چکیده زبان نوین گزارشگری مالی در عصر جدید، زبان گزارشگری مالی توسعه پذیر است. این زبان بعنوان ابزاری قدرتمند، کارائی و اثربخشی فرآیند گزارشگری مالی را تسهیل، و فرآیند تحصیل اطلاعات و شفافیت در افشا را بهبود می بخشد. بنابراین پژوهش حاضر به، بررسی نقش پیاده سازی زبان گزارشگری مالی توسعه پذیر (XBRL) بر بهبود کیفیت گزارشگری مالی، افزایش شفافیت اطلاعات مالی وکاهش عدم تقارن اطلاعاتی، می پردازد. تحقیق از نوع کاربردی، روش تحقیق تحلیلی - پیمایشی و جامعه آماری، حسابرسان مستقل عضو جامعه حسابداران رسمی ایران هستندکه به منظور کسب دیدگاه های آنان پرسشنامه ای برای سه فرضیه، و 21 سئوال طراحی شد و به صورت تصادفی میان 165نفر از اعضای جامعه، در سال 1395توزیع گردید و در نهایت 150 پرسشنامه توسط اعضای نمونه تکمیل وجمع آوری شد و با استفاده از روش های آماری (آزمون دو جمله ای و آزمون t) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که نتایج پژوهش، فرضیه های تحقیق را تایید نمود و نشان دادکه پیاده سازی زبان گزارشگری مالی توسعه پذیر (XBRL) باعث بهبود کیفیت گزارشگری مالی، ارتقای شفافیت اطلاعات مالی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شود .
با توجه به تلاش برای بکارگیری استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی در کشور ایران و حرکت به سمت جهانی شدن استانداردهای حسابداری و ابلاغیه سازمان بورس و اوراق بهادار مبنی بر الزام شرکت ها به رعایت استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی توسط برخی از شرکت ها، مقاله حاضر قصد دارد تا مطالعه ای بر دیدگاه مدیران مالی و حسابرسان درخصوص موضوعات مهم مربوط به پذیرش و بکارگیری استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی از جمله هدف، مزایا و چالش ها، هزینه و منفعت، رویکرد بکارگیری، آموزش حسابداران و جامعیت این استانداردها داشته باشد. جامعه مورد نظر اعضای جامعة حرفه ای شامل مدیران م الی ی ا حسابرس ان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه است و نظرات با استفاده از آزمون مقایسه میانگین تحلیل شده اند. نتایج نشان داد که هماهنگ سازی استانداردهای حسابداری هدفی ارزشمند است و اگرچه اختلاف نظرهایی درخصوص شیوه بکارگیری استانداردهای بین-المللی گزارشگری مالی وجود دارد اما اکثریت افراد حرفه موافق با بکارگیری این استانداردها و نیل به هدف هماهنگ سازی و داشتن استانداردهای جهانی هستند.
واکاوی محیط راهبردی مؤثر بر مدیریت رسانه در رسانه ملی با هدف کشف چالش ها و موضوعات راهبردی در افق چشم انداز، همواره ضرورتی حیاتی برای تسهیل برنامه ریزی و برنامه سازی مؤثر و کارآمد بوده است. از این رو، در پژوهش حاضر، ابتدا عوامل و روندهای تأثیرگذار بر جهت گیری و کارکردهای مهم سازمان صداوسیما، شناسایی و سپس با استفاده از روش پنل خبرگی، چالش ها و موضوعات راهبردی رسانه ملی با رویکرد آینده نگاری در دهه آتی که اهمیت بسزایی در رقابت سپهر رسانه ای، جذب مخاطب و جریان سازی دارد تبیین شده است. این تبیین در حوزه های ششگانه «مدیریت محتوا»، «فناوری و زیرساخت»، «مخاطبان و ذی نفعان»، «ساختار و قالب برنامه سازی»، «مدیریت رسانه و محیط رقابت» و «مدیریت منابع مالی و سرمایه های انسانی» صورت گرفت و در نهایت، با استفاده از روش دلفی موضوعات و چالش های آتی رسانه ملی در افق 1404 اولویت بندی و امتیازدهی شده است. بر این اساس، مهم ترین چالش های راهبردی رسانه ملی به ترتیب در قالب 8 کلان چالش «تشدید رقابت رسانه ای»، «اثربخشی محتوایی رسانه»، «تغییرات فناوری رسانه آرایش سپهر رسانه»، «مدیریت سازمانی»، «ذایقه شناسی مخاطبان»، «محدودیت های منابع مالی»، «هم افزایی نهادهای عمومی، کشوری و لشکری» و «تصمیمات حقوقی و سیاسی» شناسایی و اولویت بندی شده است.
