هدف من از تبیین و تشریح ماجرای یازدهم سپتامبر و یا به اصطلاح من «پدیده سپتامبر» در این مقاله آن است که با مدد یالکتیک تاریخی، فلسفه سیاسی هگل را از بنبست دوران پس از جنگ سرد برهانم. البته نه به زبان و شیوه فلسفه سیاسی هگل که همه چیز فقط بر مفهوم دولت تاکید دارد.
یازدهم سپتامبر از جمله بزرگترین زلزلههایی است که امور را واضح میکند... اکنون مخالفت و مقابله با انباشت سلاحهای کشتار جمعی در دست دولتهایی که مسئولیتپذیر نیستند، منافع ملی ما را تامین میکند.گزارش فوق از زبان مشاور امنیتی جرج واکر بوش گویای آغاز یک تحول پارادایمی و آغاز فصلی نوین در سیاستگذاری خارجی آمریکا و به تبع آن نظام بینالملل است.
هجوم انتحاری به برجهای مرکز تجارت جهانی به عنوان نمادهای سرمایهداری جهانی شده و ساختمان وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در آغاز هزاره سوم، رخدادی عظیم بود که سرنوشت جامعه بشری را دگرگون و تاریخ روابط بینالملل را به دو برهه پیش و پس از این واقعه تقسیم کرد.
در فرایند شکلگیری و قوام ماهیت روابط بینالملل، حوادث به خودی خود فاقد اهمیت و ویژگیاند. آنچه حوادث را برجستگی میدهد، روند جایگزین شدن قالبهای فکری، چارچوبهای متحول شده و سیاستهای برخاسته از نظم در حال پاگیری با نگرشها، ساختارها و عملکردهای برخاسته از نظم در حال زوال است.
" افزایش دسترسى به آموزش عالى و حرکت به سوى همگانى کردن آن، از پیش شرطهاى اساسى توسعه علوم و فناورى در کشور است. در این مقاله سعى مى شود با بررسى دلایل افزایش تقاضا براى بهره مندى از آموزش عالى و با توجه به استلزامات عصر اطلاعات و موج سوم چهارچوب اصلى نظام متوازن تحقق دسترسى به آموزش عالى تبیین شده و راهکارهاى آن مورد بحث قرار مى گیرد.
"