فن آوری و دانش فنی در تولید کالاهای صنعتی نقش عمده ای را ایفا می کند و نیروی کاری که از سطح دانش فنی و آموزش بیشتری برخوردار باشد قادر است در چرخه تولید پویایی و تحول تکنولوژیک را شکل دهد و موجب زایش ظرفیت تولید و توان رقابت در بازارهای منطقه و جهان شود. در این مقاله با بهره گیری از داده های سری زمانی 80-1345 و الگوی کاب داگلاس، تاثیر آموزش بر ارزش افزوده بخش صنعت مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان داد که یک درصد افزایش در سرمایه فیزیکی و نیروی کار متخصص و غیر متخصص به ترتیب به 34/0، 29/0 و 11/0 در صد افزایش بخش صنعت منجر می شود. بنابراین آموزش بر ارزش افزوده بخش صنعت تاثیر مثبت دارد و تولید ناخالص داخلی نسبت به نیروی شاغل متخصص از خود واکنش بیشتری در مقایسه با سایر عوامل تولید نشان می دهد. همچنین آموزش نیروی کار، تولید بخش صنعت را افزایش می دهد و با افزایش سرمایه انسانی تولید داخلی افزایش خواهد یافت. این پژوهش نشان می دهد که سرمایه گذاری بر نیروی انسانی بخش صنعت از یک سو و رشد تولید صنعتی و از سوی دیگر به رشد اقتصادی دامن می زند
ظرفیتهاى ویژه اى در ادبیات عرفانى فارسى مى توان یافت که پاسخگوى دلمشغولیهاى انسان سرگشته در دنیاى پرشتاب امروز و دوران غلبه فناوریها باشد. از مهمترین جنبه هاى ادبیات عرفانى فارسى "فرا آگاهی " و اگر به ذهن و زبان مولوى نزدیکتر شویم "خدا آگاهى " است و آن اگاهى ویژه اى است که فقط سالکان حقیقى پس از طى مراحل سلوک در طریق عرفانى و نایل شدن به مقامات ربانى به آن دست مى یابند. رسیدن به این خدا اگاهى که در حقیقت نوعى "شهود عرفانى " است. قسمى "درون آگاهى " است که حاصل پشت سرگذاشتن مراتب سلوک و نیل به "حیرت عرفانى " و تبدیل شدن "من " سالک به "فرامن " یا "من " جدید گسترده و متصل به ملکوت، به شمار مى آید. در این مقاله نخست به مدعاى فوق پرداخته سپس جلوه هاى این آگاهى در مثنوى معنوى و غزلیات شمس کاویده شده است.
از آنجا که امثال و حکم، درگوش هوش مردمان، در بلنداى زمان و دوران، زبان گویاى حقائق روزگارانند. نگارنده بر آن شد که سلسله مقالاتى درباره امثال و حکم، در دیوان حکیم ابوالفتح بستى، شاعر توانا و ذولسانین دوران غزنوى، نگارد و بدست زمانه سپارد. تا به حول و قؤه مفیض دقایق وجود و ملهم رقائق خلود، تعلیم حقائق را به دو زبان عربى و فارسى، در پهنه ادب تطبیقى، بکار آید. از این رو، از آغاز دیوان آغازکارکرد و به نثر و نظم خویشتن شرح و تفسیر امثال و جکم را عرضه داشت. تا گواهى صادق، براى ایجاد علم و هنر معاصر نیز باشد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
صفى الدین و عطار دو شاعر اسلامى اند که درباره پیامبر (ص) مدائح قابل توجهى دارند. مضامینى همچرن معراج، اخلاق پیامبر و کرامات آن حضرت برترى او بر دیگر پیامبران و طلب شفاعت، از جمله مواردى است که هر دو شاعر به آن پرداخته اند، عطار مطالب را به دوگونه مستقیم و غیر مستقیم ذکر می کند در حالى که صفى الدین معمولا صفات پیامبر (ص) را به صورت مستقیم ذکر می کند موارد غیر مستقیم عطار در خلال تصاویرى هنرى آمده است که خواننده را به خود جذب مى نماید، از سوى دیگر نگاه عطار به پیامبر (ص) و صفات و رفتار او نگاهی عرفانى و صوفیانه است، در برابر آن صفى الدین با نگاهی شاعرانه و زمینى پیامبر (ص) را مدح می کند و تاریخ را به نظم می کشد او پیوسته سعى دارد تا اصول بدیع را در قصیده بدیعیه خویش جاى دهد. با وجود اینکه صفى الدین شیعه و عطار سنى است ولی نگاه هر دو شاعر به مذاهب نگاهى معتدل وحدت آفرین است.
