ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۹۲۱.

L’instance narratrice dans L’Insoutenable légèreté de l’être et La Plaisanterie de Milan Kundera(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۳
Dans l’analyse narratologique inspirée de Gérard Genette, l’instance narratrice désigne la voix qui raconte. Les romans de Milan Kundera, tels que La Plaisanterie et L’Insoutenable légèreté de l’être, illustrent deux formes très différentes de cette instance, qui traduisent l’évolution de l’art romanesque de cet auteur tchèque et sa conception philosophique du récit. Dans La Plaisanterie, la narration est polyphonique ; quatre narrateurs-personnages racontent tour à tour leur vécu. Chacun est un narrateur intradiégétique et homodiégétique, offrant une focalisation interne propre. Cette multiplicité détruit la voix unique du narrateur omniscient et fait du récit un ensemble de perspectives subjectives où se construit la vérité. Dans L’Insoutenable légèreté de l’être, Kundera adopte une voix extradiégétique, souvent confondue avec celle de l’auteur. Le narrateur intervient, commente et interroge ses personnages, créant une métalepsie qui relie le plan de la fiction à celui de la réflexion philosophique. Selon la perspective genettienne, Kundera déplace la fonction de l’instance narratrice, de la pluralité homodiégétique de La Plaisanterie à la voix extradiégétique et métanarrative de L’Insoutenable légèreté de l’être. Dans les deux cas, la narration n’est pas une imitation du réel mais un laboratoire d’expérimentation existentielle. Ainsi, selon la perception de Genette, Kundera transforme la narration en un instrument de pensée : l’instance narratrice devient l’espace où le roman expérimente le « champs des possibilités humaines ».
۹۲۲.

مطالعه مؤلفه های پُست مدرنیست در سینمای معاصر ایران (موردپژوهی فیلم های شیرین و فروشنده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
ین پژوهش با هدف بررسی و تحلیل بازنمود مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای معاصر ایران انجام شده است. مدرنیته با گسست از سنت پا به عرصه گذاشت اما در دوره پست مدرنیسم نتایج و المان هایی آن مورد تردید و بازنگری قرار گرفت. سینما نیز به عنوان رسانه ای پویا در جهان متأثر از مؤلفه های پست مدرنیسم تحول یافته است. گفتمان دوره پست مدرن با مؤلفه هایی چون گسست زمان، فروپاشی کلان روایت ها، بینامتنیت، عدم قطعیت و از بین رفتن مرز واقعیت و هنر در دهه 90 میلادی به انحای گوناگون در سینما بازنمود داشته است. سینمای ایران نیز مستثنا نبوده و بررسی مؤلفه های پست مدرن در آن مورد توجه و ضروری به نظر می رسد. ازاین روی مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای ایران است. روش پژوهش کیفی-نظری با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل متون نظری با تأکید بر آرای نظریه پردازانی چون ژان فرانسوا لیوتار و ژان بودریار جمع آوری شده است. به منظور آشکارسازی مسئله، دو فیلم شاخص از سینمای معاصر ایران، یعنی شیرین (عباس کیارستمی) و فروشنده (اصغر فرهادی)، به عنوان مطالعه موردی انتخاب و تحلیل شده اند. تحلیل دو فیلم منتخب از سینمای معاصر ایران نشان داد که مؤلفه های پست مدرن به طور بارز در آثار فیلم سازان ایرانی بازتاب یافته است، هرچند بستر روایی آن ها متفاوت است. یافته اصلی این پژوهش، تمرکز هر دو فیلم بر شکستن مرزها و پرسشگری است. این امر از طریق روابط بینامتنی (استفاده از سایر هنرها و آثار مختلف)، مخدوش کردن مرز واقعیت و تخیل/حریم خصوصی، مشارکت دادن مخاطب در ابهامات اثر و خطاب قرار دادن ماهیت سینما محقق شده است. این شیوه، بیانگر رشد محتوایی و پیشرفت فرمال در سینمای ایران بوده که هدف آن آشنازدایی و فعال سازی ذهن مخاطب برای مطالبه گری است. این یافته ها نشان می دهد که سینمای معاصر ایران به طور فعال درگیر گفتمان های جهانی است و مؤلفه های پست مدرن را نه تنها در محتوا بلکه در فرم های روایی نیز بازتولید می کند.
۹۲۳.

تحلیل چندسطحی چالش های مدیریتی گودهای مسکونی در بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: گود سیدالشهدا تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۹
این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندسطحی از چالش های مدیریتی گودهای مسکونی در بافت فرسوده شهری، با تمرکز ویژه بر گود سیدالشهدا تهران انجام شد. ضرورت انجام این پژوهش از پیچیدگی فزاینده مدیریت فضاهای بحرانی در کلان شهرها و ضعف هماهنگی میان سطوح مختلف حکمرانی شهری ناشی می شود. به این منظور، از رویکرد ترکیبی کیفی کمی برای تحلیل داده های گردآوری شده از سطوح مختلف نهادی، سازمانی و محلی استفاده شد. یافته های کیفی، معماری بحران را در قالب سه تم کلیدی آشکار ساخت: «چرخه معیوب آسیب پذیری سه گانه» (ترکیب فقر ساختاری، فرسودگی کالبدی و فروپاشی نهادی)، «جهان های اجتماعی موازی» (شکل گیری شکاف های هویتی فعال و پارادوکس همبستگی) و «گسست نهادی سه لایه» (فروپاشی اعتماد در سطوح ارتباطی، عملکردی و پذیرشی). تحلیل کمی نیز با استخراج سه عامل اصلی ناکارآمدی نهادی، ضعف تاب آوری اجتماعی و ناکارآمدی فضایی کالبدی این ساختار سه گانه را تأیید و کمّی کرد. نوآوری این پژوهش در ارائه چارچوبی یکپارچه برای مدیریت چندسطحی است که بر تعامل و هم افزایی نهادهای کلان، میانی و خرد تأکید دارد. بر این اساس، مدل حکمرانی شبکه ای طراحی شد که سه گذار اساسی را ممکن می سازد: گذار از حکمرانی جزیره ای به شبکه ای، از مشارکت نمادین به ساختاریافته و از راهبردهای تک سرعته به چندسرعته. نتایج تحقیق می تواند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری شهری و تقویت مشارکت ساختاریافته ذی نفعان در جهت شکستن چرخه های معیوب بحران به کار رود.
۹۲۴.

