ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۵٬۱۶۱ تا ۱۶۵٬۱۸۰ مورد از کل ۵۵۴٬۴۵۹ مورد.
۱۶۵۱۶۱.

ارزشیابی برنامه های درسی ضمن خدمت بر اساس اصول آندراگوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۴ تعداد دانلود : ۶۱۱
هدف این پژوهش، به کارگیری الگوی هاماند در ارزشیابی اثربخشی برنامه های آموزش ضمن خدمت بر اساس اصول آندراگوژی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل سه گروه 1- معلمان 2- مدرسان دوره 3- دست اندرکاران و مجریان برگزارکننده دوره است. جامعه آماری گروه اول 175 نفر بودند که 120 نفر به صورت تصادفی، با توجه به جدول مورگان انتخاب شدند، حجم جامعه گروه دوم 12 نفر و حجم جامعه گروه سوم 21 نفر بود که به شیوه سرشماری مطالعه شدند. برای گردآوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. در روش میدانی برای پاسخ گویی به سؤالات پژوهش از دو پرسش نامه محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت استفاده شد. برای بررسی کیفیت محتوای ارائه شده در ابعاد مختلف از یک پرسش نامه با 42 گویه و جهت بررسی میزان اثربخشی برنامه درسی ارائه شده در این دوره از یک پرسش نامه با 14 گویه استفاده شد. داده های جمع آوری شده به صورت توصیفی تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که کیفیت محتوای آموزشی، کیفیت برنامه درسی  ارائه شده در این دوره در ابعاد مختلف کمتر از حد متوسط، و متناسب با اصول آندراگوژی نبوده است. همچنین، کیفیت سازمان دهی محیط آموزش، امکانات و توانایی مدرسان دوره از نظر فراگیران در ابعاد مختلف درحد متوسط بوده است.
۱۶۵۱۶۲.

مدل یابی روابط سن ورود به مدرسه با پیشرفت تحصیلی با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۱ تعداد دانلود : ۷۱۳
این پژوهش با هدف بررسی مد ل یابی روابط سن ورود به مدرسه با پیشرفت تحصیلی با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت در دانش آموزان انجام شده و از نوع پژوهشهای همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان دختر پایه دهم متوسطه شهر ارومیه (1472 نفر) در سال تحصیلی 97-1396 بوده اند. در این پژوهش با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص دادن ضریب 15 برای هر متغیر و با احتساب احتمال وجود پرسشنامه های ناقص، 250 نفر به عنوان حجم نمونه با روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس هوش معنوی کینگ (2008)، مقیاس مهارتهای اجتماعی ایندربیتزن و فاستر (1992) و آزمون خلاقیت عابدی (1372) بود. یافته ها نشان دادند که مدل پژوهش تایید شده و به طور کلی 0/26 از پیشرفت تحصیلی با سن ورود به مدرسه، هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت قابل تبیین است. همچنین سن ورود به مدرسه اثر مستقیم معنادار بر پیشرفت تحصیلی دارد و سن ورود به مدرسه با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت اثری غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی می گذارد. با توجه به نتایج به دست آمده، در فرایند آموزشی، سن ورود به مدرسه علاوه بر تأثیر بر هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت، می تواند به صورت غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار باشد.
۱۶۵۱۶۳.

تحلیل محتوای کتابهای دوره پیش دبستانی از نظر میزان توجه به فعالیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۱ تعداد دانلود : ۵۸۶
هدف اصلی این پژوهش تحلیل محتوای کتابهای دوره پیش دبستانی از نظر میزان توجه به فعالیت بدنی بود. این پژوهش از نوع توصیفی با روش تحلیل محتواست که به صورت کمّی انجام شده است. جامعه آماری آن سه جلد کتاب درسی ویژه نوآموزان پیش دبستانی با عناوین: کودک، شکلها، رنگها و محیط زندگی (جلد اول)، کودک و آشنایی با طبیعت (جلد دوم) و کودک و آشنایی با مهارتهای زندگی و مناسبتها (جلد سوم) بوده است. این کتابها در سال 1393 از سوی انتشارات مدرسه با نظارت معاونت آموزش ابتدایی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران منتشر شده است. برای گردآوری اطلاعات از نمون برگ (چک لیست) تحلیل محتوا استفاده شده است. واحد ثبت، صفحات کتاب (شامل کلمه، جمله و تصویر) بود که با روش فراوانی و درصد شمارش شده اند. یافته ها نشان دادند که در محتوای کتابهای مورد تحلیل به مؤلفه های واژه فعالیت بدنی، اهمیت فعالیت بدنی و مؤلفه حرکات ریتمیک به هیچ وجه توجهی نشده است (فراوانی صفر درصد). همچنین به مؤلفه های مفاهیم بازی منصفانه، سبک زندگی فعال و سالم، بازیهای بومی- محلی و مؤلفه کنترل حرکتی عمده کمترین، اما به مؤلفه کنترل حرکتی ظریف بیشترین توجه شده است. در مجموع پیشنهاد می شود که فعالیت بدنی به منزله یک کار ارزشمند در کتابهای درسی این دوره معرفی شود. همچنین پیشنهاد می شود که همراه با اجرای حرکات ظریف، به اجرای حرکات درشت بدنی که در دوران کودکی از اهمیتی ویژه برخوردار است توجه شود.
۱۶۵۱۶۴.

