در این مقاله، با استفاده از روشهای همگرایی انگل - گرنجر و یوهانسن، کوشیدهایم تاعوامل تعیینکننده صادرات غیرنفتی در یک افق زمانی نسبتا بلندمدت (1374-1338) رامشخص کنیم و با روش علیت انگلوگرنجر، جهت علیت بین صادرات غیرنفتی و سه متغیرکلان نیز را مورد آزمون قرار دهیم. نتایج به دست آمده، چنین نشان میدهد که رابطه بلند مدتیبین صادرات کالاهای غیرنفتی و "نرخ ارز در بازار آزاد"، "مجموع ارزش افزوده در بخشهایتجاری" و "میزان بازبودن اقتصاد کشور" وجود دارد و این سه متغیر، صادرات غیرنفتی را بهطور مستقیم و مثبت تحت تأثیر قرار میدهند. به سخن دیگر، اگر چه دولت در کوتاهمدت میتواند سیاستهای تحدید واردات یا مهار نرخ ارز را بر اقتصاد تحمیل نماید، اما روابط بلندمدت و علی نشان میدهد که این سیاستها، در نهایت، منجر به کاهش صادرات کالاهایغیرنفتی خواهد گردید. نکته دیگر در مورد ترکیب ارزش افزوده در کشور میباشد، یعنی هر قدررشد اقتصادی در بخشهای تولید "کالا" بیشتر باشد، آن گاه صادرات غیرنفتی افزایش بیشتریخواهد داشت. اگر چه این امر بدیهی به نظر میرسد، اما هدف از این مطالعه، ارائه میزان کمیتغییرات است، نه صرفا جهت تغییرات. در این خصوص، باید گفت که نتایج تجربی حاصل ازروش همگرایی انگل-گرنجر و یوهانسن، بر این دلالت دارد که هر 10 درصد افزایش در : "نرخارز بازار آزاد"، "مجموع ارزش افزوده در بخشهای تجاری" و "شاخص باز بودن اقتصاد"، بهترتیب میتواند در صورت ثبات وضعیتهای دیگر، صادرات غیرنفتی را معادل 2/9 درصد، 5/8درصد و 4/2 درصد در بلندمدت افزایش دهد.
این مقاله مبتنی بر کار تحقیقی در زمینه مقایسه انگیزش مدیریتی دانشجویان رشته مدیریت و دانشجویان سایر رشته ها با استفاده از مقیاس تکمیل جمله ماینر( MSCS ) نگاشته شده است. در این مقاله طی بحثی اجمالی بر این نکته که مدیریت امروزه یک « تخصص » و یک « حرفه » چالشی مورد لزوم است تأکید شده است. تخصص و حرفه ای که همانند سایر تخصص ها و حرفه ها قابل فراگیری بوده و از اهمیت بسزایی برخوردار است. لیکن به لحاظ پیچیدگی فزاینده در روابط اقتصادی – اجتماعی- سیاسی جوامع امروزی و بزرگتر شدن سازمان های بوروکراتیک صنعتی و بازرگانی ، قاضای فزاینده ای نیز متوجه مدیران برای گسترش مهارت ها و توانمندی های مدیریتی ایشان است. مجموعه این مهارت ها و ویژگی های لازم برای اداره موفق امور سازمان های پیچیده – که « لازمه های نقش مدیریتی » خوانده می شود – به مراتب گسترده تر از مهارت در انجام وظایف معمول اداری است. در حالی که به نظر می رسد نظام رسمی آموزش مدیریت بازرگانی و صنعتی در کشور ، تنها و در بهترین حالت این جنبه اخیر از لازمه های نقش مدیریتی را به دانش آموختگان خود آموزش می دهد. لذا این سؤال مطرح می شود که آیا دانش آموختگان این رشته ها واقعاً مجهز به تخصص و مهارت های لازم برای ایفای نقش در سمت های چالشی و پویای مدیریتی در اینگونه سازمان ها می باشند؟ برای یافتن پاسخی نظام مند به سؤال فوق از تئوری انگیزش مدیریتی و ابزار سنجش آن یعنی مقیاس تکمیل جمله ماینر استفاده شده است. مقیاس مزبور برای اجرا بر روی گروهی از دانشجویان سال آخر رشته های کارشناسی مدیریت و گروهی از دانشجویان سال آخر دوره های کارشناسی سایر رشته های دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز ترجمه و آماده سازی شد و روائی و پایانی آن اجرا گردید. یافته های این تحقیق نشان داد که اولاً در کل نمونه به نظر می رسد هر چه محتوای دروس رشته های دانشگاهی از جنبه های عملی و کاربردی و اجرایی بیشتری برخوردار باشد دانشجویان آن رشته ها از انگیزش مدیریتی بالاتری برخوردارند. ثانیاً انگیزش مدیریتی دانشجویان آن رشته ها از انگیزش مدیریتی بالاتری برخوردارند. ثانیاً انگیزش مدیریتی دانشجویان رشته های مدیریت در مقایسه با سایر دانشجویان تفاوت چندانی ندارد. به دیگر سخن، آموزش های رسمی دوره های کارشناسی مدیریت ، به عنوان یک کاربری جهت تربیت کادرهای مدیریتی ، با دو استثناء برای این منظور بی اثر است. این دو استثنا در زمینه های انجام وظایف معمول اداری و موقعیت های رقابتی است که دقیقاً همان هایی است که در مدارس مدیریت ما بیشتر مورد توجه قرار دارند و دانشجویان رشته های مدیریت درباره آنها بیشتر می آموزند. برای اصلاح این وضعیت، به نظر می رسد که لازم است محتوای دروس و روش های آموزش و تدریس در این دوره ها مورد تجدید نظر قرار گیرد. در پایان مقاله تعدادی از روش های آموزش مدیریت که در بسیاری از کشورهای پیشرفته مورد استفاده قرار گرفته است، از جمله مورد پژوهی ، ایفای نقش ، شبیه سازی ، آموزش برنامه ای و آموزش آزمایشگاهی به اختصار توضیح داده شده و پیشنهاد گردیده است.
رده شناسی یکی از حوزه های زبانشناسی است که به بررسی موضوعات مرز گذر زبانشناسی می پردازد. این مسائل می تواند مورد توجه اصطلاح شناسان قرار گیرد. در این مقاله تعریف رده شناسی ارائه و رابطه رده شناسی و اصطلاح شناسی برجسته می شود. آن دسته از مسائل رده شناسی که آشنایی با آن ها برای اصطلاح شناسان مفید است, فهرست شده و سرانجام با استفاده از رویکرد گرین برگ در رده شناسی, تعمیم هایی پیشنهاد شده است.