در این مقاله، نویسنده به دنبال تبیین ایدئولوژی حاکم بر رژیم پهلوی در دوران حاکمیت رضاخان، افراد مؤثر در تئوریپردازی، تبیین و تثبیت این ایدئولوژی و نیز چگونگی تحقق عملی و اجرایی شدن آن در این دوره است. بر این اساس، ضمن بررسی زمینههای روی کار آمدن رضاخان، اصول کلی ایدئولوژی حاکم بر این دوره را نیز تبیین کرده و در کنار بررسی اقدامات مختلف رژیم در جهت عملی کردن این ایدئولوژی، به چالش دو اندیشه دینی و سکولار در این دوره پرداخته و اندیشه سیاسی علمای شیعه در این چالش را با تمرکز بر تفکر و عمل سیاسی ـ اجتماعی دو عالم بزرگ شیعی، آیتالله سید حسن مدرس و آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، تبیین کرده است.
در این مقاله، نویسنده با فرض تفاوت جدی و اساسی میان علم سیاست غربی و نهضت امام خمینی(ره) در مبانی، مفاهیم، پیشفرضها و نظام صدق حاکم، بر این نظر است که این تفاوت و تعارض به تحریف و تقلیل نهضت امام خمینی (ره) در تحلیلهای ارائه شده در چارچوب علم سیاست غربی انجامیده است. ازاینرو، در پی پاسخ به این پرسش است که در صورت پذیرش این فرضیه، این تفاوت و تعارض چه تأثیری در تحلیل نهضت امام خمینی(ره) از زاویه نگاه علم سیاست غربی دارد؟ چرا این تفاوت و تقابل سبب ناکارآمدی علم سیاست غربی در تحلیل این نهضت میشود؟ نویسنده در پاسخ به این پرسش، معتقد است این تفاوتها از سه جهت سبب این ناکارآمدی میشود:1. فهم نادرست از مفاهیم و گنجینه واژگانی نهضت امام خمینی(ره)؛2. نبودن ظرفیت و ابزار لازم برای درک همه ابعاد این نهضت؛3. کاستیهای موجود در مبانی و اصول موضوعه علم سیاست غربی.این مقاله، برای اثبات ناکارآمدی علم سیاست غربی، به توصیف و تبیین این سه جهت میپردازد و مصداقهایی از کاستیهای موجود در نظریههای غربی را بهعنوان نمونهای از این ناکارآمدی در این سه جهت بیان میدارد.
مطالعه حاضر به بررسی رابطه رشد اجتماعی و رشد زبانی در دانش آموزان دختر پایه اول دبستان های دولتی شهر قزوین پرداخته و هدف آن تعیین چگونگی رابطه بین این دو متغیر و نشان دادن اهمیت رشد اجتماعی و تأثیر آن بر رشد زبانی دانش آموزان دختر پایه اول است. به همین منظور 30 دانش آموز بطور تصادفی مرحله ای از جامعه دانش آموزان دختر پایه اول انتخاب شدند و مورد مطالعه قرار گرفتند. روش پژوهش علّی-مقایسه ای است. نتایج بدست آمده از اجرای آزمون رشد زبان Told-P-3 و پرسشنامه رشد اجتماعی واینلد نشان داد که رابطه همبستگی بین رشد زبانی و رشد اجتماعی با ضریب 59/0 معنادار است. همچنین از محاسبه ضرایب همبستگی که بین خرده مهارت های رشد زبانی به ترتیب گوش کردن، سازماندهی، صحبت کردن، معناشناسی و نحو و رشد اجتماعی به عمل آمد. می توان رابطه همبستگی بین هر کدام از خرده مهارت های رشد زبانی و رشد اجتماعی را (به ترتیب) با ضرایب 51/0، 47/0، 45/0، 47/0 و 58/0 معنادار دانست. علاوه بر این, نتایج حاصل از آزمون T که برای مقایسه سن حقیقی آزمودنی ها با سن هنجار آنها و خرده آزمون های رشد زبان به عمل آمد، نشان داد که سن حقیقی آزمودنی ها در خرده آزمون های 1، 3، 4، 5 و 6 با سن هنجار آنها مطابقت داشت و فقط در خرده آزمون2، سن حقیقی آزمودنی ها یک سال نسبت به سن هنجاری آنان تأخیر داشت.
