ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۱۰۲۱.

تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع تحلیل محتوا و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل محتوای کتاب درسی جدیدالتالیف فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک چاپ 1404 و حجم نمونه برابر با حجم جامعه آماری انتخاب شد. ابزار این تحقیق فرم تحلیل محتوا محقق ساخته با توجه به الگوی عوامل خلاقیت گیلفورد بود. برای تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک از یک طرح کدگذاری استفاده شده است. در مرحله اول متن کتاب، پرسش و فعالیت ها، تصاویر و همچنین جدول های کتاب مشخص می شود؛ در مرحله دوم کلیه واحدها در تمامی قسمت ها با طبقه مورد نظر، از نظر شاخص های خلاقیت گیلفورد مطابقت داده شده و در جدول های مربوطه ثبت شده؛ و در مرحله سوم کلیه واحدها که در سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد قرار داشتند شناسایی و شمارش شده اند. روایی ابزار تحقیق بر اساس نظر متخصصان تعلیم و تربیت قابل قبول بود و پایایی بر اساس فرمول هولستی مورد محاسبه قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی تأکید بیش از حد به سطح حافظه شناختی و تفکر همگرا دارد و به تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب در حد ضعیفی توجه کرده است. نتیجه گیری کلی این است که در محتوای کتاب فیزیک پایه یازدهم جدیدالتألیف، تعادل مناسبی میان سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد وجود ندارد و ضروری است تمهیدات لازم برای ایجاد این توازن در بازنگری های آینده در نظر گرفته شود.
۱۰۲۲.

تحلیل پیشران های کلیدی اثرات هوشمندسازی بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغییرات اقلیمی با رویکرد آینده پژوهی (مورد مطالعه: شهرستان های فردوس، بشرویه و سرایان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۸
هوشمندسازی روستاها به عنوان رویکردی نوین در توسعه زیرساخت های روستایی، نقشی کلیدی در توانمندسازی اقتصادی و کاهش آسیب پذیری خانوارهای روستایی ایفا می کند. از همین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی و پیشران های اثرگذار بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغییرات اقلیمی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی–تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی است. داده ها به شیوه اسنادی و میدانی (پرسش نامه) گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل 3۵ نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه توسعه روستایی است. جهت اعتباربخشی، روایی و پایایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه استفاده گردید. و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MICMAC انجام گرفته است. یافته ها نشان داد که از میان ۵۰ شاخص بررسی شده، ۱۶ پیشران کلیدی شناسایی شدند. در بُعد سیاست های حمایتی، مهم ترین عوامل شامل دسترسی بهتر به بازارهای مالی (44)، افزایش درآمد فعالیت های وابسته به کشاورزی (53)، حمایت دولت و دسترسی مناسب به امکانات پشتیبانی (55) و غیره می باشند. همچنین در بُعد سیاست های بازگشت به شرایط مناسب پس از شوک های اقلیمی، متغیرهایی چون اعطای وام و تسهیلات به آسیب دیدگان (35)، توانایی ایجاد و توسعه کسب وکار (42)، و دسترسی به شغل مناسب در روستا و شهرهای پیرامونی (40) و غیره می باشند.
۱۰۲۳.

ارزیابی و اولویت بندی جاذبه های گردشگری در راستای توسعه اقتصادی استان قم با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۴
ظهور فناوری های نوین باعث پویایی و پیچیدگی فضای اجتماعی به خصوص در زمینه تعیین و تبیین گردشگری و جاذبه های بر اساس سلایق و نیازهای آن شده است. در این راستا، هدف اصلی این مطالعه شناسایی پیشران های گردشگری استان قم و سناریوسازی با رویکرد آینده پژوهی است. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش توصیفی است و با توجه به ماهیت آن رویکردی آمیخته دارد. جامعه مشارکت کنندگان این طرح در مرحله کیفی و کمی شامل خبرگان، اساتید دانشگاهی، فعالان حوزه گردشگری با حداقل پنج سال سابقه مفید و درنهایت مسئولان دستگاه های اجرایی متولی امور گردشگری بوده که در مرحله کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با مصاحبه با 25 نفر اشباع نظری و در مرحله کمی با توزیع پرسشنامه بین 46 نفر اولویت بندی انجام شد. در این تحقیق برای تجزیه وتحلیل یافته ها در مرحله کیفی از رویکرد آینده پژوهی و در مرحله دوم با روش میانگین استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که برای تدوین سناریوهای جاذبه های گردشگری استان قم باید دو پیشران «تغییرات نسلی و سبک زندگی در مقابل ثبات نسلی و سبک زندگی» و «گرایش به آثار تاریخی و مذهبی در مقابل گرایش به آثار طبیعی و جدید» مدنظر قرار گیرد. بر اساس یافته های این طرح سناریوهایی مانند اصالت در ریشه، تمایل به ریشه، آشوب در ریشه و درنهایت تغییر در ریشه به عنوان سناریوهای محتمل برای جاذبه های گردشگری قم محتمل و برچسب گذاری گردید.
۱۰۲۴.

