" در دهه های اخیر با ایجاد تغییر و تحولات عظیم در نظام های آموزشی، اهمیت فضا های آموزشی در کشور های پیشرفته دنیا بیش از پیش مورد توجه صاحب نظران تعلیم و تربیت قرار گرفته است و برای هر چه جذاب تر کردن این فضا ها تدابیر گوناگون اندیشیده اند. پژوهش حاضر برای کسب اطلاع از چگونگی فضا های آموزشی چهار کشور پیشرفته، انجام شده است.
روش تحقیق کیفی است و اطلاعات تحقیقی از طریق بررسی مدارک و شواهد، منابع و اسناد کتابخانه ای، اطلاعات شبکه های اینترنتی و مصاحبه با والدین و دانش آموزان گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزانی هستند که حداقل سه سال از دوره ابتدایی را در مدارس کشور هایی مانند آمریکا، کانادا، استرالیا و انگلستان تحصیل کرده اند و اکنون در مدارس ایران تحصیل می کنند. مصاحبه با والدین آنها هم بخشی دیگر از اطلاعات را تشکیل می دهد.
روش تجزیه و تحلیل کیفی و با کدگذاری، مقوله بندی و سازماندهی داده ها انجام گرفته است. یافته های پژوهش در دو بخش تجهیزات فیزیکی مدرسه و شرایط فرهنگی حاکم بر فضا های آموزشی ارائه خواهد شد. در بخش ویژگی های فیزیکی، نتایج پژوهش نشان داده است که اکثر مدارس از فضا های آموزشی مناسب بهره مندند و الگوی کلاس ها متناسب با روش های جدید تدریس طراحی شده است. یافته های مربوط به جو و فضای فرهنگی نشان داده است که شش عامل حس همدلی و همدردی، تعهد و مسئولیت شناسی، احترام، جو اعتماد، علاقه و انگیزه، و جو شادی و نشاط بر مدرسه حاکم است.
"
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهی نگهداری ذهنی عدد وردیف کردن عملیّاتی براساس نظر "پیاژه" انجام شده است . طبق نظر "پیاژه"، عدد, تـألیفی از ردیف کردن وطبقه بندی است . وقتی کودک واجد نگهداری ذهنی میشود، می تواند آنها را یک به یک مطابقت دهد . دراین مطابقت ، علاوه برآنکه عناصررا ردیف می کند ، عناصر رادرهم طبقه بندی می کند . سؤال اصلی این است که اگر عدد, تـألیفی از ردیف کردن وطبقه بندی باشد، آیا بین عدد وردیف کردن رابطهی علّت ومعلولی برقرار است ویا اینکه صرفا" همبستگی بالایی دارند ودریک سن به استقرار می رسند ؟ براین اساس دو فرضیّه مطرح شده است که طّی آنها هرآزمودنی که واجد نگهداری ذهنی عدد باشد، واجد ردیف کردن نیز میباشد . فرضیّهی دیگر آن است که بین تغییرات نمرات عدد ونمرات ردیف کردن ، همبستگی بالا ومعتبری وجود دارد . برای آزمون فرضیه ها، 180 نفر از دانش آموزان دبستانی شهر تهران در سه دستهی سنّی 6 ، 7 و 8 ساله به صورت تصادفی ومرحله ای انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها براساس روش بالینی "پیاژه" و استفاده از مصاحبهی بالینی انجام گرفته است. داده های جمع آوری شده براساس دستورالعمل نمره گذاری, که توسّط پورحسین (1370)برای جمعیّت ایرانی اعتباریابی شده است، به صورت دادههای فاصلهای توسّط مشخّصه های آماری همبستگی "پیرسون"، آزمون tو تحلیل واریانس یکطرفه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سن، عامل اصلی تحوّل شناختی است وکودکان ایرانی درسنّ 8 تا 8 سال و 11 ماه واجد نگهداری ذهنی عدد وردیف کردن عملیاتی میشوند. همچنین بین فهم عدد وتوانایی ردیف کردن رابطهی علّیّت وجود ندارد بلکه این دو توانایی با یکدیگر توازی وهمبستگی بالایی دارند؛ به عبارت دیگر, این ساختها همدیگر را تسهیل میکنند .
این پژوهش به مقایسه سخت رویی و رضایت شغلی در بین اعضای هیات علمی و دبیران آموزش و پرورش می پردازد. یکی از اهداف اصلی پژوهش تعیین رابطه سخت رویی و رضایت شغلی و مقایسه آن در بین اعضای هیات علمی و دبیران است. نمونه مورد مطالعه این پژوهش 100 نفر بود که 50 نفر از اعضای هیات علمی و 50 نفر از دبیران آموزش و پرورش به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای اندازه گیری سخت رویی از مقیاس بررسی دیدگاه های شخصی کوباسا و برای اندازه گیری رضایت شغلی از آزمون رضایت شغلی دیویس، لافکوسیت و ویس استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی و آزمون t مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین سخت رویی و رضایت شغلی در هر دو گروه (اعضای هیات علمی و دبیران) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (P<0.01). بین رضایت شغلی اعضای هیات علمی و دبیران تفاوت معناداری وجود ندارد. بین سخت رویی اعضای هیات علمی و دبیران تفاوت معناداری وجود دارد و تفاوت میانگین دو گروه نشان داد که اعضای هیات علمی از میزان سخت رویی بالایی برخوردارند (P<0.05).
همچنین نتیجه تحقیق نشان داد که بین هر یک از مولفه های سخت رویی (تعهد، کنترل، چالش) و رضایت شغلی در بین اعضای هیات علمی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. اما در مورد دبیران رابطه معناداری بین چالش و رضایت شغلی مشاهده نشد. برای پیش بینی رضایت شغلی از روی مولفه های سخت رویی از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد و نتیجه نشان داد که مولفه تعهد حدود 23 درصد از واریانس رضایت شغلی را تبیین می کند.
افسردگی به عنوان یک اختلال متعارف در میان نوجوانان اغلب شامل یک دوره بالینی مزمن و عود کننده است. تجربه یک دوره افسردگی در کودکی یا نوجوانی یک عامل خطر برای دوره های افسرده ساز آتی و همچنین مشکلات روانی - اجتماعی محصوب می شود. یافته های پژوهشی نشان داده اند که در اوایل دهه 1990 درباره استفاده از درمان های خاص برای افسردگی نوجوانان شواهد تجربی حمایت کننده وجود نداشته است. بر این اساس، علاقه فزاینده ای نسبت به رشد و آزمون درمان های جدید که کوتاه مدت نیز بوده اند، به چشم می خورد. در این میان، روان درمانی بین فردی برای نوجوانان افسرده، به مثابه یک رویکرد درمانی که به سادگی در گستره ای از موقعیت ها مورد استفاده واقع می شود. به دلیل تاکید بر شناسایی حوزه مساله ساز بین فردی، نشانگان افسرده ساز مرتبط با حوزه مساله ساز، تمرکز بر روابط فعلی و کمک به بیمار جهت تسلط بر بافت بین فردی افسردگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی روان درمانی بین فردی در درمان افسردگی نوجوانان است. روش پژوهش حاضر مطالعه موردی است. در این پژوهش، یک آزمودنی 16 ساله دختر که با استفاده از مصاحبه بالینی، ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه دشواری های بین فردی در نوجوانان، مبتلا به افسردگی تشخیص داده شده بود، شرکت کرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در زمینه درمان افسردگی نوجوانان روان درمانی بین فردی یک رویکرد درمانی کارآمد قلمداد می شود.
درعرصه روابط اجتماعی برای اینکه حقی، که ریشه آن اراده شخص یا اشخاص باشد، به وجود آید و موجودی به نام عقد تولد یابد؛ بی تردید عناصری مانند قصد، رضا، اراده، ایجاب و قبول و مانند آن نقش جوهری و اساسی دارند. در این راستا مراحل و منازلی مانند تصور، تصدیق به فایده، شوق، رضا، اراده و غیره در درون آدمی طی شده و در نتیجه انشای مفاد آن ادراک در امور اعتباری می شود که در اصطلاح فقه وحقوق «رضا» نامیده می شود و ایجاد مفاد آن توسط اراده موجود شده «قصد انشاء» نام دارد که تمام واقعیت قرارداد با قصد باطنی است و قصد باطنی هم در صورتی می تواند اثر حقوقی داشته باشد که با کاشف خارجی و مبرز همراه شود و با ایجاب و قبول اعلام گردد. از فرمایشات مرحوم امام خمینی(س) قابل استنباط است که تمام هویت عقد به ایجاب موجب است و قبول، شأنش تثبیت و تنفیذ آن چیزی است که موجب با قصد انشاء موجود کرده است. در این مقاله، مبانی و آثار این نظریه مورد مداقه و تتبع قرارگرفته است.
با پیشرفت جوامع و گسترده تر شدن روابط اجتماعی، اشخاص حقوقی نقش بیشتر و مؤثرتری در جامعه یافته و قلمرو فعالیت خود را روز به روز توسعه داده اند به گونه ای که انواع شخصیت حقوقی در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بشر در کنار اشخاص حقیقی به فعالیت مشغول هستند. یکی از آثار این دخالت رو به رشد اشخاص حقوقی، لزوم مسؤولیت پذیر ساختن آنهاست که متکی بر دلایلی قابل قبول و مسبوق به تجربه عملی در دیگر کشورهاست. مقاله حاضر، با بررسی این دلایل و ذکر تجارب خارجی در این زمینه، لزوم شناسایی عام مسؤولیت کیفری اشخاص حقوقی در ایران را مورد تأکید قرار داده، آن را واکنشی واقع گرایانه به آثار توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه دانسته است.