چنانچه در متن مقاله آمده نظر به اهمیت کتاب نهج البلاغه از دیر باز شروح و ترجمه ها ی متعددی بر این کتاب بلند مرتبه پذیرفته است . ابوالحسن علی بن حسن زواری عالم بزرگ تشیع نیز در کنار تفسیر معروف خود موسوم به تریجمه الخواص و آثار متعدد راجع به حدیث و قصص انبیاء اقدامی به ترجمه و شرح نهج البلاغه نموده است. زواره ای ازدانشمندان نامی قرن دهم درعهد شاه اسماعیل صفوی و فرزندش شاه طهماسب است. وی شاگرد محقق کرکی و استاد ملا فتح الله کاشانی است . کسانی چون میرزا عبدالله افندی در ریاض العلما ‘ مرحوم ملک الشعرا بهار بهار در سبک شناسی ‘ استاد سعید نفیسی د رتاریخ نظم و نثر در ایران مقام علمی او راستوده اند واز او به بزرگی یاد کرده اند . نگارنده که درصدد برآمده جهت رساله دکتری به تصحیح ترجمه و شرح نهج البلاغه از این نویسنده اقدام نماید در این راستا کوشش بر آن بوده که از پنج نسخه خطی معتبر که از کتابخانه های مجلس شورای اسلام (دو نسخه)‘مرکزی دانشگاه تهران‘ مدرسه مروی و کتابخانه آیت الله مرعشی فراهم شده جهت تصحیح استفاده شود . تا چه قبول افتد و که در نظر آید .
محمد قزوینى اولین ایرانیى است که روشهاى جدید را در تصحیح متون بکار بست. او این روشها را در نزد مستشرقانى مانند ادوارد براون آموخت و در کتابهاى مجموعه "اوقاف گیب " اعمال نمود. این مقاله به معرفى این کتابها مى پردازد. تصحیحاتى که هنوز هم بعضى از آنها معیار فن تصحیح به شمار مى روند. اوقاف گیب به یاد الیاس جان ویلکینسون گیب مستشرق انگلیسى، تأسیس شد. وظیفه این مجمع توسعه تحقیق در زمینه هاى تاریخ، ادب، فلسفه و ادیان در بین ترکان، اعراب و ایرانیان بود.
چکیده
حُسن عدالت به جهت فطریبودن آن، همیشه مورد توجه مردم و مکاتب بوده است. اسلام در جایگاه دین کامل و خاتم، این آموزه را در همة ابعاد زندگی بشری مورد تأکید فراوان قرار داده است. در قرنهای اخیر بین اندیشهوران نیز دربارة مفهوم و مصداق عدالت، بحثهای فراوانی درگرفت. این بحثها به دو گرایش اساسی انجامید: یک گرایش براساس قرارداد اجتماعی شکل گرفت و گرایش دیگر بر پایة حقوق طبیعی سامان یافت.
مفهوم عدالت، هم در آموزههای اسلامی و نیز در گرایشهای اندیشهوران دیگر، با مفهوم واژة حق گره خورده، و عدالت، به رعایت حقوق معنا شده است؛ بنابراین، رفتار و روابط عادلانه در حوزة علوم اجتماعی، رفتار و روابطی است که براساس حق باشد. عدالت اقتصادی، به معنای مراعات حقوق اقتصادی در حوزة رفتارها و روابط اقتصادی است. این امر بهصورت هدف اقتصادی، هنگامی بهطور کامل محقق میشود که هر یک از افراد جامعه، به حق خود از ثروت و درآمدهای جامعه دست یابند. دیدگاه¬های متفاوت براساس مبانی گوناگون، معانی متعددی برای حق ارائه دادهاند. برخی از آنها تصریح کردهاند که حق به معنای نفع و امتیاز است و غالب آنها حق را بهگونهای تعریف کردهاند که متضمن معنای نفع و امتیاز است؛ یعنی به دلالت التزامی، بر معنای نفع و امتیاز دلالت دارد.
از طرف دیگر، حق و تکلیف همزاد یکدیگر هستند. هر کجا از حقی برای افراد بشر سخن گفته می¬شود، در مقابل آن، تکلیفی نیز برای آنها وجود دارد.
از دیدگاه اسلام، منشأ حق برای انسانها دو امر است: کار و نیاز. تمام نعمتهای جهان برای انسان آفریده شده. به عبارت دیگر، علت غایی آفرینش نعمتهای جهان بهرهمندی انسان از آنها است. همة انسانها از نعمتهای جهان بالقوه حق دارند. براساس میزان کار و تلاش، این حق بالفعل میشود. همچنین انسانهایی که نیازمند هستند ولی توان کار ندارند، نیازشان حق آنها را دربارة نعمتها بالفعل میکند و بر حکومت و ثروتمندان لازم است، نیاز آنها را در حد متعارف برطرف کنند.
مفهوم واژة عدالت، با مفهوم واژة تساوی فرق دارد؛ امّا مسألة بسیار مهم آن است که همة انسانها در بهرهمندی از نعمتهای الاهی باید دارای شرایط مساوی باشند و هرگاه افرادی در بهرهمندی از امکانات طبیعی خدادادی جامعه، از فرصتهایی استفاده کنند که دیگران از آنها محروم باشند، ستم بزرگی خواهد بود. گرچه بعد از تقسیم فرصتها بهنحو مساوی، اگر گروهی به دلیل استعداد و تلاش زیادتر، از نعمتها بیشتر بهرهمند شود، این امر خلاف عدالت نیست.
چکیده
بحث رفتار مصرفکننده، از مباحث مهم اقتصاد بهویژه اقتصاد اسلامی است. در این زمینه، بررسی تجربی رفتار مصرفکننده مسلمان اهمیت ویژهای دارد. در این مقاله، کوشیده شده است در یک بررسی تجربی، تابع مخارج مذهبی (هزینههای در راه خدای) مسلمان تخمین زده شود. این تخمین با بهکارگیری دادههای جمعآوری شده با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری، خانوارهای تهرانی هستند که سرپرست آنها در مناطق مرکزی شهر شغل آزاد دارد. نمونه مورد بررسی 500 عضو از این جامعه و انتخاب آن خوشهای تصادفی بوده است. در این بررسی، هزینههای مذهبی خانوار تابعی از درآمد، درجه ایمان و سن سرپرست آن در نظر گرفته شده است. برای اندازهگیری درجه ایمان فرد، شاخصی مبتنی بر آیات قرآن ساخته، و از آن استفاده شده است. تابع تخمینزده شده گویای قابلیت مناسب تبیین الگوی استفاده شده است.
چکیده
در اقتصاد اسلامی، پول موضوع بسیاری از احکام فقهی و حقوقی است؛ از اینرو، شناخت ماهیت آن اهمیت ویژهای یافته است. در این جهت، برخی از اندیشهوران اسلامی به نظریهپردازی درباره ماهیت آن پرداختهاند. شهید صدر?، آیتالله بجنوردی، آیتالله شاهرودی و حجتالاسلام یوسفی، حقیقت پول را در قدرت خرید آن میدانند و مؤلفان کتاب پول در اقتصاد اسلامی به نظریه ارزش اسمی درباره ماهیت پول گرایش دارند. مقاله حاضر با بررسی این نظریات و نقد مبنایی و بنایی آنها نشان داده است که این نظریات به دلایلی کافی نیستند؛ و باید به نظریهپردازی جدیدی درباره ماهیت پول روی آورد.
"یکی از کارکردهای مهم طنز علاوه بر سرور و شاد ساختن مردم، ارشاد و هدایت آنان و تبلیغ و ترویج معارف و اعتقادات حق است. طنز به ویژه طنز تلویزیونی که با تصاویر گوناگون و متنوع همراه است اگر حاوی مطلبی به حق و پیامی اصیل باشد و با هنرمندی طراحی و اجرا شود، دارای اثری اعجازگونه در تعالی و تکامل مخاطب است، این گونه طنز قادرست با تحت تاثیر قرار دادن احساسات و عواطف مخاطبان پیام خود را با ظرافت و لطافت بر جانها بنشاند و ضمن زدودن خستگی و ملامت با برجسته کردن عیبها و مفاسد فردی و اجتماعی به قصد اصلاح و تزکیه فرد و جامعه گام بردارد.
روش این پژوهش تحلیل محتواست که از مجموع 4200 رابطه زن و مرد، در 101 قسمت از مجموعه طنز پاورچین (شبکه پنجم سیما) 101 قسمت از مجموعه طنز نقطه چین، (شبکه سه سیما)، 1300 رابطه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده و روش نمونهگیری سیستماتیک مشخص شد و مورد بررسی قرار گرفت.
ارزشهای اخلاقی مورد نظر در روابط زن و مرد عبارت بودند از: محبت، احترام، صداقت، حسن ظن، تواضع، سخاوت، عفو و گذشت و عفت ضد ارزشهای مورد نظر نیز در نقطه مقابل ارزشها قرار داشتند که با در نظر گرفتن دیدگاه اسلام در این موارد ارزیابی شدند.
بر اساس نتایج به دست آمده از پژوهش، در مجموعه طنز پاورچین ضد ارزشهای اخلاقی مورد بحث بیشتر از مجموعه طنز نقطهچین نمایش داده شده و در مجموعه طنز نقطهچین ارزشها و ضد ارزشهای اخلاقی مورد نظر به طور توأم بیشتر از مجموعه طنز پاورچین بوده است. همچنین ضد ارزش در زنان بیش از مردان و ارزش در مردان بیش از زنان نشان داده شده است.
"
"تمرکز اصلی این مقاله بر تشریح نقش رادیو در کنترل بحران بلایا و فجایع طبیعی مانند زلزله، سیل و ... است. نویسنده معتقد است مدیران و کارگزاران رسانههای گروهی برای ایفای نقش فعال و کارآمد در شرایط بحرانی باید در وهله نخست، شناخت دقیقی از نوع بحران و آثار و پیامدهای آن به دست آورند و سپس با شناخت ضرورتهای اجتماعی و ویژگیهای مخاطبان، رسانه مناسب را بر مبنای ظرفیتها و کارکردهای خاص آن، انتخاب کنند. از این منظر در مدیریت و کنترل بحرانهای طبیعی، برای رسانهها سه کارکرد اساسی در نظر گرفته شده است که عبارتند از: آموزش، مواجهه با بحران و پشتیبانی و اصلاح. بنابراین، رسانهها در شناخت وضعیت بحران، ایجاد آمادگی در بخشهای مختلف جامعه و سازمانهای مسئول و آموزش شیوههای مقابله با فجایع و بلایای طبیعی در مراحل مختلف بحران، نقش مهمی ایفا میکنند. همچنین در حین بحران و پس از آن با اطلاعرسانی سریع و اثربخش، ایجاد هماهنگی بین نهادهای مسئول، آرامشبخشی و کاهش فشار روانی بازماندگان و ... به حذف شرایط بحران و بازگشت به وضعیت عادی کمک میکنند.
نویسنده در ادامه، نقش ویژه رادیو را در مدیریت بحرانهای طبیعی، بر مبنای کارکردها و ظرفیتهای این رسانه، مورد واکاوی قرار داده و مزیتها و برتریهای این رسانه را در مقایسه با دیگر رسانهها، برشمرده است.
"
"اگرچه همواره بین بحرانها، تفاوتهای ظریفی وجود دارد، در مواجهه و کنترل آنها وجوه مشترکی دیده میشود که از مهمترین آنها میتوان به ضرورت تصمیمگیری سریع، وجود راهحلهای محدود، برخورد با گروههایی با اهداف متضاد، نامطلوب بودن عواقب و پیامدها، لزوم واکنش سریع و .. ، اشاره کرد. در این مقاله سعی شده است ضمن معرفی شیوههای فیزیکی یا خشونتآمیز مقابله با بحران، مزیتهای بهرهگیری از رسانههای گروهی به مثابه ابزارهای ارتباطی کارآمد و اثربخش در مدیریت بحران تشریح شود. همچنین نویسنده کوشیده است ضمن پرداختن به اهمیت پیشبینی بحران، آمادگی برای مقابله با آن و کاهش پیامدهای احتمالی، به طور ویژه لزوم ایجاد «کلینک کشف و کنترل شایعه» و «ضرورت بازنگری در تعریف آرامشبخشی و امیددهی» را به مثابه دو راهبرد پیشگیرانه در مدیریت بحران مورد تأکید قرار دهد. در این مقاله با بررسی موردی برخی بحرانها در ایران، کاستیهای فراروی مدیریت بحران در کشور تشریح شده و نویسنده این نکته را یادآوری کرده است که اگرچه رسانههای گروهی نقش ویژهای در کنترل و مدیریت بحران ایفا میکنند، در شرایط خاص می توانند خود بحرانسازی کرده و یا به تشدید بحران کمک کنند.
"
"این مقاله به بررسی نقش رسانه در دوران بحران میپردازد. رسانه ها به دلیل توانایی در جذب مخاطب انبوه و مشارکت در فرایند شکل دادن به افکار عمومی طیف گستردهای از مردم، نقش قابل ملاحظهای در بحرانها وکشمکشهای سیاسی ـ اقتصادی دارند. فعالیت ارتباطی در دوران بحران، مستلزم در نظر گرفتن چگونگی درک بحران از سوی شهروندان، تحلیل علمی عوامل درگیر و مداخله کننده، نحوه عمل سایر گروهها، ماهیت متغیر و تضاد و ناهمخوانی میان عوامل یاد شده است.
اگر چه به واسطه قابلیت منحصر به فرد رسانههای همگانی در جذب و جلب توجه طیف گستردهای از مردم، انتظار میرود رسانهها در دوران بحران تاثیرات گستردهای بر مخاطبان و جامعه داشته باشند، به اعتقاد نویسنده درک نقش رسانهها در دوران بحران صرفا محدود به شناخت کارکرد آنها نیست، بلکه نیازمند شناخت وارزیابی شرایط کلی اجتماعی، عوامل و بازیگران دخیل در این ارتباط و چگونگی عملکرد هر یک از نهادها و یا عوامل تاثیرگذار و دخالت کننده است. به زعم نویسنده، مجموعه عملکرد عوامل و بازیگران اجتماعی (ازجمله رسانه) میتواند وضعیت بحرانی را به وضعیت ثبات، صلح وآرامش برساند و یا برعکس منجر به وخیمتر شدن وضعیت بحرانی شود و ترس و واهمه ناشی از اخبار و مطالب رسانه، بر شدت گرفتن اوضاع بحرانی بیفزاید.
