آب و هوا، عارضه های طبیعی، پوشش منطقه، موقعیت منطقه و... با استفاده از روش تحلیلی توصیفی به بررسی درون مایه های جغرافیایی آیین های سوگواری در مناطق سیستان و بوشهر بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد ویژگی های خاص جغرافیایی و مکانی این دو منطقه منجر به پایداری در رفتارها و آیین های عاشورایی همراه با حفظ تمامیت سرزمینی و حراست از ارزش های مذهبی شده و این آمیختگی نیز سبب رشد ارزش های اسلامی و انسانی و هم چنین گسترش آن در پهنه های عقیدتی مجاور شده است.
مطالعه حاضر با استفاده از نظریه پیر بوردیو درباره عمل و روش تحقیق مبتنی بر ساختارگرایی تکوینی به منظور ایضاح میدان ادبیات ایران (1320-1300) به مطالعه دو نویسنده نام آشنای این دوره یعنی محمد حجازی و صادق هدایت پرداخته است. در این بررسی موقعیت های اجتماعی، منش و آثار (هما و بوف کور) نویسندگان فوق بررسی شده و تفاوت موقعیت های آن ها در میدان ادبیات مورد تحلیل قرار گرفته است. در نتیجه، تحقیق حاضر ضمن تشخیص موقعیت تحت سلطه حجازی و موقعیت مسلط هدایت در میدان تولید ادبی ایران با بازخوانی «هما» و «بوف کور»، همتایی موجود میان جهان ادب و جهان اثر را به نمایش گذاشته است.
هدف: هدف این پژوهش بررسی پایایی اعتبار قوانین لوتکا و برادفورد، دو مورد از قوانین پایه و اصلی علم سنجی، در شرایط اطلاعاتی حاضر است، به منظور آزمایش این قوانین در توزیع فراوانی مشارکت نویسندگان و نیز تولیدات علمی آنان در مجلات.روش شناسی:پژوهش حاضر از نوع توصیفی است که با روش تحلیلی و نیز استفاده از شاخص های علم سنجی انجام می شود. برای تحلیل داده ها با کمک قانون لوتکا، به محاسبه تعداد نویسندگان براساس مدارک تولید شده توسط آنان پرداخته شد. سپس جهت اطمینان از نتایج حاصله و تأیید نتایج در بخش قانون لوتکا، نرم افزار لوتکا نیز به کارگرفته شد. به منظور آزمایش قانون برادفورد برروی داده ها، این قانون نیز مورد استفاده واقع شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که تولیدات علمی نویسندگان حوزه ی زمین شناسی در بازه زمانی 1990 تا 2010 با قانون لوتکا هم خوانی ندارد و این قانون در این پژوهش حاکم نبود. حال آن که در بررسی قانون برادفورد، نتایج حاکی از صادق بودن این قانون در مورد برون دادهای علمی نویسندگان این حوزه در محدوده زمانی مورد بررسی است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که در آزمایش قانون لوتکا با تولیدات علمی نویسندگان حوزه ی زمین شناسی در سالهای 1990-2010، این قانون مورد تایید قرار نگرفت. به نظر می رسد که با تغییراتی که از طریق هم نویسندگی در بروندادهای علمی مورد بررسی حاصل شده است، این قانون دیگر حاکم نیست و نیازمند بررسی های بیشتری است، تا بتواند به عنوان یک اصل عمومی، در همه حال، مورد استفاده قرار بگیرد. در بررسی قانون برادفورد، نتایج حاکی از صادق بودن این قانون در مورد برون دادهای علمی نویسندگان حوزه ی زمین شناسی در بازه زمانی مورد بررسی بوده است. با این تفاوت که از نویسندگان به عنوان موضوعات مقالات استفاده شده است. به عبارتی، بیشترین تعداد نویسندگان (به عنوان موضوعات مقالات) کمترین تعداد مدارک علمی را تولید کرده اند که این مدارک، مدارک هسته محسوب می شوند و توسط بیشترین مشارکت نویسندگان به نگارش درآمده اند.
زمینه: تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه کشورمان مهمترین متغیر زندگی اجتماعی است. از طریق قاچاق، کسب ثروت به راحتی و در حجم زیاد صورت گرفته و روحیه کار و فرهنگ تلاش در جامعه سست شده و افراد به جای کسب درآمد از راه صحیح و شرعی به راه قاچاق روی آوردند تا در مدت کوتاه ثروت زیادی به دست آورند. این افراد علاوه بر اینکه سهم ناچیزی در تامین درآمد دولت دارند از هزینه های دولت بالاترین سود را می برند.
