در حوزه اندیشه ها و مواضع سیاسی، پیوند میان نظریه و عمل همواره راهگشای فهم چرایی رویکردهای متمایز عالمان دینی و مجریان سیاسی از یکدیگر بوده است. بر همین پایه، هدف اصلی مقاله از منظری مقایسه ای، واکاوی عوامل تاثیرگذار بر تفاوت موضع گیری های سیاسی آیت الله بروجردی و امام خمینی (ره) بر مبنای روش هرمنوتیک و الگوی مفهومی امیلیو بتی است. امیلیو بتی از جمله اندیشمندان حوزه هرمنوتیک روشی است که برای کشف نیات و فهم چرایی موضع گیری های سیاسی و اندیشه های سیاسی اندیشمندان بررسی زمینه های محیطی-ایدوئولوژیکی و متون صادر شده از آنها را ضروری می داند. از همین رو سوال اصلی تحقیق حاضر عبارت است از اینکه «چه زمینه ها و عواملی بر موضع گیری سیاسی آیت الله بروجردی و امام خمینی (ره) نسبت به امر سیاسی تاثیر گذار بوده است؟» نتایج حاصل از تحقیق که شیوه جمع آوری داده های آن از نوع اسنادی-کتابخانه ای است، نشان می-دهد که زمینه های رشد و بالندگی خانوادگی، محیط زندگی، بسترهای تحصیلی، نوع فهم از علوم دینی، فضای محیطی-ایدئولوژیکی و خوانش متفاوت از خطر گروه هایی مانند بهائیان و مارکسیست ها از جمله عواملی است که نوع و شیوه فعالیت سیاسی این دو اندیشمند دینی را متفاوت ساخته است. از یک طرف آیت الله بروجردی با اتخاذ رویکرد علمی و اولویت بخشی به مبارزات فرهنگی از ورود عملی به عرصه سیاست دور ماند و از طرف دیگر امام خمینی (ره) متاثر از زمینه های مطرح شده نه تنها ورود عملی به امور سیاسی را لازم می دید که مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی تحت امر ولایت فقیه را ضروری می دانست.
هدف اصلی: در دهه های اخیر و هم زمان با افزایش ضریب نفوذ اینترنت و فضای سایبری، طیف وسیعی از دولت ها به منظور محافظت از زیرساخت ها و شهروندان خود در مقابل تهدیدات سایبری اقدام به بازطراحی و بازنگری در سیاست ها، ساختارها و راهبردهای خود نموده اند. یکی از مهم ترین این اقدامات، شناسایی قابلیت های موردنیاز سازمان های متولی امنیت سایبری در جهت تحقق وظایف و مأموریت های خود است. ازاین رو در این تحقیق به طراحی مدل قابلیت های سازمانی در حوزه امنیت سایبری به عنوان هدف اصلی تحقیق مبادرت نموده ایم روش پژوهش: پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی - توسعه ای و از جنبه گردآوری و تحلیل داده ها، کمی است. در مرحله اول بر اساس نتایج مطالعات اکتشافی و با استخراج 45 شاخص، 23 مؤلفه و 7 بعد مدل مفهومی طراحی گردید. در مرحله دوم روایی صوری و پایایی اجزاء مدل با نظرخواهی از تعداد 8 نفر از خبرگان موردبررسی قرار گرفت. در مرحله سوم بر اساس نظریات 43 نفر از خبرگان علمی و اجرایی حوزه امنیت سایبری کشور، مطلوبیت اجزاء مدل با استفاده از نرم افزارهای spss و pls مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: بر اساس یافته ها مدل قابلیت های سازمانی در حوزه امنیت سایبری شامل هفت بعد منابع انسانی پویا، فرهنگ جهادی، تاب آوری سایبری، دوسوتوانی سازمانی، سرمایه های سازمانی، تیم های قدرتمند پاسخگوی سایبری و رهبران تحول آفرین است؛ که بر اساس این ابعاد پیشنهادهای کاربردی لازم ارائه شده است.
