آموزش یکی از محورهای بسیار مهم مدیریت منابع انسانی در سازمان هاست. منظ ور از آم وزش، فرآین د دو س ویه یاددهی و یادگیری شناخت ها، مهارت ها و نگرشهای مثبت درباره موضوعی اس ت ک ه متناس ب ب ا گ روه س نی خاص و در شرایط زمانی معین به اجرا در آمده است. روشها و الگوهای مختلفی تا کنون برای آموزش مؤثر در سازمان ها مورد استفاده قرار گرفته است که به عنوان نمونه می توان به روش های تدریس ایفای نق ش، روش ت دریس گ ردش علمی، روش تدریس کاوشگری و روش تدریس آموزش به وسیله رایانه و غیره اشاره کرد. امروزه یکی از روش های نوین و خلاقی که چند سالی است در محافل آموزشی مطرح می شود الگوبرداری از رویکرد گیمیفیکیشن است. هدف اصلی این پژوهش در واقع الگوبرداری از رویکرد گیمیفیکیشن و یا بازی سازی در بهبود آموزش کارکنان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی، و از نظر ماهیت، توصیفی و کیفی می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات عبارتند از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و نشست تخصصی با خبرگان. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارشناسان متخصص و خبرگان سازمانی در حوزه آموزش تشکیل می دهد. روش نمونه گیری، روش انتخابی (غیرتصادفی) و با استفاده از تکنیک گلوله برفی است. برای تحلیل داده ها و ارائه راهکارها از روش تحلیل تم و برای اولویت بندی راهکارها از روش آنتروپی شانون استفاده شد که در کل، راهکارها در شش گروه شناختی، احساسی، اجتماعی، آماده سازی، آموزشی، سازمانی استحراج و اولویت بندی شدند
مداخلات مرتبط با کارکرد در بناهای تاریخی تحت عناوین مختلفی ازجمله: احیاء، توان بخشی، توانمندسازی، استفاده مجدد سازگار و... مطرح بوده اند، اما تاکنون درخصوص تبیین این مفاهیم در ادبیات داخلی پژوهشی صورت نگرفته است و این تعدد عناوین مداخلات و در عین حال روشن نبودن مفاهیم، مختصات و نیز تمایزات آن ها با هم و همچنین نسبت آن ها با معادل های خارجی خود، موجب سردرگمی پژوهشگران شده است که بیش از هرچیز ضرورت چنین مطالعه ای را خاطرنشان می کند. هدف این مقاله، واکاوی این مفاهیم و اصطلاحات و مشخص کردن جایگاه آن ها نسبت به هم است که در این راستا، ضمن بررسی پیش زمینه ها و الزامات مداخلات کاربردی، رویکردهای مختلف به موضوع در سطح بین المللی و ردپای آن ها در ادبیات داخلی موردنظر قرار گرفته و انواع مداخلات کارکردی در بناهای تاریخی مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفته است. درواقع مقاله حاضر مشخصاً در پی پاسخ به این پرسش هاست که، انواع مداخله های مرتبط با کارکرد چه مفهومی داشته، چه نسبتی با هم دارند و کاربرد آن ها چیست؟ همچنین چه نسبتی بین اصطلاحات مداخلات مرمتی داخلی و معادل های بین المللی آن ها وجود دارد؟ در بخش اول مقاله از روش تحلیلی-توصیفی، و در بخش بعدی جهت بررسی نسبت مداخلات کارکردی با هم، از روش مقایسه تطبیقی برپایه استدلال منطقی استفاده شده است. بررسی ادبیات انواع مداخلات کارکردی مشخص می کند که عمده تفاوت های بین اصطلاحات مختلف در این حوزه ناشی از دو مسأله تفاوت های زمانی و مکانی و تفاوت واژه گزینی در ترجمه بوده است؛ در حالی که این عناوین در مفاهیم اصلی مشترک بوده و ضمن تأکید بر نقش حیات کارکردی بنا در حفاظت پایدار از آن، همگی بر ویژگی های مشترکی مانند: لزوم سازگاری کاربری جدید با اعتبار فرهنگی، ارزش ها و اصالت ابنیه تاریخی و لزوم پاسخگویی مناسب آن به نیازهای زندگی معاصر تأکید دارند.
The present study aimed to investigate the impact of supply chain innovation on performance through the mediating role of strategic agility. The statistical population of this research consists of all employees and managers of the food industry in Tehran. Necessary data were collected with a standard questionnaire from 70 food industry managers who were selected by simple and easy non-probability sampling. The least squares method and SMART PLS software were used to analyze the model. The results of testing the hypotheses indicate the positive effect of supply chain innovation on firm performance and the positive effect of supply chain innovation on strategic agility was also confirmed. Strategic agility also had a positive effect on firm performance.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه آموزش توانمند سازی معلمان مدارس ابتدایی لردگان بر کارافرینی آموزشی و جامعه پذیری سازمانی آنان بود. این پژوهش کاربردی و از نوع همبستگی بوده که جامعه آماری معلمان مدارس ابتدایی شهر لردگان بودند و روش نمونه گیری نمونه گیری تصادفی ساده بود. برای تعیین نمونه آماری از جدول مورگان استفاده شد که تعداد نمونه آماری 100 نفر با روش نمونه گیری در دسترس دست آمد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه توانمندسازی نیروی انسانی ملهم (2012) و پرسشنامه کارآفرینی سازمانی مارگریت هیل و پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی مدل تائورمینا بود که روایایی پرسشنامه ها توسط متخصصین تأیید و پایایی پرسشنامه ها به کمک ضریب آلفا کرونباخ 0 تأیید گردید؛ و برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که آموزش توانمند سازی معلمان مدارس ابتدایی لردگان بر کارافرینی آموزشی و جامعه پذیری سازمانی آنان اثرگذار است.
هدف پژوهش بررسی تاثیر سرمایه روانشناختی بر کیفیت زندگی معلمان شهرستان لردگان بود. این پژوهش کاربردی و از نوع همبستگی بوده که جامعه آماری معلمان مدارس ابتدایی شهر لردگان بودند و روش نمونه گیری نمونه گیری تصادفی ساده بود. برای تعیین نمونه آماری از جدول مورگان استفاده شد که تعداد نمونه آماری 100 نفر با روش نمونه گیری در دسترس دست آمد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه لوتانز (2007) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973) استفاده شد که پایایی پرسشنامه ها به ترتیب برابر 78/0 و 80/0 تأیید شد و روایایی پرسشنامه ها توسط چند تن از متخصصین تأیید شد. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد ابعاد سرمایه روانشناختی بر کیفیت زندگی معلمان شهرستان لردگان اثرگذار است.
زمینه و هدف: موفقیت فرماندهان در تعامل مطلوب با سربازان وظیفه به عنوان بخشی از بدنه ناجا، بستگی انکارناپذیری به توانایی نفوذ آن ها بر افراد دارد. این توانایی که در ادبیات رفتار سازمانی رهبری نام دارد، مهم ترین ابزار تاثیرگذاری بر افراد است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر قابلیت های رهبری فرماندهان بر کاهش فرار از خدمت، پرخاشگری و احساس افسردگی سربازان ناجا است. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را سربازان مرکز آموزش شهید بیگلری مشکین شهر ناجا(1035 نفر) در زمستان سال 1398 تشکیل داده اند که از بین آن ها 280 نفر به صورت نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند . داده ها با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخته قابلیت های رهبری و فرار از خدمت با آلفای کرونباخ 84/0 و 78/0 و پرسشنامه های استاندارد پرخاشگری باس و پری(1992) و افسردگی بک(1961)، به ترتیب با آلفای کرونباخ 82/0 و 81/0 جمع آوری و با استفاده از مدل معادلات ساختاری با نرم افزار PLS تحلیل شد. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان داد همه قابلیت های رهبری فرماندهان در چهار بعد نگرش، صفات، رفتار و اقتضائات رهبری، به طور معناداری بر کاهش فرار از خدمت، پرخاشگری و احساس افسردگی سربازان تاثیر دارد. بنابراین در یک رویکرد انسانی و با هدف کاهش همه این موارد، پژوهش بیش از هر چیزی تمرکز بر توسعه قابلیت های فرماندهان در ابعاد چهارگانه آن را گوشزد می کند، چراکه بکارگیری ظرفیت های موجود برای تعداد محدودی فرماندهان که تاثیرات اهرمی بر نگرش های شناختی و عاطفی و رفتار تعداد قابل توجهی سرباز وظیفه دارند، بسیار منطقی است.
قفل، از جمله اسبابی است که ایمنی زندگی آدمی را مهیا می سازد. قفل سازان ایرانی علاوه بر ساخت قفل و رفع نیاز کاربردی، برای وجه هنری و تزیینی آن نیز ارزش قایل شدند. قفل های فلزی چالشتر و اصفهان از جمله قفل های دست ساز ایرانی هستند که دارای ویژگی ها و ظرفیت های بصری، مکانیزم، فرم و نقوش خاص هستند که قابل توجه و حائز اهمیت به شمار می آیند. موقعیت جغرافیایی اصفهان و چالشتر و فاصله نزدیک آنها نسبت به یکدیگر، این مسأله را که قفل سازان این دو منطقه تعاملاتی داشته و از یکدیگر تأثیر پذیرفته اند را محتمل ساخته است. لذا هدف تحقیق آن است که مشخص شود قفل های چالشتر دوره معاصر و اصفهان دوره صفویه دارای چه ویژگی های قابل تطبیقی هستند؟ اشتراکات و افتراقات آنها در چه مواردی است و چه تأثیری بر یکدیگر داشته اند؟ با عنایت به عناصر بصری و اصیل این قفل ها و با ذکر اشتراکات و افتراقات آنها می توان به از یاد نرفتن این هنر ارزشمند کمک کرد. پژوهش پیش رو با رویکردی تطبیقی و بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و جمع آوری اطلاعات آن به شیوه کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که این دو گروه قفل دست ساز، در مواردی چون استفاده از عناصر تزیینی خط و نقوش اسلیمی و ختایی اشتراک دارند. این تولیدات، فرم ظاهری یکسانی دارند اما در مکانیزم داخلی و استفاده از تکنیک های اجرای تزیینات با یکدیگر متفاوت اند. هم چنین سبقه کهن تر اصفهان در حرفه قفل سازی نشان گر تأثیرپذیری قفل سازان چالشتر از قفل های اصفهان است.
وقتی مصادیق هنرهایی که تاکنون به عنوان هنرهای سنتی می شناخته ایم را بررسی و مقایسه می کنیم، با بسیاری از تفاوت های زبانی، بیانی و حتی فرمی آنها مواجه می شویم. «سنتی» قلمداد نمودن مجموعه آثاری که صرفاً در دوران اسلامی و حتی پیش از آن تولید شده، اشتباه است و علت آن را می توان ناشی از عدم تبیین یک دوره هنری فاخر در هنرهای ایرانی دانست که مجموعه ای از این آثار را در شمول خود جای داده و از دایره شمول آثار مربوط به دوره تاریخی هنرهای سنتی متمایز و خارج سازد. این دوره هنری را بنا بر مختصات خاصش باید «هنر قومی» نامید. هنر قومی محمل اصلی درک ملاحظات زیبایی شناسی ناب ایرانیان است. هنر قومی، گفتمانی است که در نقد هنر ایران از آن غفلت شده است. این هنر از همه حیث، خاصه زبانی و بیانی، زیر سایه هنر سنتی مهجور و ناگشوده مانده است. با توجه به این که در این مجال، به کمال نمی توان هنر قومی ایرانی را شناساند؛ قصد داشتیم با معرفی یکی از گونه های هنر قومی، مخاطب را به درک کلیت این هنر رهنمون سازیم. برای این منظور، «گبه» را انتخاب کردیم که از زیباترین دست بافته های ایرانی به طور عام و بختیاری به طور خاص است که بازشناخت نشانه ها و تمهیدات زیبایی شناسی اش، مسیر شناخت «گفتمان هنر قومی ایران» را هموار می سازد. از حیث روش شناسی، محقق برای تبیین تفاوت های ماهوی بین هنر سنتی و قومی، مؤلفه های علم زیبایی شناسی را به روش قیاسی کاویده و بر نمونه های مورد نظر تطبیق داده است. هم چنین برای فهم کلیت هنر قومی، تمرکز خود را بر یک نمونه موضوعی گذارده و نهایتاً مؤلفه های کاویده شده در نمونه موردی گبه را به کلیت هنر قومی تعمیم داده است. روش تحقیق پژوهش، توأمان، تطبیقی و تحلیلی-توصیفی می باشد و منابع آن با ابزار تصویربرداری و مصاحبه، عمدتاً به صورت میدانی گردآوری شده است. در هنر قومی، بهترین تجربیات زیبایی شناختی ناب هنر ایرانی دیده می شود. این شکل از تجربه، تَمَثُل اندیشه ای است که در متن اثر هنری، تنها جوهره خالص زبانی و بیانیِِ فرم، شکل و رنگ اثر را مدنظر دارد؛ لذا عاری از ملاحظات، حاشیه ها و اضافه هایی از جمله تحلیل های تاریخی-روانشناختی ذهن است که همیشه بر برخی هنرها، خاصه هنر سنتی مسلط بوده است. کمینه گرایی، انتزاعی گری و تجریدِ محضِ برآمده از داناییِ زیبایی شناسانه، تقدم اصل تحلیلِ بصریِ محض، در چینش و ترکیب بندی، رویکرد بدوی نگاری در طراحی و انتزاعی گری هوشمندانه از عناصر دم دستی و زندگی روزمره، مؤلفه هایی است که شالوده هنر قومی ایرانی را شکل می دهد که این ویژگی ها به شکل ماهوی در گبه خودنمایی می کنند.
آثار هنری از جمله هنرهای فلزکاری و شیشه گری، در طول تاریخ انعکاس دهنده مضامین مختلفی بوده اند و از قدیمی ترین صنایعی هستند که با تنوع وسیعی از آثار در سرزمین های مختلف به ظهور رسیده اند. در این میان، تأثیر انواع هنر ها و نفوذ مفاهیم و محتوای آثار بر یکدیگر، در تولیداتی دیده می شود که دارای اشتراکات مختلف و تحت نفوذ فرهنگ ها و ادوار تاریخی همانندی بوده اند. در این پژوهش، نقوش مشترک میان شیشه های میناکاری شده مملوکان مصر و سوریه با فلزکاری ایلخانی و تیموری ایران مورد توجه قرار گرفته است. بیان ویژگی های فلزکاری ایران و شیشه های مزین به میناکاری دوره ممالیک و تحلیل تطبیقی نقوش، محتوا، مضامین و عناصر مشترک میان این آثار و هم چنین دلیل وجود این اشتراکات از اهداف این تحقیق است. این امر با انتخاب تعدادی از نقوش فلزی ایران و تعدادی از نقوش شیشه های میناکاری دوره مملوکان میسر شده است که بعد از تطبیق نقوش، به مطالعه جزییات آنها پرداخته شده است. شیوه انجام تحقیق، به روش توصیفی- تحلیلی بوده و با بررسی تصویری سه دسته از مضامین و نقوش تزیینی پر کاربرد در هنر میناکاری شیشه و فلزکاری صورت پذیرفته است. در این راستا، پرسش پژوهش حاضر این است که نقوش آثار فلزی و شیشه ای دارای چه اشتراکات و تأثیر اتی بر یکدیگر بوده اند و کدام یک بر دیگری تقدم دارند؟ کدام نوع نقوش انسانی، گیاهی و کتیبه ای در تزیین اشیاء به رفته اند و ارتباط میان کاربرد شی و نقش تزیینی چگونه است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که گستره نقوش و مضامین در این آثار، به دلیل اشتراکات مذهبی و آیینی بوده است و انتقال هنر ایران به سرزمین های مصر و سوریه، به وضوح در تزیینات این مناطق ملموس است و علایق معنوی، عوامل فرهنگی و ارتباطات سیاسی نیز در بروز این اشتراکات تأثیر داشته اند.
تعلیم و تربیت دارای ساحت ها و عرصه های گوناگونی است و یکی از مهم ترین ساحت های تعلیم و تربیت، ساحت تربیت سیاسی است (پیشینه). برای تحقق اهداف تعلیم و تربیت در ساحت سیاسی ناگزیر به شناسایی نیازهای آن با در نظر گرفتن اصول و شاخص هایی باید بود. از همین رو به منظور طراحی برنامه درسی و آموزشی هوشمندانه، تعیین مبانی، اصول، شاخص ها و راهکارهایی برای شناسایی نیازهای ساحت سیاسی مسأله ای اساسی است. (بیان مساله). بنابراین سوال پژوهش عبارت است از اینکه اصول، شاخص ها و راهکارهای نیازسنجی در فرایند تربیت و آموزش سیاسی چیست؟ (سوال) بر این اساس نوع تحقیق، یک پژوهش کاربردی محسوب می شود. پاسخ به سوال پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل مضمون داده های حاصل از مصاحبه با خبرگان، اسناد سازمانی و بالادستی، منابع نظری و اعتباربخشی در گروه خبرگی حاصل شده است (روش). بر طبق یافته های پژوهش استمرار، شمول، جامعیت، هماهنگی، مشارکت و اعتبار اصول نیازسنجی محسوب می شود. هر کدام از این اصول دارای مجموعه ای از شاخص ها می باشند که مبتنی بر آن نیز راهکارهایی پیشنهاد شده است(نتیجه گیری).
واقع گرایی عرفی و واقع گرایی علمی دو برنهاد متافیزیکی هستند که اولی متعهد به وجود هویات مشاهده پذیر معرفت عرفی و دومی متعهد به وجود هویات مشاهده ناپذیر ضروری در نظریه های خوب جاافتاده علمی اند. برخی از فیلسوفان با اتکا به رویکرد تکاملی در مقام دفاع یا انکار واقع گرایی عرفی و علمی برآمده اند. بررسی این استدلال ها نشان می دهد شواهد مثبتی به نفع هر دو موضع واقع گرایی و ضدواقع گرایی وجود دارد؛ امّا پیامدهای شک گرایانه رویکرد تکاملی به علم، منشأ ایده جدیدی برای تبیین علم و رشد معرفت علمی است.در این مقاله با بررسی استدلال های یادشده، موضعی به نفع شرحی تکاملی برای علم و رشد معرفت علمی مبتنی بر تبیین تکاملی ون فراسن اتخاذ خواهد شد؛ موضع سومی که میان واقع گرایی و معجزه باوری در تبیین موفقیت علم است. انتخاب، بین واقع گرایی یا معجزه دانستن موفقیت علم، مصداقی از مغالطه همه یا هیچ است. در رویکرد تکاملی به علم، تولید مدل های مقاوم و تاب آور، هدف اصلی علم و فلسفه است و واقع گرایی علمی نیز یکی از مدل های تاب آور فلسفه علم است.
جزیره اوال (بحرین) در طول تاریخ همواره از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موردتوجه پادشاهان و حکام ایرانی و مسلمان قرار داشت. مجمع الجزایر بحرین با محوریت اوال یا همان بحرین امروزی که در جنوب خلیج فارس واقع است از قرن ها قبل جزء کشور پهناور و قدرتمند پادشاهان ایرانی یعنی هخامنشیان و ساسانیان در باستان و دولت های ایرانی – اسلامی بعدی تا زمان استقلال این جزیره بوده و به همین منظور موردتوجه جغرافی نگاران ایرانی و مسلمان قرار گرفته است. این مقاله، با استفاده از روش کتابخانه ای و توصیفی، موقعیت، پیشینه، اهمیت و ویژگی های عجیب جزیره «اُوال» همچون اشاره قرآن کریم بر حضور حضرت موسی (ع) در این جزیره، وجود حیواناتی مانند وال و زرافه و وجود نخلستان و میوه های گرمسیری، صید مروارید و همچنین حاکمیت طولانی ایران از زمان هخامنشیان تا زمان استقلال این جزیره را با تکیه بر منابع جغرافی دانان مسلمان و دیگر منابع تاریخی مورد بررسی قرار می دهد.
این مقاله با استفاده از روش پژوهش های تاریخی مبتنی بر اسناد و مدارک آرشیوی، بر آن است تا به بررسی تأثیرات جمعیتی صنعت نفت در جزیره خارک در طی سالهای 1336تا 1356ش / 1957- 1977م بپردازد. از سویی، با نشان دادن پیوند میان صنعت نفت و رشد جمعیت، پیامدهای مترتب بر آن مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. با توجه به یافته ها، پیشرفتهای ناشی از ورود نفت و توسعه صنعتی در جزیره خارک، پیامدهای متناقضی به همراه داشت. از طرفی با ایجاد فرصتهای شغلی، درآمد پایدار و توسعه زیرساختها و امکانات زیربنایی، ظرفیتهای فراوانی برای رشد جمعیت در جزیره ایجاد نمود و از طرفی دیگر، تبعات اجتماعی زیادی به همراه داشت و موجب اختلال در خدمات رسانی و تأثیرگذاری در فرآیند رشد و توسعه در سطوح محلی و ملی در کوتاه و بلندمدت گردید. در نتیجه، دولت و مسئولین را به ارائه و اجرای راهکارها و سیاستهای آگاهانه ای برای حل مشکلات جمعیتی در منطقه واداشت.
سوره شوری، چهل و دومین سوره و یکی از هفت سوره «حوامیم» در قرآن است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که این سوره دارای چه محورهای موضوعی است؟ و درباره چه مسائلی بحث می کند؟ در این نوع پژوهش ها، هر سوره به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می گیرد و در موارد ارتباط یک سوره با دیگر سوره ها تبیین می شود و در نهایت جایگاه و اهداف و مقاصد هر یک از سوره های قرآن کریم بازشناخته می شود.لازم به ذکر است که تحقیقات سوره شناختی بسیار کم است و ضرورت دارد که این نوع تحقیقات در تمامی سوره های قرآن انجام گیرد. روش جمع آوری مطالب در این پژوهش کتابخانه ای بوده و روش پردازش مطالب، توصیفی تحلیلی می باشد. در این پژوهش پس از بررسی جایگاه و ویژگی ها و فضائل و خواص و اسباب نزول سوره شوری مشخص شد که این سوره دارای محورهایی چون: استمرار وحی،آمرزش خواهی فرشتگان، فلسفه گوناگونی امت ها، دوست داشتن اهل بیت(ع) منشا معصیت ها و برتری دنیا بر آخرت و غیره می باشد.
زبانِ پارسی شناسه ی فرهنگیِ ایرانیان است. این شناسه، در گذر زمان، با پدیدارهای دگرگون ساز روبه رو بوده است. هدفِ این نوشتار شناختنِ برخی پدیده های زبانی است که هم اینک، در هستیِ زبانِ پارسی پدیدار شده اند. ره یابیِ لجام گسیخته ی واژگانِ بیگانه به درونِ سامانِ زبانِ پارسی و شکسته نادرست نویسی از این دست پدیده ها هستند که در این نوشتار «توده» نامیده می شوند. مقاله با کاربستِ روشِ توصیفی تحلیلی و بهره گیری از دو دیدگاهِ بینشورانه: «کیستی همبسته سازیِ زبان» و «پیشامدهای بدخیم»، در پیِ پاسخ به این پرسش است که: «چرا می توان این توده ها را بدخیم نامید؟» برای پاسخ ، این انگاره آزموده می شود که: «این توده ها ایست ناپذیرند، گشودنشان دشوار است و پیامدهای ناگوار دارند؛ پس برای درمانِ آنها، بازاندیشی بایسته است.» فرجامِ انگاره آزمایی، آن که بسترهایی چندگانه، نهفته در پشتِ این توده ها، آنها را پیش می رانند. این توده ها، به سرشت، پیچیده و سردرگم ساز هستند و از ساخت یابیِ هستیِ همبسته و کیستیِ راستینِ ایرانی جلوگیری می کنند و بی بازاندیشی و بهسازیِ ساختاری نمی توان آنها را زدود.
ویژگی های فردی مدیران عامل از جمله خوش بینی، توانایی و دوره تصدی مدیریت می تواند ضمن بهبود عملکرد مالی شرکت، رفتار و نوع تصمیمات آن ها را در سازمان تحت الشعاع قرار دهد. شفافیت اطلاعات تحت تأثیر این ویژگی های رفتاری است. دوره تصدی به عنوان معیاری برای سنجش میزان افق تصمیم گیری مدیران عامل در نظر گرفته شد. در این پژوهش از شاخص های توانایی، دوره تصدی و خوش بینی مدیریت به عنوان ویژگی های رفتاری مدیران استفاده شده است. نمونه پژوهش حاضر شامل اطلاعات 100 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نتایج حاصل از بررسی داده ها بیانگر آن بود که ویژگی های رفتاری مورد بررسی در این پژوهش شامل خوش بینی، توانایی و دوره تصدی مدیریت اثر معناداری بر نقدشوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران نداشته است. این یافته ها بیانگر آن است که مبادلات سهام در بورس تهران تا حد زیادی تحت تأثیر ویژگی های رفتاری مدیران شرکت نبوده و از سایر اطلاعات برای شکل دهی قیمت و حجم مبادلات بهره مند می شود.
سن حضرت فاطمه (س)در منابع کهن تاریخی سنی و شیعی با اختلافی تقریباً یک دهه ای گزارش شده است. دیدگاه غالب اهل سنت، تولد آن حضرت پیش از بعثت است و غالباً پنج سال پیش از بعثت را به عنوان سال تولد ایشان ذکر می کنند؛ ولی شیعیان بیش تر بر پنج سال بعد از بعثت توافق دارند. پژوهش حاضر با بررسی سن حضرت فاطمه (س) در منابع متقدم با تکیه بر روایات الطبقات الکبری و مقایسۀ آن با منابع فریقین کوشیده است تا در میان این روایات مختلف، دیدگاه صحیح را معلوم کند. بر این اساس، اگرچه احتمال تولد ایشان پس از بعثت قوی تر است، با روایت غالب در میان شیعیان (سال پنجم بعثت) موافق نیست و تولد آن حضرت به احتمال بیش تر در سال یکم بعثت اتفاق افتاده و بنابراین، عمر او حدود 23 سال بوده است.