واکاوی رفتارهای مربیان در پیوند بین جو انگیزشی و رضایت از عملکرد ورزشکاران تنیس روی میز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخلات روان درمانی خانواده محور بر بهبود مؤلفه های عملکرد یادگیری ذهنی (اختلال در خواندن، مشکلات فضایی و مشکل در حساب کردن) و کاهش آشفتگی روانی کودکان مبتلا به اختلالات روانی بستری در بیمارستان بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان زیر ۱۰ سال مبتلا به اختلالات یادگیری و دارای آشفتگی روانی بود که در سال ۱۴۰۴ در بیمارستان های دولتی شهر تهران بستری بودند. از میان افراد غربال شده، ۳۰ کودک واجد ملاک های ورود انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه ۱۵ نفر، جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۴۵ دقیقه ای در برنامه روان درمانی خانواده محور شرکت کرد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اختلالات یادگیری کلورادو و مقیاس اثر رویداد بازنگری شده بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، مداخله خانواده محور اثر معناداری بر کاهش آشفتگی روانی داشت (۵۳٫۶۳F =؛ ۰٫۰۰۱ p < ؛۰٫۹۸ η² =). همچنین اثر مداخله بر کاهش اختلال در خواندن معنادار بود(10٫82F =؛ ۰٫۰۱ p < ؛۰٫29 η² =). در مؤلفه مشکلات فضایی نیز تفاوت دو گروه معنادار گزارش شد (16٫۶4F =؛ ۰٫۰۰۱ p < ؛۰٫38 η² =). افزون بر این، مداخله بر کاهش مشکل در حساب کردن اثر معنادار داشت. (17٫78F =؛ ۰٫۰۰۱ p < ؛۰٫39 η² =). بر اساس یافته ها، روان درمانی خانواده محور می تواند به عنوان رویکردی مکمل برای کاهش آشفتگی روانی و بهبود برخی مؤلفه های یادگیری ذهنی در کودکان بستری مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۲۵.

تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهری با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند (نمونه موردی: شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۴
شهرهای میانی ایران، با ساختار فضایی خاص و چالش های نهادی زیرساختی، به الگوهای بومی برای تحقق پذیری هوشمند نیاز دارند. این پژوهش با هدف تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهر سقز با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند، به ویژه در حوزه حمل ونقل، انجام شده است. روش تحقیق ترکیبی (آمیخته) و مبتنی بر تحلیل پیکربندی فضا و روش دلفی است. تحلیل شبکه معابر با نرم افزار DepthmapX و استخراج ۳۸۶۳ گره و ۴۸۴۸ یال نشان داد ساختار فضایی شهر از ناهمگونی و تمرکز شدید بر گره های مرکزی رنج می برد. شاخص میانگین عمق در هسته مرکزی 0/0232 (نشان دهنده پیوستگی نسبی) است، در حالی که ضریب تغییرات شاخص دسترسی با 68/7 درصد بیانگر نابرابری شدید فضایی در دسترسی به خدمات است. همچنین، شاخص ارتباط با میانگین 0/01705 و انحراف معیار 0/02680، الگوی مرکز پیرامون و وابستگی شبکه به تعداد محدودی از گره های حیاتی را آشکار ساخت. از سوی دیگر، فرایند دلفی دومرحله ای با ۱۵ خبره به بومی سازی و اجماع نهایی روی 40 گویه در پنج شاخص کلیدی منجر شد. ضریب هماهنگی کندال از 0/372 در دور اول به 0/786 در دور دوم رسید که حاکی از اجماع قوی خبرگان بوده است. یافته های تلفیقی نشان داد گره های با مقادیر هم زمان بالا در شاخص های بینابینی و دسترسی (مانند گره های مرکزی محلات 10 و 11)، نقاط کلیدی برای استقرار بهینه زیرساخت های هوشمند هستند. در مقابل، نواحی پیرامونی (محلات 16 و 17) با عمق فضایی بالا و دسترسی پایین، نیازمند مداخلات هوشمندانه برای کاهش شکاف دیجیتال و عدالت فضایی هستند.
۱۰۲۶.

