مدیران بانک ها جزء ذینفعانی هستند که اطلاعات حاصل از تجزیه و تحلیل عملکرد مالی برای آنها حایز اهمیت است. در این راستا، آنها با در نظر گرفتن اطلاعات مالی ارزشمند، موقعیت بانک را ارزیابی و بر اساس آن تصمیم مناسب را اتخاذ می نمایند. این پژوهش روشی نظام مند را برای ارزیابی عملکرد مالی بانک ها ارایه می دهد. تجزیه و تحلیل بر پایه مجموعه ای از معیارهای مرتبط با عملکرد مالی بانک ها صورت می گیرد. در این تحقیق اندازه گیری کارایی با روش TOPSIS - DEA، که در واقع کاربرد منطق TOPSIS در مدل تحلیل پوششی داده هاست، صورت می پذیرد. در این تحقیق روشی ارایه میشود که بر اساس آن بانکها از دید خوش بینانه و بدبینانه بر اساس معیارهای تعریف شده، رتبه بندی می شوند. در این روش دو واحد تصمیم گیرنده مجازی ایده آل و ضد ایده آل را معرفی نموده و از این طریق کارایی هر واحد تصمیم گیرنده را نسبت به ایده آل و ضد ایده آل مورد بررسی قرار می دهیم. نتایج حاصل از دید ایده آل و ضد ایده آل هر واحد تصمیم گیری را در شاخص نزدیکی نسبی قرار داده و واحدهای تصمیم گیری را بر آن اساس رتبه بندی می کنیم. نتایج نشان داد از دید واحد تصمیم گیری ایده آل، بانک کارآفرین، ملت و پارسیان کمترین فاصله و بانک صادرات بیشترین فاصله را با ایده آل داشته و از دید واحد تصمیم گیری ضد ایده آل، بانک صادرات کمترین فاصله و بانک کارآفرین بیشترین فاصله را با ضد ایده آل دارند.
وجود و معرفت دو محور بحث در حوزه ی فلسفی اسلام به شمار می روند که مقولات علم، اتحاد عقل و معقول و ظهورات وجود در ذیل آن مباحث مطرح می گردد.
وجود علم وجودی خارجی است که اصالتاً و به منزله ی وصفی نفسانی در فضای نفس جعل می شود و به تبع آن، ماهیت علم محقق می گردد و در ظل وجود علم، وجود ذهنی معلوم و به تبع آن، ماهیت معلوم نیز جعل می گردد.
صدرالمتألهین معتقد است که در حقیقت، علم نحوه ای از وجود است؛ چراکه علم حق تعالی به اشیا و به ذات خود و علم نفس به ذات خویش و هم چنین تعقل جواهر مجردْ کیف نفسانی نیست؛ بنابراین در علم به غیر، آن هم در علم انفعالی، صورت علمیه ملازم با فعل و انفعال نفسانی و اضافه ی به خارج است. نفس در تکامل جوهری، به اعتبار تجرد برزخی، به عالم مثال متصل شده، صور خیالی را شهود می نماید. سرّ مکاشفات، معراج جسمانی و حشر عوالم وجودی به همین مرتبه ی نفس ارتباط دارد. صور عقلی رشح وجود عقل مجردند و به طور مسلم، مرتسم در نفس نمی باشند. و نفس در مقام صعود به عالم مجردات، با عقل مجرد و مثال نوری متحد شده، در نتیجه ی این اتحاد، حقایق و معارف کلی را شهود می نماید
«تربیت دینی»، تربیتی جامع و منشوری کامل در جهت ارتقای انسان به سوی کمال است. و مقاله ی حاضر نیز در این راستا و با توجه به این ضرورت، به بررسی مبادی، مبانی و ره آوردهای دو مدل تربیتی در خور استنتاج از آرای دو متفکر بزرگ در دو حیطه ی تأثیرگذار بر زندگی انسان می پردازد. دیدگاه یک روان شناس به نام اریک فروم (1980 - 1900) و یک فیلسوف اسلامی به نام ملاصدرا که هر دو مسأله ی دین و کارکردهای خداباوری را در کانون توجه خود قرار داده اند. اریک فروم که از طرفداران روان شناسی اجتماعی است و روان شناسی فردی را مردود می شمرد به شدت از تأثیر اجتماعی دین دفاع می کند و از این منظر، به تبیین روان شناختی دین می پردازد و صدرا نیز فیلسوفی است که معتقد است هر موجودی از شوق و عطشی فطری نسبت به کمال ویژه ی خود برخوردار است. او حس کمال جویی و سعادت طلبی را در نهاد همه ی موجودات، اعم از محسوس، طبیعی و نفوس و حتی عقول، متمرکز می داند.
مقاله ی حاضر با مقایسه ی مفاهیم بنیادین دین، تربیت و تأثیرات متقابل این دو بر یک دیگر از دیدگاه این دو اندیشمند، به مقایسه ی مدل تربیت دینی در ساحت فکری ایشان پرداخته و با اشاره به نقاط هم سو و در عین حال، جهات افتراق دیدگاه آن ها و بیان وجوه مختلفی هم چون حرکت و شدن، عشق ورزی، اخلاق، آزادی، دست یابی به سعادت و ... در نهایت برتری نگرش صدرایی را آشکار خواهد نمود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روش تفصیل دورنماهای مثبت (EPOS) بر کاهش تعارض بین اهداف و افزایش رضایت از زندگی بر روی دانشجویان انجام شده است. در یک پژوهش نیمه آزمایشی 44 نفر از دانشجویان داوطلب به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (21 نفر) و کنترل (23 نفر) گمارش شدند. آزمودنی های گروه آزمایش تحت هفت جلسه 90 دقیقه ای مداخله گروهی با روش تفصیل دورنماهای مثبت قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله خاصی را دریافت نکردند. همه شرکت کنندگان در پژوهش یک هفته قبل از انجام مداخله (پیش آزمون)، پایان مداخله (پس آزمون) و همچنین یک و نیم ماه بعد از پایان مداخله (پیگیری)، پرسشنامه رضایت از زندگی و ماتریس اهداف را تکمیل کردند. به منظور تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، آزمون t برای مقایسه گروه های مستقل و آزمون تحلیل کواریانس استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که روش تفصیل دورنماهای مثبت به طور معناداری و در سطح 001/0P< موجب کاهش تعارض بین اهداف و همچنین افزایش رضایت از زندگی در آزمودنی های گروه آزمایش شده است در حالی که چنین تغییری در آزمودنی های گروه کنترل مشاهده نشد. به عنوان نتیجه گیری می توان گفت روش تفصیل دورنماهای مثبت در کاهش تعارض بین اهداف و افزایش رضایت از زندگی موثر است.
تحقیق حاضر به بررسی نقص نظریه ذهن در اسکیزوفرنیک های دارای علایم مثبت و منفی و مقایسه آن با افراد سالم می پردازد. 80 آزمودنی (40 فرد اسکیزوفرن و 40 فرد عادی) از هر دو جنس به صورت نمونه گیری در دسترس از میان بیماران بستری در بیمارستان رازی و کارکنان آموزش و پرورش انتخاب شدند و آزمون چشم های بارون کوهن را پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه، آزمون تعقیبی توکی و آزمون t گروه های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که نظریه ذهن در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در قیاس با افراد سالم آسیب دیده است و این آسیب در افراد اسکیزوفرن دارای علایم منفی بیشتر از افراد اسکیزوفرن دارای علایم مثبت است. اما بین میزان نقص در نظریه ذهن آزمودنی های زن و مرد تفاوت معناداری مشاهده نشد.
امنیت به عنوان نیازی اساسی، در اجتماعات انسانی از جایگاه خاصی برخوردار است. برنامه ریزان و طراحان فضاهای اجتماعی، به ویژه شهرها، تلاش می کنند تا با شناسایی عوامل تهدید کننده امنیت به ویژه در فضاهای عمومی، امنیت را برای استفاده کنندگان از آن فضاها فراهم کنند. زنان نیز در مقام نیمی از اجتماعات انسانی، به واسطه خصوصیات بیولوژیک، مسئولیت ها و نگاه متفاوت در مقایسه با مردان، ارتباط متمایزی با فضا برقرار می کنند. آنان نیازمند تسهیلات خاصی از فضا هستند تا موجب افزایش اطمینان خاطر آنان از حضور امن در فضاهای شهری و به ویژه فضاهای عمومی مانند پارک شود.
بر اساس نتایج تحقیقات مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در کلان شهرهای کشور، بخش زیادی از پاسخ گویان حضور زنان را به صورت تنها در فضاهای عمومی این شهرها و به ویژه در ساعت های خلوت بسیار خطرناک بیان کرده اند. این پژوهش به سنجش میزان احساس امنیت زنان در پارک آزادی کلان شهر شیراز، به عنوان فضایی عمومی، پرداخته است. مطالعه حاضر در قالب بررسی پیمایشی است و از نظر زمانی، مقطعی (بهار 1389). جامعه آماری پژوهش، زنان بالای پانزده سالی است که در زمان پژوهش به تنهایی در پارک آزادی حضور داشتند. بر مبنای فرمول کوکران، حجم نمونه 195 نفر تعیین شد و نمونه گیری به صورت خوشه ای در سطح پارک انجام شد. نتایج تحقیق نشان می دهد عوامل محیطی مانند کاربری اراضی، تنوع کاربری های پیرامون و ساعت های فعالیت آن ها و نیز مجاورت های مکانی کاربری ها، با افزایش حس امنیت زنان پاسخ گو رابطه معناداری دارد. عوامل شخصی مانند سن، تحصیلات، اشتغال و مهاجرت تاثیر معناداری بر میزان احساس امنیت زنان نداشته است.
بحث های پیرامون سازه هوش فرهنگی، چهارچوب نظری توانمندی را برای تحلیل مسائل بین المللی نظیر صلح جهانی و یا پدیده هایی در سطح ملی نظیر توسعه اقتصادی و اجتماعی فراهم می آورد. در این مقاله نویسندگان تلاش کرده اند تا با تمرکز بر یکی از موضوعات طرح شده در این حوزه به آزمون فرضیه ای بپردازند که عنوان می کند تماس های بین فرهنگی می توانند در تقویت هوش فرهنگی انسان ها یا گروه های اجتماعی موثر واقع شوند. در متن حاضر ضمن طرح مبانی نظری پیرامون هوش فرهنگی و ابعاد چهارگانه آن شامل هوش های فرهنگی انگیزشی، شناختی، فراشناختی و رفتاری و با تدوین چهارچوب نظری و تجربی پیرامون فرضیه تاثیر تماس های بین فرهنگی بر هوش فرهنگی، مدل ساختاری مورد آزمون قرار گرفته که بر اساس آن سطح بالاتر تماس های بین فرهنگی به هوش فرهنگی بالاتر منجر خواهد شد. داده های پیمایش برای 396 نفر نمونه آماری که بر اساس طرح نمونه ای سهمیه ای مبتنی بر گروه سنی، جنس و منطقه محل زندگی از بین افراد 20 تا 49 ساله ساکن در شهر اصفهان انتخاب شده بودند، گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده ها مقیاس های استاندارد هوش فرهنگی انگ و داین و ابزار گردآوری برای سنجش تماس های بین فرهنگی مقیاس محقق ساخته و دارای دقت اندازه گیری قابل قبول بوده است. نتایج نشان می دهد سازه تماس های بین فرهنگی دارای تاثیر قوی، مثبت و معنی داری بر سازه هوش فرهنگی است ( ). به این ترتیب با اینکه در شرایط خاصی تماس های بین فرهنگی می تواند تاثیری بر بهبود هوش فرهنگی نداشته باشد و یا حتی فرد را با شوک فرهنگی مواجه کند اما در مجموع احتمال تاثیر مثبت تماس های بین فرهنگی بر هوش فرهنگی بیشتر است.
تحقیق حاضر به بررسی یکی از مهمترین موضوعات سیاست های رفاهی با عنوان احساس عدالت اجتماعی و عوامل موثر بر آن می پردازد. در پژوهش حاضر جهت سنجش میزان احساس عدالت اجتماعی (متغیر وابسته تحقیق)، از دو متغیر «عدالت توزیعی و عدالت رویه ای» استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل سه شهروندان منطقه 3، 10و 18 تهران است. برای گردآوری اطلاعات میدانی از تکنیک پرسشنامه استفاده گردیده و تجزیه و تحلیل ها داده ها در محیط spss نشان می دهد که میزان احساس عدالت در بین 40درصد از پاسخگویان در حد کم و خیلی کم می باشد و در مقابل در بین 11 درصد در سطح بالا و در نهایت در بین 49درصد از پاسخگویان احساس عدالت در سطح متوسط (بینابین) است.اما عوامل تبیین کننده رفاه بر طبق مدل رگرسیونی نشان می دهد که متغیرهای « اعتماد به کارایی مسئولین (با ضریب57/0)، دینداری (با ضریب20/0)، مقایسه خود با دیگران (با ضریب 16/0)، احساس امنیت (با ضریب 10/0) » دارای تاثیر افزاینده بر میزان احساس عدالت در بین افراد می باشند، و اما متغیرهای احساس بیگانگی (با ضریب 09/0-)، و منطقه مسکونی (نیز با ضریب 09 /0-)« دارای تاثیر کاهنده بر میزان احساس عدالت می باشند.در مجموع، متغیرهای مذکور توانستهاند 53/0 درصد از تغییرات متغیر احساس عدالت را تبیین کنند.و به عبارت دیگر این یافته نشان می دهد که تغییرپذیری بالای 50 درصد از میزان احساس عدالت اجتماعی تابع متغیرهای فوق می باشد.
یکی از انواع نگرش و تقسیم بندی حقوق بشر، نگرش نسلی به حقوق بشر است. در این رویکرد سه نسل از حقوق بشر مورد شناسایی قرار می گیرد: 1. نسل اول که ریشه و مبانی آن مقوله «آزادی» است. 2. نسل دوم که این نسل بندی و مفاهیم آن با مفهوم «برابری» است. 3. نسل سوم که ریشه و اساس آن بر مقوله برادری مبتنی بوده؛ بر مقایسه اومانیستی استوار است و با رویکرد و نگرش اسلامی کمتر سازگاری دارد.
هدف این تحقیق نقد و بررسی مواد یک تا 15 اعلامیه جهانی حقوق بشر، در ترازوی آیات قرآن است. روش تحقیق در این نوشته روش تحلیلی - اسنادی است.
نتایج مطالعه نشان داد که محورهای نسل اولی حقوق بشر در مواد ابتدایی تا میانه اعلامیه جهانی حقوق بشر، لزوما با مفاهیم اسلامی سازگاری کاملی ندارد بلکه در برخی موارد سازگار و در برخی موارد ناسازگار است. به زعم نویسنده، ریشه این ناسازگاری در نگرش اومانیستی حاکم بر مفاد حقوق بشری نسل اول است و اگرچه این نگرش در نسل های بعد نیز وجود دارد اما در نسل های بعدی که عمدتا رویکردی کل گرایانه و جمع گرایانه تر پیدا می شود و از محوریت انسان فاصله گرفته می شود؛ سازگاری ها هم افزون تر می شود.
تحلیل گفتمان تا جایی که به پژوهش ها و آثار میشل فوکو بازمی گردد، به هیچ روی منحصر به تحلیل متن نبوده است. اما ساماندهی به روشهای پژوهش گفتمانی که عموماً بعد از مرگ فوکو انجام گرفت بیشتر بر تحلیل متن متمرکز بوده است. به تدریج ساماندهی به روشهای تحلیل گفتمانی به منزلة روشی پدیدارشناختی و تجربی از صرف پژوهش متن فاصله می گیرد. محصولات فرهنگی، کنش های اجتماعی و نهادها نیز میتوانند موضوع تحلیل گفتمان واقع شوند. در این مقاله فضا به منزلة میدانی تازه برای پژوهش گفتمانی معرفی شده است و ضمن عرضة جوانب نظری به برخی از تکنیک های فضا پژوهشی نیز اشاره شده است.
ارزش ها از بنیادی ترین عوامل جهت دهنده رفتارهای انسانی در هر جامعه ای به شمار می آیند و نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایفا می کنند. اولویت های ارزشی که از جامعه ای به جامعة دیگر تفاوت دارند بازتاب تجربه های متفاوت مردم مختلف هستند. این مطالعه با استفاده از نظریة تحول فرهنگی اینگلهارت، درصدد شناخت اولویتهای ارزشی معلمان و ارتباط آن با برخی عوامل اقتصادی-اجتماعی است. دادههای پژوهش بهشیوه پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. حجم نمونه شامل 343 معلم شاغل در اداره آموزش و پرورش شهرستان بروجن بوده که به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده بودند. نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان دادند که معلمان دارای اولویت های ارزشی مادی گرایانه هستند و تفاوتی در اولویت های ارزشی گروه های سنی مختلف معلمان مشاهده نشد. از بین متغیرهای مستقل تحقیق ""احساس امنیت اجتماعی""، ""جنسیت"" و ""درآمد"" رابطة معناداری با اولویتهای ارزشی داشتند.
یکی از معضلات مهم شهرها و روستاهای ایران، شمار روزافزون زنان بیکار، به ویژه زنان تحصیلکردهی در جستجوی کار و متعاقب آن، کاهش سطح تولید و بهرهوری، افت درآمد سرانه و رفاه است. این مطالعهی تطبیقی، بر پایه آمار جمعیتی سال 1385 (2006) و مشاهدات و مصاحبههای انجام شده در سالهای 2010-2011 شکل گرفته است. مقاله با هدف ترسیم دورنمایی از جنبههای مثبت و فرصتها برای کارآفرینی و کاهش بیکاری زنان شهر تهران، شاخصهای اشتغال و بیکاری، تفاوتهای موجود در سطح و نوع اشتغال زنان، علل و مکانیزمهای آنها و به ویژه نظام آموزشی را بررسی و تحلیل کرده است. این پژوهش، بر پایه سوال اصلی: علل تفاوت ساختاری در سیستم آموزشی دو شهر تهران و مونترال، و این که؛ تاثیر پذیری اشتغال زنان عمدتا از چه عواملی است؟ و فرضیه منطبق با آن که: نظام آموزشی و فرهنگ کار، علل مهم تفاوت ساختاری در اشتغال زنان مونترال و تهران است، شکل گرفته است. به این ترتیب، فرضیه، بر تفاوت عمیق میان دو سیستم آموزشی کار محور و تخصص گرا در مقابل مدرکگرا و در نگرش و تلقی از کار و اشتغال، تاکید دارد. نتیجه اصلی این پژوهش: تایید فرضیه، یعنی وجود ساختار آموزشی حرفه و کار محور شهر مونترال سبب اشتغال بالای جمعیت، ب ه ویژه زنان در مقایسه با شهر تهران شده است. از دیگر نتایج مهم این مطالعه برای مدیریت شهری به ویژه در تهران: ضرورت ایجاد و گسترش نظام آموزشی مبتنی بر کسب مهارت، حرفه و سواد کاربردی برای همه افراد؛ نظام حقوقی و قانونی روشن؛ شفاف و قطعی در اجرای ضوابط و قوانین مصوب در زمینه اشتغال همه افراد؛ فضای فرهنگی حفظ کرامت و اعتبار انسانی صرف نظر از جنس، و تسهیل کننده اشتغال برای همه انسانها و سیستم اقتصادی و مالی پویا، کارآمد و باثبات، همراه با تشویق و تسهیل منجر به تولید شغل و کارآفرینی زنان شود. این مجموعه میتواند در نهایت، از بروز تخلفات و موانع متعدد کاسته و بستر مناسب برای کاهش بیکاری و ارتقاء موقعیت اقتصادی-اجتماعی زنان در جامعه شهری ایران فراهم نماید.