اثرات روانی-اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان ایران: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۵۰
زمینه: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از شایع ترین عفونت های منتقله از راه جنسی در جهان است و زگیل تناسلی از تظاهرات اصلی آن به شمار می رود. درحالی که جنبه های پزشکی این عفونت به طور گسترده بررسی شده است، پیامدهای روانی–اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی پیامدهای روانی–اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل زنان مبتلا به زگیل تناسلی مراجعه کننده به کلینیک های زنان در سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ در ایران بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع داده ها ۲۵ نفر انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری، سپس پیاده سازی و با روش کلایزی تحلیل گردید. یافته ها: شش مضمون اصلی از تحلیل داده ها استخراج شد. 1) واکنش های عاطفی کوتاه مدت شامل بهت زدگی، اضطراب، خشم، شرم، حس تنهایی و احساسات دوگانه بود. 2) اختلال در رابطه زوجی به صورت تضعیف پیوند عاطفی و اختلال در رابطه جنسی بروز یافت. 3) اثرات در زندگی اجتماعی شامل ترس از فاش شدن بیماری، انگ اجتماعی، احساس ناامنی، خشم نسبت به اجتماع، پرهیز از اقدامات درمانی و در برخی موارد ترک شغل بود. 4) نگرانی های ادراک شده درباره آینده بیشتر در زمینه رابطه زوجی در آینده و پیامدهای بلندمدت بیماری مطرح شد. 5) مشکلات روانشناختی شامل عذاب وجدان، افکار و رفتارهای وسواسی، فرافکنی، اضطراب اجتماعی، انزوای اجتماعی و آسیب به خودپنداره گزارش شد. 6) در نهایت، مشارکت کنندگان به راهبردهای سازگاری مانند جستجوی اطلاعات بیشتر، تغییر در سبک زندگی، تمرین شفقت به خود و توسل به معنویت و مذهب روی آوردند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد ابتلا به زگیل تناسلی پیامدهای روانی–اجتماعی متعددی برای زنان به همراه دارد. بر این اساس، ارائه حمایت اجتماعی و روانشناختی همراه با آموزش راهبردهای سازگاری و آموزش با اطلاعات دقیق می تواند در کاهش انگ اجتماعی و آثار روانی–اجتماعی این بیماری نقش مؤثری ایفا کند.
۹۲۵.

تاب آوری متغیرهای کلان اقتصاد و کیفیت زیست محیطی در شرایط مواجهه با تکانه ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
ارز دیجیتال بانک مرکزی، به عنوان شکل سوم پول بانک مرکزی، مزایا و تهدیدهای بالقوه ای برای عملکرد اقتصاد و کیفیت زیست محیطی به همراه دارد. نظر به اهمیت این موضوع، انگیزه مطالعه حاضر طراحی یک الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی باهدف بررسی تاب آوری متغیرهای کلان اقتصاد و کیفیت زیست محیطی در مواجهه با تکانه انتشار ارز دیجیتال بانک مرکزی است. به این منظور، پس از مقداردهی پارامترها بر اساس اطلاعات فصلی اقتصاد ایران طی دوره زمانی 1401:02- 1383:01، در سناریوهای مختلف و باتوجه به درجه چسبندگی قیمت ها، شبیه سازی الگو انجام شده است. نتایج نشان داد که مصرف، تولید غیرنفتی و تولید کل در پاسخ به تکانه انتشار ارز دیجیتال بانک مرکزی افزایش می یابند؛ اما تورم با وقفه واکنش نشان می دهد. به دلیل افزایش تولید، کیفیت زیست محیطی کاهش می یابد. علاوه بر این، مقایسه نتایج حاصل از تغییر در درجه چسبندگی اقتصاد، نشان می دهد که پویایی تمامی متغیرها در پاسخ به تکانه انتشار ارز دیجیتال بانک مرکزی تغییر نکرده است و فقط شدت آن در سناریو عدم وجود چسبندگی قیمت ها، شدیدتر است؛ بنابراین، در یک اقتصاد باوجود چسبندگی قیمت ها، تاب آوری متغیرهای تولید، تورم، مصرف و کیفیت زیست محیطی در برابر تکانه انتشار ارز دیجیتال بانک مرکزی بیشتر است. توصیه می شود بانک مرکزی با انتشار ارز دیجیتال بانک مرکزی، ضمن تحریک سمت تقاضای اقتصاد (مصرف)، شرایط افزایش تولید را فراهم نماید.
۹۲۶.

اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه: وجود تعارضات زناشویی از جمله عوامل مهم در سست شدن بنیان خانواده است و زنان از تعارضات زناشویی آسیب بیشتری می بینند. به نظر می رسد خودخاموشی و باج گیری عاطفی از عوامل موثر بر تعارضات زناشویی هستند. لذا هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر یزد در سال 1403 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ارزیابی ها با پرسشنامه های تعارضات زناشویی (ثنایی و براتی، 1379)، خودخاموشی (جک، 1991) و باج گیری عاطفی (کارنانی، 2018) انجام شد. گروه آزمایش مداخله ایماگوتراپی را در طی 8 جلسه دریافت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، مداخله ایماگوتراپی در کاهش خودخاموشی و باج گیری عاطفی زنان دارای تعارضات زناشویی موثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغییر خودخاموشی بود (01/0 P< ). نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان از مداخله ایماگوتراپی جهت کاهش الگوهای عاطفی مخرب بین زوجین خصوصا خودخاموشی و باج گیری عاطفی استفاده نمود.
۹۲۷.