ارتباط طرحواره های ناسازگار اولیه با طلاق عاطفی در زنان ورزشکار حرفه ای: نقش میانجیگری آسیب های تعاملی و رفتارهای فداکارانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارتباط طرحواره های ناسازگار اولیه با طلاق عاطفی در زنان ورزشکار حرفه ای و بررسی نقش میانجیگری آسیب های تعاملی و رفتارهای فداکارانه انجام شد. مواد و روش ها: جامعه آماری این پژوهش را تمام زنان ورزشکار حرفه ای شهر کرج تشکیل دادند که از میان آنها تعداد 308 نفر به روش نمونه-گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون طلاق عاطفی محمدی و همکاران(2017)؛ پرسشنامه طرحواره یانگ(1998)؛ پرسشنامه آسیب های تعاملی بین فردی پاشایی و همکاران(2021) و مقیاس فداکاری هارپر و فیگرس(2008) بود. برازش مدل ساختاری با استفاده از شاخص های برازش و نرم افزارهای اس.پی.اس.اس نسخه24 وآیموس نسخه24 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. طلاق عاطفی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه شامل بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل ، دگرجهت مندی، گوش به زنگی بیش از حد و بازداری و محدودیت های مختل به طور مستقیم پیش بینی شد. همچنین طلاق عاطفی بر اساس آسیب های تعاملی و رفتارهای فداکارانه نیز به طور مستقیم قابل پیش بینی بود. نتایج تحلیل مسیرهای غیرمستقیم نشان داد که آسیب های تعاملی و رفتارهای فداکارانه در رابطه بین تمامی طرحواره های ناسازگار اولیه با طلاق عاطفی نقش میانجی معناداری ایفا می کنند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد طرحواره های ناسازگار اولیه با تأثیرگذاری بر آسیب های تعاملی و رفتارهای فداکارانه، نقش مهمی در بروز طلاق عاطفی در زنان ورزشکار حرفه ای دارند. بنابراین، طراحی مداخلات روان شناختی ویژه محیط های ورزشی با تمرکز بر اصلاح طرحواره ها و بهبود تعاملات بین فردی می تواند به ارتقای سلامت روان و پایداری روابط زناشویی این ورزشکاران کمک کند.
۱۰۲۷.

تأثیر تمرین تصمیمی بر انعطاف پذیری شناختی، روان شناختی و دقت مهارت حمله در بازیکنان والیبال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرین تصمیمی بر انعطاف پذیری شناختی، روان شناختی و دقت مهارت حمله روی تور بازیکنان والیبال بود. این مطالعه با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. 36 بازیکن والیبال شهرستان نیشابور با سابقه حداقل 3 سال تمرین در این رشته و فعال در سطوح رقابتی به روش نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه انتخاب شدند. این بازیکنان به طور تصادفی به سه گروه مساوی شامل تمرین تصمیمی، تمرین رفتاری و کنترل، تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل 12 جلسه بود که 2 جلسه از آن به پیش آزمون و پس آزمون اختصاص یافت. در جلسات مداخله، بازیکنان بر اساس دستورالعمل های تمرینی اختصاصی هر گروه، 36 کوشش را اجرا کردند. برای ارزیابی انعطاف پذیری شناختی و روان شناختی به ترتیب از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس (۲۰۱۰) و انعطاف پذیری روان شناختی لیز جول (2020) و برای ارزیابی دقت مهارت حمله، از آزمون و ابزار محقق ساخته مهارت اسپک استفاده شد. در تحلیل استنباطی داده ها، پس از اطمینان از رعایت پیش فرض های آمار پارامتریک، در نرم افزار SPSS نسخه 26، از آزمون تحلیل واریانس آمیخته بین-درون گروهی 2×3 استفاده شد. رسم نمودارها نیز با نرم افزار گراف پد نسخه 9 انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که تمرین تصمیمی باعث بهبود انعطاف پذیری شناختی، روان شناختی و دقت مهارت حمله روی تور شد. دقت مهارت حمله روی تور به شیوه تصمیمی نیز در گروه تصمیمی، بهبود معناداری یافت. بنابراین توصیه می شود که به منظور بهبود مهارت های شناختی و روانشناختی در کنار مهارت حرکتی از تمرینات تصمیمی استفاده شود.
۱۰۲۸.

مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۶۳
زمینه: ذهن آگاهی، به عنوان رویکردی از موج سوم روانشناسی، با تمرکز بر آگاهی لحظه ای و پذیرش تجربه های ذهنی، نقش مهمی در بهبود عملکرد روانشناختی و کیفیت زندگی دارد. در ورزش حرفه ای، به ویژه میان ورزشکاران ملی، این رویکرد می تواند اضطراب رقابتی را کاهش داده و آمادگی ذهنی را تقویت کند. با وجود شواهد موجود، مرور نظام مند مطالعات اخیر برای بررسی جامع اثرات ذهن آگاهی بر عملکرد و سلامت روان ورزشکاران ضروری است. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی بود. روش: این پژوهش به صورت مرور سیستماتیک با هدف بررسی اثرات ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی SID، Magiran، Springer، Scopus، PubMed، ScienceDirect و Google Scholar بود. جستجوی مطالعات با استفاده از کلیدواژه های مرتبط همچون «ذهن آگاهی»، «عملکرد روانشناختی»، «کیفیت زندگی»، «بهزیستی روانی»، «ورزشکاران ملی»، «ورزشکاران نخبه»، «درمان پذیرش و تعهد»، «پروتکل ذهن آگاهی-پذیرش-تعهد»، «کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی» و «ارتقاء عملکرد ورزشی مبتنی بر ذهن آگاهی» انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از پیش تعریف شده صورت گرفت و در نهایت 15 مقاله واجد شرایط وارد مطالعه شدند. داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار اکسل طبقه بندی، خلاصه سازی و به صورت تحلیل توصیفی گزارش گردید. یافته ها: نتایج نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی موجب بهبود معنادار عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی (جریان ذهنی، استحکام و خودکارآمدی، تاب آوری)، کاهش اضطراب رقابتی، افسردگی، استرس و خستگی روانی شدند. این اثرات در ورزشکاران سطح بالا و برنامه های بیش از ۷ هفته پایدارتر بود. همچنین، تغییرات مثبت در شاخص های عصبی (افزایش امواج تتا، آلفا، SMR و بتا و بهبود تمرکز و تنظیم هیجان) گزارش شد، هرچند اثرات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی کمتر پایدار بودند. کیفیت شواهد متوسط تا پایین و تنوع پروتکل ها، فقدان استانداردسازی و وابستگی به ابزارهای خودسنجی از چالش های اصلی بودند. نتیجه گیری: نتایج این مرور نظام مند نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی، به ویژه برنامه های طولانی مدت و ساختارمند، موجب بهبود عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی و کاهش اضطراب رقابتی در ورزشکاران ملی و نخبه می شوند. این رویکرد با تقویت تمرکز، خودتنظیمی و تاب آوری روانی، به ارتقاء کیفیت زندگی ورزشکاران کمک می کند. با این حال، محدودیت های روش شناختی و تنوع پروتکل ها، ضرورت انجام مطالعات آینده با طراحی دقیق تر و استفاده از شاخص های عینی را برجسته می سازد.
۱۰۲۹.

واکنش کوتاه مدت و بلندمدت بازده سهام صنایع صادراتی و وارداتی به سیاست پولی در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۲
نوسانات نرخ ارز و تغییرات سیاست پولی از طریق کانال هایی نظیر هزینه سرمایه، اعتبارات و نرخ ارز بر بازدهی بازار سهام اثرگذار هستند. درک تمایز این اثرات، به ویژه در شرایط تحریم های اقتصادی، برای سیاست گذاران و سرمایه گذاران اهمیتی دوچندان دارد. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی اثر سیاست پولی بر بازدهی سهام ۹ صنعت صادراتی و ۸ صنعت وارداتی و همچنین مجموع این صنایع در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ماهانه فروردین ۱۳۸۹ تا اسفند ۱۴۰۲ می پردازد. بدین منظور سیاست پولی با استفاده از شاخص شرایط پولی حاصل از روش تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) اندازه گیری شد و متغیرهای حجم نقدینگی، قیمت نفت و نرخ بهره به عنوان متغیرهای کنترلی لحاظ شدند. برآورد روابط کوتاه مدت و بلندمدت از طریق روش میانگین گروهی تلفیقی (PMG) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد در بلندمدت، سیاست پولی بر بازدهی صنایع صادراتی و بر مجموع صنایع اثر مثبت و معناداری دارد، در حالی که برای صنایع وارداتی اثری مشاهده نشد. در کوتاه مدت اثری مستقیم گزارش نشد، اما ضرایب تصحیح خطا نشان دادند که صنایع صادراتی، وارداتی و مجموع صنایع به ترتیب با سرعت ۸۴، ۷۴ و ۸۰ درصد به تعادل بلندمدت بازمی گردند. این یافته ها نقش غالب صنایع صادراتی در بازار سرمایه ایران را برجسته می سازد. بنابراین پیشنهاد می شود سرمایه گذاران در شرایط سیاست پولی انبساطی تمرکز بیشتری بر صنایع صادراتی داشته باشند و سیاست گذاران با مدیریت نرخ ارز و نرخ بهره، آثار بالقوه منفی بر صنایع وارداتی را کاهش داده و ثبات انتظارات فعالان اقتصادی را تقویت نمایند.
۱۰۳۰.