ارزیابی هیجان ضمن پیام از طریق پردازش گفتار هیجانی مبتنی بر استفاده از ویژگی های MFCC و STFT(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۵۴۰
مقدمه: گفتار مؤثرترین ابزاری است که انسان ها برای انتقال اطلاعات از آن استفاده می کنند. گوینده در خلال گفتار خویش علاوه بر واژگان و دستور زبان اطلاعاتی همچون سن، جنسیت و حالت هیجانی خود را منتقل می کند. پژوهش های فراوانی با رویکردهای گوناگون پیرامون هیجان در گفتار هیجانی انجام شده است. این پژوهش ها نشان می دهند که هیجان ضمن پیام در گفتار هیجانی از طبیعتی پویا برخودار می باشد. این پویایی، مطالعه کمّی هیجان در گفتار هیجانی را با دشواری همراه می سازد. این پژوهش به ارزیابی هیجان ضمن پیام از طریق پردازش گفتار هیجانی با استفاده از ویژگی های ضرایب کپسترال فرکانس مِل ( MFCC ) و تبدیل فوریه زمان کوتاه ( STFT ) پرداخت. روش کار: داده های ورودی، پایگاه داده استاندارد گفتار هیجانی Berlin شامل هفت حالت هیجانی خشم، کسلی، انزجار، ترس، شادی، غم و حالت خنثی می باشد. با استفاده از نرم افزار MATLAB ابتدا فایل های صوتی خوانده شدند. در مرحله بعد نخست ویژگی های MFCC و سپس ویژگی های STFT استخراج شدند. بردار های ویژگی برای هر کدام از ویژگی ها بر اساس هفت مقدار آماری کمینه، بیشینه، میانگین، انحراف معیار، میانه، چولگی و کشیدگی محاسبه شدند و به عنوان ورودی شبکه عصبی مصنوعی مورد استفاده قرار گرفتند. در انتها، بازشناسی حالت های هیجانی با استفاده از توابع آموزشی مبتنی بر الگوریتم های مختلف انجام شد. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد میانگین و صحت بازشناسی حالت های هیجانی با استفاده از ویژگی های STFT نسبت به ویژگی های MFCC بهتر است. همچنین، حالت های هیجانی خشم و غم از نرخ بازشناسی بهتری برخوردار بودند. نتیجه گیری: ویژگی های STFT نسبت به ویژگی های MFCC هیجان ضمن پیام در گفتار هیجانی را بهتر بازنمایی می کنند.
۱۶۵۱۶۵.

تبیین مؤلفه های تربیت حرفه ای مبتنی بر شایستگی و تحلیل جایگاه آن در کتاب های درسی مربوط به شایستگی های غیرفنی دوره دوم متوسطه فنی و حرفه ای و کاردانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۹ تعداد دانلود : ۵۱۴
 پژوهش حاضر به شیوه توصیفی شامل تحلیل اسنادی و تحلیل محتوا، با هدف تبیین مؤلفه های تربیت حرفه ای مبتنی بر شایستگی و تحلیل جایگاه آن در کتاب های درسی دوره دوم متوسطه فنی انجام گرفت. جامعه آماری کتاب های مربوط به شایستگی های غیر فنی دوره متوسطه فنی در سال 98-97 بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش تحلیل اسنادی، برگه های فیش برداری از اطلاعات و در بخش تحلیل محتوا چک لیست محقق ساخته بود. داده اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوا با استفاده از شاخص های آمار توصیفی در فرایند آنتروپی شانون تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل بیانگر آن است که چارچوب مفهومیِ تربیت حرفه ای را می توان در سه مؤلفه دانش، نگرش و مهارت تدوین کرد که خرده مؤلفه های خلاقیت و نوآوری، وسخت کوشی با فراوانی بیشتر در رتبه های اول و خرده مؤلفه های درک موقعیت و سازگاری با فراوانی کمتر در رتبه های آخر قرار گرفتند. همچنین، میزان توجه به مؤلفه ها در کتاب های درسی متفاوت است، به طوری که بیشترین تأکید بر مولفه دانش (35/91 درصد) و کمترین تأکید برمولفه نگرش (30/88 درصد) شده است. با توجه به تحولات آموزش وپرورش در عصر جدید، استفاده از برنامه درسی مارپیچی برونر در تدوین و طراحی برنامه درسی و بازنگری در ویراست های آتی در راستای توجه بیشتر به مقوله های کمتر توجه شده، ضروری به نظر می رسد.
۱۶۵۱۶۶.

تبیین پدیده مدرسه به عنوان شتاب دهنده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۸ تعداد دانلود : ۳۲۸
هدف تحقیق حاضر، آشکارسازی تمایز نسل جدید مدرسه تحت عنوان مدرسه کارآفرین با سایر مدارس می باشد. در ادامه این، ساختار جدید مدرسه با کارکردی مشابه شتاب دهنده، تعریف و بازسازی می گردد. برای دستیابی به این هدف، از رویکرد کیفی استفاده شد. برای انتخاب نمونه، روش نمونه گیری مبتنی بر معیار که جزئی از روش های نمونه گیری هدفمند می باشد تا حصول اشباع نظری به کار گرفته شد. داده ها به کمک مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش تحلیل مضمون انجام شد. بر مبنای کدگذاری باز مصاحبه ها، در مرحله مقدماتی 99 مؤلفه بازشناسی شدند. لیکن در نهایت 13 مفهوم در قالب 5 تم اصلی به عنوان مؤلفه های شتاب دهنده خاص مدرسه کارآفرین تم یابی شدند. تحلیل های ارائه شده در این پژوهش نشان می دهد که این مؤلفه های استخراجی از ظرفیت لازم برای تغییر در کارکرد مدارس به سمت مدارس کارآفرین برخوردارند. همچنین مدارس کارآفرین مجهز به شتاب دهنده مدرسه ای دارای پتانسیل کافی برای ترویج فرهنگ کارآفرینی و پرورش کارآفرینان دانش آموز می باشد.
۱۶۵۱۶۷.

بسترها و مبانی نظری شکل گیری جوامع یادگیری حرفه ای: الگوهای جوامع یادگیری و مقایسه آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۴۶
جوامع یادگیری حرفه ای مؤثرترین راهبرد ارتقای سطح آموزش و یادگیری در مدارس محسوب می شود. در این جوامع، فرهنگ مشارکت و همکاری ارتقا یافته، معلمان، هنرآموزان و مربیان نقش بیشتری در یادگیری حرفه ای خود و دانش آموزان ایفا می کنند. آن ها از طریق همکاری، شیوه های آموزشی را به صورت سازنده مورد نقد و بررسی قرار داده و از یکدیگر می آموزند؛ درنتیجه این همکاری هم دانش حرفه ای و مهارت های خود را افزایش می دهند، و هم دانش آموزان از آموزش بهتر برخوردار می شوند. همچنین ضمن آن می آموزند که چگونه شبکه ای از دانش و مهارت ایجاد و آن را مدیریت کنند. مقاله حاضر می کوشد تا با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی، مبانی نظری و بسترهای شکل گیری جوامع یادگیری حرفه ای را مشخص کند و با معرفی و تبیین چهارچوب پنج الگوی متفاوت جوامع یادگیری شامل: الگوهای باما (PDSA)، آبشاری، تشخیصی، منطقی و فضای سوم، ضمن تشریح چگونگی تشکیل جوامع یادگیری مدرسه ای، طی سه مرحله توصیف، تحلیل و تفسیر، ملاک های ارزیابی بر اساس مؤلفه های اساسی جوامع یادگیری حرفه ای استخراج شده و الگوها بر اساس آن ها مورد قضاوت قرار گرفتند. نتایج مقایسه آن ها در چهار سطح تعیین شده نشان داد، هیچ یک از الگوهای مورد بررسی مطلوب نبوده اند زیرا، همه شاخص های تعیین شده را در سطح بالا نداشتند، لذا برای معرفی الگوی پیشنهادی از میان الگوهای مورد مطالعه، ترجیجاً شایسته است تلفیقی از اجزاء، مؤلفه ها و ویژگی های کلیدی الگوهای مورد مطالعه باشد. الگویی تلفیقی، جامع (عناصر، مؤلفه ها و ویژگی های کلیدی الگوها) و بومی شده همراه با قابلیت اجرا و پیاده سازی عناصر و اجزاء آن در مدرسه به گونه ای که از سوی اعضا قابل درک و پذیرش باشد.
۱۶۵۱۶۸.

