مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۳٬۶۶۱ تا ۳۸۳٬۶۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
چهارده کتاب
منبع:
تابستان ۱۳۸۶ شماره ۵۲
حوزههای تخصصی:
بحث تطبیقی علیت در فلسفه غرب و فلسفه اسلامی
دلایل عرفانی و کلامی در ابطال تناسخ
دین و دولت در عصر صفوی
حسن حنفی: زندگی، آثار و دیدگاه ها
علم لدنی
درآمدی بر مفهوم تحنث در سیره نبوی
فقه مقارن ، چراغ راه امت
حوزههای تخصصی:
سلسله آق قویونلوها در دوران فرمانروایی اوزون حسن
ادبیات
پیامبر و اهل بیت (ع)
جامعه شناسی
علوم سیاسی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی مفاهیم فقه سیاسی مشروعیت و حق حاکمیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی مفاهیم فقه سیاسی شورا و مشورت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی حکومت اسلامی مباحث کلی
هنر
«آتش در عرفان اسلامی و زرتشتی»
حوزههای تخصصی:
آتش در عرفان نماد نور، عشق،اشراق، خرد و پیوند با خداوند است که در عرفان جهانی عمومیت دارد و در عرفان اسلامی و زرتشتی نیز که بخش های اصلی عرفان ایرانی به شمار می آیند همین مطلب دیده می شود. آتش به صورت عشق در عرفان حضور یافته و در همه کشف و شهودهای عارفان همواره نور وآتش به نوعی دیده می شود. در دین زرتشت نیز همواره خدای یکتا پرستیده می شده و نور و آتش برترین جلوه حق قلمداد می شده است. آموزه های زرتشتی در اغلب ادیان تاثیر نهاده و به ویژه در ادیان ابراهیمی نقش آفرینی نموده است. خداوند در این ادیان نور دانسته شده و همواره به صورت نور یا آتش بر انبیاء و اولیاء و عرفا جلوه نموده است.
«عرفان یهودی»(حَسیدیسم)
حوزههای تخصصی:
حسیدیسم شامل تصوف زاهدانه در دین یهود است. در دین یکتاپرستانه یهود زمینه نظریه های وحدت وجود، فیض و تجلی وجود داشته و در آیین حسیدی ظهور پیدا کرده که با تکیه بر تفسیر باطنی کتاب مقدس و پرهیزکاری و عبادت به سوی خداوند حرکت نموده و با راهنمایی صدیق ها که شخصیت هایی مقدس و روحانی بوده اند با اسرار و رموز معنوی آشنا گردیده اند. حسیدی ها دارای رهبرانی مقدس بوده اند که از راه زهد، تقوی، پرهیزکاری و خدمت به محروم ترین و فقیرترین اقشار جامعه، به تبلیغ در راه خداشناسی و عرفان پرداخته و عرفان و تصوف را در جهان یهودیت گسترش داده و قرن های متمادی این شور باطنی را زنده نگه داشته و تا به امروز ادامه داده اند و هنوز به ترویج آن مشغول هستند.
«روانشناسی کمال در مثنوی»
حوزههای تخصصی:
این مقاله سرآن دارد که بگوید مولانا پیش از روان شناسان کمال، به منش و هویت اصیل انسان می اندیشیده و از این که این موجود اشرف در حل مسایل حیات موی می شکافد ولی از معرفت خویش که سودمندترین معرفت هاست، غافل مانده، درد می برده است.بنابراین نویسنده در آغاز از «شخصیت» و چیستی آن به اختصار سخن گفته و زمینه را برای سنجش اندیشه های مولانا با روان شناسان دیگر فراهم آورده است.در گام بعدی ساختار اندیشه مولانا را در باب سلامت نفس و چگونگی دست یابی بدان بر رسیده و دو عنصر بنیادین این اندیشه، یعنی «نقص» و «کمال» را بازشناخته و گزارش کرده است. البته برای این که سخن به درازا نکشد و نوشته از حد یک مقاله بیرون نرود، در این نوشته اولین عنصر اندیشه مولانا، نقص، مورد بحث قرار گرفته و آن دیگری، کمال، به نوشته یی دیگر موکول شده است.
«بررسی نظریه عرفانی ولایت از دیدگاه چند تن از عرفا»
حوزههای تخصصی:
مساله ولایت، از مباحث مهم عرفان نظری است که پایه های استوار فلسفی نیز دارد. در حقیقت مرتبه پایانی سیر عارفان است که خود در صحایف و مکتوبات و آثار خویش با عبارت های گوناگون از آن یاد کرده اند. همچون فناء ذاتی یا مقام محو اسم و رسم و رفض تعینات و یا مقام توحید ذات و فناء در توحید، البته بحث ولایت در علم شریف فقه و علم کلام نیز دامنه ای وسیع دارد و فقیهان و متکلمان از دیدگاه فقهی و کلامی به بررسی و کاوش پیرامون آن پرداخته اند، ولی بحث ولایت در عرفان، دیگر است و حد آن دو علم، دیگر. بزرگان بسیاری به نگاشتن رساله در موضوع ولایت پرداخته اند که مرحوم محدث عالیقدر شیخ آغابزرگ تهرانی در جلد 25 کتاب خویش به نام «الذریعه فی تصانیف الشیعه» از آنان یاد کرده است. آنچه که مهمترین بحث این مقاله را دربرمی گیرد، اثبات این مطلب است که بسیاری از عرفا در بسیاری از اندیشه ها و نظریه های عرفانی به ویژه ولایت از شیخ محی الدین عربی تاثیر پذیرفته اند. به گونه ای که حتی عده ای از آنها این نظریه را فقط با لحن دیگری بیان کرده اند. عارفانی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته اند، شیخ محمود شبستری، عطار نیشابوری و علامه طباطبایی است. علاوه بر این این سه عارف بزرگ، دو به دو با یکدیگر نیز از حیث این نظریه عرفانی مورد مقایسه قرار گرفته اند.
«سبب سوزی در عرفان نظری»
حوزههای تخصصی:
مسئله سبب سوزی یا وجه خاص در توضیح ارتباط خاصی که بین حق تعالی و هر یک از مخلوقاتش برقرار است، نخستین بار در عرفان نظری مطرح شده است.مقاله حاضر به تبیین این مسئله می پردازد که چگونه در عرفان ضمن اثبات رابطه علیت و معلولیت مابین اجزاء عالم، در نهایت هرگونه علیت و سببیتی به حق تعالی نسبت داده می شود و نیازمندی عالم به علل و اسباب گوناگون صورتی از افتقار ذاتی عالم به حق تعالی محسوب می گردد و با نظر به باطن و حقیقت وجود ارتباط خاص دیگری بین هر موجود و خداوند، مشهود عارف می گردد، که در آن ارتباط اسباب و وسایط بی رنگ می شوند و خداوند نزدیک ترین و بلکه تنها علت حقیقی هر موجودی محسوب می گردد. او با هر یک از مخلوقاتش ارتباطی مستقیم و بی واسطه دارد و این همان سر وجودی هر موجودی است که جز حق تعالی کسی از آن آگاه نیست.مسئله وجه خاص یا سب سوزی در ارتباط با اسم مستاثر خداوند و همچنین علم الهی نیز قابل بحث و بررسی است که پس از بیان آنها تقریرهای متفاوت عرفا در مباحث مذکور و نتایج نظری و عملی باور خاص عرفا در موضوع مورد بحث توضیح داده می شود.







