مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۲٬۸۶۱ تا ۲۸۲٬۸۸۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
بررسی تطبیقی شعر نو نیما یوشیج و ن. م. راشد از نظر محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
یاقوتِ سرخ؛ خرد، آتش میانجی و جان تحلیل بیتی از دیباچه شاهنامه بر بنیان باورهای ایرانی - شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
فرضیه ای در باب پیوند «شبدیز» با آیین «مهر»(مقاله علمی وزارت علوم)
بینامتنیت تلمیح در شعر شاعران دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
بازسازی اسطوره ایرانی کیومرث، آغازگر زندگی، بر اساس اساطیر هند(مقاله علمی وزارت علوم)
بازتاب اسطورة ""سیزیف"" در شعر معاصر فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
طرح واره «حجمی» رهیافتی به واقع گرایی سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی طنزهای سیاسی در متون نظم و نثر فارسی سده های چهارم تا هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکردهای زبانی در مخزن الاسرار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«برایِ» من یا «مالِ» من؟(مقاله علمی وزارت علوم)
نگرشی روان شناختی به رمان «من او»(مقاله علمی وزارت علوم)
ویدئوهای چندکاناله و ویدئو مراقبت
حوزههای تخصصی:
از دهه 1960 میلادی به بعد، ویدئو وارد قلمروی هنرهای تجسمی شده و در امتداد هنرهایی چون نقاشی و مجسمه سازی قرار گرفت. ویدئو رسانه ای است با قابلیت های چند گانه که با کاربست تصویر، صدا، نور، بازیگر، محیط و... خود را به عنوان ابزاری اثرگذار در بیان ایده های مختلف و متفاوت نیمه دوم قرن به اثبات رسانده است. ویدئو به علت امکانات خاص خود، مورد کاربست هنرمندان با گرایش های مختلف هنری قرار گرفت. در این میان برخی هنرمندان که مجذوب قابلیت های منحصر به فرد این رسانه شده بودند با بیانی خلاقانه تر، با انتخاب ویدئوهای چندگانه فضایی گسترده تر را برای ارائه اثر و بیان منظور هنری خود فراهم آوردند؛ همچنین قابلیت خاص ویدئو در ضبط و پخش هم زمان تصاویر، برخی هنرمندان را بر آن داشت تا مخاطب خود را در وضعیت متفاوتی تحت عنوان ""ویدئو مراقبت"" قرار دهند. این گفتار به بررسی آثار تنی چند از این هنرمندان و به کارگیری خلاقانه آن ها از قابلیت های رسانه ویدئو می-پردازد.
معرفی کتاب؛ ویدئوآرت و خلاقیت نمایشی/سیلیویا مارتین، ترجمه فرشاد فخاریان
حوزههای تخصصی:
چیدمان گرافیک: تحلیل آثار گرافیتی کنی اسکارف، هنرمندی با گرایش های پاپ و سوررئال
حوزههای تخصصی:
گرافیتی در دهه1980 در نیویورک ظهور کرد. کیت هارینگ، ژان-میشل باسکیا و کنی اسکارف از هنرمندان گرافیتی آن دوره بودند. کنی اسکارف هنرمندی بود که نمادهای برآمده از فرهنگ پاپ را در ناخودآگاه ذهن خود جای داد. اسکارف موجودات تخیلی ذهن ناخودآگاهش را در فضای کیهانی به تصویر کشید. او از پاپ آرت به پاپ لایف رسید و نمادهای هنرپاپ را متعلق به زندگی و درون خود می دانست. او هنرمندی است که برچسب های نقاش، گرافیتیست و هنرمند حوزه چیدمان را با خود دارد؛ در حوزه داستان های کمیک و فرهنگ پاپ فعالیت می کند و نشانه های فرهنگ پاپ و محیطی علمی تخیلی در آثارش دیده می شود. با این وجود این هنرمند برچسب هنرمند گرافیتی را نمی پذیرد او خود را هنرمند پاپ-سوررئال می داند و هدفش زندگی کردن در کنار مردم است. در این مقاله به شناخت سیر تحول آثار وی و تفکراتش از طریق مصاحبه های انجام شده از او می پردازیم.
چیدمان جامعه: خروج از چرخه های ثروت و قدرت؛ یکی از راه های دموکراتیزه شدن هنر؛ در گفتگویی با دکتر ناصر فکوهی
حوزههای تخصصی:
تحلیل غزلی از مولوی بر مبنای رویکرد بینامتنی به قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر متنی با متون پیش از خود رابطه دارد و با آنها گفتگو می کند، و معنا در بافتی بینامتنی با ارجاع از متنی به متن دیگر شکل می گیرد. غزلیات شمس که حاصل مکاشفات و تجربه های معنوی مولوی است به شخصیت های قرآنی نیز می پردازد. مولوی ماجراهای پیامبران در قرآن را تنها رویدادی از آنِ گذشته نمی داند و معتقد است آن وقایع در سطحی دیگر برای کسانی که تشبه به احوال آنان دارند، روی می دهد. مولوی در غزلی که در این مقاله بررسی می شود، وقایع پیش آمده بر حضرت آدم را به گونه ای بیان می کند که می توان آن را زبان حال آدم دانست، یا گزارش تجربه راوی از آن ماجرا.
بر اساس نتایج این تحقیق، نسبت دو متن (قرآن و غزل مورد نظر) با یکدیگر نسبت میان مستعارله و مستعارمنه در استعاره فرض شده است، مستعارمنه یا بر مبنای اصطلاحات بینامتنی (زَبَرمتن)، متن غزل است و آیات قرآن با توجه به قراین، مستعارله یا بر مبنای اصطلاحات بینامتنی «زبر متن» در نظر گرفته شده است و آنگاه متن غزل با توجه به آیات، تفسیر و تحلیل شده است. از آنجا که زاویه دید این غزل اول شخص است راوی به احساسات و عواطف خود یا آدم نیز در شعر پرداخته است. سیر روایت این غزل بر مبنای محور عمودی با آیات مربوط به آدم در سوره بقره انطباق دارد، به گونه ای که علاوه بر موضوع اصلی، موضوع فرعی آن دو نیز به هم شباهت دارد.
میزان دقت ترجمه های قرآن در عبارات و معانی محذوف پنج جزء اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار در پنج جزء اول قرآن به بررسی عبارات و معانی محذوف می پردازد که باید برای فهم دقیق معنی آیه در ترجمه لحاظ گردند. ترجمه عبارات و معانی محذوف در ترجمه های قرآن به سه بخش قابل تقسیم است: بخش اول عبارات و معانی محذوفی که اگر توضیح داده نشود، معنا فهمیده شده و خللی در معنی ایجاد نمی شود.
بخش دوم عبارات و معانی محذوفی هستند که اگر توضیح داده نشود، ارتباط قطع نمی گردد ولی فهم و بلاغت مطلب مبهم باقی می ماند. بخش سوم بحث اصلی مقاله است و درباره آن دسته از معانی و عبارات محذوفی است که اگر توضیح داده نشود، فهم مقصود آیه مقدور نیست و مفاد آیه گنگ باقی می ماند. در این مقاله چگونگی ترجمه عبارات و معانی محذوف در هفت ترجمه شامل سه ترجمه از ترجمه های کهن قرآن در قرن پنجم و ششم هجری، یک ترجمه منظوم و ادبی قرآن و سه ترجمه نثر معاصر بررسی و دسته بندیهائی از آنها ارائه شده است.
نقد و بررسی ترجمه غزلیات حافظ به زبان عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقالة حاضر، هشت ترجمه موجود از تمام یا گزیده ای از غزلیات خواجه حافظ شیرازی به زبان عربی گردآوری و معرفی می گردد. میزان توفیق مترجمان عرب زبان در انتقال اندیشه و هنر حافظ بررسی می شود و به کیفیت فهم اشعار و تمایز سبکی این ترجمه ها در زبان مبدأ و مقصد پرداخته می شود.
رویکرد ترجمه اعم از تحت اللفظی، ارتباطی و آزاد بیان می شود؛ تلاش خواهد شد ریزه کاری های رویکرد هر مترجم پیگیری و یکدستی رویکرد نیز با مثال های گوناگون، تبیین گردد. سپس به شیوه ای توصیفی– تحلیلی، کیفیت پاره ای از مؤلفه های سبک آفرین حافظ همچون آرایه های لفظی و معنوی، موسیقی، ارجاعات تاریخی و فرهنگی، لحن، تنوّع ساختارها و غیره در این ترجمه ها مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین با عنایت به بستر مشترک شعر فارسی و عربی، برخی ظرافت ها و تفاوت های فرهنگی نیز ذکر می شود. همچنان که امتیازات و نقاط قوت هر ترجمه بررسی می شود، به طور کلی، بنا به دلایل گوناگون می توان گفت حافظ غالبا شخصیتی یک سویه و تک بعدی در ادبیات عربی می یابد و این ترجمه ها نیز کمتر، قابل تأویل و دلنشین مخاطب می گردد.
ثنائیة التوظیف لقناع المسیح (ع) فی شعر السیّاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ من أهمّ ما یمیّز الشعر المعاصر, هو استعراض الموضوعات السیاسیة والاجتماعیة المتنوّعة التی تحیط بالشاعر بطریقة فنّیة غیر مباشرة, ممزوجةً بالنزعات الذاتیة والجوانب الغنائیة. فالشاعر المعاصر یقوم علی أساس التزاماته الشعریة بالإفادة من الأشکال الفنّیة المتنوّعة کالرمز، واستدعاء الشخصیّات التراثیة. وجدیر بالقول إنّ تقنیة القناع هی من أجمل الطرق الفنّیة للتعبیر عن أفکار الشاعر بکلّ موضوعیة. فالسیّاب، کغیره من شعراء هذا الاتجاه، یؤکّد فی مجال توظیفه لهذه التقنیة علی ثلاثة أصول: الصلب، والتضحیة، والبعث, والنشور، وذلک من خلال التماهی بشخصیة المسیح، کی یصوّر للمتلقّی مدی الآلام التی تحمّلها فی سبیل إیقاظ شعبه، ویستعرض به نتائج کفاحه وتضحیاته. وقد قام الشاعر فی سبیل الوصول إلی غایته باستخدام تقنیة قناع المسیح بصورتین مختلفتین: وهو فی الأولی، والتی تتجلّی فیها مظاهر الأمل والتفاؤل بالغد المشرق، یتحلّی بالمعانی الأصیلة التی تضمّنها رمز المسیح، أی معنی الفداء والبعث بعد الموت، ولکن فی الصورة الثانیة تنقلب المعانی بطریقة فنّیة وتتعارض مع المضمون الرئیس المستنبط من أسطورة المسیح؛ وهی الشعور بخیبة الأمل من التغلّب علی المحن الفردیة, والمشاکل الاجتماعیة, والسیاسیة، فتتحول عنده أسطورة الانتصار إلی رمز الخسارة والفشل. والغایة من هذا التوظیف العکسی تمکین الشاعر من التعبیر عن تجربته الشعریة المعاصرة والتی هی نتیجة التناقضات الخارجیة فی المجتمع والأزمات النفسیة وذلک علی المستوی الفردی والعام.