نظریه پردازان نوسازی معتقدند بین توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرایند گذار به دموکراسی ارتباط مستقیم وجود دارد. طبق نظریه های نوسازی، توسعه اقتصادی و صنعتی شدن منجر به گذار به دموکراسی می شود. محققین نقطه عزیمت توسعه اقتصادی چین را سال 1978 می دانند. این کشور سال های متوالی دارای رشد اقتصادی بیش از 10درصد بوده است. این امر باعث شده که محققان از آن با عنوان معجزه چین نام ببرند اما این کشور طبق نظریه مدرنیزاسیون، گذار به دموکراسی را طی نکرده و به یک استثنا تبدیل شده است. هدف این مقاله بررسی اجمالی مدل توسعه سیاسی چینی و تبیین عدم گذار به دموکراسی در این کشور است. پرسش پژوهش این است که چه موانعی باعث عدم گذار به دموکراسی در چین از سال 1978تا 2021 شده است؟ فرضیه پژوهش که تلاش می شود با متدولوژی تحلیلی و تبیینی به اثبات برسد عبارت است از: عوامل مختلفی باعث عدم گذار دموکراسی در چین شده است اما مهمترین آنها هماهنگی و انسجام بین طبقه حاکم (حزب کمونیست چین، دولت و ارتش)، ضعف جامعه مدنی، چندپاره گی و وابسته بودن طبقه متوسط، بافت و ارزش های جامعه چینی و ترس از بهم ریختگی و بی ثباتی اجتماعی و سیاسی در پرجمعیت ترین کشور جهان نزد اکثر گروه ها، طبقات مختلف جامعه و بعضی از کشورهای جهان می باشد. مجموعه این عوامل باعث حمایت از سیستم اقتدارگرا و عدم تمایل آنها برای ورودی به فرایند گذار به دموکراسی در فاصله زمانی 1978تا2021 شده است.
Translation service has been essential before, during, and after the COVID-19 pandemic. It is one of the considered frontline services, especially in a multilingual nation like Saudi Arabia. However, just like any other industry, translation had to undergo necessary changes that could have been realized even without the repercussion of a pandemic. This study looked into the change-related issues that struck the translation industry/business, including the adoption of translation tech tools and the reformation of translation course programs and curricula. With the participation of 103 study respondents and the sheer use of descriptive statistical analysis, it was found that the dominantly rookie workforce of the Saudi translation industry is now shifting towards engaging in remote services, adopting new technological tools, and continually engaging in professional development courses and trainings. In the survey, it was further revealed that the translators have a thirst for knowledge in managing business and the skill in using computer-aided translation (CAT) and other media tools. It was deduced that in order for translation to be more productive, lucrative, and most of all, reliable, translators have to learn to adapt to these changes. Moreover, this study offers timely challenges in the breeding of a more resilient translator workforce in the future. When clearly viewed from a more general perspective, this pandemic has brought to light one positive realization despite the devastation it has caused to the population - one should not be content with something just because it works; sometimes, he has to learn new tricks to produce better outcomes.
گردشگری به عنوان بزرگ ترین صنعت خدماتی دنیا، نقش و جایگاه ویژه ای در توسعه منطقه و شهر دارد. گردشگری خلاق شکل جدیدی از گردشگری فرهنگی است و به بازدیدکننده ها و گردشگران امکان می دهد از طریق شرکت فعال در برنامه های آموزشی بومی، قابلیت های خلاقانه خود را به منصه ظهور برسانند. ازاین رو تمامی ابعاد و زمینه های گردشگری بومگردی شیروان را باید به خوبی شناخت و در جهت توسعه واقعی منطقه بکار گرفت، لذا جهت استفاده حداکثری از قابلیت های بومی در مجموعه ای که دارای پتانسیل های گردشگری متنوع و منحصربه فرد و خلاقمند باشد و نیز در محرومیت زدایی منطقه مؤثر واقع گردد، ضروری است. شهر شیروان در استان خراسان شمالی، دارای جاذبه های طبیعی، فرهنگی و تاریخی است و می تواند ازجمله کانون های پرجاذبه برای توسعه گردشگری ایفای نقش کند. مقاله حاضر با استفاده از تحقیق کاربردی ازنظر ماهیت توصیفی و تحلیلی است، در این پژوهش ابتدا شاخص های نظری مؤثر در بومگردی گردشگری تبیین شده و سپس به بررسی معیارهای کالبدی رونق بخشی منطقه در قالب متغیرهای شهر خلاق و شاخص نظری شهر خلاق پرداخته شد. یافته های به دست آمده با توجه به آمارهای بررسی شده نشان می دهد که تمایلات و پتانسیل های جامعه میزبان (سرویس دهندگان) و جامعه گردشگران (سرویس گیرنده) در کنار خصوصیات منطقه ای شیروان و سازگاری منطقه با مفهوم شهر خلاق و عوامل بومگردی آن برای حصول رسیدن به هسته ای کوچک از شهر خلاق ارتباط مستقیم دارد.
INTRODUCTION: Identification of the settlements located in high-risk zones in terms of natural hazards is one of the first steps in risk management and development planning. This study aimed to identify villages exposed to earthquakes and floods in South Khorasan province. METHODS: The present study used the Analytic Hierarchy Process method to evaluate the validity and reliability of measuring instruments through exploratory factor analysis. Since the value of the KMO index was 0.879, the number of samples was sufficient for analysis. Moreover, the significance of the Bartlett test was less than 5% and Cronbach's alpha coefficient was obtained at 0.856; accordingly, the questionnaire was reliable. FINDINGS: Based on the spatial analysis of the seismic vulnerability, 214 and 502 villages were in the zone of very high and high vulnerability, respectively. Moreover, the results of flood vulnerability showed that the southern and northwestern parts of South Khorasan province had the lowest vulnerability. The number of villages located in the very high vulnerable zone was very limited and included only seven villages of Chenesht, Kalateh Abbas, Takti Ti, Tangel Behdan, Ebru, Khankuk, and Ostan Siah, which are located in the east of the province. CONCLUSION: Based on the integrated results of two hazards (i.e., earthquakes and floods), it is observed that 523 rural settlements are in a very high-risk zone, which accounts for 14.7% of the total settlements in the South Khorasan province, compared to the total rural settlements. Furthermore, the highest dispersion frequency of rural settlements is in the zone of moderate vulnerability. This zone with 1,344 settlements includes about 37.7% of the total settlements in the province
بازارگرایی صادرات ، به معنی هماهنگ شدن و همسوشدن سازمان و شرکت صادرکننده در حوزه های عملیاتی با تغییرات راهبردی بازار است. با توجه به ماهیت گونه های متعدد صدور خدمات ، توجه به صادرات خدمات فنی و مهندسی در مقایسه با سایر صدور خدمات و بازارگرایی این صادرات از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هدفِ تحقیق تجزیه و تحلیل رویکرد بازارگرایی در صادرات خدمات فنی و مهندسی نفت و گاز در کشور ایران است. تحقیق با رویکرد ترکیبی، با استفاده از تحلیل مضمون و معادلات ساختاری انجام شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسش نامه است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از مدیران سازمان و در بخش کمّی 70 نفر بوده است. در مرحله کیفی 6 مقوله اصلیِ فرهنگ بازارگرایی صادرات ، عوامل عملکردی ، عوامل اطلاعاتی ، عوامل دولتی ، عوامل مالی اقتصادی ، عوامل محیطی بازارگرایی صادرات و 31 مفهوم شناسایی شد. پایایی عامل ها 81/0 بود. میانِ ضرایب بارهای عاملی استانداردشده ، فرهنگ بازارگرایی صادرات بالاترین نمره (915/0) را نسبت به مقوله های دیگر داشته است. پیشنهاد شده است شرکت های حفاری مربوطه ، جهت افزایش بازارگرایی صادرات ، به فرهنگ بازارگرایی صادرات توجه بیشتری داشته باشند.
