هر خواننده صاحب نظری که با متون عرفانی ادبیات فارسی انس و الفتی دارد ، متوجه این نکته شده است که گاهی شعرا و نویسندگان عارف ما اعلام نموده اند که در اثر رفع مباینت و جدایی میان خود و خداوند ، قادر به تفکیک « من » و « تویی » میان خود و معبود محبوب خود نیستند . نتیجه طبیعی این حالت ، همذات پنداری خود و خداوند است . حال پرسش این است که آیا این ادعا بیان کننده تجربه ای مطابق با واقع است یا تصوری است ناشی از تجربه ای کاملاَ روانی ؟ در حالی که هرگز بدنبال نفی قطعی شق اول این احتمال نیستیم ، در این مقاله در پی آنیم تا از منظری دیگر به این ادعاهای صوفیانه نگاه کنیم .
این مقاله به درخواست سازمان امور عشایر ایران از ژان پی یر دیگار ایران شناس و متخصص جوامع عشایری ایران در قالب یک ماموریت پژوهشی که از 5 اردیبهشت تا 2 خرداد 1384 در ایران انجام شد، تحریر شده است. در این جا از جناب آقای علی اکبری رییس سازمان امور عشایر وقت که این مقاله را برای چاپ در اختیار مجله «نامه انسان شناسی» قرار دادند سپاسگزاری می شود.
در زمینه مطالعات مربوط به جامعه روستایی رشته های مختلفی از علوم اجتماعی فعالیت می کنند. در سالهای اخیر با توجه به گسترش رشته ها و گرایش های علوم اجتماعی و حتی علوم کشاورزی و محیط زیست مشاهده می شود که در این رشته ها هر یک به مطالعات روستایی علاقه مند شده و پژوهش در این قلمرو را اجتناب ناپذیر می دانند.در این مقاله وضعیت مطالعات روستایی در ایران و نقش و جایگاه هر یک از رشته های علوم اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه می تواند پژوهشگران و متخصصان حوزه روستایی را در جهت هم آهنگی و تعامل اصولی بدون تعصب رشته ای یاری نماید.
نسبیت گرایی را لازمه کثرت گرایی معرفتی می انگارند. چنین تلقی می شود که آن ریشه در نیمه دوم عصر مدرنیته دارد و تفسیر کانتی – بویری از توسعه علم به چنین بحرانی انجامیده است. فایرابند را به دلیل افشا کردن این بحران بدعت گذار خوانده اند. کثرت گرایی برامده از نظریه زمینه مندی معرفت و تجارب بشری است و آثار آن در زمینه های معرفت اخلاق دین و سیاست تهدیدی است که به نسبیت انگاری و آنارشیسم در اندیشه منجر می شود. برای پیش گیری و درمان این آفت مواضع مختلفی اتخاذ شده است از جمله برگشت به تفکر سنتی . این تحقیق بر آنست که کثرت گرایی روش شناختی می تواند تحویل نگری و نیز نسبیت انگاری ب«آمده از کثرت گرایی معرفتی را با حفظ زمینه مندی معرفت پیشگیری و درمان کند کثرت گرایی را از تهدید به فرصت تبدیل و جهان شمولی معرفت را تضمین کند کارایی این دو الگو مشروط به سه امر زبان مشترک توان و هوش هیجانی محقق در مواجهه با دیدگاه های رقیب و قواعد منطقی تعامل رشته هاست.