در پدید آمدن این وضعیت بحرانی، علاوه بر عوامل تحدید کننده اجتماعی و ساختاری فعالیت رسانهای، نوع مواجهه و رویکرد رسانهها در شرایط بحرانی تاثیرگذار است. نویسنده تلاش میکند با بهرهگیری از مدل مارپیچ سکوت به تشریح وضعیتهای ممکن بپردازد.
"
"این مقاله، برگرفته از پژوهشی است که نگارندگان، در سال 1384، در مرکز تحقیقات صداوسیما انجام دادهاند. محور پژوهش، نحوه و میزان طرح مسئلة هویت، در برنامههای نوجوان تلویزیون جمهوری اسلامی ایران بوده است.
این پژوهش، به نتایج جالبی دست یافته که در مقاله حاضر به آنها اشاره شده است. از جمله اینکه: در بیش از 65درصد برنامههای مورد بررسی، به هیچ یک از وضعیتهای هویت پرداخته نشده و در 99درصد آنها دو موضوع بلوغ و بحران هویت که مشخصة دوران نوجوانی هستند، مورد توجه قرار نگرفتهاند.
درباره سایر متغیرهای تحقیق نیز نتایج جالبتری به دست آمده که در بخشهای مختلف مقاله به آنها اشاره شده است"
"این مقاله، برگرفته از پژوهشی به همین نام است که نگارنده در سال 1385، در مرکز تحقیقات صداوسیما، به روش فراتحلیل انجام داده است.
نویسنده طی این پژوهش، به بررسی مقایسهای چهار نظرسنجی دربارة برنامههای تلویزیونی (اخبار 30/20، اخبار 60 ثانیه، مجموعة نقطهچین و مجموعههای دیماه 1383) پرداخته است که به دو روش اینترنتی و مراجعة حضوری انجام شده بودند.
وی این چهار نظرسنجی را با متغیرهایی از قبیل تعداد پاسخگویان، توزیع جنسیتی، میانگین سنی، وضعیت تحصیلی، محل سکونت، نوع فعالیت و الگوی مصرف رسانهای پاسخگویان، همچنین تعداد موارد بیپاسخ در دو نوع نظرسنجی، با یکدیگر مقایسه کرده و به نتایج جالبتوجهی دست یافته است.
"
مطالعهى کتب علم اخلاق در جهان اسلام و یونان قدیم به روشنى تشابهى را بین مبانى آنها به ذهن متبادر مىسازد. ذهنیت اقتباس مبادى اخلاقى علماى اسلام از اندیشههاى اخلاقى یونانیان همچون دیگر مبادى فلسفى توسط فیلسوفان مسلمان، و به تبع آنها علماى اخلاق، سادهترین فرضیهى ممکن است. در این مطالعه سعى شده است تا به میزان صحت این فرض دست یابیم.
حال، اگر این فرض درست باشد، روند این اقتباس چگونه بوده است و تا چه زمان ادامه پیدا کرده است؟ آیا خود اسلام نظریهى اخلاقى ندارد و این روند مسلمانان را تا چه حد از روح قدسى دین دور ساخته است؟ براى این منظور دیدگاههاى اخلاقى نمایندهى فکر یونانى، ارسطو، و تا حدى افلاطون، مورد مطالعه قرار گرفته و سپس با مهمترین کتب اخلاقى مسلمانان در پهنهى تاریخ اسلام، یعنى کتب یحیى بن عدى، ابوالحسن عامرى، ابن مسکویه، خواجه نصیر طوسى، محمد غزالى، فیض کاشانى، نراقیین و عبدالله شبّر مقایسه شده است. در این راستا میزان اقتباس و نوآورى آنها و نقش هر یک در این روند مورد بررسى قرار گرفته است.