رویکرد سازمان های علمی و فناوری در جهت حل چالش های صنعت ، با استفاده از روش های فناورانه و نوآورانه و تجاری سازی و اقتصادی کردن پژوهش ، سوق نموده است. تحقق این مهم، نیازمند دیدگاه جامع و آینده نگر در عرصه تحقیقاتی، برنامه ریزی، سیاست گذاری و اجرایی است. به منظور ایجاد یکپارچگی و هماهنگی های لازم بین فرایندها و فعالیت های توسعه و تجاری سازی فناوری و برای ارتقای میزان موفقیت آن، داشتن یک الگوی توسعه و تجاری سازی فناوری لازم و ضروری است. از این رو، هدف اصلی این تحقیق ارائه الگویی برای تبیین تجاری سازی پروژه های فناورانه در سازمان های پژوهش و فناوری ، جهت افزایش موفقیت تجاری سازی فناوری است. در این تحقیق با استفاده از روش تحقیق مطالعه موردی، با تمرکز بر 18پروژه در پژوهش و فناوری شرکت ملی نفت ایران، الگویی برای تجاری سازی پروژه های فناورانه در محدوده این واحد سازمانی ارائه شده است . نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که الگوی تجاری سازی فناوری در سازمان های پژوهش و فناوری چند بعدی است و نیز دارای چهار عنصرِ مراحل و فعالیت های تجاری سازی، ذی نفعان درون سازمانی و برون سازمانی و نیز عوامل نقش آفرین درون سازمانی و برون سازمانیِ اثرگذار بر فرایند تجاری سازی فناوری است . فرایند تجاری سازی نیز شامل پنج مرحله اصلی یا گام تجاری سازی است که در هر گام، امکان انجام ده فعالیت وجود دارد که در این بین ، فعالیت های تأمین و تخصیص منابع، دستور العمل ها و مقررات، مستند سازی دانش و موارد حقوقی و قراردادی از اهمیت بسیار بیشتری نسبت به سایر فعالیت ها برخوردار ند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی الزامات اجرای طرح آموزش و یادگیری آنلاین در مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان قزوین ضمن تبیین یکی از عناصر برنامه درسی(هدف) در آن بود. این پژوهش از نوع کار بردی و با روش توصیفی-پیمایشی انجام گرفت و به دلیل استفاده از روش ها و ابزارهای کیفی و کمی، در زمره پژوهش های ترکیبی قرار می گیرد. بر این اساس، پژوهش در دو بخش و روش جداگانه انجام گرفت. در بخش کیفی 20 نفر از اساتید و مربیان صاحب نظر به شیوه ی هدفمند انتخاب و به منظور تعیین وضعیت مطلوب عناصر برنامه درسی برای اجرای طرح آموزش آنلاین و پیشنهاد برنامه درسی مطلوب، با ایشان مصاحبه به عمل آمد. در بخش کمی پژوهش جامعه آماری شامل دو گروه می باشد. گروه اول شامل مدرسین و مربیان و گروه دوم شامل کارآموزان مراکز فنی و حرفه ای استان می باشند. این افراد به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه بین آنان توزیع شد. از دیدگاه پاسخگویان، برنامه درسی در وضعیت مطلوب باید دارای ویژگی هایی باشد که این ویژگی ها در مورد عنصر هدف در شش مقوله، ارائه گردیده است. نتایج بخش کمی نیز نشان داد که بین دیدگاه مدرسین و کارآموزان در مورد تطابق عناصر برنامه درسی در وضعیت موجود با وضعیت مطلوب تفاوت وجود دارد.
