قوانین ورزشی را به دو گروه می توان تقسیم کرد:1- گروهی که به قواعد بازیها اختصاص دارد.2- گروهی که مراقبتها و احتیاط ویژه ای را بر بازیکنان تحمیل میکند و هدف آنها تأمین ایمنی و پرهیز از خشونت در بازیهای ورزشی است. حقوق مسئولیت مدنی به گروه دوم علاقه دارد و به مطالعه و تعیین ارزش آنها می پردازد و در همین گروه است که خطای ورزشی و اثر آن در روابط حقوقی مطرح می شود. اجرای قواعد عمومی مسئولیت در حقوق ورزشی ممکن نیست‘ زیرا پاره ای از جرائم مانند ضرب و جرح‘ در این زمینه مباح و گاه ممدوح است. بازیکنان‘ در رابطة میان خود و مربیان ‘ پایبند قرار داد ضمنی هستند که مهمترین مشخصة آن پذیرش خطرهای متعارف ورزشی است که در اجرای قوانین ویژة بازیها رخ می دهد. بنابراین‘ معیار تعیین خطای ورزشی «رفتار ورزشکاری آگاه و محتاط در شرایطی است که فعل زیانبار واقع می شود.» عامل اضطرار و دفاع مشروع را نیز باید در این شرایط به حساب آورد. تجاوز از این رفتار متعارف خطا و سبب مسئولیت مدنی است . مسئولیت خساراتی که تماشاگران مسابقه های ورزشی می بینند‘ اصولاً بر عهدة برگزارکنندگان آن است‘ مگر اینکه ناشی از خطای بازیکنان یا اقدام تماشاگران باشد. مبنای این مسئولیت بر پایة تقصیر است که باید آن را کوتاهی در تأمین امنیت تماشاگران دانست
اموال عمومی و دولتی در علم حقوق ازدیدگاه متفاوت قابل بررسی و امعان نظر می باشند: از دیدگاه حقوق خصوصی‘ به عنوان قسمی از اموال در حقوق مدنی مورد توجه قرار میگیرند و بحث مهمی از حقوق اموال را تشکیل می دهند و ازمنظر حقوق عمومی نیز این دسته از اموال به عنوان یک منابع عمده تأمین هزینه های دولت مورد عنایت قرار می گیرند به همین دلیل در حقوق مالی جایگاه ویژه ای به آنها اختصاص داده می شود. با اینحال در فقه و به تبع آن حقوق موضوعه حتی بعضی از ابهاماتی که در این رابطه وجود دارد‘ در خصوص تمایز بین دو مفهوم «مشترکات عمومی» و «انفال» و تعیین آثار هر یک از دو نوع اموال می باشد. در مقاله حاضر‘ سعی شده است که مرز بین این دو مفهوم اساسی در رابطه با «آبهای عمومی» و «اراضی وابسته به آن » یعنی بستر‘ اراضی مستحدثه و حریم ترسیم شود.
مشارکت دادن اقشار گوناگون مردم روستایی در پیشبرد برنامه ها و فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و عمرانی، یکی از سیاستهای محوری توسعة روستایی بعد از انقلاب بوده است. در این مقاله سعی شده تا نحوة مشارکت روستاییان در روند توسعة روستایی بر اثر اجرای برنامه های توسعة روستایی بعد از انقلاب، در گروهی از روستاهای برگزیده در استان آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار گیرد. با بررسی روستاهای برگزیده، این مطالعه نتیجه می گیرد: نخست اینکه، روستاهایی که بیشترین فعالیت توسعه ای را توسط نهادها و سازمانهای توسعة روستایی تجربه نموده و دارای شرایط توسعه ای بالایی بودند و همچنین روستائیانی که دارای زمینه های اقتصادی و اجتماعی بالاتری بودند، در روند تغییر روستایی، بیشترین مشارکت را داشتند. دوم اینکه، هر چند برنامه ها تأثیر مثبتی در افزایش مشارکت روستاییان داشته، ولی هنوز فاصلة قابل توجهی بین مشارکت مورد نظر برنامه های توسعة روستایی و مشارکت روستاییان در روند تغییر روستایی بعلت استمرار ساختارهای اقتصادی- اجتماعی گذشته، تمرکزگرایی در برنامه ها و سازمانهای روستایی و عدم وجود سازمانهای موثر محلی وجود دارد.