"هدف اصلى این تحقیق، بررسى باورهاى والدین در مورد فرزندپرورى و هوش کودکان، در رابطه با میزان تحصیلات است.بدین منظور، 100 نفر از والدین شامل 72 مادر و 28 پدر با تحصیلات متفاوت که فرزندان آنان در کلاس اول بودند؛در این تحقیق شرکت نمودند.این والدین به پرسشهاى دو پرسشنامه باورهاى فرزندپرورى و هوش پاسخ دادند.در این تحقیق، دو پرسش مطرح بود.1.آیا والدین با تحصیلات متفاوت در میزان اهمیتى که براى فرزندپرورى قایل هستند، تفاوت دارند؟2.آیا والدین با میزان تحصیلات متفاوت در باورهاى خود درباره هوش فرزندان، تفاوت دارند؟
نتایج مربوط به پرسش اول نشان داد که سه گروه والدین با تحصیلات راهنمایى و کمتر، دیپلم و کاردانى یا بالاتر، از نظر باورهاى مربوط به فرزندپرورى تفاوتى ندارند.همچنین نتایج مربوط به پرسش دو نشان داد که از نظر باورهاى کلى، در مورد هوش فرزند(کل باورهاى هوشى)، والدین داراى دیپلم نسبت به والدین داراى کاردانى یا بالاتر، در سطح بالاترى قرار داشتند(05/0 P) ، اما با والدین داراى تحصیلات راهنمایى یا کمتر تفاوتى نداشتند.
در ضمن نتایج تحلیل زیر مقیاسهاى هوش نشان داد که والدین داراى دیپلم در رابطه با باورهاى انگیزش تحصیلى فرزند، یعنى زیر مقیاس ششم هوش، نسبت به والدین داراى کاردانى و بالاتر، در سطح بالاترى قرار داشتند(01/0- P) .همچنین والدین داراى تحصیلات راهنمایى یا کمتر، در این زیر مقیاس، نسبت به والدین داراى کاردانى یا بالاتر در سطح بالاترى قرار داشتند(38%- P) ."
"یکى از آزمونهایى که براى بررسى کارکردهاى شناختى در سالهاى اخیر مورد استفاده فراوان قرار گرفته آزمون بازشناسى حافظه است.در این آزمون محرکهاى دیدارى یا شنیدارى، با فاصله زمانى مشخص به آزمودنى ارایه مىشود؛سپس محرکهاى ارایه شده با محرکهاى مشابه مخلوط شده و از آزمودنى خواسته مىشود که به بازشناسى محرک قدیمى، از محرکهاى جدید بپردازد. تجربه و تحلیل آمارى اینگونه آزمونها به صورت سنتى با استفاده از آزمونهاى t ، تحلیل واریانس یکطرفه، تحلیل واریانس دوطرفه و تحلیل واریانس، با استفاده از اندازههاى مکرر، بر مبناى تعداد پاسخ صحیح بین دو یا چند گروه تجربى و گواه انجام شده است.
تحقیقات جدید نشان داده است که استفاده از تعداد پاسخ صحیح که از آن، به حساسیت آزمودنى?dتعبیر شده، نمىتواند تنها معیار ارزیابى در اینگونه تحقیقات باشد و گاهى محقق را در نتیجهگیرى دچار اشتباهات فاحش مىکند.بنابراین، پیشنهاد شده است که در اینگونه موارد، از روش آمارى علامتیابى، قبل از استفاده از روشهاى آمارى یاد شده استفاده شود.براساس این نظریه، علاوه بر حساسیت پاسخ (?d) عامل مهم دیگرى، به نام«سوگیرى پاسخ»(بتا ?B) که از تمایل آزمودنى به گفتن«بله»یا«خیر»شکل گرفته؛صرف نظر از نوع آزمون مىباشد، و این عامل مىتواند نتایج تحقیق ا تحت تأثیر قرار دهد.بنابراین، لازم است که نمرات خام قبل از هرگونه تجزیه و تحلیل آمارى، به نمرات معیار ?d و ?B تبدیل شود.براساس این روش آمارى«حساسیت پاسخ بالا»، بیانگر حساسیت یا توانایى بالاى آزمودنى در جداسازى محرکهاى قدیمى از محرکهاى جدید مىباشد. همچنین، «سوگیرى پاسخ بالا»(نمره ?B بالا).بیانگر میزان محافظهکارى آزمودنى در قبول بازشناسى محرکهاى جدید مىباشد و برعکس، نمره«سوگیرى پاسخ پایین»، بیانگر پذیرش آسان، در بازشناسى محرکهاى جدید مىباشد و راهبردى نادرست از سوى آزمودنى محسوب مىشود.در مجموع، مفید بودن این روش آمارى در تحقیقات مربوط، به وسیله بسیارى از محققان مورد تأیید قرار گرفته است(مثال، هالى و همکاران، 1994).
در این مقاله، پس از ارایه تعریفى از حافظه بازشناسى، روشهاى علمى سنجش آن مورد بحث قرار خواهد گرفت.سپس عناصر اصلى روش آمارى علامتیابى (TDS) که عبارت از: mralA eslaF,noitcejeR tcerroC,tiH,ssiM مىباشد، معرفى و روش محاسبه ?d و ?B توصیف خواهد شد.
"