معرفت نفس، گام آغازین برای رسیدن به شناختی دقیق از اجتماع و در نهایت، خداوند است. از آن جا که حکمت متعالیه، منظومه ای دقیق و سامانه فکری سنجیده ای می باشد، طبعاً نوع نگرش صدرا به انسان و ویژگی های آن، متاثر از زیرساخت های فلسفی وی است.
در این نوشتار که ب
جست وجوی زمینه ها و عوامل دخیل در تکوین عهدین (کتاب مقدس) خود موضوعی است که هم از جنبه های تاریخی ـ فرهنگی و هم از جهت الهیاتی ـ کلامی، در فهم روح حاکم بر این اثر بسیار موثر است.
فرض بر آن است که دو سنت «عبرانی ـ یهودی» و «یونانی ـ یونانی مآبی»، سرچشمه های اصلی شکل گیری کتاب مقدس و البته خود مسیحیت بوده اند. اما تحلیل تاریخی و ریشه شناسانه دو سنت مذکور، از یک سو عوامل و مؤلفه های کمتر شناخته شده دیگری را برای ما عرضه می دارد که احیاناً در لابه لای پژوهش های دین شناسانه مغفول واقع شده اند؛ و از سوی دیگر نشان دهنده تلفیق فرهنگی و حتی روحی- معنوی دو سنت یاد شده با یکدیگر است که این، خود در تقدیر تاریخی دو سنت یهودی و مسیحی مؤثر واقع شده است. ملاحظه نتایج حاصل از گسترش عوامل مذکور نیز به نوبه خود، عرصه جدیدی از پژوهش را در این زمینه می گشاید که از زمره فروعات آن، ظهور جریان تاویل (هرمنوتیک) کتاب مقدس است. ریشه یابی تحولات معرفت دینی در سنت مسیحی و پیوند آن با نخستین رویدادهای فرهنگی و دینی سده های نخست میلادی، هدف اصلی این نوشتار است.
مبحث علم حضوری، در تفکر فلسفی اسلامی بعد از مواجهه جدی آن با فلسفه غرب در قرن بیستم، اهمیت مضاعفی یافت. دلیل اهمیت آن، رویکرد جدیدی می باشد که در حیطه معرفت شناسی، این نوع از علم در اختیار فیلسوفان اسلامی قرار می دهد. با بهره گیری از این علم، برای فیلسوفان اسلامی، هم امکان اثبات اعتبار فلسفه به معنای مابعدالطبیعه فراهم شده است؛ و هم قادر به دفاع از رویکرد رئالیستی در علم شده اند. یکی از اقسام علم حضوری که تا به حال، کمتر مورد توجه اندیشمندان این رشته قرار گرفته، علم حضوری نفس به بدن است. با این وجود، با توجه به مبانی ملاصدرا در علم النفس، باید این قسم از اقسام علم حضوری را از مسلمات فلسفه صدرائی به حساب آورد. در این مقاله، کوشش شده است تا با استفاده از علم حضوری نفس به بدن، امکان اثبات عالم خارج به لحاظ فلسفی، یعنی خروج از ایدئالیسم مطلق، نشان داده شود. بدین منظور، در ابتدا به توضیح و اثبات علم حضوری نفس به بدن در نزد ملاصدرا پرداخته و سپس اقسام ایدئالیسم نیز اجمالاً مورد بررسی قرار گرفته است.
معمولاً در بحث از شک دکارت برعنصر یا مؤلفه هایی چند از آن اشاره یا تاکیدمی شود و اغلب به جنبه ها و اضلاع متعدد آن، به تفکیک پرداخته نمی شود.
این مقاله در پی آن است تا با موضوع تحقیق قرار دادن شک در فلسفه دکارت و با نگاهی تحلیلی و فلسفی به آرا و آثار وی، ابعاد مختلف و شبکه ای را که دکارت در فلسفه خود برمحور نظریه شک تنیده است، مطرح سازد. از این رو، به مؤلفه های متعددی در نظریه شک از قبیل تعریف، وجود، ملاک، چارچوب داری، هدف، فایده، حدود، مراتب، اقسام، توجیه پذیری،گستره و... می پردازد و براین اساس پیشنهاد می کند تا با ملاحظه ابعاد مختلف مذکور و با لحاظ مجموع آنها، شک دکارتی را در افق یک «نظریه» مستقل فلسفی نظاره کنیم.
در شرکت ها/کارخانجات چنان چه منابع و امکانات مادی دچار حادثه شوند تجدیدپذیرند در حالی که اگر منابع انسانی دچار حادثه شوند تجدیدناپذیرند لذا توجه به سلامت سرمایه انسانی موجود در شرکت ها/کارخانجات به طور خاص و البته سایر منابع مادی به طور عام، به منظور حذف و یا کم کردن حوادث شغلی، موضوع مهمی است که باید بدان توجه ویژه شود. مستند به بررسی ها و مشاهدات انجام شده در قلمرو جامعه آماری تحقیق حاضر یعنی کارخانجات منطقه غرب استان مازندران مشخص شده است که علی رغم تاکید و توجه مسئولین، پرسنل، رغبت چندانی به رعایت توصیه های ایمنی به منظور جلوگیری از حوادث احتمالی مرتبط با شغل از خود نشان نمیدهند. لذا مساله تحقیق حاضر بررسی و تعیین وجود و یا عدم وجود رابطه بین رعایت توصیه های ایمنی و حوادث ناشی از کار در قلمرو جامعه آماری است. بر این اساس، در مقاله حاضر، با هدف دستیابی به راهکارهایی به منظور کاهش حوادث ناشی از کار، ضمن مروری مختصر بر ادبیات موضوعی مربوط به ایمنی و حفاظت صنعتی، از میان جامعه آماری 215 موردی تحقیق، تعداد 46 مورد به عنوان نمونه آماری انتخاب، سپس با جمع آوری داده ها و اطلاعات (با استفاده از ابزارهای مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه و پرسشنامه) لازم در قالب روش تحقیق کتابخانه ای و میدانی، و استفاده از نرم افزار آماری SPSS، به بررسی رابطه بین رعایت توصیه های ایمنی و حوادث ناشی از کار در سطح جامعه آماری مذکور پرداخته شده است. نتیجه تحقیق نشان داده است که بین این دو متغیر رابطه ای وجود نداشته و همبستگی بین آن ها بسیار ضعیف است. لذا یکی از بحثها و چالش های جدی در مورد نتایج تحقیق حاضر احتمال عدم صحت و درستی مواد مربوط به توصیه های ایمنی با توجه به شرایط موجود در جامعه آماری مورد مطالعه بیان شده و دیگر این که ممکن است آموزش و تفهیم موارد ایمنی به کارکنان به درستی انجام نشده باشد. در پایان مقاله، ضمن بیان نتیجه مذکور و جمع بندی، پیشنهادات مرتبط با آن و نیز ادامه و پیگیری تحقیقات مشابه در آینده ارائه شده است.
امروزه نیروی انسانی هر سازمانی به عنوان استراتژیکی ترین عامل، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، وجود نیروی انسانی کارآمد و متعهد نسبت به انجام وظایف و ارائه خدمات نتایج مطلوب تری را برای سازمان به ارمغان خواهدداشت، لذا در مقاله حاضر به بررسی رابطه تعهد سازمانی کارکنان با کیفیت ارائه خدمات آنان خواهیم پرداخت. روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی _ پیمایشی می باشد، جامعه آماری کلیه کارکنان اداری و آموزشی غیر هیات علمی دانشگاه شاهد در سال تحصیلی 85-84 است، که با توجه به آخرین آمار موجود حجم جامعه آماری برابر با 418 نفر می باشد لذااز این تعداد 279 نفر مرد و 139 نفر زن می باشند. در این طرح تحقیق جهت انتخاب نمونه مناسب (نمونه نماینده واقعی جامعه) از روش نمونه گیری طبقه بندی وجهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعهد سازمانی 12 سؤالی آلن و می یر و پرسشنامه 22 سؤالی کیفیت ارائه خدمات پاراسورامن استفاده شد. جهت سنجش پایایی پرسشنامه ها از روش کرانباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرانباخ حاصل به ترتیب برابر با 86/0 و89/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی خوب ابزاراست برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، از روش های آمار توصیفی :فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، و واریانس ودر تحلیل استنباطی داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و بهره گیری از روش های آزمون ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تحلیل واریانس یک سویه (ANOVA) آزمون Tمستقل، و آزمون تعقیبی SCHEFFE جهت تعیین رابطه بین متغیرهای مختلف استفاده شد. یافته های تحقیق عبارتند از:میزان تعهد سازمانی کارکنان با میزان کیفیت ارائه خدمات و ابعاد آن :ثبات و پایایی، میزان پاسخگویی، اطمینان، همدلی و وضعیت ظاهری آنان رابطه داردهمچنین میزان تعهد سازمانی کارکنان با متغیر های جنس، سن، مدرک تحصیلی، وضعیت استخدام و سنوات خدمت آنان رابطه دارد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی پایایی و اعتبار فرم فارسی مقیاس مشکلات بین شخصی بود. 271 دانشجوی دانشگاه تهران در سه گروه نمونه 86 (52 دختر، 34 پسر)، 125 (77 دختر، 48 پسر) و 60 نفری (30 دختر، 30 پسر) با اجرای مقیاس مشکلات بین شخصی، مقیاس سلامت روانی و مقیاس حرمت خود کوپراسمیت در این پژوهش شرکت کردند. پایایی بازآزمایی مقیاس مشکلات بین شخصی براساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 88/0 تا 94/0 مورد تایید قرار گرفت. همسانی درونی مقیاس مشکلات بین شخصی بر حسب ضرایب آلفای کرونباخ محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 83/0 تا 97/0 مورد تایید قرار گرفت. اعتبار محتوایی مقیاس مشکلات بین شخصی براساس داوری متخصصان روان شناسی بررسی و ضرایب توافق کندال برای زیرمقیاس های قاطعیت، مردم آمیزی، اطاعت پذیری، صمیمیت، مسئولیت پذیری و مهارگری مورد تایید قرار گرفت. اعتبار همزمان مقیاس مشکلات بین شخصی در دو مرحله براساس ضرایب همبستگی نمره های آزمودنی ها در این مقیاس با نمره های آن ها در زیرمقیاس های بهزیستی روان شناختی و درماندگی روان شناختی و حرمت خود عمومی بررسی و تایید شد.
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی اعتبار، پایایی و هنجاریابی مقیاس هیجان خواهی زاکرمن با تغییرات بسته به فرهنگ بر روی دانشجویان فنی دانشگاه های تهران است. به این منظور در یک بررسی 668 نفر (332 دختر و336 پسر) از 5 دانشگاه فنی و مهندسی (تهران، صنعتی شریف، خواجه نصیر، امیر کبیر و علم و صنعت) به روش تصادفی در پژوهش مشارکت کردند. یافته های این پژوهش در درجه نخست حاکی از آن است که مقیاس هیجان خواهی زاکرمن بسته به فرهنگ را می توان به عنوان یک مقیاس ساده و معتبر و روا به منظور سنجش میزان هیجان خواهی به کار برد . از طرفی، مقیاس هیجان خواهی زاکرمن از اعتبار و پایایی کافی برخوردار و از یک عامل کلی اشباع است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد که این مقیاس به ترتیب دارای شش عامل هیجان خواهی، تجربه طلبی، ماجراجویی، ملال پذیری، تنوع طلبی و گریز از بازداری است. به علاوه، بین میزان هیجان خواهی دختران و پسران تفاوت اساسی وجود ندارد و میزان هیجان خواهی افراد با بالا رفتن سن آن ها کاهش می یابد. در این پژوهش به منظور بیان نتایج آزمون هیجان خواهی بسته به فرهنگ زاکرمن، مجموعه ای استاندارد که معنای آن از یک آزمون به آزمون دیگر و از یک سطح به سطح دیگر یکسان باشد، نمره های خام به نمره های استاندارد تبدیل شد. جهت انجام این کار، نرم درصدی محاسبه، سپس با یک انتقال خطی به نمرات T تبدیل شد.
هدف از تحقیق حاضر بررسی ویژگیهای روان سنجی مقیاس احساس امنیت تهران TFSS )) (Tehran Felling Security Scale) بود. 3103 نفر از شهروندان تهرانی TFSS را تکمیل نمودند. اعتبار مقیاس با استفاده از اعتبار محتوا (تعیین میزان توافق داوران) و اعتبار سازه (روش تحلیل عوامل) بررسی شد. نتایج ضریب توافق داوران نشان داد که همه ضرایب حاصله بالاتر از 92/0 و بسیار مطلوب و رضایت بخش می باشد. بر اساس نتایج تحلیل عوامل برای بررسی اعتبار سازه نیز پنج عامل استخراج گردید. این عوامل با توجه به مبانی نظری تحقیق و محتوای سؤالات قرار گرفته روی عوامل تحت عناوین احساس امنیت جانی، امنیت نوامیس، امنیت اقتصاد فردی، امنیت اقتصاد عمومی و احساس امنیت اجتماعی نامگذاری شد. پایایی (reliability) مقیاس به وسیله روش همسانی درونی (internal consistency) و با استفاده از «ضریب آلفای کرانباخ» برآورد گردید. حداقل پایایی در عامل احساس امنیت اقتصاد عمومی (87/0α=) و حداکثر آن در عامل احساس امنیت اجتماعی (97/0α=) به دست آمد. در پایان هنجارهای آزمون بر اساس نمرات T و نیمرخ آزمون برای مقایسه احساس امنیت در ابعاد مختلف آن تهیه گردید. در کل، ضرایب اعتبار و پایایی به دست آمده برای TFSS بسیار رضایت بخش بوده و در سطح001/0 p معنی دار هستند. طبق نتایج این تحقیق TFSS واجد شرایط لازم برای تشخیص احساس امنیت در سطح تهران بزرگ می باشد.