با وجود پیشرفت های زیادی که در فهم عوامل زیستی و عصب شناختی دخیل در اعتیاد صورت گرفته، این اختلال همچنان یک مشکل سلامت عمومی عمده است که با رنج فردی و اجتماعی همراه است و بار زیادی برای فرد، خانواده و جامعه در پی دارد. احتمال شروع رفتارهای اعتیادی در طول دوره نوجوانی بیشتر از هر دوره سنی دیگر است. مسیرهای تحولی متفاوت مغزی در دوره نوجوانی که شامل مناطق قشری و زیر قشری است از جمله عواملی است که می تواند نوجوانان را نسبت به سایر گروه های سنی مستعد رفتارهای پر خطر از جمله رفتار های اعتیادی کند. بنابراین مطالعات بیشتر در زمینه فهم و شناسایی عوامل زیستی و عصب شناختی دخیل در اعتیاد نوجوانان که منجر به ایجاد راهبردهای پیشگیری و درمانی می شود، ضروری است. در مقاله حاضر، مروری بر مدل های زیستی اعتیاد، تحولات مغزی مربوط به دوره نوجوانی و تاثیرات مصرف مواد بر مغز با هدف یکپارچه سازی فهم و درک اعتیاد در نوجوانان صورت گرفته است. مرور ادبیات پژوهش نشان دهنده آن است که عدم توازن بین سرعت تحول مناطق مغزی قشری پیش پیشانی و مناطق زیر قشری مربوط به پاداش از عوامل دخیل در افزایش آمادگی نوجوانان برای ابتلا به رفتارهای اعتیادی است و مصرف مواد در نوجوانی، خود می تواند منجر به تغییرات مغزی شود که احتمال بروز اعتیاد و سوء مصرف مواد در سال های بعدی زندگی را افزایش می دهد.
زمینه و هدف: نارسایی در تمییز ادراک شنیداری یکی از عوامل اختلال املانویسی محسوب می شود. بر طبق فرضیه کیفیت مغزی نورون های آینه ای در انتقال معنای حرکت از سیستم بینایی به شنیداری نقش دارند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی تحریک بینایی بر ادراک شنیداری و عملکرد املانویسی در دانش آموزان مبتلابه اختلال یادگیری انجام شد. روش: طرح پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر و پسر مبتلابه اختلال املانویسی شهرستان تبریز در سال تحصیلی 1394-1395 با دامنه سنی 7 تا 9 سال بود که 30 نفر از این دانش آموزان (14 دختر و 16 پسر) به شکل در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه 15 نفرِ (هر گروه 7 دختر و 8 پسر) جایدهی شدند. ابتدا آزمون های تمییز ادراک شنیداری (وپمن، 1958) و پیشرفت مهارت نوشتن (راغب، 1384) بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش، تحریک بینایی را در 12 جلسه 30 دقیقه ای و به مدت چهار هفته دریافت کردند. در پایان هر دو گروه مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد اجرای تحریکات بینایی موجب کاهش خطای تمییز ادراک شنیداری و بهبود عملکرد املانویسی در دانش آموزان با اختلال املانویسی می شود ( 0/0001 > p). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، تحریک بینایی با تقویت فرایندهای ذهنی زیربنایی کودک باعث کاهش مشکلات املانویسی دانش آموزان می شود بنابراین می توان از این روش درمانی جدید برای بهبود اختلال املانویسی در دانش آموزان استفاده کرد.
به سبب وابستگی شدید فعالیت های کشاورزی به عوامل آب و هوایی، این زیربخش اقتصادی با ریسک بیشتری مواجه بوده و جهت مدیریت این ریسک ها همواره بیمه کشاورزی به عنوان یکی از بهترین راهکارها مطرح بوده است. نکته کلیدی در طراحی مناسب قراردادهای بیمه کشاورزی، الگوسازی دقیق توزیع عملکرد محصول و در واقع برآورد احتمال خسارت می باشد. در حال حاضر بیمه عملکرد محصول به صورت سنتی اجرا می شود و با مشکلاتی مواجه است که توجه به متنوع سازی روشهای بیمه ای و استفاده از روش های دقیق و مرسوم جهت محاسبه احتمال خسارت و حق بیمه، به منظور بهبود شرایط موجود را ضروری می کند. بنابراین در مطالعه حاضر تلاش شده است تا میزان ریسک عملکرد محصول با استفاده از رهیافت های آماری پارامتریک و ناپارامتریک برای یک خدمت بیمه ای جدید به نام بیمه عملکرد منطقه ای محاسبه شود. اطلاعات مورد استفاده مربوط به محصولات گندم و جو آبی و دیم در شهرستان های اهر و هشترود در استان آذربایجان شرقی طی دوره زمانی ۹۲-۱۳۵۴ می باشد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که مقادیر احتمال خسارت محاسبه شده از طریق رهیافت ناپارامتریک از دقت بیشتری برخوردارند. همچنین مشخص گردید درصد احتمال خسارت برای محصولات مورد نظر در شهرستان هشترود از شهرستان اهر بیشتر است. لذا پیشنهاد می شود تا ضمن در نظرگرفتن خصوصیات توابع توزیع در محاسبات مربوط به احتمال خسارت و انتخاب رهیافت مناسب، در تقسیم بندی های منطقه ای مربوط به تعیین حق بیمه، به منظور تشکیل گروه های ریسک عملکرد همگن، بر روی شهرستان ها به جای کل استان تمرکز گردد.
در مطالعه ی حاضر، رفتار تلاطم قیمت و تغییر رژیم تلاطم در بازارهای اصلی مرتبط با گوشت قرمز کشور با استفاده از سری های قیمت ماهانه ی علوفه، گوسفند زنده، گوساله ی زنده، گوشت گوسفند و گوشت گوساله در دوره زمانی فروردین 1371 تا اسفند 1392، با کاربرد الگو های مارکف سوئیچینگ خودرگرسیو ناهمسانی واریانس شرطی تعمیم یافته الگوسازی شد. نتایج بدست آمده نشان داد در تمامی متغیرهای تحت بررسی دو رژیم تلاطم وجود دارد که در همه ی آنها به غیر از علوفه چرخش پی در پی در رژیم تلاطم به وقوع پیوسته است. بطوریکه بازار علوفه از لحاظ تغییر رژیم تلاطم، یکنواخت ترین بازار و بازار خرده فروشی گوشت گوسفند متغیرترین بازار در بین این بازارها می باشند. با توجه به نتایج بدست آمده هرچند دوره ی دوام رژیم پرتلاطم کمتر از دوره ی دوام رژیم کم تلاطم می باشد ولی ادامه یافتن این رژیم (حداقل 5 ماه) در بازارهای تولیدکننده و خرده فروشی گوشت قرمز و نیز چرخش های پی در پی رژیم تلاطم شرایط نامطمئنی را برای سرمایه گذاری در این بخش بوجود آورده و پیش بینی وضعیت بازار را با عدم حتمیت زیادی روبرو می سازد، ضمن اینکه رفاه مصرف کنندگان نیز پی در پی دچار تغییر می شود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر قصد به کارگیری آموزش برخط به وسیله اعضای علمی دانشگاه پیام نور است. بدین منظور تعداد 630 نفر از اعضای علمی دانشگاه پیام نور به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. از هشت ابزار اندازه گیری که عبارت اند از: فلسفه تدریس، زمان مورد نیاز، تجارب رایانه، حمایت محیطی، خودکارآمدی رایانه، مزیت نسبی، نوآوری کلاسی و قصد استفاده از آموزش برخط مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج به دست آمده بیانگر این است که مدل اولیه تحقیق که با استفاده از پیشینه تحقیقاتی موجود تدوین گردیده بود، با داده های به دست آمده برازش مناسب و قابل قبولی دارد (99/0GFI=، 97/0AGFI=، 99/0CFI=، 95/0NFI= و 021/0RMSEA=). سایر نتایج حاکی از آن است که در بررسی اثرهای مستقیم متغیرها بر تمایل استفاده از فناوری و آموزش برخط، فلسفه تدریس در مقایسه با سایر متغیر های مورد مطالعه همانند زمان و نیز تجارب رایانه از قدرت پیش بینی کننده قوی تری برخوردار است. فلسفه تدریس عضو علمی با نقش واسطه ای تمامی متغیر های واسطه ای مذکور، به صورت معناداری تمایل استفاده از آموزش برخط را به وسیله اعضای هیئت علمی پیش بینی کند. خودکارآمدی رایانه ای اعضای علمی در بین تمامی متغیر های واسطه ای که به طور مستقیم بر قصد استفاده از آموزش برخط تأثیر دارند و در مقایسه با دیگر متغیرها، پیش بینی کننده قوی تر تمایل استفاده از آموزش برخط به وسیله اعضای هیئت علمی است. بعد از آن به ترتیب مزیت نسبی استفاده از آموزش برخط و نوآوری کلاسی در استفاده از آموزش برخط بیشترین تأثیر مستقیم را روی تمایل استفاده آموزش برخط به وسیله اعضای هیئت علمی دارد.
هدف پژوهش حاضر نقد و ارزیابی کتابهای درسی پرکاربرد دانشگاهی رشته ارتباطات براساس معیارهای مطلوب کتابهای درسی این رشته ازجمله معیارهای شکلی (ظاهری و ساختاری) و معیارهای محتوایی (نگارشی و محتوایی) است. معیارهایی که براساس نظر استادان و متخصصان علوم ارتباطات تهیه و تدوین گردید. پژوهش از نوع نتایج کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی، کمّی و توصیفی و جمع آوری اطلاعات در آن به شیوه کتابخانه ای بوده و در آن از ابزار پرسشنامه و تحلیل محتوا استفاده شد. جامعه آماری، منابع درسی پرکاربرد معرفی شده از سوی استادان و متخصصان علوم ارتباطات برای سرفصلهای دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد این رشته بود که به صورت پرسشنامه حاوی سه سؤال باز انجام گردید. براساس نتایج حاصل 3 منبع پرکاربرد تألیفی مشخص گردید. جامعه آماری استادان و متخصصان علوم ارتباطات نیز به صورت هدفمند و کسانی که در دسترس بودند از میان اعضاء هیئت علمی دانشگاههای تهران، علامه طباطبایی، سوره، صداوسیما، دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای تهران مرکز، علوم تحقیقات، تهران غرب و تهران شرق انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد از لحاظ معیارهای شکلی هیچ کدام از سه کتاب «ارتباطات انسانی 1و2»، «مبانی ارتباطات جمعی» و «جامعه شناسی ارتباطات اصول و مبانی» نتوانستند 70 درصد از امتیاز معیارهای شکلی را کسب کنند. با این حال کتاب «جامعه شناسی ارتباطات اصول و مبانی» با امتیاز 77 از 94،5 در مجموع از دو کتاب دیگر شرایط مطلوب تری دارد. از لحاظ معیارهای محتوایی هیچ کدام از سه کتاب مذکور نتوانستند 70 درصد از امتیاز این بعد از معیارهای محتوایی را کسب کنند. با این حال کتاب «جامعه شناسی ارتباطات اصول و مبانی» با امتیاز 74 از 80،5 در مجموع از دو کتاب دیگر شرایط مطلوب تری دارد. در جمع بندی نهایی کتاب جامعه شناسی ارتباطات اصول و مبانی در مجموع با امتیاز 151 در مقایسه با 70 درصد امتیاز کل معیارهای شکلی و محتوایی یعنی امتیاز 175 از دو کتاب دیگر در شرایط مطلوب تری قرار دارد.