یافته ها: مشارکت مردمی در امر مبارزه با قاچاق در سطح ملی، امنیت اقتصادی را به ارمغان می آورد و توانمندی اقتصادی، مجموعه ای از شرایط، عوامل و ساختارهای اجتماعی است که موجب دلگرمی و آسایش خاطر و شوق مردم به کار و امید به آینده می شود.
نتیجه گیری: در این مقاله برآنیم تا اثرات و عواقب قاچاق را یافته و راهکارهایی برای حمایت از تولید ملی و جلوگیری از قاچاق ارائه دهیم.
قصه های عامیانه بخش مهمی از فرهنگ عامه را تشکیل می دهند که به دلیل دربرداشتن گنجینه عظیمی از دانش فرهنگی از ارزش بالایی برخوردار هستند؛ به ویژه آن دسته که هنوز به صورت شفاهی توسط مردم روایت می شوند، بستری مناسب برای مطالعه بن مایه های اسطوره ای فرهنگ یک منطقه و نیز بررسی کهن الگوهای جمعی و قومی را فراهم می سازند. دست یافتن به الگویی کلی برای بررسی قصه ها در صورت پژوهش عمیق و علمی در داده های گردآوری شده میسر می گردد. در این مقاله، یکی از رایج ترین قصه های عامیانه بخش اوز واقع در استان فارس، براساس روش پگاه خدیش که بر پایه الگوی پیشنهادی پراپ برای قصه های ایرانی تنظیم گردیده، ریخت شناسی شده است و سپس با رویکرد نمادشناسی اسطوره ای مورد تحلیل قرار گرفته است. نویسندگان این مقاله بر آن هستند تا ضمن ارائه الگویی پیشنهادی برای تحلیل و بررسی قصه های عامیانه، نشان دهند که چگونه می توان از درون یک قصه به ظاهر ساده که در نقاط دورافتاده و توسط مردم عامه گفته می شود، الگوها و بن مایه های متعدد و متنوع اسطوره ای را استخراج کرد و از این راه در شناخت نقاط مبهم اسطوره ها و نیز نمادها گام تازه ای برداشت.
این پژوهش در پی آن است تا رابطه عوامل پنجگانه هوشمندی و چهارگانه خلاقیت را با عملکرد شغلی مدیران ناجا مورد بررسی قرار دهد. برای این منظور از بین فرماندهان ناجا یک گروه معرف انتخاب، و با بهره-گیری از سه مقیاس اندازه گیری معتبر و پایا سه ویژگی هوشمندی، خلاقیت و عملکرد شغلی آنان اندازه گیری شد. نتایج با استفاده از چندآزمون آماری و یک نرم افزار کامپیوتری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که هم عامل هوشمندی و هم خلاقیت با عملکرد شغلی مدیران ناجا دارد؛ گرچه ضریب همبستگی برخی از آن عوامل با عملکرد شغلی بیش از بقیه بود؛ هم چنین، یافته ها آشکار ساخت که از بین عوامل مختلف، چهار سهم و نقش بیشتری در پیش بینی هوشمندی مدیران پلیس دارند. از همین رو برای افزایش تراز هوشمندی مدیران ناجا توجه به عوامل و سازکارهای مختلف، ضروری است که باید این چند عامل بیشتر مورد تأکید قرار گیرد.
از آنجا که بیشتر الگوهای ارائه شده در زمینه ی اکتساب دانش در حوزه سامانه های خبره است و هم چنین در حوزه استراتژی کسب دانش در حوزه ی مدیریت دانش، الگویی در دست نیست؛ برای این منظور باید هم در حیطه استراتژیک و هم در حیطه فرایندی مطالعاتی انجام می شد که بتوان برای اکتساب دانش سازمان استراتژی تعیین گردد. لذا در این مقاله با بررسی الگوهای مختلف استراتژی دانش و استراتژی مدیریت دانش و متدلوژی اکتساب دانش به ارائه متدولوژی در زمینه ی استراتژی اکتساب دانش پرداخته شده است. برای این منظور از دو الگو ی استراتژی دانش، که در مقاله ی آقای گزنی آورده شده، و هم چنین متدلوژی اکتساب دانش میلتون استفاده شده است. سرانجام آنچه از این تحقیق حاصل شده, شناسایی قلمروهای دانشی در حوزه ی مدیریت ایمنی و بهداشت و محیط زیست و ارائه برنامه عملیاتی برای رسیدن به اهداف کلان وضع شده در بازرسی است.