مدل فرایندی آموزش مسئولیت پذیری به کودکان در منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۵۵
مسئولیت پذیری، مؤلفه ای کلیدی در تربیت اخلاقی، برای پرورش انسان هایی متعهد و وظیفه شناس در ابعاد فردی، اجتماعی و اعتقادی، به ویژه در دوره ابتدایی اول، حیاتی است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل فرایندی آموزش مسئولیت پذیری به دانش آموزان این دوره براساس منابع اسلامی بوده است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی استقرائی است. مراحل شامل خوانش اولیه، کدگذاری باز، شناسایی مضمون های پایه و سازمان دهنده، روایی یابی و تفسیر نهایی بود. یافته ها در سه گام ارائه شدند: 1) زمینه های دستیابی شامل زمینه های شناختی (شناخت خدا، خود، دیگران، حق و باطل)، گرایشی (انگیزه، عزت نفس، اعتمادبه نفس، حس مراقبت) و رفتاری (عزم، وفای به عهد، صداقت، انصاف، غیرت)؛ 2) مؤلفه های فرایندی شامل وظیفه شناسی، پاسخگویی، خیرخواهی، عاقبت اندیشی، اقدام جهادی، نگاه خوش بینانه، تعهد دینی، عمل به هنگام، خودجوشی و احساس کارآمدی؛ 3) دستاوردها شامل رشد درونی (رشد فردی: توانمندی درک نتایج اعمال، هدفمندی، انعطاف پذیری، مدیریت احساسات، ابتکار عمل، بردباری، مهارت های رهبری و کار تیمی، انضباط شخصی، مقبولیت اجتماعی، دوراندیشی، ایمان مخلصانه، خودکارآمدی؛ رشد اجتماعی: رضایت مندی اجتماعی، امید به زندگی، سازگاری با محیط، اعتمادسازی، پیشبرد اهداف جامعه، ایجاد ارزش های اجتماعی، خدمت به مردم، احترام به قوانین، دفاع از حقوق مردم، رفع نیازهای حقیقی؛ رشد معنوی: توسل، توکل) و رشد بیرونی (همدلی، همکاری و امید، الگو شدن، اتقان در عمل). این مدل، چارچوبی تلفیقی برای برنامه ریزان درسی، معلمان، والدین و مراکز تربیتی فراهم می کند تا نسلی مسئول و اثرگذار پرورش یابد.
۹۲۸.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر شکل گیری فضاهای شهری مطلوب برای کودکان: مرور نظام مند دو دهه مقالات پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۳
کودکان به عنوان گروهی آسیب پذیر و در حال رشد در جامعه، به فضاهای شهری نیاز دارند که به طور ویژه و با دقت طراحی شده باشند تا پاسخ گوی نیازهای گسترده آن ها در زمینه های آموزشی، تفریحی و اجتماعی باشند. با این حال، بسیاری از فضاهای شهری موجود نه تنها قادر به تأمین کامل این نیازها نیستند، بلکه در برخی موارد ممکن است تهدیدهایی برای امنیت و سلامت کودکان به همراه داشته باشند. از این رو، طراحی و توسعه فضاهای شهری متناسب با نیازهای روحی و روانی کودکان از اهمیت بالایی برخوردار است و نیازمند توجه ویژه ای در فرآیند برنامه ریزی و طراحی شهری است. این مقاله به شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر طراحی فضاهای شهری مناسب برای کودکان می پردازد و با استفاده از روش مرور نظام مند به تحلیل دو دهه از مقالات پژوهشی جهانی می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، ارائه یک نمای جامع و دقیق از مؤلفه های کلیدی مؤثر بر طراحی فضاهای شهری مطلوب برای کودکان است. برای این منظور، مقالات مرتبط از پایگاه های داده معتبر جهانی نظیر اسکوپوس و الزویر و پایگاه های داده داخلی نظیر مگیران و سیولیکا جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفتند. پروتکل پریزما برای گردآوری و تحلیل داده ها به کار گرفته شد. نتایج نشان می دهد که در دو دهه اخیر، تمرکز زیادی بر مؤلفه های طراحی و کارکردی بوده است، اما کمبود داده های عمیق و جامع در برخی مطالعات وجود دارد که نیاز به تحقیقات بیشتر در این حوزه را برجسته می کند. مؤلفه های کلیدی مؤثر شامل تحرک بهبود یافته و مستقل (ایجاد پویایی)، الهام بخش و آموزشی (محیط یادگیری)، راحتی و قابل دسترس بودن، محیط های ایمن و سالم، رشد اجتماعی و عاطفی، کاهش منابع استرس در محیط خیابان، وجود روابط اجتماعی پاسخ گو در فضاهای شهری، توجه به سرعت عبور کودک در مقابل بزرگسالان، توجه به میدان دید کودک در طراحی خیابان و ایجاد امنیت محیطی در خیابان برای حضورپذیری کودکان است.
۹۲۹.

از نمادگرایی تا شبکه گرایی در دیپلماسی شهری: بازشناسی دگرگونی دانشی و ساختارهای یادگیری در روابط خواهرخواندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۴
در جهان به هم پیوسته امروز، شهرها به بازیگران اصلی در معماری نظم جهانی بدل شده اند و دیپلماسی شهری به عنوان زبان نوین تعاملات جهانی، مرز میان سیاست، دانش و فرهنگ را درنوردیده است. در این میان، روابط خواهرخواندگی دیگر نه سازوکاری نمادین برای تبادل فرهنگی بلکه بستری کارکردی برای بازتولید سرمایه دانشی، انتقال نوآوری و ارتقای ظرفیت های حکمرانی شهری در سطح جهانی تلقی می شود. این پژوهش با بهره گیری از رهیافت تحلیلی شبکه دانش و رویکرد کتاب سنجی، به بازسازی نقشه مفهومی دیپلماسی شهری پرداخته و چارچوبی استراتژیک برای فهم تحول روابط خواهرخواندگی در بستر حکمرانی شبکه ای ارائه می دهد. یافته ها نشان می دهد که ساختار مفهومی روابط بین شهری از الگوی خطی و نمادین گذشته عبور کرده و به سیستمی پیچیده، چندمرکزی و یادگیرنده تبدیل شده است که در آن مفاهیمی چون پایداری، نوآوری اجتماعی، شهرهای هوشمند، و تاب آوری به محورهای هم افزای حکمرانی تبدیل می شوند. در این چارچوب، روابط خواهرخواندگی نقش «گره های دانشی» را ایفا می کنند که از طریق تبادل اطلاعات، فناوری و تجربه، ظرفیت حل مسئله در مقیاس جهانی را افزایش می دهند. تحلیل شبکه دانش نشان داد که خوشه های اصلی پژوهش در این حوزه در دو مسیر عمده شکل گرفته اند: نخست، خوشه «دیپلماسی دانشی و فناورانه» که بر انتقال نوآوری های شهری و همکاری علمی تمرکز دارد و دوم، خوشه «دیپلماسی فرهنگی و اجتماعی» که بر بازتولید سرمایه اجتماعی و تصویر بین المللی شهرها تأکید می کند. در نهایت، این مطالعه با تکیه بر تلفیق داده های شبکه ای و مفاهیم حکمرانی چندسطحی، مدلی مفهومی برای بازتعریف جایگاه روابط خواهرخواندگی در تحقق اهداف توسعه پایدار شهری ارائه می دهد. این مدل، شهرها را نه فقط به عنوان واحدهای جغرافیایی بلکه به مثابه سیستم های زنده تولید دانش، کنشگری سیاسی و یادگیری جمعی بازمی شناساند؛ سیستمی که آینده همکاری های جهانی از دل آن زاده می شود
۹۳۰.

چرخش در سیاست خارجی چین در قبال افغانستان بعد از خروج امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
خروج ایالات متحده از افغانستان در سال 2021، تحولات گسترده ای را در منطقه و سیاست خارجی قدرت های جهانی، از جمله چین، به همراه داشت. این مقاله به بررسی چرخش در سیاست خارجی چین در قبال افغانستان پس از خروج آمریکا می پردازد. برخلاف بسیاری از کشورها، چین چه قبل و چه بعد از آگوست 2021، تعاملات رسمی و رو به افزایشی با طالبان داشته است. با توجه به اهمیت اصل عدم مداخله و همچنین استراتژی اقتصاد محور در سیاست خارجی چین، و با عنایت به خروج امریکا از افغانستان، بسیاری از صاحبنظران مهمترین فاکتور تأثیرگذار بر نحوه تعامل چین با طالبان را ناشی از فرصت ایجاد شده برای بهره برداری از ذخایر طبیعی و زیرزمینی افغانستان دانسته و آن را در راستای طرح کمربند و راه تحلیل کرده اند. با بررسی روابط متغیر چین و افغانستان در ده های گذشته، به نظر می رسد منافع چین در مقطع کنونی فراتر از منفعت اقتصادی است. هدف پژوهش حاضر بررسی فاکتورهای امنیتی بر سیاست چین در قبال حکومت طالبان با ذکر این سؤال است: مهم ترین فاکتور تأثیرگذار بر نحوه تعامل چین با حکومت طالبان چیست؟ فرضیه این است که توانایی طالبان برای مهار گروه های جدایی طلب و تروریستی که امنیت ملی چین تهدید می کنند، مهمترین فاکتور تأثیرگذار بر نحوه تعامل چین با طالبان است. پژوهش حاضر با روش ردیابی فرآیند نشان داده است که از مقطع جنگ سرد تا کنون چین همواره ملاحظات امنیتی در افغانستان داشته و با خروج امریکا از افغانستان در سال 2021، مسئولیت حفظ ثبات و امنیت در افغانستان برای چین افزایش یافته است.
۹۳۱.

ارائه مدل عوامل ریسک سرمایه گذاری در ورزش همگانی بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۵
هدف : هدف این پژوهش ارائه مدل عوامل ریسک سرمایه گذاری در ورزش همگانی بر اساس نظریه داده بنیاد  بود. روش شناسی : این پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ نوع روش داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین است. جامعه و نمونه آماری شامل اساتید و اعضای هیات علمی گروه مدیریت ورزشی و اساتید صاحب نظر در حوزه های اقتصاد و بازاریابی استان آذربایجان شرقی به تعداد 8 نفر بودند که مورد مصاحبه قرار گرفتند و در سه مرحله اساسی کدگذاری انجام شد. یافته ها : نتایج تحلیل سوالات نشان داد که عوامل اثرگذار بر ریسک سرمایه گذاری در ورزش همگانی (نیروی انسانی، سیاست گذاری مدیران، برنامه ریزی های کلان اسپانسرگزینی، مشارکت همگانی مردم، تبلیغات و بازاریابی رسانه ای و توسعه جاذبه های ورزشی)؛ شرایط زمینه ای اثرگذار بر ریسک سرمایه گذاری در ورزش همگانی (عوامل ساختاری نرم افزاری و سخت افزاری، زیرساخت های فنی، اعطای مجوز، ثبات نسبی سیاست ها و قوانین حاکم در جامعه، آیین نامه ها و قوانین اساسی و برندسازی بومی و پایه ای)؛ عوامل مداخله گر بر ریسک سرمایه گذاری در ورزش همگانی (ریسک سیستماتیک، ریسک غیرسیستماتیک، عوامل اقتصادی، عوامل حقوقی، عوامل سیاسی و عوامل اداری)؛ راهبردهای مؤثر بر ریسک سرمایه گذاری در ورزش همگانی (آسیب شناسی و تحلیل موانع، ارزیابی عملکردی مستمر، قانون مداری، تخصیص بهینه سرمایه در مناطق سرمایه پذیر، خصوصی سازی و بازاریابی ورزش همگانی)؛ پیامدهای اجرایی ریسک سرمایه گذاری در ورزش همگانی (ریسک سرمایه گذاری اسپانسرشیپ ها، پیامدهای فرهنگی-ورزشی، سلامت و بهداشت جسمانی و روانی جامعه، ناهنجاری های درون سازمانی و ساختاری) مورد تأیید قرار گرفتند. نتیجه گیری : نتایج حاصل از پژوهش لزوم اهتمام به جذب سرمایه گذاران را آشکار می سازد که با اثربخشی تبلیغات، افزایش میزان سرمایه گذاری بخش های مختلف و روی کارآمدن شرکت های مختلف تولیدی و خدماتی این مهم محقق می شود.
۹۳۲.

Ibn Abī Shaybah’s Methodology in Compiling al-Muṣannaf and Its Position within the Hadith Corpora of Islamic Denominations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۱
al-Muṣannaf by Abū Bakr ibn Abī Shaybah (d. 235/849) is among the most significant hadith works in Islamic history. With more than 37,000 reports covering a wide range of legal, ethical, theological, and historical subjects, it played a crucial role in preserving the narrative heritage of the early centuries. In addition to Prophetic traditions, the collection contains numerous statements by Companions and Successors, and its structure is organized into legal and thematic chapters. This study uses a descriptive–analytical approach to examine the structure and content of the work. The aim is to clarify Ibn Abī Shaybah ’s methodology in collecting, arranging, and transmitting reports. The study also assesses the status of al-Muṣannaf within Sunni hadith corpora and its reception in Shi’a sources. The findings show that Ibn Abī Shaybah emphasized unelaborated transmission, detailed Isnād citation, thematic arrangement, and the inclusion of diverse materials. He left biographical evaluation, content analysis, and preferential judgment to the reader. This approach makes the work a neutral and foundational source for historical studies and comparative Fiqh, but further analysis is needed for direct juridical use. The high esteem of Sunni hadith scholars for this work and the frequent references to it by Shi’a scholars demonstrate its inter-sectarian relevance and value for comparative scholarship.
۹۳۳.

تحلیل علم سنجی و محتوایی گردشگری سلامت هوشمند شهری: رویکرد ترکیبی برای شناسایی الگوها و تم های کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: گردشگری سلامت هوشمند شهری به عنوان یک حوزه نوظهور در عرصه توسعه پایدار و مدیریت شهری، مورد توجه محققان قرار گرفته است. در این راستا، مسأله اصلی، کمبود درک جامع از نحوه ادغام فناوری های هوشمند و مدیریت شهری پایدار در خدمات گردشگری سلامت است و هدف پژوهش حاضر پوشش این مسأله است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شده است. در بخش کمی، با استفاده از روش علم سنجی و نرم افزار VOSviewer، منابع نمایه شده در پایگاه داده اسکوپوس در بازه زمانی 2013 تا 2025 (53 منبع) مورد تحلیل قرار گرفتند. در بخش کیفی نیز از روش تحلیل محتوا برای شناسایی تم ها و الگوهای عمیق تر استفاده گردید. یافته ها: یافته های کمی نشان دهنده آن است که واژگان مرتبط با فناوری های هوشمند (نظیر هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء)، مدیریت شهری (نظیر مدیریت انرژی، مدیریت پسماند) و سلامت عمومی (از جمله شبکه های خدمات بهداشتی) در خوشه های اصلی قرار دارند. نتیجه گیری و پیشنهادات: بر اساس نتایج، فناوری های هوشمند نقش محوری در ارتقای خدمات گردشگری و بهبود تجربه گردشگران دارند. مدیریت شهری پایدار و شبکه های خدمات بهداشتی اضطراری نیز به عنوان عوامل کلیدی در جذب گردشگران شناسایی شدند. نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر با ترکیب یافته های کمی و کیفی، درک جامع تری از حوزه گردشگری سلامت هوشمند شهری، ارایه نموده است.
۹۳۴.

روش شناسی فقه سیاسی و پیوند آن با حکمرانی دینی: بازنگری در موضوع شناسی و مصداق شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقدمه و اهداف: حکمرانی دینی، برای آن که هم زمان به مبانی اسلامی پایبند بماند و از کارآمدی لازم در اداره جامعه برخوردار باشد، نیازمند پیوندی روشمند میان نظریه فقهی و واقعیت اجتماعی است. فقه سیاسی، به منزله نرم افزار اصلی سامان دهی نظام اسلامی، نقش محوری در تحقق این پیوند دارد. با این حال، ضعف های روش شناختی در فقه سیاسی به ویژه در دو عرصه موضوع شناسی و مصداق شناسی می تواند شکاف میان نظر و عمل را تشدید کرده و کارآمدی حکمرانی دینی را کاهش دهد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که جایگاه موضوع شناسی و مصداق شناسی در روش شناسی فقه سیاسی چیست و چگونه می توانند در تولید فقه متناسب با نیازهای حکمرانی دینی نقش آفرین باشند؟ هدف، بازاندیشی در روش شناسی فقه سیاسی با تأکید بر این دو حوزه و تبیین نقش آن ها در برقراری تعامل سازنده میان نظریه فقهی و واقعیت اجتماعی است. روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و در چارچوب رویکرد فلسفه مضاف، با بهره گیری از تحلیل مفهومی و مبنایی در ادبیات اصول فقه، به بررسی مبانی نظری و کاستی های موجود در روش شناسی فقه سیاسی می پردازد. افزون بر آن، با تحلیل انتقادی ساختار آموزشی حوزه های علمیه و شیوه های رایج استنباط، چالش های موجود در موضوع شناسی و مصداق شناسی را شناسایی و تبیین می کند. در ادامه، با تحلیل روابط مفهومی، پیشنهادهایی برای پیوند دادن روش شناسی فقه سیاسی با نیازهای حکمرانی دینی ارائه می شود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که تفکیک موضوعات منصوص و غیرمنصوص نقش تعیین کننده ای در کارآمدی روش شناسی سیاسی دارد. در موضوعات منصوص، غفلت از قرائن مرتبط با زمان و مکان مانند ارتکازات عقلایی، تناسب حکم و موضوع و انصراف می تواند به جمود بر ظاهر الفاظ و فاصله گرفتن از اقتضائات روز منجر شود؛ در حالی که توجه به این قرائن، زمینه کشف دقیق موضوع و پاسخ گویی بهتر فقه به مسائل معاصر را فراهم می سازد. در موضوعات غیرمنصوص که بخش اصلی مسائل نوپدید فقه سیاسی را تشکیل می دهند تحولات پیچیده سیاسی و اجتماعی ضرورت بهره گیری از دانش های جدید، به ویژه علوم سیاسی و گرایش هایی چون جامعه شناسی سیاسی و روابط بین الملل را برجسته می سازد. اتکای صرف به روش های سنتی در این حوزه، استنباط فقهی را از واقعیت های بیرونی دور کرده و گاه به قیاس های غیرروشمند می انجامد. در حوزه مصداق شناسی، هرچند استفاده از کارشناسان ضروری است، اما کنار بودن فقیه از فرایند تطبیق، می تواند موجب گسست میان نظریه و عمل و در نتیجه انتزاعی شدن مباحث نظری و عرفی شدن رویه های عملی شود. مشارکت فقیه در مصداق شناسی دست کم از دو جهت اهمیت دارد: نخست، کشف مناط اقوی در موارد تزاحم ارزش ها و مصالح؛ و دوم، تعیین معیارهای معتبر برای عناوین ثانوی، به منظور جلوگیری از استفاده ابزاری از مفاهیمی همچون «ضرر»، «اضطرار» یا «مصلحت». یافته ها نشان می دهد که بی توجهی به اجتهاد تخصصی و روشمند در این دو حوزه، می تواند موجب حاشیه رفتن فقها در مدیریت اجتماعی و تقویت عرفی گرایی عملی در نظام حکمرانی شود. نتیجه گیری: بدون بازنگری روش شناختی در دو حوزه موضوع شناسی و مصداق شناسی، فقه سیاسی قادر نخواهد بود نقش راهبردی خود را در حکمرانی دینی ایفا کند. این بازنگری باید متضمن توجه دقیق به قرائن زمان و مکان در موضوعات منصوص، بهره گیری از تخصص های علوم سیاسی در موضوعات غیرمنصوص، و مشارکت فعال فقها در فرآیند مصداق شناسی باشد. توسعه روش شناسی در این دو حوزه، ضامن حفظ پیوند «اسلامیت» و «کارآمدی» در حکمرانی دینی است و از شکاف نظری–عملی و روندهای عرفی گرایانه در اجرا جلوگیری می کند. بر این اساس، پیشنهاد می شود حوزه های علمیه با بازنگری در برنامه های آموزشی و تقویت آموزش های میان رشته ای، فقها را برای مواجهه با مسائل مستحدثه و ایفای نقش مؤثر در حکمرانی آماده سازند. آینده حکمرانی دینی در گرو این بازاندیشی بنیادین است.
۹۳۵.

تحلیلی بر چالش های توسعه و برنامه ریزی گردشگری شهری کلانشهر تبریز، با تاکید بر شخصیت مقصد و برندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۵
هدف تحقیق حاضر بررسی چالش های توسعه و برنامه ریزی گردشگری شهری کلانشهر تبریز، با تاکید بر شخصیت مقصد و برندسازی کلان شهر تبریز و ارائه راهبردهای بهبود مدیریت تصویر مقصد بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و عملی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش گردشگران ورودی به کلان شهر تبریز در سال 1403 بوده و حجم نمونه آماری پژوهش نیز با استفاده از فرمول کوکران 200 نفر برآورد گردید. یافته های تحقیق نشان داد به جز ترافیک شهری و دسترسی مناسب به سرویس های بهداشتی در اغلب نقاط شهر تبریز، شهر تبریز برای گردشگری در اغلب موارد ذکرشده دارای قابلیت هست و می توان از این ظرفیت ها در راستای تبدیل شدن تبریز به عنوان مقصد مطرح گردشگری استفاده کرد. هم-چنین نتایج نشانگر آن بود که از دیدگاه افراد مورد مطالعه چالش های موقعیت جغرافیایی دور تبریز (فقدان موقعیت مرکزی) و عدم مجاورت با سایر شهرها و استان های مرکزی ایران با میانگین 65/3، فصلی بودن مسافرت به تبریز با میانگین 4 و چالش های ارتباط با جامعه میزبان (شهروندان تبریزی) با میانگین 25/3 ازجمله چالش های اساسی و مهم توسعه گردشگری و شکل نگرفتن شخصیت مقصد مطرح تبریز می باشند. اساس یافته های پژوهش، شهر تبریز دارای ظرفیت های گردشگری مناسبی است و می تواند به عنوان یک مقصد مطرح گردشگری معرفی شود. با این حال، چالش هایی همچون موقعیت جغرافیایی دور از مرکز، فصلی بودن مسافرت به تبریز و ارتباط با جامعه میزبان، به عنوان موانع اساسی توسعه گردشگری و شکل گیری شخصیت مقصد تبریز شناسایی شده اند.
۹۳۶.

پیامدهای صلح معاملی نسبت به شخص ثالث و مصالح عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
«صلح معاملی» عقدی است که از طرف متصالحین در مقام یکی از عقود معین واقع می شود و آثار عقود معین را دارد و از احکام خاصه آن ها برحذر است. اثر این عقد نسبی و منحصر به متصالحین است. اما ممکن است با رفع برخی از احکام خاصه ضرر به شخص ثالث یا مصالح عمومی وارد آید یا در این عقد به نفع شخص ثالث تعهدی صورت بگیرد. در بسیاری از پژوهش های انجام گرفته پاسخ به این سؤال مغفول مانده است که آیا عقد صلح در مقام معامله می تواند نسبت به شخص ثالث یا مصالح عمومی اثری متفاوت نسبت به عقود معین داشته باشد؟ همچنین اگر مصالح عمومی یا منافع شخص ثالث آسیب ببیند، آیا این صلح معاملی نافذ است؟ در صورت نفوذ آیا مسئولیتی متوجه طرفین قرارداد خواهد بود؟ این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و شیوه فیش برداری و تحلیل حقوقی به این نتیجه رسیده است که میان نفع و ضرر به شخص ثالث و نیز میان ضرر مستقیم و غیر مستقیم و همچنین معامله صوری و واقعی تفاوت وجود دارد و قصد متصالحین از توافق صلح نیز در پاسخ این مسئله حائز اهمیت است.
۹۳۷.

نتایج و پیامدهای مشارکت در طرح یادگیری خدمت محور از دیدگاه دانشجویان و موسسات دریافت کننده خدمت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و هدف: یادگیری خدمت محور، پیوندی میان آموزش و دغدغه های اجتماعی است و مؤسسات آموزشی را قادر می سازد تا نیازهای بزرگتر جامعه را برطرف کنند و دانشجویان را به چالش می کشد تا به نقش خود به عنوان اعضای جامعه و شهروند، توجه جدی داشته باشند و این همان ماموریت اصلی موسسات آموزش عالی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نتایج و پیامدهای یادگیری خدمت محور از نگاه ذی نفعان یک پروژه عملی در دانشگاه شهید بهشتی است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی بوده و مشارکت کنندگان این پژوهش تعداد 14 نفر از دانشجویان و موسساتی هستند که در طرح های یادگیری خدمت محوری که توسط دانشگاه شهید بهشتی برگزار شده، حاضر بودند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده که سوالات آن بر اساس روش استار طراحی شده است. داده های حاصل از مصاحبه با تمامی ذی نفعان یادشده با رویکرد تحلیل مضمون و در سطوح اولیه و نهایی کدگذاری و تحلیل شدند یافته ها: در نهایت 16 مقوله کلیدی در نتایج و پیامدها برای دانشجویان شناسایی شد که مهم ترین آنها عبارتند از کمک به ارتقا حس اعتماد به نفس، ایجاد فرصت ارتقا مهارت های ارتباطی دانشجویان در تعامل با افراد مختلف، کمک به انتخاب شغل آینده و کسب مهارت های لازم برای ورود به محیط کاری. از طرف دیگر برای موسسات دریافت کننده خدمت هم 7 مقوله کلیدی نتیجه و پیامد استخراج شده که مهم ترین آنها ناظر به حل مشکلات سازمان در حوزه نیروی انسانی می باشد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با استفاده از مصاحبه با دانشجویان و موسسات دریافت کننده خدمت یادگیری خدمت محور اجراشده در داخل کشور، پیامدهای عملی این طرح ها و ضرورت اجرا و توجه ویژه به آنها را در اختیار محققان و تصمیم گیران حوزه آموزش عالی کشور قرارداده است. همسویی یافته ها با پژوهش های پیشین، صحت نتایج را تصدیق می نماید.
۹۳۸.

گونه شناسی ابنیه اقامتی راهی عصر صفوی بر پایه گزارش های جهانگردان غیر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
دوران صفوی را عصر طلایی کاروانسراسازی خوانده اند و شاه عباس را پدر کاروانسراسازی ایران. در این دوره به دلیل رونق تجارت و گسترش روابط میان ایران و اروپا، ساخت راه و ابنیه اقامتی راهی رونق بسیار یافت. جهانگردان بسیاری از این امکان ارتباطی بهره گرفتند و راه های ایران را زیرپا گذاشتند و اقامتگاه هایشان را با جزئیات قابل توجهی وصف و گونه های کمتر شناخته شده ای از ابنیه اقامتی راهی را معرفی کرده اند. بااین وجود پژوهشی مستقل و برخاسته از گزارش های جهانگردان درباره ابنیه اقامتی راهی ایران در دست نیست. هدف اصلی این پژوهش شناخت و معرفی انواع ابنیه اقامتی راهی دوران صفوی از نگاه سفرنامه نویسان غیرایرانی است. برای دستیابی به این هدف، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 20 عنوان سفرنامه به جامانده از دوران صفویان پرداخته و حاصلِ تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از رویکردِ تحلیلی-تطبیقی به نتایج پایانی منتهی شده است. ابنیه اقامتی راهی که سفرنامه نویسان از آن سخن گفته و به شرح جزئیات آن پرداخته اند، شامل سابات و لنگر، رباط، خان و خانقاه، کاربات و کاروانسرا، خانه های شاهی، مهمان خانه و کاروانسراهای شهری، پل ها و قهوه خانه ها، اقامتگاه های شاهی و دسکره ها، روستاهای اقامتی و خانه های شخصی، اماکن مذهبی، خیمه ها و ساختمان های سیار، واحه ها، درختان و ایستگاه های موقت بوده اند.
۹۳۹.

تحلیل تطبیقی شرط تنصیف اموال زوج در حقوق ایران با رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی در حقوق ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه : شرط ضمن عقد «تنصیف اموال زوج» در صورت امضای زوجین، سبب انتقال تا نصف دارایی اکتسابی زوج در طول زندگی مشترک، به صورت بلاعوض، به زوجه می شود که قیود مطروحه در این شرط، در بیان حدود و شرایط و میزان و نحوه اجرا، نشان از خلأ قانونی نظام اشتراک اموال زوجین دارد. در سوی مقابل، رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی در نظام حقوقی ترکیه، برخلاف شرط تنصیف که صرفاً در موارد طلاق زوجه اعمال می شود، در غیر طلاق نیز بر روابط مالی زوجین حاکم است و فقط اموال اکتسابی زوجین را در معرض تقسیم گذاشته و از تقسیم اموال شخصی، محافظت می کند. لذا این رژیم مالی، در تضاد با اصل استقلال مالی زوجه در نظام حقوقی ایران ارزیابی نمی شود که نکته بسیار مهمی است. سوالی که مقاله حاضر در پاسخ به آن نگارش شده عبارت است از اینکه آیا می توان از رژیم مالی قانونی ترکیه، جهت تکمیل خلاهای شرط تنصیف بهره جست؟ آیا می توان شرط تنصیف را در قالب رژیم مالی نظام بندی کرد و آیا بروز افعال خطایی زوج یا زوجه در کاهش یا رد سهم مالی ایشان مؤثر است یا نه؟   روش: در پاسخ به مسأله پژوهشی و با توجه به تطبیقی بودن موضوع، از روش تحلیل تطبیقی استفاده شده است و البته نگارندگان، از رویکرد توصیفی دست شسته و در تحلیل خود، رویکردی هنجاری را دنبال کرده اند؛ چراکه دغدغه ایشان، یافتن راه حل های هنجاری فنی برای مسائل و چالش های نظام حقوق خانواده ایران بوده است. توضیح اینکه، تحلیل تطبیقی ماهوی و شکلی شرط تنصیف با رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی زوجین در حقوق ترکیه، از نواقص و خلأهای فراوانی در رابطه با نظام مالی حاکم بر روابط مالی زوجین در نظام حقوقی ایران حکایت دارد.   یافته ها: به نظر می رسد اصل استقلال مالی زوجه و عدم تعهد مالی زوجه از یک سو، همچنین تکالیف مالی زوج از سوی دیگر، می تواند پذیرش رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی را در حقوق ایران با چالش مواجه سازد. با بررسی چالش های پیش گفته، می توان قائل بود که حداقل، برخی از نظرهای معتبر فقهی، اراده زوجین را به عنوان منشأ اعتبار آنچه تکلیف انگاشته می شود به رسمیت شناخته و یا حکومت اصل حاکمیت اراده را بر دو اصل پیش گفته مانع، حاکم دانسته است. وانگهی، عقد شرکت در فقه اسلامی میان زوجین معتبر بوده و زوجین می توانند بر مبنای تمایل و توافق خویش، به ویژه در صورت تعدیل دو دسته مانع و چالش پیش گفته، عقد شرکت را نسبت به امور مالی زندگی مشترک، اعمال کنند، چراکه در فقه امامیه، زوجه حق تصرف تام در اموال خویش را دارد و با عنایت به اینکه مصادیق تکلیف مالی زوج، محل بحث و اختلاف نظر است، می توان پذیرفت که زوجه و در واقع قانونگذار با مانعی جهت انعقاد قرارداد مشارکت و پذیرش نظام اشتراک اموال مواجه نیست. به نظر می رسد، در جامعه امروزی نیز عرف، اشتراک در سهم مالی اکتسابی زوجین را منصفانه و قابل پذیرش می داند، چراکه غالباً زنان شاغل بوده و دوشادوش مردان، بار اقتصادی زندگی مشترک را بر دوش می کشند، اما در عمل، ماحصل دارایی در مالکیت مرد وارد می شود که مغایر با عدالت استحقاقی است و شایسته است که رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی در سیستم حقوقی ایران و قوانین خانواده پذیرفته شود.   نتیجه گیری: این نظام مندی روابط مالی زوجین بر اساس اشتراک اموال، همچنان که روابط مالی زوجین را ساماندهی می کند، نسبت به تحکیم روابط غیرمالی زوجین نیز مؤثر خواهد بود. به عنوان مثال، در بررسی دامنه رژیم مالی مشارکت در اموال اکتسابی زوجین در حقوق ترکیه، به مواردی بر می خوریم که علاوه بر تبیین قوانین روابط مالی زوجین، خطوطِ قرمز ِخانواده از قبیل سوء رفتار و اخلاق زوجین مانند ارتکاب جرائمی از قبیل زنا یا سوءقصد به جان همسر و قتل وی را تبیین کرده است؛ خطوطی که در تعیین سهم مالی زوج مرتکب آن، مؤثر بوده و آن را تقلیل می دهد. همچنین تقدم زوجه بر سایر وراث، در حق انتفاع و سکونت منزل مشترک، هم چنین اثاثیه منزل مشترک از ماترک متوفی، علاوه بر آن که مانع از فروش ملک توسط سایر وراث و طلبکاران می شود، می تواند از آسیب های متوالی به زوجه و فرزندان پیشگیری کند. صراحت قانون گذاری در بیان مصادیق مذکور ضمن جلوگیری از تشتت آرای قضایی و اعمال سلیقه شخصی قضات، می تواند از بروز اختلافات خانوادگی پیشگیری کند. به عقیده نگارندگان، الگوبرداری از موارد مذکور در حقوق ترکیه ، گام بسیار موثری در جهت تکمیل خلاهای قانونی شرط تنصیف خواهد بود.
۹۴۰.

دفاع مشروع پیشگیرانه از دیدگاه حقوقدانان و رویه قضایی دیوان بین المللی دادگستری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
اصل دفاع مشروع یکی از اصول بنیادین حقوق بین الملل است که همچنان در محافل علمی اندیشمندان حقوق بین الملل مورد بحث قرار م گیرد، قرائت ها در برداشت از تعریف دامنه حق دفاع مشروع که منشور سازمان ملل متحد به عنوان یک حق اساسی برای دولت ها به رسمیت شناخته است، متفاوت می باشد، به رغم چنین موضوعی گفتمان در مورد حق دفاع پیشگرانه نیز به این موضوع اهمیت ویژه ای بخشیده است و پرسش های متعدد کلی و جزیی در این خصوص مطرح کرده است، فارغ از نگرش های متفاوت به حق دفاع مشروع موضوع ماده 51 منشور ملل متحد، این نگارش با روش تحلیلی توصیفی به دنبال بررسی مشروعیت یا عدم مشروعیت حق دفاع مشروع پیشگیرانه است که در منشور بدان اشاره نشده است. با این حال، بحث اکنون بر این سوال متمرکز شده است که حق دفاع مشروع به دولت ها اختیار می دهد تا برای جلوگیری از اقدام تجاوزکارانه احتمالی علیه خود، اقدامات پیشگیرانه انجام دهند یا خیر؟ رویکرد حقوقدانان و رویه قضائی بین المللی در این مورد چیست؟ برای پرداختن به مسئله تحقیق، رویکردی تحلیلی را برای تحلیل مفهوم دفاع پیشگیرانه و مبانی مطرح شده طرفداران مخالفین و همچنین رویه قضایی دیوان بین المللی دادگستری و رویکرد آن در مورد میزان حق کشورها در توسل به دفاع پیشگیرانه می پردازد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان