نویسنده مقاله با نگاهی به تحولات جهان و اتفاقات روزمره، انسانها را نیازمند به کلام سعدی میداند. چرا که مطلبی نیست که سعدی در رابطه با آن سخنی نگفته باشد. وی اثر سعدی را در انسانشناسی موثر میبیند که برای هر اتفاق میتوان از کلام سعدی بهره گرفت. به گفته ایشان کلام سعدی باید در تمام محافل مورد استفاده قرار گیرد تا بتوان به وسیله آن تهاجم فرهنگی غرب را عقب راند و با آن مقابله کرد.
یکی از اصلی ترین موضوعاتی که هر مکتب دینی و فلسفی به آن می پردازد، ماهیت انسان و کمال اوست و مکاتب مختلف نگرش های گوناگونی نسبت به این موضوع دارند. دیدگاه ادیان آسمانی به ویژه دیانت اسلام نسبت به انسان کل نگرانه است و کمال او را در رشد متعادل تمام ابعاد وجودی او می دانند. یکی از جدیدترین رویکردها در علوم انسانی و روان شناسی، انسان گرایی است که در مقایسه با دیدگاه های قدیمی اهمیت و توجه بیشتری برای انسان قائل است. نکته ای که مورد تأکید مکتب اسلام نیز هست. اما با وجود مشترکات بین دو دیدگاه می توان نکات اختلافی را نیز بین نظرات دو مکتب مشاهده کرد. در این مقاله ابتدا به بررسی نظرات روان شناسان انسان گرا و بالاخص راجرز نسبت به ماهیت و کمال انسان می پردازیم و در ادامه نظر مکتب اسلام را با تکیه بر آیات قرآن کریم در این رابطه بیان می کنیم. در پایان بحثی تطبیقی در ارتباط با نکات اشتراک و اختلاف دو دیدگاه نسبت به ماهیت انسان خواهیم داشت.
مقالة حاضر به توصیف و تحلیل برخی از مهمترین فرایندهای واجی گویش گیلکی در شهرستان رودسر می پردازد. بدین منظور از ده گویشور بومی این گویش مصاحبه به عمل آمد. نیز از شمّ زبانی یکی از نگارندگان به عنوان گویشور بومی و برخی از منابع مکتوب برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. همگونی (همگونی همخوان ها، هماهنگی واکه ها)، حذف (حذف همخوان پایانی، حذف همخوان میانی)، تبدیل خوشه های [-nn] به صورت [-nd-]، تضعیف، قلب، کشش جبرانی، تبدیل همخوان r به همخوان l و تبدیل واکه A به واکه o از فرایندهایی هستند که در این مقاله با شواهد کافی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. از بین فرایندهای بررسی شده، این نتیجه به دست آمد که قواعد همگونی، حذف و تضعیف از پربسامدترین فرایندها و تبدیل خوشه های [-nn] به صورت[-nd-] از کم بسامدترین آنها در این گویش به شمار می رود.
پژوهش حاضر با هدف انطباق، استانداردسازی و هنجاریابی آزمون غیرکلامی هوش اسنایدرز-اومان برای کودکان 7-5/2 سال ) -7 SON-R 2 ( روی یک گروه از کودکان تهران با حجم 2852 نفر (1456 پسر و1396 دختر) که با روش نمونه برداری تصادفی چند مرحله ای از بین کودکان مهدهای کودک تحت نظارت بهزیستی و آموزش و پرورش انتخاب شدند، اجرا گردید. برای تحلیل سؤالات، مدل کلاسیک آزمون و مدل 2 پارامتری مبتنی بر نظریه سؤال- پاسخ (IRT) مورداستفاده قرار گرفت. اعتبار خرده آزمونها (موزاییکها، طبقه بندیها، موقعیتها، پازلها، قیاسها و الگوها) با استفاده از فرمول λ2 و اعتبار مقیاسهای عملی و استدلال و کل آزمون از طریق فرمول آلفای طبقه ای، به تفکیک جنسیت و کل گروه برآورد گردید. دامنه ضرایب اعتبار خرده آزمونها از 81/0 تا 88/0 و مقیاسها و کل آزمون از88/0 تا 95/0 بدست آمد. در خصوص روایی نیز تحلیلهای مختلفی صورت گرفت. از جمله این تحلیل ها می توان به تمایزگذاری سنی، تمایزگذاری گروهی و تحلیل عاملی ساختار آزمون اشاره کرد. همچنین جداول نرم برای نمره های خرده آزمونها، مقیاسها و IQ در 10 گروه سنی به فاصله 6 ماه از یکدیگر از (3،2 تا 7 سال تمام ) تهیه گردید. بطور کلی یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که آزمون موردبحث از اعتبار و روایی بالایی برخوردار است و با اطمینان می توان از آن، جهت سنجش هوش کلی کودکان 7-5/2 سال استفاده کرد.
در بیست و هفت سال گذشته در بررسی انقلاب اسلامی از میان سه نوع تبیین «علّی»، «فرآیندی» و «پیامدی» از انقلا ب ها، بیش از همه به تبیین های علّی و ساختاری (یا نوع اول) توجه نشان داده شده است. هدف اصلی این مقاله، شناخت انقلاب اسلامی از طریق توضیح فرآیند فعال و زنده شکل گیری بسیج انقلابی مردم ایران (یا تبیین نوع دوم) است. نگارنده کوشش کرده از منظر سرمشق انتخاب عقلانی و نظریة بسیج منابع توضیح دهد که چگونه «قدرت اجتماعیِ» ناشی از بسیج مردمی در جامعة ایران بر «قدرت سیاسی» حکومت پهلوی پیروز شد. توجه به جریان زندة رخدادها و فرصت های گوناگون، خلاقیّت و جسارت های انقلابیون؛ اعتقادات مذهبی مردم وقتی که جهت سیاسی پیدا می کند، رهبری مردمی، ناتوانی نخبگان حکومتی در مهار مخالفان، در فرآیند پیروزی انقلاب نشان می دهد که: اولاً چرا پیروزی انقلاب ها پدیده های نادری هستند و ثانیاً چرا آشنایی با علل انقلاب به تنهایی توضیح دهندة چگونگی پیروزی انقلاب ها نیست.
سبکشناسی در حوزههای گوناگون تحقیقات ادبی بهویژه در نقد ادبی متون نقش مهمّی دارد و طبقهبندی علمی آن میتواند کار آموزش سبک را آسان کند. هدف از این نوشتار نگاهی انتقادی به کتابهای سبکشناسی از جهت تقسیمبندی شیوه های نثرنویسی است. برای رسیدن به این هدف ابتدا دیدگاههای تعدادی از محقّقان در تقسیمبندی شیوههای نثرنویسی بیان شده و سپس به نقد و بررسی آنها پرداخته شده است. مهمترین آسیبهای این گونه تقسیمبندیها عبارتاند از: مشخّص نکردن مبانی تقسیمبندیها، نارسائی تعاریف، تناقض در تعیین مصداقها، چندگونگی تقسیمبندیها و اختلاف در نامگذاری، عدم تمایز نثر ادبی از نثر غیرادبی، کلّی بودن تقسیمبندیها و انعطافناپذیربودن آنها، کمتوجّهی به بعضی از گونههای سبکی بهویژه سبک فردی و خردهسبکها، درآمیختگی نوع نثر با سبک نثر، نگاه تک بُعدی به سبک نثر و کمتوجّهی به تعیین عناصر و شاخصههای سبکی و روشهای تحلیل سبک و....