هدف از پژوهش حاضر ، تعیین اثربخشی طرح واره درمانی بر تعدیل طرح واره های ناسازگار اولیه در مادران دارای فرزند نوجوان با اختلال سلوک و تعارض با مادر بود. این پژوهش در قالب یک پژوهش نیمه آزمایشی با گروه گواه و در چهارچوب یک طرح پیش آزمون و پس آزمون برای دو گروه آزمایشی و گواه اجرا شد. جامعه ی آماری شامل کلیه مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال سلوک و تعارض با والدین (مادر) ساکن شهر تهران در سال 1400 را تشکیل دادند .وحجم نمونه 32 نفر که روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی (16 نفر ) و کنترل (16 نفر) جایگزین شدند.در این پژوهش از پرسشنامه طرحواره یانگ (1998) استفاده گردید و مداخله طرح واره درمانی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای در گروه آزمایش انجام گردید. داده های پژوهش با استفاده آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری(مآنکوا ) مورد تحلیل قرارگرفت. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که طرح واره درمانی در سطح (01/0> P ، 848/1679F=) طرح واره های ناسازگار اولیه (انزوای اجتماعی و بیگانگی و نقص و شرم) در مادران دارای فرزند نوجوان با اختلال سلوک و تعارض با مادر در شهر تهران در مرحله پس آزمون اثرمعناداری داشته است . بنابراین با عنایت به معنی دارشدن فرضیه پژوهش می توان نتیجه گرفت که در این پژوهش، طرح واره درمانی توانسته است طرح واره های ناسازگار اولیه (انزوای اجتماعی و بیگانگی و نقص و شرم ) در مادران دارای فرزند نوجوان با اختلال سلوک و تعارض با مادر را تعدیل دهد.
مسئله قضا و قدر، از جمله مسائل اعتقادی است که متفکران اسلامی از قدیم الایام با آن روبرو بوده و دیدگاه های گوناگونی در باره آن مطرح کرده اند. از طرفی، انسان در زندگی خود با حوادثی مواجهه خواهد شد که منشاء انسانی ندارد و در افعال وکردار نیز دارای اراده مختارانه است که بدون شک این اختیار او برخلاف قضا و قدر الهی نخواهد بود، زیرا بر اساس مقدرات الهی است. پس وقایعی مانند سیل، زلزله، رعد- برق، آتشفشان و موارد مشابه در زندگی انسان با قضا و قدر الهی ارتباط مستقیم دارد. بدین رو لازم است، جایگاه قضا و قدر الهی که یک اصل اعتقادی است، بازکاوی گردد تا به دغدغه های ذهنی بشر پاسخ داده و از انحراف آن جلوگیری شود. لذا، در این پژوهش سعی شده است با روش توصیفی– تحلیلی به بررسی ارتباط حوادث طبیعی با قضا و قدر الهی در نگاه متکلمان مسلمان پرداخته شود.
انقلاب اسلامی پدیده منحصر به فرد قرن بیستم بوده و موجب تحوّل در تمام زمینه ها و عرصه های فکری و دینی شده است. امر به معروف و نهی از منکر و رابطه آن با حریم خصوصی افراد از مباحث مهم است. حریم خصوصی، محدوده ی زندگی شخصی هر فرد است که مایل نیست دیگران بدون اجازه ی وی به آن دسترسی داشته باشند. مهم ترین قلمرو و محدوده ی حریم خصوصی عبارت است از: منازل و اماکن خصوصی، جسم افراد، اطلاعات، ارتباطات و مانند آن.«حریم اشخاص» یا « حریم خصوصی» و یا « حق خلوت» ازمباحث مهم و جدید حقوق محسوب می شود و تقریبا در ادبیات حقوقی و یا در قوانین بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفته است.در تعارض بین رعایت «حریم خصوصی »با «منافع عمومی »، رعایت حریم خصوصی بااستثنا مواجه است .محدودیت ها و استثنا های این اصل، توسط شارع و قانون گذار معین می شود. بین اصل رعایت حریم خصوصی افراد و امر به معروف ونهی ازمنکر تعارضی وجود ندارد.
روزانه اندیشه های بسیاری، اعم از آگاهانه یا نا آگاهانه از ذهن آدمی می گذرد و خاطره های ناخوشایند سبب تحلیل قوا و از بین رفتن سرزندگی و نشاط انسان می شود و انرژی قابل ملاحظه ای را از او می گیرد. از این رو تصحیح و مدیریت اندیشه ها آرزوی دیرین اسانها بوده است. همچنین، اصلاح و کنترل اندیشه ها برای حاصل شدن حیات طیبه که هدف خلقت انسان می باشد اهمیت دارد. بحث ماهیت و حفظ خواطر از مباحث علم النفس در فلسفه است که فیلسوفان گذشته، مانند ابن سینا و فارابی و فیلسوفان معاصر، همچون میر داماد و صدر المتألهین به آن توجه خاصی داشته اند. راه نفوذ شیطان در انسان نیز از طریق همین اندیشه هاست؛ زیرا نفوذ گاه شیطان اندیشه بشر است، نه بدن وی. روش انجام این تحقیق تنها از طریق اینترنت و سایت های معتبر بوده است. آنچه از انجام این تحقیق حاصل شد این بود که حفظ ذهن از انحراف به سمت خطورات ذهنی غلط یا حتی اطلاعات درست ولی زیاد وبی ثمر برای انسان، موجب کند شدن و یا گاهی متوقف شدن حرکت انسان به سمت حیات طیبه می گردد.
پژوهش حاضر باهدف بررسی دیدگاه ذی نفعان کلیدی از میزان انطباق دانشگاه با مؤلفه های آموزش عالی ناب در دانشگاه تهران است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و از منظر گردآوری داده ها، کمی از نوع توصیفی-تحلیلی است. در بخش اول با استفاده از رویکرد نظام مند و روش تحقیق مطالعه اسنادی، پژوهش های مرتبط در حوزه آموزش عالی ناب (در سطح بین المللی) موردبررسی و تعداد 34 مؤلفه شناسایی شد، سپس بامطالعه و تلفیق الگوهای موجود در زمینه مؤلفه های مرتبط و انتخاب مؤلفه هایی که بیشتر پژوهشگران به آن ها اشاره داشته اند؛ 7 مؤلفه که دارای بیشترین فراوانی بودند، انتخاب و سپس بر اساس آن ابزار گردآوری داده ها ساخته شد. روایی پرسش نامه با استفاده ازنظر صاحب نظران متخصص در این حوزه و روایی سازه و همسانی درونی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ (6/95%) محاسبه و مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی، کارشناسان و دانشجویان پردیس علوم اجتماعی - رفتاری دانشگاه تهران است که از میان آن ها تعداد 183 نفر اعضای هیئت علمی، 185 نفر کارشناس و 213 نفر دانشجو به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد؛ ۱) مهم ترین مؤلفه های آموزش عالی ناب عبارت اند از؛ فرایندهای ناب، رهبری ناب، فرهنگ ناب، توسعه و توانمندسازی کارکنان، راهبرد و چشم انداز ناب، مدیریت منابع و امکانات و تمرکز بر ذی نفعان کلیدی. 2) ادراک ذی نفعان کلیدی از میزان انطباق پردیس علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران با مؤلفه های آموزش عالی ناب (هر 7 مؤلفه)، در هر سه گروه از ذی نفعان پایین تر از میانگین نظری است. 3) ازنظر ذی نفعان کلیدی به ترتیب فرایندهای ناب، راهبرد و چشم انداز ناب، رهبری ناب، فرهنگ ناب، تمرکز بر ذینفعان، توسعه و توانمندسازی کارکنان و درنهایت مدیریت منابع و امکانات دارای اهمیت است.
هدف: یکی از مهم ترین چالشهای نهاد علم به عنوان مهم ترین پیشران توسعه و پیشرفت کشور، فهم سازوکارها و بایسته های حکمرانی نهاد علم متناسب با اقتضائات بومی است. در این راستا، شناخت مسائل اصلی این نهاد با رویکرد راهبردی و با تأکید بر چشم اندازها و سیاستهای کلان کشور، مقدمه ای برای رفع موانع و طراحی سازوکارهای مطلوب در این زمینه است. هدف: هدف اصلی این پژوهش، مسئله شناسی راهبردی در حکمرانی نهاد علم با تأکید بر اقتضائات بومی ایران بود. سؤال پژوهش این بود که «مهم ترین مسائل راهبردی در حکمرانی نهاد علم با تأکید بر اقتضائات بومی نظام جمهوری اسلامی ایران چیست؟». روش: روش پژوهش مبتنی بر مطالعه و تحلیل اسنادی بود. یافته ها: نظام مسائل نهاد علم از اسناد و سیاستهای بالادستی جمهوری اسلامی در حوزه علم و فنّاوری همچون: سیاستهای کلی نظام در حوزه علم و فنّاوری، نقشه جامع علمی کشور، سند اسلامی شدن دانشگاهها، برنامه ششم توسعه، سند راهبردی نخبگان استخراج شده است. نتیجه گیری: مهم ترین مسائل راهبردی مبتنی بر این سیاستها در چهار محور حکمرانی نهاد علم در تعامل با اقتصاد و صنعت، حکمرانی نهاد علم در تعامل با محیط های علمی و دانشگاهی، حکمرانی نهاد علم در تعامل با دولت و حاکمیت و حکمرانی نهاد علم در تعامل با فرهنگ، جامعه و رسانه استخراج شده است.
در بازار امروز برندهایی موفق هستند که مدیران بتوانند وفاداری در مشتری را ایجاد کنند. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر هویت برند بر ارزیابی برند و ایجاد وفاداری مشتریان (پوشاک ورزشی آدیداس) می پردازد. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی است و جامعه این پژوهش مجموعه مشتریان نمایندگی ها ی آدیداس در سطح شهر تهران می باشد . بدین منظور نمونه ای به حجم 384 نفر (با توجه به جامعه آماری نامحدود) از نمایندگی ها ی این برند در شهر تهران انتخاب شد و اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسشنامه جمع آوری گردید، پرسشنامه ای ک روایی سازه آن از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت. سپس به منظور تجزیه تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها ، از مدل یابی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزارهای آماری اس پی اس اس نسخه 22 و نخسه72/8 لیزرل استفاده گردید. نتایج آزمون فرضیات پژوهش نشان می دهد که هویت برند بر کیفیت محصول و ارزش درک شده و اعتماد به برند تاثیر مستقیم و معناداری دارد و کیفیت محصول و ارزش درک شده و اعتماد به برند تاثیر مستقیم و معناداری بر وفاداری به برند دارند و همچنین هویت برند تاثیر غیر مستقیم و معناداری بر وفاداری به برند دارد. هنگامی که مشتری با برندی خاص هویت یابی می کند، این امر بر قضاوت وی نسبت به برند مورد نظر اثر مثبت گذاشته و در نهایت، سبب وفاداری می گردد. پس می توان گفت که هویت برند از طریق کیفیت محصول، ارزش درک شده و اعتماد به برند موجب وفاداری مشتریان می شود.
هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه بین سواد دیجیتال و مدیریت دانش با توانمندسازی معلمان شهر دهدشت بود. تحقیق از نظر ماهیت، توصیفی (غیرآزمایشی) از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل همه معلمان شهرستان کهگیلویه به تعداد 2200 در سال 1398 بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) انجام شد و تعداد 327 نفر از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی طبقه ای از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سواد دیجیتالی توحیدی اصل (1391)، مدیریت دانش نیومن و کنراد (1999) و اسپریتزر (1995) استفاده شد. داده ها با آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. یافته نشان داد ضریب همبستگی به دست آمده در سطح اطمینان (05/0p<) بین سواد دیجیتال و توانمندسازی (6/35%=r)، بین مدیریت دانش و توانمندسازی (2/54%=r) مثبت و معنادار بودند. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که مدل استفاده شده برای پیش بینی توانمندسازی معلمان شهر دهدشت معناداراست و این مدل توان تبیین رابطه بین متغیرها را دارد. متغیرهای مدیریت دانش و سواد دیجیتال، به ترتیب با ضرایب بتای 2/29% و 4/12%، توان پیش بینی توانمندسازی معلمان شهر ده دشت را داشتند. بر اساس ضریب بتا، به ازای یک واحد استاندارد افزایش خرده مقیاس های یافتن اطلاعات و مدیریت اطلاعات و ارتباطات، دانش آفرینی، حفظ (جذب) دانش و انتقال دانش به ترتیب 21%، و 5/48%، 7/22%، 6/57% و 3/61% واحد استاندارد باعث افزایش توانمندسازی معلمان شهر دهدشت می گردد. بر این اساس، نتیجه گیری می شود که برای توانمندسازی معلمان، توجه به مدیریت دانش (توانمندی و به روز بودن مدیر) و ارتقای سواد دیجیتالی معلمان، ضروری است.
به منظور مطالعه رفتار کارکنان در هنگام بحران، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی تاب آوری منابع انسانی در صنعت بانکداری در دوران کووید19 با استفاده از روش آمیخته انجام گرفت. این پژوهش، ازنظر نحوه گردآوری داده ها، اکتشافی-توصیفی و ازنظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. مشارکت کنندگان بخش کیفی 14 نفر از خبرگان حوزه مدیریت و صنعت بانکداری بودند که با روش هدفمند، انتخاب شدند و با آنان مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. در بخش کمی گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه از 196 نفر از مدیران و کارکنان بانک ملت استان البرز که به شیوه تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. به منظور ارائه مدل کیفی، از تئوری داده بنیاد و نرم-افزار MAXQDA بهره گرفته شد و برای اعتبارسنجی مدل، از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری باز و محوری، به استخراج 4 عامل (فردی و شخصیتی، زیرساخت و فناوری، اجتماعی و فرهنگی، سیاسی و قانونی)، 9 زیرمولفه و 33 شاخص منجر شد. یافته های بخش کمی نشان داد 28 شاخص از 33 شاخص، مورد تایید است و هر چهار عامل شناسایی شده تاثیر مثبت معناداری بر تاب آوری منابع انسانی دارند. مقایسه ضرایب تعیین نشان داد عامل فردی و شخصیتی، عامل زیرساخت و فناوری، عامل اجتماعی و فرهنگی و عامل سیاسی و قانونی به ترتیب بیش ترین تاثیر را بر تاب آوری منابع انسانی بانک ها داشته اند. نتایج مطالعه، این امکان را به مدیران بانک ها می دهد تا با شناسایی نقاط اساسی و مولفه های تاب آوری نیروی انسانی، راهبرد و طرحی منسجم برای بهبود شرایط موجود جهت مقابله با بحران ها و حوادث داشته باشند.
امروزه گردشگری به عنوان یکی از پویاترین صنعت های دنیا، بخش مهمی از فعالیت های اقتصادی و تولیدی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را به خود اختصاص داده است. از این رو برنامه ریزی استراتژیک در راستای شکل گیری و توسعه گردشگری در انواع مختلف آن، به عنوان یک راهبرد اساسی در طرح های آمایش سرزمین بسیاری از کشورها مطرح گردیده است. با توجه به اهمیت موضوع، هدف از این پژوهش تدوین الگوی توسعه گردشگری سلامت در کلانشهر تبریز با رویکرد آینده پژوهی است. روش تحقیق، آمیخته و ترکیبی از رویکردهای کمی-کیفی با ماهیت آینده پژوهی بوده که در راستای گردآوری اطلاعات از تکنیک دلفی نخبگان و مدیران شهری (20 نفر متخصص حوزه گردشگری) و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع در نرم افزار MICMAC استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که آینده توسعه گردشگری سلامت در کلانشهر تبریز به شدت تحت تأثیر خصوصی سازی خدمات گردشگری سلامت؛ ایجاد هماهنگی و یکپارچگی بین دستگاههای ذیربط در امور گردشگری سلامت؛ و ارزیابی مستمر وضعیت موجود درمانی (پتانسیل ها، امکانات و کاستی ها) قرار خواهد گرفت؛ همچنین نتایج ارزیابی پایداری/ناپایداری سیستم و پیشران های تأثیرگذار بر توسعه گردشگری سلامت در کلانشهر تبریز حاکی از آن است که سیستم و پیشران ها ثابت و پایدار بوده و در اکثر معیارها نیاز به ارتقاء و در برخی معیارها نیاز به تغییر رویه و برنامه ریزی استراتژیک در ابعاد مختلف اجتماعی، ظرفیت سازی نهادی–مدیریتی، تدوین قوانین منسجم و خصوصی سازی خدمات گردشگری سلامت با حمایت و نظارت ارگان های دولتی در راستای دست یابی به توسعه پایدار گردشگری سلامت احساس می گردد