تبیین علّی درگیری تحصیلی براساس حمایت تحصیلی و سرمایه های روان شناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۵۶۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه علی حمایت تحصیلی با درگیری تحصیلی از طریق واسطه گری سرمایه های روان شناختی انجام شد. به این منظور،  230 نفر (108 دختر، 122 پسر) از دانش آموزان پایه ششم مقطع ابتدایی شهر یاسوج با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسش نامه شامل مقیاس حمایت تحصیلی ساندز و پلانکت، پرسش نامه سرمایه روان شناختی لوتانز و آولیو، و پرسش نامه درگیری تحصیلی ریو استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار AMOS24 استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مدل با داده های پژوهش برازش مناسبی دارد. با توجه به یافته ها، مسیر مستقیم حمایت تحصیلی به درگیری تحصیلی، سرمایه های روان شناختی به درگیری تحصیلی و حمایت تحصیلی به سرمایه های روان شناختی، معنی دار بود. مسیرغیرمستقیم از حمایت تحصیلی به درگیری تحصیلی به واسطه سرمایه های روان شناختی نیز، معنی دار بود. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان می دهد که حمایت تحصیلی با اثرگذاری بر سرمایه های روان شناختی، می تواند منجر به درگیری فعال دانش آموزان در فعالیت های درسی و آموزشی شود.
۱۶۵۱۶۹.

بررسی میزان توانایی و دانش استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباط آن با عملکرد پژوهشی و نوآورانه ی اعضای هیئت علمی(مطالعه موردی دانشگاه علوم پزشکی بابل)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۵۲۰
این پژوهش با هدف بررسی توانایی و دانش استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباط آن با عملکرد پژوهشی و نوآورانه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شد. جامعه آماری اعضای هیئت علمی دانشگاه-های علوم پزشکی بابل به تعداد 347 نفر،که با استفاده از فرمول کوکران 180 نفر نمونه به روش تصادفی طبقه-ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها باپرسش نامه های محقق ساخته سنجش توانایی و دانش استفاده از فناوری با 15 سؤال، سنجش عملکرد نوآورانه با 8 سؤال و سنجش عملکرد پژوهشی با 13 سؤال انجام شد. روایی صوری و محتوایی به تائید متخصصان رسید و پایایی باضریب آلفای کرونباخ برای توانایی و دانش استفاده از فناوری اطلاعات(86/0)،عملکردپژوهشی(84/0)وعملکرد نوآورانه(77/0) محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های تحلیل رگرسیون، یومان ویتنی، کروسکال والیس، توسط نرم افزارSpss24 انجام شد. نتایج نشان داد بین توانایی و دانش استفاده از فناوری اطلاعات با عملکرد پژوهشی و عملکرد نوآورانه اعضای هیات-علمی رابطه معناداری وجود دارد. توانایی و دانش استفاده از فناوری اطلاعات اعضای هیئت علمی و عملکرد پژوهشی آنان در وضعیت نسبتا مطلوب و عملکرد نوآورانه در وضعیت نامطلوب قرار دارند. اهتمام فزاینده سیاست گذاران آموزش پزشکی و دولتمردان، برای ایجاد فرصت های بیشتر برای آموزش و ترغیب اعضای هیات علمی در جهت به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیت های دانشگاهی وگنجاندن مباحثی در موردنقد وضعیت فناورانه موجود ضروری است.
۱۶۵۱۷۰.

بررسی ارتباط بین اخلاق حرفه ای و کیفیت تدریس در بین اساتید دانشگاه علوم پزشکی ارتش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۹ تعداد دانلود : ۷۲۵
مقدمه: اخلاق حرفه ای موضوعی است که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته است، به طوری که اکثر حرفه ها از جمله حرفه تدریس نیز، به دلیل اقتضائات ویژه ای که دارد، نیازمند تدوین منشور اخلاق حرفه ای مخصوص به خود هستند. این مطالعه با هدف تعیین رابطه ی بین اخلاق حرفه ای و مؤلفه های آن (ویژگی های شخصیتی، دانش تخصصی، روش های تدریس، دانش روانشناختی، ارزشیابی استاندارد و قوانین آموزشی) با کیفیت تدریس در بین اساتید دانشگاه علوم پزشکی ارتش انجام شد. روش ها: از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آن توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارتش که در سال تحصیلی 1397-1396 مشغول به تحصیل هستند ، به تعداد 974 نفر بودند. حجم نمونه با مراجعه به جدول کرجسی و مورگان 175 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه اخلاق حرفه ای تدریس نجفی و همکاران (1393) و کیفیت تدریس سراج (2002) بود. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون) انجام شد. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین اخلاق حرفه ای و کیفیت تدریس اساتید رابطه معناداری وجود دارد (01/0>p ، 438/0=r) معنادار می باشد. به عبارت دیگر هر چه میزان اخلاق حرفه ای در استادان بالاتر باشد، به احتمال بیشتری کیفیت تدریس آنها نیز بالاتر خواهد بود. نتایج معادله رگرسیونی نیز نشان داد که اخلاق حرفه ای قدرت پیش بینی کنندگی کیفیت تدریس را دارد (مقدار پیش بینی 348/0)، به این معنا که در صورت ثابت بودن سایر شرایط با افزایش یک واحد در اخلاق حرفه ای، کیفیت تدریس به اندازه 438/0 افزایش خواهد داشت. نتیجه گیری: اخلاق حرفه ای استادان دانشگاه علوم پزشکی ارتش کیفیت تدریس آنها را تحت تأثیر قرار می دهد، بنابراین رعایت ملزومات حرفه ای و اخلاقی اساتید در میزان کیفیت تدریس و اثربخشی یادگیری بهتر و مؤثرتر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارتش مؤثر است.
۱۶۵۱۷۱.

رابطه عادات مطالعه، اهداف پیشرفت و خودکارآمدی تحصیلی با اضطراب امتحان دانش آموزان دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۵ تعداد دانلود : ۶۱۷
پژوهش حاضر رابطه ی عادات مطالعه، اهداف پیشرفت و خود کارآمدی تحصیلی با اضطراب امتحان دانش آموزان دبیرستانی را بررسی می کند. این مطالعه، یک مطالعه سنجش همبستگی تحلیلی – توصیفی می باشد. جامعه ی آماری شامل تمام دانش آموزان دبیرستانی شهرستان کاشان در سال تحصیلی 99-98 (بالغ بر 8000 نفر) بود. به منظور نمونه گیری تعداد 449 نفر (224 دختر و 225 پسر) از جامعه ی آماری مذکور به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های اضطراب امتحان (ابوالقاسمی و همکاران، 1375)، عادات مطالعه (پالسانی و شارما، 1982)، اهداف پیشرفت (الیوت و مک گری گور، 2001) و خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان، 1999) بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) با نرم افزار SPSS-20 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که "خودکارآمدی تحصیلی"، "عادات مطالعه" و "اهداف پیشرفت" می توانند مجموعاً 2/32 درصد از "اضطراب امتحان" دانش آموزان را پیش بینی کنند.مشاوران مدارس و متخصصان تعلیم و تربیت می بایست جهت کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان، به عادات مطالعه، اهداف پیشرفت و خودکارآمدی دانش آموزان توجه بیشتری داشته و سعی کنند با برنامه ریزی های مؤثر و مبتنی بر توانایی های دانش آموزان اقدام به کاهش اضطراب امتحان آن ها نمایند.
۱۶۵۱۷۲.

کمّی سازی مفهوم ثبات قدم بر اساس منابع اسلامی و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه آن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۵۰۶
هدف این پژوهش، ارائه پرسش نامه ای برای کمی سازی مفهوم ثبات قدم بر اساس منابع اسلامی و تعیین ویژگی های روان سنجی آن است. برای استخراج مؤلفه های مفهومی ثبات قدم از روش تحلیل محتوا و برای بررسی ویژگی های پرسش نامه از روش پیمایشی استفاده شده است. در روش تحلیل محتوا، آموزه های دین جمع آوری، طبقه بندی و مورد تحلیل قرار گرفته و هفت مؤلفه از منابع اسلامی استخراج گردید. در روش پیمایشی، ارزیابی روایی و اعتبار پرسش نامه در نمونه 200 نفری که به روش نمونه گیری خوشه ای از جامعه آماری طلاب حوزه های علمیه شهر نجف آباد انتخاب شده بودند، بررسی شده است. یافته ها نشان داد که پرسش نامه ثبات قدم از نظر روایی سنجی محتوایی، ملاکی و سازه ای از روایی لازم و بالایی برخوردار است. در تحلیل عوامل اکتشافی، پنج عامل به دست آمد که عبارتند از: مصمم بودن، پایبندی به ارزش ها، هدفمداری متعالی، شکیبایی و تلاش پایدار. اعتبار این پرسش نامه با محاسبه آلفای کرونباخ، 845/0 می باشد. در نتیجه، پرسش نامه ثبات قدم اسلامی می تواند به عنوان یک ابزار دارای ویژگی های روان سنجی روایی و معتبر در پژوهش های اسلامی و روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۶۵۱۷۳.

اثربخشی آموزش برنامه امیدبخشی بر ارتقای سلامت روانی و کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۸ تعداد دانلود : ۶۷۷
زمینه و هدف: در سال های اخیر، مربیان، پژوهشگران، و متخصصان، بیش ازپیش، ضرورت توجه به سلامت روان افراد تیزهوش را احساس کرده اند؛ به همین جهت، جنبشی برای مطالعه و پژوهش در این حوزه شکل گرفته است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش برنامه امیدبخشی بر ارتقای سلامت روانی و کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان تیزهوش انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان تیزهوش دبیرستانی شهرستان سبزوار در سال تحصیلی 95-1394 بود که در معرض فرسودگی تحصیلی قرار داشتند. از این جامعه آماری، 30 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. گردآوری داده ها به کمک پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ و هیلر، 1979) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی ماسلاچ (شوفلی، بیکر، هاگدین، شاپ و کلیدر، 2001) انجام شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هفتگی، تحت آموزش امیدبخشی قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات، مجدداً هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه های ذکر شده مورد آزمون قرار گرفتند و در پایان داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس سنجش مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل اندازه گیری های مکرر نشان داد که آموزش برنامه امیدبخشی به طور معناداری موجب ارتقای ابعاد سلامت روانی و کاهش فرسودگی تحصیلی می شود (p<0.05). نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که برنامه امیدبخشی با ایجاد اهداف واقع بینانه و کاهش سطح ناامیدی در گروه آزمایش باعث ارتقای سلامت روانی آنها شده است.
۱۶۵۱۷۴.

مقایسه تحول روانی - اجتماعی کودکان دختر و پسر 4 تا 6 ساله مهد کودک رو و غیر مهد کودک رو در مناطق محروم شهر قم در سال آموزشی 93 - 1392(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۰ تعداد دانلود : ۶۴۹
زمینه و هدف: سال های اولیه زندگی کودک از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار است و تمامی کارشناسان و مربیان تعلیم و تربیت به اهمیت دوران اولیه در تحول انسان تأکید کرده اند؛ زیرا از یک جهت تحول و یادگیری با سرعت بیشتری انجام می شود و از سوی دیگر تجربه های این دوره، پایه و اساس یادگیری دوره های بعدی هستند. بدین ترتیب این مطالعه با هدف مقایسه تحول روانی -اجتماعی کودکان 4 تا 6 ساله مهد کودک رو و غیرمهدکودک رو در مناطق محروم شهر قم، انجام شده است. روش: در این پژوهش علّی مقایسه ای، 160 کودک 4 تا 6 ساله با و بدون تجربه رفتن به مهد کودک (80 کودک در هر گروه) از مناطق محروم شهر قم به روش خوشه ای و با همتاسازی، انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل فهرست وارسی اختلالات رفتاری کودکان (آخنباخ و ایدلبروک، 1983) و مقیاس تحول اجتماعی واینلند (اسپارو و سیچتی، 1989) بود. داده ها با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس و آزمون تی مستقل تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که تحول اجتماعی در کودکان مهد کودک رو در مقایسه با کودکان غیر مهدکودک رو به طور معناداری بیشتر بود (0/01P<). همچنین از بین زیرمؤلفه های مشکلات رفتاری، گوشه گیری و مشکلات اجتماعی در بین کودکان غیرمهدکودک رو به طور معناداری در سطح کمتر از 0/05 ، بیشتر بود. همچنین میزان رفتارهای پرخاشگرانه در پسران مهدکودک رو از پسران غیرمهدکودک رو و نیز دختران، بیشتر بود (0/05P<). نتیجه گیری: کودکان مهدکودک رو به دلیل کسب آموزش ها و مهارت های مختلف در مهد کودک از سازش یافتگی و تحول اجتماعی بیشتری برخوردارند و تنیدگی تحصیلی کمتری را به دلیل تطبیق انتظارات و باورهای خود با محیط، تجربه می کنند.
۱۶۵۱۷۵.

شناسایی و اولویت بندی نیازهای والدین کودکان با فلج مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۰ تعداد دانلود : ۶۹۳
زمینه و هدف: در میان افراد با نیازهای ویژه، کودکان مبتلا به فلج مغزی به علت ویژگی های خاص جسمانی و نیاز شدید به مراقبت در بلندمدت و همچنین وجود اختلالات دیگری از جمله کم توانی ذهنی، اختلالات یادگیری، اختلال در زبان و گفتار، نارسایی بینایی و شنوایی، و مشکلات در مهارت های خودیاری، همواره سلامت روانی و جسمانی والدین خود را به مخاطره می اندازند. بنابراین یکی از معضلات پیش روی متخصصان، ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی مناسب به والدین کودکان مبتلا به فلج مغزی است که این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی نیاز های والدین این کودکان در حیطه های مختلف انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع زمینه یابی (پیمایشی) است. نمونه مورد مطالعه شامل 200 نفر از والدین دارای فرزند مبتلا به فلج مغزی استان گیلان در سال 1397-1396 بوده است که از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه سنجش نیازهای والدین دارای کودکان مبتلا به اختلال فلج مغزی را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و آزمون تحلیل رتبه ای فریدمن استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد پرسشنامه نیازهای والدین دارای کودکان مبتلا به اختلال فلج مغزی دارای ابعاد آگاهی نسبت به نیازهای اجتماعی کودک، آگاهی نسبت به نیازها و امکانات درمانی کودک، و نیاز به دانش و آگاهی است. همچنین از میان نیازهای والدین دارای فرزند مبتلا به اختلال فلج مغزی، نگرانی نسبت به آینده شغلی و ازدواج فرزند با میانگین رتبه (32/46) مهم ترین نیاز، و پس از آن نگرانی نسبت به برخورد افراد جامعه با فرزند با میانگین رتبه (09/31)، و حمایت و تلاش اعضای خانواده در جهت بهبود وضعیت فرزند با میانگین رتبه (29/46)، در اولویت های دوم و سوم قرار دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گیری کرد که برای ارائه آموزش ها و توانبخشی های مؤثر به کودکان مبتلا به فلج مغزی و والدین آنها، شناسایی نیازهای آنها در حیطه های گوناگون از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین توجه به نیازهای خانواده های این کودکان می تواند باعث مشارکت و فعال بودن هر چه بیشتر والدین در فرایند ارائه خدمات توسط مسئولان و دست اندرکاران شود.
۱۶۵۱۷۶.

بررسی اثر بخشی آموزش تکتیک های رفتاردرمانی در بهبودی و افزایش ارتباط اجتماعی و تعامل اجتماعی در دانش آموزان درخودمانده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۴۳۹
مقدمه: کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در مهارت های اجتماعی با مشکلات فراوانی روبه رو هستند. هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش تکتیک های رفتاردرمانی در بهبودی و افزایش ارتباط اجتماعی و تعامل اجتماعی در دانش آموزان درخودمانده بود. روش: این پژوهش با روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با یک گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان با اختلال درخودماندگی ۷ تا ۱۲ سال مراجعه کننده به مرکز اختلالات طلوع شهر قاینات در سال ۱۳۹۷ بود. از میان آن ها ۱۶ دانش آموز درخودمانده، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. آزمودنی ها تحت ۹ جلسه تکتیک های رفتاردرمانی براساس پروتکل ABA (به مدت ۲ ماه) قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام (گارز-۳) (۲۰۱۴) بود که قبل و بعد از مداخله توسط والدین دانش آموزان تکمیل شد. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ و آمار استنباطی ضریب همبستگی و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که تکتیک های رفتاردرمانی در بهبودی و افزایش ارتباط اجتماعی و تعامل اجتماعی در دانش آموزان درخودمانده منجر شد (P<۰/۰۵). نتیجه گیری: لذا می توان نتیجه گرفت که تکتیک های رفتاردرمانی برای ارتقای ظرفیت و بهبود دانش آموزان درخودمانده می تواند روش مؤثری باشد. این موضوع خود مؤید این نکته است که نباید این دانش آموزان را بدون یک برنامه آموزشی مدون و متناسب با نیازهای هر کودک، به حال خود رها نمود.
۱۶۵۱۷۷.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی به شیوه گروهی بر تحمل پریشانی و مهارت کنترل خشم مادران دارای فرزندان کم توان ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۳ تعداد دانلود : ۵۲۳
مقدمه: وجود فرزند کم توان ذهنی در خانواده تاثیرات منفی و جبران ناپذیری بر والدین بالاخص مادران به جایی می گذارد. هدف: هدف از این پژوهش اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی به شیوه گروهی بر تحمل پریشانی و مهارت کنترل خشم مادران دارای فرزندان کم توان ذهنی شهر خرم آباد بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مادران دارای دانش آموزان کم توان ذهنی شهر خرم آباد در سال ۹۹-۱۳۹۸ بود که با روش نمونه گیری در دسترس ۴۰ نفر انتخاب و به صورت تصادفی در قالب دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) جایی داده شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه (هر هفته یک یا دو جلسه) ۷۵ دقیقه ای تحت آموزش رفتار درمانی دیالکتیکی قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر و پرسشنامه استاندارد مهارت کنترل خشم استفاده شد. داده های جمع آ وری شده با نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش نشان داد که آموزش رفتار درمانی دیالکتیکی بر تحمل پریشانی و بهبود مهارت کنترل خشم مادران موثر است (P<۰/۰۵). به عبارت دیگر برنامه آموزشی سبب افزایش تحمل پریشانی و بهبود مهارت کنترل خشم در آزمودنی ها شده است. نتیجه گیری :با توجه به یافته های به دست آمده در این پژوهش می توان گفت: از جمله آموزش های موثر جهت افزایش تحمل پریشانی و بهبود مهارت کنترل خشم در مادران دارای فرزندان کم توان ذهنی آموزش رفتار درمانی دیالکتیکی است.
۱۶۵۱۷۸.

معرفی و تحلیل برنامه های مدیریت رفتاری والدین با هدف کاهش مشکلات رفتاری برای کودکان سنین پیش دبستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۵۴۷
مقدمه: مدیریت رفتاری والدین، یک طبقه ی کلی از مداخلات است که مشکلات رفتاری در کودکان را مورد هدف قرار می دهد و نقش مهمی در کاهش یا جلوگیری از بروز این رفتارها ایفا می کند. هدف:هدف مقاله حاضر مروری بر برنامه های مدیریت رفتاری والدین با هدف کاهش مشکلات رفتاری برای کودکان سنین پیش دبستانی و مروری بر ویژگی های آن برنامه ها بود. روش: بدین منظور برای یافتن پژوهش های مرتبط از یک استراتژی جستجوی منظم استفاده شد. برای مقالات خارجی از پایگاه های اطلاعاتی PsycNet، Sciencedirect، Medline، PubMed، Scopus و Web of Science و برای مقالات داخلی از پایگاه های اطلاعاتی ISC، SID و Irandoc استفاده شد. یافته ها: پس از حذف مقالات تکراری، اسامی برنامه های مدیریت رفتاری والدین از مقالات موجود استخراج شدند که شامل ۵۴ برنامه خارجی و سه برنامه داخلی بود. برای هرکدام از این برنامه ها اطلاعاتی همچون نام برنامه، نام محقق (ها)، گروه هدف و سال انتشار برنامه جمع آوری شدند. نتیجه گیری: تعداد برنامه های مدیریت رفتاری والدین زیادی وجود دارد که با هدف کاهش مشکلات رفتاری برای کودکان سنین پیش دبستانی طراحی شده است؛ اما این برنامه ها اغلب برای کودکانی مناسب هستند که به جز مشکلات رفتاری، از اختلالات یا شرایط نامساعد دیگری رنج نمی برند. برای بکارگیری برنامه های مدیریت رفتاری والدین برای گروه های خاص، ویژگی های هر یک از این گروه ها باید در تألیف این برنامه ها مدنظر قرار گیرد.
۱۶۵۱۷۹.

اثربخشی آموزش ایمن سازی روانی بر مهارت های عصب روانشناختی و نشانگان رفتاری(کمبود توجه و تکانشگری) کودکان دارای اختلال کمبود توجه/بیش فعالی براساس مدل مایکنبام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۲ تعداد دانلود : ