در این مقاله وزن هجا ( syllable weight ) در زبان فارسی را از لحاظ آکوستیکی مورد بررسی قرار میدهیم. پژوهش به صورت آزمایشگاهی و در محیط نرم افزار پرات ( Praat ) صورت گرفته است. در نهایت عنصر آکوستیکی کشش به عنوان مشخصه آکوستیکی وزن هجا در فارسی بررسی شده و پیوستار وزن هجا به صورت cvcc> cvc> cv مشخص میشود.
هدف از این مقاله، بررسی ساختار زبان در اشعار احمد عزیزی است. از آن جایی که هنجارگریزی و شگردهای آشنایی زدایانه در یکی از آثار او به نام «کفش های مکاشفه» بسیار مورد استفاده قرار گرفته اند، این اثر به عنوان داده این پژوهش انتخاب گردیده است. تحلیل ساختار زبانی این اثر با استفاده از چارچوب ها و الگوهای موجود در صورت گرایی و ساختارگرایی انجام گرفته است. بر این اساس، تحلیل ها حاکی از آن است که شاعر در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی، به اشکال مختلف نوآوری های سبکی خود را به نمایش گذاشته است. به عبارت دیگر، هنجارگریزی ها و نوآوری هایی که شاعر در هر یک از این سطوح انجام داده است، منجر به شکل گیری سبکی نو و منحصر به فرد شده است. ویژگی بارز این سبک جدید تناسبی است که میان عناصر صوری و معنای شعر پدید می آید به گونه ای که شعر نه تنها به عنوان ابزاری برای انتقال پیام عمل می کند بلکه احساسات و عواطف شاعر را نیز در قالب کلمات به خواننده منتقل می کند.
روند تغییرات دما در چند دهه اخیر در حال افزایش بوده و این تغییرات در مناطقی همچون ایران- که در کمربند خشک و نیمه خشک دنیا واقع شده است- چشمگیرتر است. در این پزوهش وقوع امواج گرمایی با تداوم های مختلف در استان کرمان به کمک زنجیره مارکف و آمار بلند مدت 20 ساله دمای حداکثر روزانه (1986- 2005) انجام گرفته است. داده های آماری حداکثر دمای روزانه پنج ایستگاه همدید در استان که دارای حداقل بیست سال آمار روزانه بودند، انتخاب شدند و با طرح یک شاخص آماری بر روی این داده ها در تک تک ایستگاه های منطقه مورد مطالعه، دماهای حداکثری که از شاخص مورد نظر بیشتر بودند، به عنوان موج گرمایی تعریف شدند. پس از استخراج، داده های مورد نظر در هر یک از ایستگاه ها به دو دسته امواج کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم شدند و روند آنها بررسی شد. در نهایت، با استفاده از زنجیره مارکف دوره تداوم و دوره بازگشت این امواج گرمایی شناسایی و تجزیه و تحلیل شد. تحلیل روند حداکثر دمایی در استان کرمان نشان داد که بیشترین موج گرمایی رخ داده در ماه آوریل و می بوده است که این تغییرات روندی افزایشی در طول دوره آماری داشته اند، بخصوص در سال 2000 میلادی به حداکثر اوج خود رسیده و پس از آن دوباره طبق روند قبلی در حال افزایش است. در نهایت، نسبت به برآورد احتمال وقوع دوره های موج گرمایی 1 تا 9 روزه در ایستگاه های مطالعاتی اقدام شد.
روابط انسانی برای بقا و زنده ماندن ضروری هستند و در این میان، قراردادهای روان شناختی، نقش مهمی در این رابطه دارند. این قراردادها، مبانی رفتار افراد و فعالیت سازمان ها را بیان می کنند. توسعه قرارداد روان شناختی ممکن است باعث به وجودآمدن اختلاف و عدم توافق، بین طرفین شود و بنابراین از ظرفیت تأثیر منفی بر روابط فی مابین، برخوردار است. ازآنجایی که قرارداد روان شناختی و نقض آن، توان بالقوه لازم برای تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم بر مقوله هایی نظیر اعتماد و تعهد را دارد، لازم است که مورد بررسی قرار بگیرد. زیرا تعهد یکی از ضرورت های اجتناب ناپذیر هر سازمانی است. تعهد سازمانی، اثرات بالقوه و جدی بر عملکرد سازمان دارد و می تواند عامل پیش بینی کننده و مهمی در جهت اثربخشی سازمان محسوب شود. تعهد سازمانی با بسیاری از رفتارهای شغلی کارکنان مرتبط است. بنابراین انجام پژوهشی که بتواند تأثیر قراردادهای روان شناختی را بر این عامل مهم بررسی نماید، ضروری می نماید.
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر کاربرد فنآوری اطلاعات و ارتباطات از دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی است. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ چگونگی جمع آوری اطلاعات از جمله پژوهشهای توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی (750N=) بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 235 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن مورد تأیید متخصصان دانشگاهی قرار گرفته و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 88/0 بهدست آمد. دادههای گردآوری شده در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمونهای t تک نمونهای، t گروههای مستقل و تحلیل واریانس یک راهه) مورد تحلیل قرار گرفته است. عمدهترین نتایج، بیانگر آن است که از دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی، شکلگیری مراکزی برای پاسخ گویی در جهت رفع مشکلات فنآوری دانشجویان مؤثرترین عامل در کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات است هم چنین یافته های جانبی حکایت از آن دارد که تفاوت معناداری در سطح 05/0 بر اساس متغیرهای تعدیل کننده وجود ندارد.
سرایت تلاطم میان شاخص های مالی، حاکی از فرآیند انتقال اطلاعات میان بازارها می باشد. هنگامی که بازارهای مالی با یکدیگر مرتبط هستند، اطلاعات ایجاد شده در یک بازار، می تواند سایر بازارها را متاثر سازد. در این پژوهش برای بررسی سرایت تلاطم بین شاخص های صنعت سیمان، کاشی و سرامیک و شاخص شرکت های سرمایه گذاری از یک مدل FIGARCH چندمتغیره استفاده می شود. این مدل چندمتغیره توسعه ای از مدل BEKK می باشد که پارامتر حافظه بلندمدت (d) در آن لحاظ گردیده و آن را در طی فرآیند مدل سازی برآورد می نماید. وجود حافظه بلندمدت در بازده دارایی ها هم از جنبه های تئوریک و نیز از جهت کاربردی از اهمیت برخوردار است. دستیابی به این پارامتر، تحلیل گران بازارهای مالی را در شناخت نوع و ماهیت شوک های وارد شده به این بازار از نظر کوتاه مدت یا بلندمدت بودن آن کمک می کنند. در تحلیل نتایج تجربی، که از داده های روزانه دوره زمانی 01/06/1385 تا 01/06/1389استفاده می شود، سرایت از شاخص صنعت سیمان به شاخص کاشی و سرامیک و سرمایه گذار ی ها مشاهده شد که دربازدهی سهام کاشی و سرامیک این اثر به صورت دو طرفه مشاهده شد و از شاخص صنعت سیمان به شاخص کاشی و سرامیک این اثر بیشتر است. نتایج حاصل وجود اثر تقدم و تاخر و جریان اطلاعات در این دو سری زمانی را تایید می کرد. همچنین سرایت تلاطم از سهام سرمایه گذاری به کاشی و سرامیک و بالعکس نیز وجود داشت اما در مورد سهام صنعت سیمان و سرمایه گذاری هاصرفا سرایت یک طرفه از سمت سیمان مشاهده شد. مقایسه نتایج حاصل از تخمین مدل FIGARCH چندمتغیره با مدل GARCH چندمتغیره، حاکی از نزدیک بودن ساختار تحلیلی این دو مدل بود لیکن مدل FIGARCH چندمتغیره قدرت برازش و دقت بیشتری از سرایت تلاطم های بازده را فراهم می سازد که با تئوری های پایه اقتصادی مطابقت بیشتری داشت.