هدف از انجام این پژوهش، طراحی و تدوین راهبرد توسعة ورزش در اداره کل تربیت بدنی دانشگاه فردوسی مشهد بود. نمونة آماری این پژوهش 33 نفر از مدیران، معاونان، کارشناسان و همین طور خبرگان تربیت بدنی دانشگاه فردوسی مشهد بودند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامة محقق ساخته ای بود که روایی آن را چند تن از متخصصان مدیریت ورزشی تأیید کردند و پایایی آن با آلفای کرونباخ 85/0 محاسبه شد. پرسشنامه شامل 53 گویة رتبه بندی شده در زمینة قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای اداره کل تربیت بدنی دانشگاه فردوسی بود. پس از تجزیه وتحلیل قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها و تشکیل ماتریس ارزیابیِ هر یک از عوامل داخلی و خارجی اداره کل تربیت بدنی دانشگاه فردوسی، محرز شد که اداره کل تربیت بدنی دانشگاه فردوسی مشهد باید از راهبرد محافظه کارانه ( wo ) برای توسعة ورزش خود بهره بگیرد. در ادامه با رسم ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمّی عوامل داخلی و خارجی، استراتژی استفاده از مدیران بلندپایة دانشگاه در برنامه ریزی های بلندمدت ورزش نیز در رتبة اول از منظر اولویت در استراتژی ها قرار گرفت.
نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن سنجش ابعاد مختلف سلامت اجتماعی زنان، رابطه این پدیده را با سرمایه اجتماعی مورد مطالعه و تحلیل قرار دهد. چارچوب نظری این تحقیق در بعد سلامت اجتماعی شاخص های استاندارد شده کییز است و در بحث سرمایه اجتماعی متأثر از اندیشه بوردیو است. این پژوهش پیمایشی و از نوع همبستگی و تحلیلی است، جامعه آماری این پژوهش زنان ۵۵ - ۱۸ ساله ساکن در منطقه چهار شهری تهران بوده اند که از میان آنها ۳۸۵ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری دادها پرسشنامه مصاحبه ای بوده است که مقدار پایایی آن برابر با 80 / ۰ است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار 22 spss استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که میزان سلامت اجتماعی زنان در حد متوسط روبه بالا است که بالاترین مقدار میانگین مربوط به بعد پذیرش اجتماعی و کمترین مقدار، مربوط به بعد شکوفایی اجتماعی است. همچنین سرمایه اجتماعی از طریق (مشارکت اجتماعی + اعتماد اجتماعی) توانسته است ۵۹ / ۰ درصد از سلامت اجتماعی را تبیین کند و با توجه به نتایج تحلیل مسیر سرمایه اجتماعی به طور مستقیم با ۷۲۴ / ۰ واحد بر سلامت اجتماعی اثر گذار است.
هدف پژوهش حاضر مطالعة کیفی چالش های شبکه های اجتماعی تلفن همراه در زندگی کاربران بوده است. روش پژوهش کیفی و تکنیک پژوهش، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. بر این اساس با 20 نفر از کاربران حرفه ای دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) که از شبکه های اجتماعی تلفن همراه به طور مداوم استفاده می کردند به صورت حضوری مصاحبه شد. نمونه گیری از نوع هدفمند و معیار نمونه گیری، اشباع نظری بود. برای تحلیل اطلاعات از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که سه مفهوم اصلی: ” نقض حریم خصوصی افراد“، ” کاهش اعتماد در روابط اجتماعی“ و ” استفاده از هویت جعلی“ مهم ترین تأثیرات مخرب این شبکه ها در زندگی کاربران بوده است. آگاهی از این چالش ها و تهدیدها ضمن کاهش آسیب های اجتماعی، امکان استفاده بهینه از فناوری های نوین را فراهم و مسیر برنامه ریزی و سیاست گذاری فرهنگی کشور را برای متولیان امر هموارتر می کند
هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه و پیشرفت ورزش شنا در استان کرمان براساس فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) است. روش پژوهش کاربردی است و به لحاظ گردآوری اطلاعات پژوهشی میدانی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش 101 نفر از مدیران، مربیان و ورزشکاران باسابقه ورزش شنای استان کرمان بودند (101n=). ابزار پژوهش پرسشنامه بود. پس از مصاحبه با کارشناسان و مدیران ورزشی، موانع توسعه شنا در کرمان تهیه شد. نتایج نشان داد عواملی همچون اهمیت ندادن به ورزش شنا در مدارس، نبود برنامه ریزان کارامد و برنامه ریزی مناسب در سطح کلان هیأت شنا، عدم جذب پشتیبان برای حمایت مالی در رشته ورزشی شنا، عدم حمایت رسانه ها در پیشبرد ورزش شنا و نبود استخرهای استاندارد تمرین و مسابقه، از موانع درونی مهم توسعه و پیشرفت شنا در استان کرمان هستند. همچنین در میان عوامل شش گانه، موانع مدیریت و برنامه ریزی به عنوان اصلی ترین مانع توسعه و پیشرفت شنا مدنظر قرار گرفته اند. به نظر می رسد با برنامه ریزی صحیح، استفاده از افراد مجرب برای استعدادیابی کودکان دبستانی، ایجاد ارتباط با ارگان های خصوصی و دولتی به منظور حمایت مالی، برگزاری مسابقات و دعوت از رسانه ها برای تشویق مردم به مشارکت در ورزش شنا و تشکیل جلسات با مسئولان سازمان ورزش و جوانان و متعاقب آن وزارت ورزش و جوانان به منظور احداث اماکن آبی استاندارد می توان در جهت پیشرفت و توسعه شنا در استان کرمان گام برداشت.
از دیر باز تناسب آیات 19 16 سوره قیامت با بقیه آیات سوره، توجه مفسران را به خود جلب کرده است. برخی آن را جمله معترضه دانسته اند و در سبک و سیاق گفتاری، توجیه نموده اند، برخی دیگر تناسب تضاد یا تناسب وجود کلمه «عجل» در این آیات و آیات پس از آن را مطرح نموده اند. به نظر نگارنده هیچ یک از این توجیه ها صحیح نیست و صحیح تر آن است که مضمون و ساختار سوره قیامت بر پایه واژه کانونی «جمع» شکل گرفته است. واژه «جمع» با مشتقات لفظی و معنوی خود کل سوره را تحت پوشش قرار داده است. مشتقات لفظی«جمع» با عبارت «لن نجمع»، «جُمع» و «جمعه» در آیات سوره بیان گردیده است و مشتقات متضمن معنای «جمع» در عبارت «المستقر»، «باسره»، «التفت» و «علقه» نهفته است. بنابراین کل سوره قیامت تجلی یکی از اسماء خدای متعال با عنوان اسم «جامع» است.
یکی از مشکلات علمی در حوزه فعالیت های آموزشی و تبلیغی ترویجی قرآنی، فقدان شاخص های دقیق، مدون و طبقه بندی شده برای سنجش میزان و سطح انس افراد با قرآن کریم است. نبود این شاخص ها به عدم ارزیابی دقیق نتایج بسیاری از فعالیت ها مخصوصاً در حوزه آموزش منجر می شود. نویسندگان در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکنیک بحث گروهی با حضور برخی از اساتید و فعالان این حوزه، شاخص هایی طبقه بندی شده به عنوان پیامد دانشی و مهارتی انس با قرآن کریم مطرح ساخته اند تا به کمک آنها بتوان ارزیابی دقیق تری در خصوص میزان و سطح انس با قرآن کریم در افراد مختلف نمود. دو شاخص «آشنایی با متن قرآن» و «آشنایی با مفاهیم قرآن» به عنوان دو شاخص کلان و شاخص های «تشخیص متن قرآن از سایر متون«، «تشخیص کاربرد یا عدم کاربرد کلمات در قرآن»، «تشخیص جایگاه کلمات در آیات، آیات در سوره ها و سوره ها در قرآن»، «خواندن درست و روان آیات قرآن از روی انواع خطوط و مصاحف»، «آشنایی با ضبط کلمات قرآن» و «آشنایی با نگارش کلمات قرآن» ذیل شاخص کلان «آشنایی با متن قرآن» و شاخص های «درک معنای آیات قرآن» ، «توانایی یافتن مفاهیم در قرآن»، «توانایی استشهاد به قرآن در گفتار و نوشتار»، «توانایی تدبر و دریافت معارف از آیات»، «تشخیص مضامین آیات قرآن در سایر متون» و «توانایی قضاوت ارزشی نسبت به مفاهیم مختلف بر اساس قرآن» ذیل شاخص کلان آشنایی با مفاهیم قرآن، به عنوان شاخص های اصلی مشخص و در سه سطح شاخص های مقدماتی، پیشرفته و عالی طبقه بندی شده اند.
امروزه با پیشرفت فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و پدیدار شدن تأمین کنندگان اطلاعات به اشکال گوناگون به مثابه رقیبی برای کتابخانه ها در فضای دیجیتال و محیط وب، کتابخانه ها با مشکل جدی بحران مشارکت از سوی کاربران خود مواجه شده اند. یکی از جدیدترین راهکارها برای غلبه بر چنین بحرانی بازی وارسازی خدمات کتابخانه ای است. بازی وارسازی را به منزله «کاربست محرک های مرتبط با انجام بازی در بسترهای نامرتبط با بازی» تعریف نموده اند. بر این اساس پژوهش حاضر بر آن است تا ضمن طراحی نرم افزار بازی وارسازی شده وب سایت کتابخانه ای، به بررسی تأثیر پیاده سازی آن بر مؤلفه های خودتعیین گری کاربران کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بپردازد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی بوده که به روش شبه تجربی تک گروهی با پیش آزمون و پس آزمون انجام می شود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر (به استثنای دانشجویان سال اول مقطع کارشناسی) تشکیل می دادند (N=45 ). نخست نرم افزار بازی وارسازی شده کتابخانه دانشگاهی علوم پزشکی بوشهر با نام «سامانه کتاب دان» طراحی شد و سپس میزان اثربخشی سامانه مذکور در مقایسه با نرم افزار اصلی کتابخانه بر روی آزمودنی ها از طریق پرسشنامه استاندارد «مقیاس برآورده ساختن نیازهای مرتبط با تجربه بازیکنان/کاربران» مورد سنجش قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس 22 استفاده شد. در بخش آمار توصیفی از مؤلفه هایی چون فراوانی، درصد فراوانی، آزمون میانگین، واریانس، و انحراف معیار، و در بخش آمار تحلیلی از آزمون هایی چون تحلیل واریانس یک طرفه، آزمون تی تک متغیره، و تی زوجی استفاده شد . نتایج پژوهش حاضر نشان داد که نرم افزار اصلی کتابخانه به لحاظ میزان انطباق با مؤلفه های خودتعیین گری کاربران با میانگین وزنی 38/3 از سطح پایینی برخوردار است و در مقابل سامانه کتاب دان از نظر میزان انطباق با مؤلفه های خودتعیین گری کاربران با میانگین وزنی 40/5 وضعیت مطلوبی دارد. همچنین میزان اثربخشی سامانه کتاب دان بر تمامی مؤلفه های چهارگانه خودتعیین گری بیش از حد متوسط بود، در حالیکه میزان اثربخشی نرم افزار اصلی کتابخانه بر تمامی مؤلفه های چهارگانه خودتعیین گری به جز مؤلفه «شایستگی» کمتر از حد متوسط گزارش شد. به علاوه، میزان انطباق نرم افزار اصلی کتابخانه با مؤلفه های خودتعیین گری دانشجویان دختر و پسر پایین تر از حد متوسط و میزان انطباق نرم افزار بازی وارسازی شده کتابخانه با مؤلفه های خودتعیین گری آنان در سطح بالایی قرار دارد. با توجه به ضرورت و اهمیت بازی وارسازی در وب سایت کتابخانه های دانشگاهی بایستی مدیران این کتابخانه ها با در نظر گرفتن ساختارها، محرک ها و اجزای بازی و بر پایه نیازهای اساسی روانشناختی کاربران به طراحی وب سایت هایی بپردازند که منجر به مشارکت هر چه بیشتر کاربران در بهره مندی از خدمات اطلاعاتی ارائه شده از طرف کتابخانه ها شود.
هدف:شناسایی میزان عوامل اثرگذار رفتاری بر ارتباطات علمی و تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشگاه های ایران. روش شناسی:در این پیمایش تحلیلی با استفاده از پرسشنامه پژوهشگرساخته 378 عضو هیأت علمی دانشگاه ها در مراکز استان ها به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب و عوامل اثرگذار بر رفتار ارتباطات و تولیدات علمی آنها بررسی شد. یافته ها:متغیرهای ویژگی های شخصیتی، سبک شناختی، تضاد سازمانی، و سبک رهبری می توانند واریانس ارتباطات علمی را به صورت معناداری تبیین کنند. اما متغیرهای مهارت های ارتباطی و اطلاعاتی و انحراف از هنجارهای اجتماعی و شناختی علم سهمی در این پیش بینی نداشتند. همچنین، بین ارتباطات علمی با تولیدات علمی رابطه معناداری به دست آمد و از نظر آماری توانست واریانس تولیدات علمی را به صورت معناداری تبیین کند. نتیجه گیری: گرچه بیشتر متغیرهای عوامل رفتاری بر ارتباطات علمی تأثیر مستقیم داشته است؛ اما، این عوامل به واسطه ارتباطات علمی بر تولیدات علمی آن تأثیرگذار بوده است. تولیدات علمی می تواند با توسعه ارتباطات علمی افزایش یابد و متغیر ارتباطات علمی نیز خود می تواند متأثر از ویژگی های شخصیتی، سبک شناختی، تضاد سازمانی، و سبک رهبری باشد.
با توجه به اهمیت به کارگیری راهبردهای شناختی مناسب در بهبود فرایند یادگیری، هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تئوری انتخاب بر راهبردهای شناختی یادگیری است.40 نفر از بین کلیة دانشجویان زن دورة کارشناسی شهر تهران در سال تحصیلی 94-93، به روش نمونه گیریِ در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20n=) و گواه (20n=) جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامة راهبردهای شناختی MSLQ پینتریچ و دگروت بود. ابتدا این پرسشنامه به عنوان پیش آزمون بر روی افراد هر دو گروه اجرا شد. سپس افراد گروه آزمایش در 8 جلسة آموزش تئوری انتخاب شرکت کردند. پس از پایان جلسات آموزشی، پرسشنامه مجدداً برای هر دو گروه به اجرا درآمد. نمرات پیش آزمون و پس آزمون دو گروه با استفاده از آزمون کوواریانس مورد مقایسه و بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون کوواریانس نشان داد که بین دو گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش تئوری انتخاب موجب کاهش استفادة معنادار راهبرد مرور و افزایش معنادار به کارگیری راهبردهای بسط، سازماندهی و تفکر انتقادی در گروه آزمایش شده است. با استفاده از نتایج حاصل از این پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت کهآموزش تئوری انتخاب به طور مؤثری موجب افزایش استفاده از راهبردهای شناختی عمیق تر و در نتیجه بهبود فرایند یادگیری خواهد شد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر قصه گویی تصویری بر کاهش رفتارهای برون نمود و درون نمود کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای انجام گرفت. در این پژوهش جامعه آماری شامل کودکان مقطع ابتدایی با اختلال نافرمانی مقابله ای شهر تهران بوده است. این پژوهش بصورت نیمه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل به همراه پیگیری) انجام گرفت. جهت اجرای پژوهش تعداد 22 کودک مقطع ابتدایی مراجعه کننده در مرکز آموزشی و درمانی که با اختلال نافرمانی مقابله ای تشخیص داده شده بودند به صورت نمونه گیری هدفمند در پژوهش مشارکت کردند. سپس جهت ارزیابی پیش آزمون و قبل از اجرای مداخله، والدین چک لیست رفتاری کودکان را تکمیل کردند. در مرحله بعد برای گروه آزمایشی 13 جلسه مداخله قصه گویی تصویری اجرا گردید، و گروه کنترل نیز تحت شرایط انتظار قرار گرفت. در انتهای مداخله نیز پرسشنامه مذکور در مراحل پس آزمون و پیگیری توسط والدین تکمیل شد. داده های حاصل از ارزیابی پرسشنامه از طریق آزمون های آماری کوواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که روش قصه گویی تصویری در کاهش رفتارهای برون نمود بصورت معنادار در مراحل پس آزمون و پیگیری موثر بوده است؛ ولی در کاهش رفتارهای درون نمود صرفا در مرحله پس آزمون موثر بوده و در مرحله پیگیری تغییر معناداری ایجاد نشده است.