برگزاری اجتماعات و راهپیماییها، وسیله احراز حقوقی چون حق بیان، حق تساوی و برابری و همچنین حق درخواست اجرای سایر حقوق بشر و حقوق مندرج در قانون اساسی، با توسل به حالت جمعیبودن آن است. از این رو، حق برگزاری اجتماعات، حقی بنیادین است و تا زمانی که از محدوده قانون فراتر نرود، تحدید آن، وجاهت عقلانی و حقوقی ندارد. برگزاری سالم و قانونی تجمعات و عدم ایجاد مانع در مسیر تحقق آن، راهی است به سوی توجه به امنیت و آزادی شهروندان و تأمین امنیت ملی با توسل به خواستههای شهروندان. در این مقاله، نگارنده با بررسی مقررات داخلی، به دنبال تحلیل ماهیت اجتماعات است و به این بحث مهم اشاره میکند که اجتماعات اعتراضآمیز را، چه قبل از ناآرامی و چه پس از وقوع رفتارهای غیرقانونی، چگونه باید مدیریت کرد؟
اعـتـقـاد به موعود، در همه ادیان مطرح بوده و عقیده مشترک همه آنها به شمار مى آید؛ و هر دین و مکتبى به تناسب فرهنگ دینى و ملى خود از موعود آخرین به نامى یاد کرده است . بـر ایـن اساس ، در آیین بودایى او را ((بوداى پنجم )) و در آیین هندو، او را ((آواتارا دهم )) گویند. در آیین زرتشت نیز از آمدن منجى و موعود آخرین خبر داده شده و او را ((سوشیانت )) یا ((سوشیانس )) مى نامند. کـتـب دیـنى یهود نیز ظهور رهبرى بزرگ به نام ((ماشیح )) یا ((مسیح )) در آخرالزمان را نـوید داده اند. آیین مسیحیت نیز آمدن دوباره حضرت عیساى مسیح به دنیا و برپایى حکومت جهانى به دست او را خبر داده است . امـا انـدیـشـه مـهـدویت و ظهور موعود جهانى در آیین آسمانى اسلام ، جایگاه و جلوه بیشترى دارد و بـا وجـود دلایـل معتبر از آیات و روایت متواتر و قطعى ، همه مذاهب اسلامى بر ظهور ((مهدى موعود)) از نسل فاطمه زهرا(س ) اتفاق نظر دارند. در این میان ، مهدى موعود در مذهب شـیـعـه ، هـم بـه دلیـل جـایـگـاه اعـتـقـادى آن و هـم بـه دلیل دارا بودن شناسنامه روشن و پرداختن به جزئیات زندگى و چگونگى ظهورش ، از اهمیت ، قطعیت و شفافیت بیشترى برخوردار است .
صهیونیسم به جنبش سیاسى ـ مذهبى یهودیان براى حضور در فلسطین و حق حاکمیت یهود بـر کـل ایـن سرزمین اطلاق مى شود، لذا مسیحیانى که به طور جدى از بازگشت یهودیان بـه فـلسـطین به عنوان ارض موعود حمایت مى کنند، مسیحى صهیونیست شناخته مى شوند. مـقـاله حـاضـر به معرفى این جریان مى پردازد که طى آن ضمن بیان تاریخچه ، مبانى اعـتـقـادى مـسـیحیان صهیونیست را به اختصار نقد کرده ، دیدگاه آنان را درباره آینده جهان بیان مى کند.
جـریان هاى سیاسى نیم قرن اخیر بخش جدایى ناپذیر تاریخ تحولات سیاسى معاصر ایـران اسـلامـى هـسـتـنـد. پـدیـده شـگـفـت انگیز انقلاب شکوهمند اسلامى ایران و هدایت هاى حـکـیـمـانـه و پیامبرگونه امام و رهبرى در دوران هاى پیدایش ، شتاب و پیروزى انقلاب و تـثـبـیـت نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى فـرصـت مـنـاسـبـى بـراى طـلوع و افول جریان هاى سیاسى بوده و هست .
ایـن مـقـاله بـر آن اسـت تـا از نـگاه امام خمینى (ره ) و مقام معظم رهبرى (مدظله العالى ) به بـازخـوانـى وضـعـیـت ، تـفـکـر و کـارکـردهـاى مـثـبـت و مـنـفـى جـریـان هـاى سـیـاسـى قـبـل و بـعـد از پـیـروزى انـقـلاب اسـلامـى کـه هـر کدام به شکلى با انقلاب و رهبرى در تعامل یا تقابل بودند بپردازد.
هزاره سوم میلادی در شرایطی آغاز شده است که جامعه جهانی همچنان باچالش هایی جدی در زمینه دستیابی به صلح و امنیت بین المللی رو به رو است. موارد متعدد نقض حقوق بشر موجب شده است که دولتهای جهان به فکر یافتن راه حلی به منظور جلوگیری از وقوع چنین پیشامدهایی باشند. ماده 55 منشور سازمان ملل متحد احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی را مبنای تحقق صلح و امنیت در جهان معرفی می کند. یکی از بهترین راههای ترویج حقوق بشر و احترام به آزادی های اساسی، درونی ساختن و نهادینه کردن ارزشها و اصول حقوق بشر است که به منظور تحقق یافتن آن آموزش حقوق بشر ضروری می باشد و برای مؤثرتر ساختن این آموزش ها نیازمند شناخت و بررسی شیوه ها و روش های آموزشی هستیم که بتواند ما را در رسیدن به این هدف یاری رساند. این مقاله در نظر دارد به بررسی فرایند آموزش حقوق بشر و روش های آموزشی نوینی که در این زمینه توصیه شده است بپردازد.
عدالت کیفری و رعایت اصول حقوق بشر در مبارزه با تروریسم، نقش بسیار مهمی در کارآمدی اقدامات کشورها و نهادهای دست اندرکار مبارزه با پدیده شوم تروریسم دارد. به همین لحاظ بررسی قانون ضد تروریسم انگلیس و انتقادات وارد بر آن می تواند حاوی پیام مهمی برای مدعیان مبارزه با تروریسم باشد. در این مقاله نویسندگان سعی در طرح مجدد اصول و قواعد حقوق بشر در مبارزه با تروریسم در چارچوب قانون ضد تروریسم انگلیس دارند. شایان ذکر است که استفاده از آرای دیوان اروپایی حقوق بشر و تفاسیر عمومی کمیته حقوق بشر ملل متحد در خصوص این موضوع، جایگاه خطیر و غیرقابل تخطی رعایت اصول حاکم بر مبارزه با تروریسم را تبیین نموده است.
دادگاههای داخلی برای توجیه دستور عدم پرداخت یا منع پرداخت در اعتبارات اسنادی به جهت ارتکاب تقلب، معیارهای متفاوتی را لازم شمرده اند. کنوانسیون آنسیترال هم راجع به ضمانت نامه های مستقل و اعتبارنامه های تضمینی در این خصوص موضع خاص خود را اتخاذ کرده است. معیار تقلب در اعتبارات اسنادی تا کنون در هیچ یک از نظام های حقوقی به پاسخ روشن و متقنی نیانجامیده است. این مقاله با تجزیه و تحلیل موضع حقوقی ایالات متحده امریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا، و نیز کنوانسیون ملل متحد راجع به ضمانت نامه های مستقل و اعتبارنامه های تضمینی، معیاری را پیشنهاد می کند که در مقایسه با معیارهای متفاوتی که در گوشه و کنار جهان اعمال می گردد، کامل تر است و همچنین طریقه اعمال این معیار را به دست می دهد.
دیوان بین المللی دادگستری در آراء مربوط به ایرادات مقدماتی در پرونده های مشروعیت توسل به زور معتقد بود که صلاحیت استماع دعاوی را ندارد. با وجود اتفاق آراء اعضای دیوان در این نتیجه گیری، روشن است که بین قضات درخصوص مبانی ای که منجر به این تصمیم شد اختلاف نظر عمیق وجود داشت. تنها اکثریت ساده ای از قضات به این استدلال ملزم بودند که دیوان باید در مورد مسئله صلاحیت به علت شخصی (صلاحیت مربوط به شخص خوانده) در ارتباط با عضویت صربستان و مونته نگرو در سازمان ملل قبل از سال 2000 اتخاذ تصمیم نماید. اقلیت قضات شدیداً به انتخاب چنین مبنایی برای تصمیم گیری به ویژه با توجه به الزامات آشکاری که برای دیوان در مورد سایر پرونده های مطروحه در آن وجود داشت، انتقاد داشتند.