بررسی تاثیر تحریم های اقتصادی و نوسانات نرخ ارز بر واردات کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۷
تحریم های اقتصادی علیه اقتصاد ایران، به طور اجتناب ناپذیری ارزش پول ملی و جریان تجارت بین المللی را تحت تاثیر قرار داده اند. از طرفی تحریم ها بر انتظارات مردم اثر گذاشته و موجب افزایش نوسانات نرخ ارز نیز شده اند. با درک این اهمیت، هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر تحریم های اقتصادی و نوسانات نرخ ارز بر واردات کشور ایران طی دوره 1402-1370 است. این تحقیق حاوی دو نوآوری است؛ اول اینکه تحریم های اعمال شده علیه اقتصاد ایران را با سه درجه بندی مختلف خفیف، متوسط و قوی؛ لحاظ کرده و دیگر اینکه چون عوامل مرئی و نامرئی متعددی می توانند بر واردات یک کشور موثر باشند، از مدل رگرسیون فازی برای برازش مدل استفاده کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با افزایش نوسانات نرخ ارز، ریسک معاملات برای واردکنندگان افزایش یافته و به همین دلیل جریان ورودی واردات کاهشی شده است. همچنین ضرایب فازی متغیرهای مجازی تحریم نیز نشان دهنده این است که با اعمال تحریم ها، علاوه بر محدودیت جریان ورودی کالاها و خدمات به کشور، هزینه های تمام شده کالاهای وارداتی نیز افزایش یافته و به همین دلیل نسبت وارادت به تولید ناخالص داخلی ایران، کاهش محسوسی را تجربه کرده است. در مقایسه ضرایب فازی مثلثی متقارن مدل مورد مطالعه نیز می توان نتیجه گرفت که اصلی ترین مانع واردات به کشور ایران، تحریم های با شدّت قوی هستند که همچون دیواری بلند بر سایر عوامل سایه افکنده و جریان ورودی کالاها و خدمات را به شدت کاهش داده اند.
۱۰۳۱.

تبیین الگوی ارتقای سلامت اداری-آموزشی در نظام دانشگاهی ایران: نقش محوری رهبری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه و هدف : هدف این پژوهش، تبیین یک الگوی جامع و بومی برای ارتقای سلامت اداری-آموزشی در دانشگاه های ایران با تمرکز بر نقش محوری رهبری آموزشی است. روش شناسی پژوهش : پژوهش کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان حوزه امر (اساتید، مدیران، کارشناسان اخلاق حرفه ای و منابع انسانی) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار  MAXQDA2020 انجام شد. یافته ها : از تحلیل داده ها، 66 کد باز، 10 مقوله محوری و 4 مقوله انتخابی استخراج گردید که در قالب یک مدل پارادایمی شامل چهار لایه اصلی سازماندهی شد که عبارتند از: لایه هنجارهای ارزشی با مؤلفه های (اخلاقی-تربیتی و حمایتی)، لایه سازمانی با مؤلفه های (عوامل درون سازمانی و برون سازمانی)، لایه اقدامات عملی با مؤلفه های (ظرفیتی-آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و قانونی) و لایه راهبردهای خاص با مؤلفه های (فرهنگی-آموزشی، سازمانی-نهادی و قانونی-هنجاری). روایی مقوله ها و مؤلفه های مدل با شاخص های روایی محتوایی (CVR  و  CVI) و پایایی آن ها نیز با روش پایایی بازآزمون مورد تأیید قرار گرفت. شواهد مصاحبه نشان می دهد رهبری آموزشی محرک اصلی فعال سازی این لایه هاست. بحث و نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی نشان می دهد که ارتقای سلامت اداری-آموزشی فرآیندی چندلایه و نظام مند است که رهبری آموزشی با ایفای نقش تحول آفرین و اخلاق محور، می تواند در یکپارچه سازی این لایه ها و ایجاد تغییر پایدار مؤثر باشد. نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی بومی و مبتنی بر داده های زمینه ای است که نقش راهبردی رهبری آموزشی را در پیوند ابعاد ارزشی، ساختاری و عملیاتی سلامت اداری-آموزشی تبیین می کند.
۱۰۳۲.

کاربرد رویکرد شبکه های بیزی در مدل سازی شدت فرسایش بادی در استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
این پژوهش با هدف مدل سازی و پهنه بندی شدت فرسایش بادی در استان گلستان انجام شده است. بدین منظور، نخست متغیرهای تأثیر گذار بر شدت فرسایش بادی در منطقه مورد مطالعه بر اساس مرور منابع و نظر کارشناسان، شناسایی و انتخاب شد. در مرحله بعد با استفاده از نمودار تأثیر، روابط علّی و معلولی بین این متغیرها مشخص شد. پس از تشکیل جدول های احتمالات شرطی برای متغیرهای مدل، نمودار تأثیر با استفاده از نرم افزار « Netica »   به یک مدل بیزی اولیه تبدیل شد. شدت فرسایش بادی بر اساس مدل طراحی شده به صورت تصادفی در 100 نقطه در سطح استان گلستان شبیه سازی شد. همچنین جهت صحت سنجی نتایج مدل بیزی از مدل تجربی «اریفر» و شواهد میدانی استفاده شد. براساس حساسیت سنجی مدل بیزی، فرسایش بادی در منطقه بیشتر تحت تأثیر، فرسایش پذیری، فرسایندگی و پوشش سطح زمین است. نتایج مدل بیزی نشان داد آسیب پذیرترین نقاط از نظر خطر فرسایش بادی نواحی شمالی (شمال شهرستان گنبد)، شمال شرقی (شهرستان مراوه تپه) و شمال غرب (شهرستان های آق قلا و گمیشان) محسوب می شوند. براین اساس، احتمال خطر فرسایش بادی در 607176 هکتار از منطقه در کلاس 0 تا 25 درصد، 499910 هکتار در کلاس 25 تا 50 درصد، 437195 هکتار در کلاس 50 تا 75 درصد و 486367 هکتار در کلاس 75 تا 100 درصد قرارگرفت. همچنین نتایج نشان دهنده ضریب تبیین مناسب (R2 =0.7) بین احتمالات طبقه "زیاد" خروجی مدل شبکه باور بیزی و امتیاز مدل « IRIFR » بود که نشان از دقت قابل قبول مدل در پیش بینی سطوح تحت تأثیر فرسایش بادی است. بر اساس نتایج به دست آمده از مدل بیزی و نقشه احتمالاتی ارائه شده در این پژوهش می توان به بررسی و اولویت بندی کانون های بحرانی فرسایش بادی در استان گلستان پرداخت که برای برنامه ریزی و مدیریت از اهمیت زیادی برخوردار است .
۱۰۳۳.

Identifying Discourse Features for Medical English Instruction: Evidence from YouTube-Based Corpus Analysis

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۵
Voice recognition and text-mining tools have democratized corpus construction, allowing educators to create responsive materials based on authentic discourse trends. In global healthcare contexts, where English functions as a lingua franca, cultivating discourse competence is essential for safe and effective communication. This study employed corpus linguistics methods to analyze authentic medical English sourced from YouTube videos. A specialized corpus was compiled and analyzed using Otter.ai and Sketch Engine to examine linguistic patterns, collocations, and discourse structures in real-world medical communication. Findings revealed that medical professionals frequently employ modal verbs (e.g., can, should, must ), passive constructions, and high-frequency collocations (e.g., blood pressure, heart rate and patient care ) that serve distinct pragmatic functions. Moreover, interactional phrases such as let me explain and can you see and discourse markers such as so and now are pervasive, reflecting the interpersonal and procedural nature of clinical discourse. Cross-cultural comparison further indicated notable variation in communication style, with Western contexts showing greater empathy and shared decision-making, and South Asian contexts favoring directive, authoritative tones. These patterns provide insight into the pragmatic and intercultural dimensions of medical English and highlight the potential of YouTube-based corpora as authentic resources for English for Medical Purposes (EMP) instruction.
۱۰۳۴.

Negotiating the In-Between: Hybrid Identities and Postcolonial Displacement in Jhumpa Lahiri’s Interpreter of Maladies

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
This study examines the themes of hybrid identities and postcolonial displacement in Jhumpa Lahiri’s Interpreter of Maladies . Studying Mrs. Sen's as a primary case study, supplemented by intertextual references to A Real Durwan , The Treatment of Bibi Haldar and When Mr Pirzada Came to Dine . the research explores how Lahiri’s narratives articulate the complexities of cultural negotiation, belonging, and unhomeliness. The aim is to analyze how Lahiri’s characters embody Homi K. Bhabha’s theories of hybridity and the Third Space, which refers to the liminal site where cultural meaning and identity are negotiated, highlighting their struggles and adaptations in transcultural contexts. The methodology involves a close textual analysis of selected stories. The discussion reveals how characters navigate their in-between identities, oscillating between assimilation and cultural retention, and how Lahiri’s hybrid storytelling refers to both the narrative technique and thematic hybridity, which challenges monolithic cultural representations. The findings underscore the dual nature of liminality as both a source of conflict and a catalyst for hybrid identity formation. The conclusion emphasizes that Lahiri’s contribution to postcolonial discourse is foregrounding everyday negotiations of identity through fluid, diasporic experiences. Ultimately, the study highlights the resilience of Lahiri’s characters in negotiating displacement, offering a nuanced understanding of identity in a globalized world.
۱۰۳۵.

Deconstructing Identity in Shakespeare’s Richard II

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
This paper examines the traditional and materialist conceptions of subjectivity, as portrayed in Shakespeare’s Richard II . The traditional view theorizes a human subject with a unified, coherent, and unchanging core, independent of its historical and social contexts, and characterized by self-determination. In contrast, materialist thought, as articulated by thinkers like Dollimore, rejects the notion of a fixed, essential self and emphasizes the constructed and contingent nature of identity. This perspective views identity as shaped by social, political, and ideological forces, and as inherently fluid and other-determined. The paper applies this theoretical framework to the character of Richard, who embodies the traditional view of a divinely ordained, autonomous king. Richard's inability to recognize the constructed nature of his identity leads to his political downfall and personal disintegration. Conversely, Bolingbroke, who succeeds Richard, demonstrates a keen awareness of the contingent and relational aspects of identity and emphasizes the importance of social and political legitimation. The examination of Richard II highlights the shift from a medieval, essentialist understanding of identity to a Renaissance, materialist one, underscoring the political and ideological implications of these differing conceptions of the self.
۱۰۳۶.

The Impact of Peer Corrective Feedback on Pronunciation Development of Intermediate EFL Learners

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
The concept of peer correction in foreign language teaching has been a dominant concern in recent years due to the increased consideration of learner-centered curricula. The researchers have concluded that active engagement happens when learners have to think and correct each other. The purpose of this study was to investigate the effect of peer correction on the pronunciation improvement of Iranian EFL learners in oral productions. To do this, two research questions were raised, and 60 participants were carefully chosen from among English language learning students at a private language school. By assigning a PET test, they were divided into two groups. In the peer correction group (experimental group), the participants corrected each other's pronunciation errors, and for the control group, learners’ errors were corrected by the teacher. This process continued for 20 sessions. A pre-test and a post-test were administered. The results showed that there is a significant difference in the pronunciation of the peer correction group compared to the other group, and the peer correction group outperformed the teacher correction group. It can be concluded that there is a direct relationship between using the peer corrective feedback method of correcting pronunciation and learners' pronunciation improvement in EFL classes.
۱۰۳۷.

Applying Lefevere’s Strategies to Persian Translations of Shakespeare’s Sonnets

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
Rendering Shakespeare’s sonnets into Persian is notably difficult because their complex language, rich metaphors, and rigid iambic pentameter often conflict with the unique rhythmic patterns and stylistic norms of Persian poetry. This study examines how three Persian translators (Behnam Moghadam, Taghi Tafazoli, and Omid Tabibzadeh) addressed these complexities. A corpus of 77 sonnets, translated across different decades in the 20th century, was analyzed to determine the frequency and application of Lefevere’s (1975) seven strategies for poetry translation. Results revealed that literal translation was the most prevalent strategy, with two translators favoring word-for-word accuracy to preserve semantic fidelity, while one prioritized metrical adaptation to align with Persian poetic forms. These findings highlight varied approaches to balancing textual fidelity with cultural and poetic norms, shedding light on the translators’ negotiation of linguistic and aesthetic constraints. The study contributes to translation studies by offering insights into effective strategies for translating complex literary works and fostering cross-cultural literary understanding, with practical implications for translators and scholars of comparative literature.
۱۰۳۸.

Evaluating Cybersecurity Risks in IoT-Enabled Retail: A Hybrid Pythagorean Fuzzy-SWARA–ARTASI Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
Objective : This study aims to identify and prioritize cybersecurity risks associated with IoT applications in the retail sector, an area critical to digital transformation and operational resilience. Given the challenges managers face in evaluating threats under uncertainty, the study introduces a novel methodological framework to enhance risk-based decision-making and strategic resource allocation.  Methodology: A hybrid approach combining Pythagorean fuzzy SWARA (PF-SWARA) and an alternative ranking technique based on adaptive standardized intervals (PF-ARTASI) within the FMEA framework is proposed. PF-SWARA is used to weight evaluation criteria, and PF-ARTASI ranks the identified risks. The model is applied to a case study in Iran’s retail sector. Sensitivity and comparative analyses are conducted to validate the robustness and effectiveness of the method. Results : The findings show that "Insecure Firmware/Software and Inadequate Patch Management" is the top cybersecurity risk, followed by "Lack of Standardization and Interoperability Issues" and "Physical Security concerns". The proposed PF-SWARA–ARTASI approach outperforms traditional FMEA and PF-MOORA methods in terms of result consistency, robustness, and practicality under uncertain conditions. Conclusion : This research makes four contributions: (1) It proposes the first integration of PF-SWARA and PF-ARTASI within FMEA; (2) applies a novel ranking method for risk prioritization; (3) provides an actionable list of prioritized cybersecurity risks in IoT-enabled retail; and (4) validates the model through extensive sensitivity and comparative analysis. The study provides a valuable decision-making tool for IT managers and contributes to the existing literature on fuzzy risk assessment in retail contexts.
۱۰۳۹.

Emotion, Ethics, and Conceptual Engineering: toward an affective-ethical framework(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۸
This study develops the Affective Ethical Model of Conceptual Engineering (AEMCE), a framework we introduce to address a critical and underexplored gap in conceptual engineering: the emotional dimension of concepts. While traditional normative conceptual engineering has focused on the application of concepts to moral and social applications, it has largely overlooked the overwhelming emotional impact a concept may have on individuals. These emotional resonances, whether harmful, isolating, or manipulative, are often ignored, creating ethical blind spots. The Affective Ethical Model of Conceptual Engineering rectifies this by introducing affective accountability and ethical adequacy as foundational criteria for conceptual success. This model is structured around four iterative and interdependent stages: Diagnosis, Design, Circulation, and Evaluation, which are operationalized through the Affective Performance Test. These rigorous mixed methods protocol empirically assesses both emotional engagement and harm reduction. The Affective Ethical Model of Conceptual Engineering demonstrates how concept revision, such as reframing the term “illegitimate child” in Algeria, can promote linguistic justice and social integration, transforming harmful labels into more neutral, inclusive language. This redesigns Conceptual Engineering not as an instrument of intellectual clarity but as a moral technology that has the capacity to transform the moral and emotional infrastructure of society. As a blend of emotional intelligence and philosophical accuracy, the Affective Ethical Model of Conceptual Engineering will provide a new concept of engineering, which improves the sense of moral quality in social life.
۱۰۴۰.

A Critical Comparative Analysis of the Concept of God’s "Form" (Ṣūrah) and "Face" (Wajh) in the Views of Salafi and Imami Hadith Commentators(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۶
The study of the so-called Khabarī attributes has long been a subject of investigation among Muslim scholars. Accordingly, based on certain Qurʾanic verses and narrations, God is described by the attribute of "Face" ( Wajh ), and according to some narrations, He is also described by the attribute of "Form" ( Ṣūrah ). Reliance on the literal meanings of these two attributes gives rise to ambiguities such as anthropomorphism ( Tajsīm ) and assimilation ( Tashbīḥ ). Therefore, examining exegetical and hadith-commentarial theories is necessary in order to clarify a view consistent with the principles of divine unity ( Tawḥīd ). In this regard, hadith commentators of the two intellectual traditions of Salafism and Imami Shiʿism, in accordance with their distinct doctrinal foundations, have offered explanations of these two attributes. Clarifying and critically evaluating these views is essential for identifying the correct position concerning the divine attributes. For this reason, the present study examines the attributes of "Form" and "Face" in the Qurʾan and narrations, with a focus on the perspectives of Salafi and Imami hadith commentators. Adopting a comparative approach, it analyzes and critiques the exegetical and hadith-commentarial views of Sunni, Salafi, and Shiʿi scholars, and seeks to identify the sound interpretation of these two attributes. The findings indicate that Salafis, by accepting the apparent meaning of the text in the narration "God created Adam in His form" ( Khalaqa Allāhu Ādama ʿalā Ṣūratih ), refer the pronoun "His form" ( Ṣūratih ) to God and, based on the principle of adherence to the literal meaning, regard the "Face of God" as visible on the Day of Resurrection. In contrast, Imami commentators, relying on an interpretive approach, understand "Form" as the manifestation of divine attributes in the human being, and interpret "Face" either as the luminous reality of the Prophet or as the divine essence without any literal, corporeal meaning. Consequently, the perspective of Imami hadith commentators is more consistent with Qurʾanic- and Sunnah-based principles of divine unity, whereas the literalist Salafi approach leads to numerous rational challenges, such as anthropomorphism and assimilation.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان