هدف تحقیق حاضر، تعیین رابطه دین داری و حمایت اجتماعی در بین دانشجویان بوده است. روش تحقیق از نوع همبستگی است. برای انجام تحقیق، هشتصد نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی به روش نمونه گیری خوشه ای، انتخاب شده اند. برای اندازه گیری متغیر های تحقیق، از پرسش نامه های معبد گلزاری و حمایت اجتماعی واکس و همکارانش استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون Z و T استفاده شده است. نتیجه تحقیق نشان میدهد که بین دین داری و حمایت اجتماعی، رابطه معناداری وجود دارد. رابطه دین داری و حمایت اجتماعی در دانشجویان دختر و پسر متفاوت نیست. دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر دین دار هستند، اما تفاوت معناداری در حمایت اجتماعی آنان وجود ندارد. برخورداری از حمایت اجتماعی یکی از مؤلفه های بسیار مهم در بهداشت روانی افراد است. بنابراین با توجه به نتیجه تحقیق حاضر، تقویت روحیه دین داری دانشجویان و آشنایی کامل با آموزه های دینی میتواند در فراهم کردن حمایت اجتماعی برای آنها مؤثر باشد.
وجود شرور در جهان، در تعارضی ظاهری با سه صفت علم مطلق، قدرت مطلق و خیرخواهی محض خداوند است. به بیان دیگر، مجموعه مرکّب از چهار گزاره زیر، مجموعهای به ظاهر ناسازگار را شکل میدهد: 1- خداوند عالم مطلق است. 2- خداوند قادر مطلق است. 3- خداوند خیرخواه محض است. 4- شرّ وجود دارد. این تعارض، به «مسئلة شرّ» معروف است که بر مبنای آن، گروهی از خداناباوران، با تکیه بر واقعیّت شرور، به انکار وجود خداوند میپردازند. مسئلة شرّ دو گونه تقریر دارد: «مسئلة منطقی» و «مسئلة قرینهای». مسئلة منطقی شرّ به بررسی سازگاری یا عدم سازگاری گزارههای چهارگانه؛ و مسئلة قرینهای شرّ به ارزیابی احتمال صدق گزاره «خدا هست» ـ با توجّه به میزان، شدّت و تنوّع شرور در عالم ـ میپردازد. خداباوران، این مسئله را در دو سطح پاسخ گفتهاند: سطح «دفاع» که در آن با دلایل گوناگون، وجود تعارض را در مجموعه فوق نفی میکنند؛ و سطح «دادباوری» که در آن، به توجیه شرور در عالم میپردازند. شرور موجود در جهان، به دو دسته «شرور اخلاقی» و «شرور طبیعی» تقسیم میشوند. در این مقاله، نظریه دادباوری «قوانین طبیعی» بروس رایشنباخ در باب شرور طبیعی مورد بررسی قرار میگیرد و نقاط قوّت آن نسبت به نظریههای رقیب نشان داده میشود.
احساس اثرمندى سیاسى داراى دو بعد درونى و بیرونى است. بعد درونى آن دلالت بر توانایى افراد در تأثیرگذارى بر فرایندهاى سیاسى و بعد بیرونى آن دلالت بر درک پاسخ گویى حکومت دارد. از ترکیب این دو بعد، چهار حالت عمده شامل دلگرمى سیاسى، بى تفاوتى سیاسى، نومیدى سیاسى و اعتراض سیاسى حاصل مى شود. تغییر حالات چهارگانه اثرمندى موکول به تغییر سطح اعتماد سیاسى، مشارکت انتخاباتى، علاقه سیاسى، ترجیح ایدئولوژیک و پایگاه اجتماعى اقتصادى است. نتایج تحلیل ثانویه حاضر که از یک نمونه 200 نفرى از معلمان شهر نیشابور حاصل آمده، نشان مى دهد اولا احساس اثرمندى سیاسى معلمان در بعد درونى کمتر از حد متوسط (9/48) و در بعد بیرونى کمى بیش از حد متوسط (6/56) است. ثانیآ حالت دلگرمى سیاسى با 8/52 درصد فراوانى، رایج ترین حالت اثرمندى سیاسى معلمان و پس از آن حالت بى تفاوتى سیاسى با فراوانى 2/39 درصد قرار دارد. ثالثآ از بین متغیرهاى پیش بینى کننده اثرمندى سیاسى، دو متغیر اعتماد سیاسى و مشارکت انتخاباتى، اثر تعیین کننده ترى بر تغییر حالات اثرمندى سیاسى (از بى تفاوتى به دلگرمى سیاسى) دارند. به طورى که 58 تا 78 درصد از تغییر حالات اثرمندى، موکول به تغییر سطح اعتماد سیاسى و مشارکت انتخاباتى برآورد گردیده است. رابعآ با آگاهى از قوت و ضعف اعتماد سیاسى و مشارکت انتخاباتى معلمان، در 3/92 درصد از موارد حالت دلگرمى و در 2/84 درصد از موارد، حالت بى تفاوتى سیاسى آن ها را به درستى مى توان پیش بینى نمود.
ایران کشوری است که در بخش های داخلی آن، شواهد ژئومورفولوژیکی متعددی را، از تغییرات اقلیمی به صورت تناوب اقلیم خشک و بارانی دارا است. دریاچه مهارلو، یکی از بسترهایی است که این شواهد را به صورت سطوحی از رسوبات آواری و تبخیری حفظ کرده است. این دریاچه، حوضه ی آبریز خود به مساحت حدود 4266 کیلومترمربع را زهکشی می کند و در حال حاضر دارای اقلیمی خشک، با تبخیر بیش از بارش است. شرایط اقلیمی و هم چنین شرایط زمین شناسی آن، سبب شده است که این دریاچه به شکل پلایا تحول یابد. در حالی که بسترهای سیلابی و تراس های کم ارتفاع اطراف دریاچه، حکایت از اقلیم با بارش بیش تر را در این حوضه دارد. این پژوهش با هدف شناسایی تغییرات دریاچه مهارلو انجام شده است. از نقشه های توپوگرافی 1:25000، داده های ارتفاعی Aster، تصاویر ماهواره ای ETM+ و IRSP6، نقشه زمین شناسی 1:100000 و مشاهدات میدانی استفاده شده است. تکنیک های تحلیل مؤلفه های اصلی و شاخص OIF برای شناسایی سطوح اطراف دریاچه انجام شده است و نتایج آنالیز به کمک مشاهدات میدانی و نمونه گیری، ارزیابی شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که دریاچه ی مهارلو در آخرین دوره ی سرد، باران بیش تری دریافت نموده است و مساحتی معادل 517.6 کیلومترمربع را داشته است. به دلیل وجود کانی های تبخیری از جمله کلسیت، ژیپس و هالیت در بستر زمین شناسی حوضه و با تغییر اقلیم، کاهش بارش و افزایش تبخیر، دریاچه کوچک تر شده و کانی های تبخیری براساس میزان حلالیت خود رسوب نموده اند و سطوح آهکی، گچی و نمکی را در اطراف دریاچه تشکیل داده اند و دریاچه ی مهارلو به صورت پلایا تحول یافته است. وجود کانی هالیت در سایر سطوح بیانگر این است که که تغییرات اقلیمی بعد از اولین دوره خشکی، تنها سبب تغییر سطوح نمکی شده است و تحول ژئومرفولوژیکی پلایای مهارلو را مختل ننموده است.
سرمایه ی اجتماعی، از مقولات اجتماعی بسیار مهم است که هم چون شاخص های مهم اقتصادی از جمله تورم، تولید ناخالص ملی، میزان اشتغال و ... در میزان توسعه یافتگی کشورها نقش بزرگی را ایفا می کند. هدف از این مقاله، ارزیابی و تحلیل توزیع فضایی سرمایه ی اجتماعی در سطح نواحی شهر قوچان است. روش تحقیق مطالعه حاضر، از نوع پیمایشی بوده، داده های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه و به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به دست آمده است. جامعه ی آماری، ساکنان نواحی پنجگانه قوچان می باشند که تعداد 200 نفر انتخاب گردیدند. هم چنین برای ارزش گذاری و رتبه بندی نواحی از نظر میزان سرمایه اجتماعی از مدل تصمیم گیری (Topsis) استفاده گردید. براساس تحلیل صورت گرفته، نواحی پنجگانه ی قوچان در سه سطح برخوردار، نیمه برخوردار(متوسط) و فرو برخوردار (محروم) قرار گرفته اند. برای بررسی میزان سرمایه ی اجتماعی در سطح شهر قوچان، 12 شاخص مورد بررسی از طریق مدل آنتروپی شانون وزن دهی شده و سپس از تاپسیس به عنوان روش تصمیم گیری چند شاخصه ای استفاده شده و در نهایت با استفاده از نرم افزار Arc GIS ، نقشه سطوح برخورداری نواحی شهر ترسیم شده است. نتیجه ی حاصل از بررسی انجام شده، نشان می دهد که در میان نواحی شهری قوچان، سه ناحیه (یک، دو و پنج) محروم با ضریب اولویت 38/0 در پایین-ترین سطح برخورداری جای گرفته اند. دومین سطح، ناحیه چهار است که دارای ضریب اولویت 53/0 است و سطح یک، ناحیه سه می باشد که با ضریب اولویت 77/0 از لحاظ شاخص های مورد بررسی، بهترین وضعیت را در بین نواحی پنجگانه شهر قوچان دارا است.
تصمیم گیری یکی از مهمترین وظایف مدیریت است. یکی از دلایل موفقیت برخی از افراد و سازمان ها اتخاذ تصمیم های مناسب است. از این رو، ضرورت وجود روش هایی علمی که انسان را در این زمینه یاری کند، کاملاً محسوس است. این امر منجر به توجه محققین در دهه های اخیر به «مدل های چند معیاره» (MCDM) برای تصمیم گیری های پیچیده شده است. این روش ها برای تصمیم گیری در شرایطی که معیارهای متضاد، انتخاب بین گزینه ها را با مشکل مواجه سازد، مورد استفاده قرار می گیرد و کاربردهای متعددی در علوم مختلف دارد. هدف از این مقاله بررسی کاربرد مشخصی از این روش ها در برنامه ریزی شهری و منطقه ای یعنی در انتخاب مکان مناسب اسکان می باشد. برای این منظور ابتدا معیارهای لازم جهت مکان یابی شناسایی شد و سپس با استفاده از نظر متخصصان و خبرگان وزن معیارها بدست آمد. نتایج بدست آمده نشان می دهد که با استفاده از این روش ها می توان مسائلی را که با گزینه ها یا راهکارهای متعددی سروکار دارند مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و اولویت بندی گزینه ها را انجام داد. همچنین نتایج بدست آمده نشان داد روش های تصمیم گیری چند معیاره با توجه به سادگی، انعطاف پذیری، به کارگیری معیارهای کیفی و کمی به طور همزمان و استفاده از چندین معیار سنجش به جای یک معیار سنجش می تواند در بررسی موضوعات مربوط به برنامه ریزی شهری و منطقه ای کاربرد مطلوبی داشته باشد.
طی سالهای اخیر ارزیابی و رتبه بندی دانشگاههای جهان توجه محققان و مسئولان آموزش عالی کشورها را به خود جلب کرده است. یکی از نتایج حاصل از این رتبه بندیها ظهور مفهوم دانشگاههای برتر جهانی است. این نوع دانشگاهها که در صدر فهرست رتبه بند یهای جهانی قرار دارند، با ویژگیهای خاص خود دارای بهترین بازدهی علمی و پژوهشی هستند. به همین دلیل، بسیاری از دانشگاهها با الگو قرار دادن این قبیل دانشگاهها در صدد نیل به جایگاه و نیز ویژگیهای این قبیل دانشگاهها هستند. در این مقاله با بررسی ابعاد مفهومی دانشگاههای برتر جهانی، روش شناسی رتبه بندیها و ویژگیهای این گونه دانشگاهها تبیین شده است.
این مقاله به بررسى چهار نکته کوتاه درباره زندگى امام صادق7 مى پردازد که در کتاب مکتب در فرآیند تکامل ، اثر دکتر
حسین مدرّسى مطرح شده اند. این چهار نکته به طور خلاصه، ناظر به عدم قیام امام 7 با وجود آمادگى شیعیان، عدم قبول خلافت با وجود پیشنهاد عبّاسیان، نهى از خواندن ایشان با عنوان امام و نهى از تبلیغ و گسترش تشیّع است. در این مقاله، ضمن بررسى صحّت این اقوال، سازگارى این اقوال با عقاید شیعى بررسى مى شود.
نگارنده، ابتدا معناى عقل و میزان کاربرد آن در مباحث توحید را براساس احادیث کتاب کافى بیان مى دارد. آنگاه به طرح فلسفه صدرایى در مورد توحید و آنگاه به مطالعه تطبیقى میان آنها مى پردازد.
هدف تحقیق توصیفی حاضر، ارزشیابی توسعه سوادآموزی در 57 کشور مسلمان بوده که داد ه های لازم از طریق بررسی اسناد و مدارک مرتبط گردآوری و با استفاده از روش ثانویه داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج حاکی از آن است که 78 درصد از مردان، 64 درصد از زنان و درمجموع 71 درصد از شهروندان کشورهای مسلمان باسواد و 267 میلیون نفر از شهروندان کشورهای مسلمان بی سواد می باشند که این امر حاکی از آن است که توسعه سوادآموزی مردان کشورهای مسلمان در وضعیت متوسط، توسعه سوادآموزی زنان کشورهای مسلمان نسبتاً پایین و درمجموع، توسعه سوادآموزی در کشورهای مسلمان در وضعیت متوسط قرار دارد.
به منظور تحلیل محتوای داستان های دینی منتشرشده برای کودکان و نوجوانان در سال های 1380‐1385 با استفاده از پایگاه اطلاع رسانی خانة کتاب ایران، 291 عنوان اثر داستانی شناسایی و ارزیابی شدند. بعد از دسته بندی داستان های بررسی شده در دوازده دسته موضوعی، مشخص شد که داستان های مربوط به سرگذشت و فضایل پیامبران، فضایل معصومان(ع) و داستان های اخلاقی رتبه های اول تا سوم موضوعات داستان ها را به خود اختصاص داده اند. سرگذشت منسوبان پیامبران و سرگذشت علما با کمترین تعداد در رده های پایین قرار گرفتند. در میان پیامبران حضرت محمد(ص)، حضرت ابراهیم و حضرت یوسف و در میان ائمه حضرت مهدی(عج)، حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) بیشترین آثار را به خود اختصاص داده بودند. در پایان با توجه به مسائل و مشکلات شناسایی شده پیشنهادهایی ارائه شده است.
دیری است که متکلمان مسلمان درباره صحت اطلاق مخلوق بر افعال انسان به منازعه بر خاسته اند. این نزاع در کاوشهای تفسیری نیز به ظهور رسیده است. در این راستا، رویکرد سه مکتب معتزلی، اشعری و شیعی در نگاه سه مفسر «زمخشری»، «فخر رازی» و «طبرسی» نسبت به موضوع یاد شده تأمل برانگیز است. زمخشری افعال انسان را مخلوق خدا نمی داند و مخلوق بودن اعمال انسان را با عدالت خداوندی و اختیار انسان ناسازگار می بیند؛ طبرسی نیز رأیی مشابه زمخشری دارد. در این مقاله بررسی خواهد شد که این دو مفسر در مقام ابطال نظریه مخالفت با جبر گرایی اشاعره، خود به چالش بیرون انگاری افعال انسان از جرگه مخلوقات الهی گرفتار آمده اند.
اما در تفسیر فخر رازی گر چه از خداوند به عنوان خالق همه کائنات و از آن جمله افعال خیر و شر بندگان یاد می شود اما دیدگاه او نیز از پس حل مشکلاتی چون عدالت خداوندی و آزادی انسان بر نمی آید.
حضور پدیده اینترنت در دو دهه اخیر در بسیاری از کشورها، تحولات مثبت بسیاری را به همراه داشته و حوزه تحقیقات و پژوهش های علوم انسانی، به ویژه تاریخ را از این تحولات بی نصیب نگذاشته است. به نظر می رسد، استفاده از این پدیده در حوزه های علمی و پژوهشی، با تمامی قابلیت ها و امکاناتش، همانند هر ابزار دیگری، دشواری ها و خطرهای خاص خود را به همراه داشته است. رشته تاریخ و محققان علوم انسانی در آینده ای نه چندان دور، در رویارویی با این پدیده جدید، با تهدید ها و چالش های بسیاری مواجه خواهند بود.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و بررسی اسنادی به تفصیل پیرامون پیشینه شبکه جهانی اینترنت و تولید اسناد دیجیتال در این شبکه، جنبه هاى مختلف تأثیر شبکه جهانی اینترنت بر آینده رشته تاریخ و تاریخ نگاری، پیامدهای احتمالی تعامل اینترنت با رشته تاریخ، آینده اسناد دیجیتال، که یکی از دغدغه های مورخان معاصر است، بحث نموده است.
تنّوع منابع و تکثّر اخبار سبب شده است تا گروهی از محققان قاجارپژوه با استناد به کتب تاریخی و سفرنامه ها عنوان شیخ الاسلامی را استمرار منصبی قدیمی در دیوان سالاری ایران اسلامی تلقی نمایند، که تا دوره ی قاجاریه ساز وکار دیوانی مشخص خود را حفظ کرده است؛ و برخی دیگر، بر پایه ی مطالعات موردی و خُرد چنین نتیجه گیری کنند که، در منطقه ای مشخص، شیخ الاسلامی صرفاً لقبی بازمانده از منصبی در دوران پیش از قاجاریه بوده است. این تحقیق در صدد برآمده است، با تکیه بر منابع دست اول محلی آشکار سازد، آیا اشخاصی که شیخ الاسلام شیراز در طول دوره ی قاجاریه بوده اند، صرفاً لقب شیخ الاسلامی داشته اند، یا در این شهر سازوکار معینی را دنبال می نموده اند؟ این بررسی نشان می دهد که خاندان تمّامی، نه تنها لقب شیخ الاسلامی شیراز و توابع آن را رسماً در اختیار داشته اند، بلکه در سایه ی رسیدگی به امور شرعی، همزیستی و اقامت در کانون مذهبی و اقتصادی این شهر، و پیوندهای محلی ای که با خاندان ها و خانواده های معتبر ساکن مرکز سیاسی - اقتصادی ولایت فارس برقرارکردند، توفیق یافتند تا سال به سال پایگاه اجتماعی و اقتصادی خویش را ارتقاء بخشند. خصوصاً، که بین سال های 1220 تا 1323 ه .ق، تولیت و نظارت بر برخی از موقوفات شیراز و مرودشت را به دست آورند؛ موفقیتی که برای کم تر مجتهدی در طول این دوره دست داد. به هرحال، روندی که می رفت بر اثر آن روز به روز این خاندان فربه تر شود، سرانجام، در پی وقوع مشروطیت و تأسیس نظام دیوان سالاری متجددانه متوقف شد.