"بیش از پنجاه سال است که زبان آلمانی در مؤسسات زبان و دانشگاه های ایران تدریس می شود، اما در مورد ساختارش هنوز ابهامات و اختلاف نظرهایی وجود دارد. برای اینکه وضعیت و ساختار تدریس زبان آلمانی گرچه ناچیز آشکار شود، مقاله حاضر سعی دارد کندوکاوی در مورد چگونگی تدریس رشته زبان آلمانی در دو دانشگاه تهران و شهید بهشتی، وهمچنین برخی از مشکلات تدریس را با ارایه مثال هایی بر اساس نظریه های آموزش زبان بررسی کند. این مقاله با تلفیق مشکلات کنونی تدریس زبان آلمانی در دانشگاه های ایران پیشنهاداتی ارایه دهد.
تدریس زبان آلمانی با توجه به جزئیات، اهداف، روش ها و دانشگاه های ارایه دهنده این رشته بر اساس تئوری های موجود، همچنین بر اساس گفتمان بین فرهنگی توصیف و تجزیه و تحلیل می شود. پیشنهادات ارایه شده در این مقاله در موضوعات آموزش زبان آلمانی بر اساس توجه ویژه به تجزیه تحلیل های ساختاری تدریس رشته آموزش زبان آلمانی در ایران و تحلیل گفتار در کلاس های مورد تحقیق تنظیم شده اند."
یکی از مسائلی که اغلب در ترجمه با آن روبرو می شویم، مسئله روانی متن ترجمه شده است که گفته می شود باید جملات را به شیوه ای روان به زبان مقصد برگرداند. آیا روان بودن ترجمه، به هرشیوه و شکلی، ضروری است، یا حدود و ثغوری دارد؟ به عبارتی، آیا صرف روان بودن متن ترجمه شده، بدون توجه به حفظ نظم عناصر کلامی متن زبان مبدا کافی است و تغییری در هدف نویسنده متن اصلی آن ایجاد نمی کند؟ در این مقاله سعی کرده ایم مسائلی چند که آرایش عناصر کلامی یا ساخت اطلاعاتی متن را تعیین می کند، از قبیل اطلاعات موضوعی، جابجایی عناصر نحوی به ابتدای جمله یا مبتداسازی، مجهول و موارد مشابه که عناصر مهم در دستور نقش گرایی است را در ترجمه متن مورد بحث قرار دهیم. در نظر نویسنده متن زبان اصلی، این عناصر به وقت نگارش، چه از لحاظ پردازش ذهنی از سوی نویسنده و چه از لحاظ برقراری ارتباط با خواننده، از اهمیت خاصی برخوردار است و بر مترجم فرض است که نظم و توالی این عناصر را در زبان مقصد حفظ کند تا لطمه ای از این باب به هدف نویسنده وارد نگردد.
حکیم سنایی از معدود شاعرانی است - در سرتاسر ادبیات فارسی - که در باب موقعیت شعر و شاعر در هستی عمیقا اندیشیده و طرحی استوار و مبنادار در این باب ارایه کرده است. سنایی با تکیه بر مساله نحوه صدور صادر اول از حق - عقل از کلمه یا باری - و امتداد سلسله مراتب وجود بر اساس آن به تبیین موقعیت شعر در هستی پرداخته است و شاعر را پس از نبی و ولی، سومین رکن ظهور خداوند در بطن وجود قلمداد کرده است. بر همین اساس از دیدگاه سنایی، شاعر امتداد ولی است و ولی امتداد نبی؛ با این تفاوت که شاعر، ارتباط مستقیم با ذات الهی ندارد و به بطن وجود حق راه نمی یابد. همین گونه شعر در پی وحی و الهام می آید اما ذاتا از آن دو جداست. سنایی برای تبیین این دیدگاه از سه منبع عمده تفکر یونانی - به ویژه فلوطین و افلاطون - سنت اسلامی و میراث باطنی صوفیان استفاده می کند و به تاویل بسیاری از باورداشتهای مشهور فرهنگ اسلامی - ایرانی می پردازد، ضمن آن که - بر همین مبنا - برای نخستین بار به تبیین خاستگاه وجودی شعر و شاعر می پردازد که در نوع خود بسیار استوار و بدیع است. هدف این مقاله، بازکرد نگاه تازه سنایی در همین باب است.
در فرهنگ اساطیری ملل مختلف، یکی از گونه های تخصصی خویشکاری اسطوره ها، در مورد اسطوره ای است که به عنوان «رب النوع شعر و هنر» شناخته می شود و در فرهنگهای مختلف، نمودهایی برای آن یافت می شود. این اسطوره، واسطه ای میان انسان و خدا (یا خدایان) است و شعر را به طور ناخودآگاه به شاعر تلقین می کند (الهام). در این جستار، با کمک شواهدی از متون پهلوی و شاهنامه، سعی شده درباره این خویشکاری در فرهنگ ایران باستان بررسی شود؛ ضمن اثبات نقش الهام برای ایزد سروش و نریوسنگ، این نتیجه نیز حاصل شده است که خویشکاری الهام هنری را که خاصیت رب النوع شعر و هنر است، تنها باید به ایزد سروش نسبت داد.
اولین حرکت در زندگی انسانها، رفع نیازها و پاسخگویی به احتیاجات است. به عبارت دیگر نیازمندیها، انگیزههای اولیه برای تکاپوی شخصی و اجتماعی هستند. این نیازها در بسیاری موارد با همکاریهای گروهی تأمین میشوند. در یک ساختار اجتماعی، نهادها و مؤسسات دولتی مسئولیت تأمین بخش قابل توجهی از نیازهای افراد را بر عهده دارند و بدین منظور سازمانهای گسترده و ساختارهای منظمی را برای حل مسائل و مشکلات ملت بهکار میگیرند. نیازمندیها یا مربوط به قشر خاص و یا عمومی هستند. در حالت دوم توجه به نیازها مهمتر است و رسالتی خاص را بر دوش دولت مینهد. لذا دولت نمیتواند به راحتی از کنار این خواستهها بگذرد. به راستی زنان چقدر در بیان خواسته ها و مطالبات خود موفق هستند؟ پاسخ این سؤال را دراین مقاله پی می گیریم.
در نگاه ابتدایی، جمع اخلاق با سیاست ناممکن به نظر می رسد؛ زیرا اخلاق، از فضایل، صفات و افعال حسنه سخن می گوید، در حالی که سیاست، دغدغه قدرت و اعمال سلطه را در سر می پروراند. سیاست مدار در پی کسب، حفظ و توسعه قدرت و نیز تامین خواست های نفسانی خویش است، در حالی که انسان اخلاقی، با نگاه منفی به این امور، در اندیشه کسب فضایل و زدودن رذایل نفسانی است. در نگاه ثانوی به این دو موضوع می توان دریافت که چنین اختلافی را نمی توان لزوما از ذاتیات این مبحث به شمار آورد، بلکه می توان با یک بازنگری در تعریف سیاست، اخلاق را در کانون سیاست جای داد. از این رو، سیاستی که بر محور اخلاق سرو سامان می یابد، «سیاست اخلاقی» نام دارد.
رویه دادگاههای ملی در اروپا در مورد مصونیت اجرایی تا متحدالشکل شدن فاصله زیادی دارد. در طول دهه های پیشین ، اصول مشترک مشخصی پدیدار شده است . از مصونیت مطلق از اقدامات اجرایی ، به طور گسترده اجتناب شده و تقریباً تمام دادگاهها دیدگاههای مضیقی را به اشکال مختلف نسبت به آن برگزیده اند. اقدامات اجرایی معمولاً در صورت انصراف یا در مورد اموال مشخص تجویز می شود. در عمل ، مهمترین استثناء مصونیت به اموال غیردولتی مربوط است . در نخستین گام ، هدف از اموالی که قرار است موضوع اقدامات اجرایی واقع شوند، تعیین می کند که آیا مشمول مصونیت هستند یا نه . هدف این مقاله بررسی رویه قضائی 50 سال گذشته در اروپاست تا نشان دهد آیا تلاشهای مختلفی که برای تدوین قواعد در سالهای اخیر صورت گرفته و مهمترین آنها کنوانسیون سازمان ملل متحد درخصوص مصونیت قضائی دولتها و اموال آنها مورخ 2004 می باشد، در واقع ، همین رویه را تدوین کرده یا از آن عدول می کند.
عنصر بارش یکی از مهم ترین شاخص های تعیین کننده اقلیمی هر ناحیه جغرافیایی محسوب می گردد. در سال های اخیر منطقه آذربایجان بویژه شهرستان مرند شاهد نوسانات قابل توجهی در نزول بارش های سالانه بوده است. این فرایند اقلیمی با حاکمیت پدیده خشکسالی و تبعات بسیار منفی هیدرولوژیکی، بیولوژیکی، کشاورزی و اقتصادی همراه گردیده است. به منظور درک اولیه شرایط اقلیم بارش شهرستان مرند، کلیه مشاهدات بارندگی (جمع آوری شده از ایستگاه های محلی، کلیماتولوژی و سینوپتیک موجود در منطقه) توصیف و مدل سازی شدند. با توجه به اهداف اصلی تحقیق، در مرحله اول، کلیه داده های موجود در یک پایگاه اطلاعات اقلیمی منطقه ای سازماندهی گردید. در مرحله دوم، با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری امکان استخراج متغیرهای آماری و گرافیکی به آسانی میسر شد. در مرحله نهایی، به منظور مدل سازی توزیع مکانی مقادیر بارش در محدوده شهرستان مرند، از سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده گردید. نتایج حاصله نشان می دهد که توزیع زمانی مقادیر بارش دارای نوسانات قابل توجهی است. ضمنا توزیع مکانی بارش های فصلی و سالانه نیز دارای تغییرات مشخصی در محدوده مورد مطالعه است و به نظر می رسد متاثر از شرایط توپوگرافیک منطقه بوده باشد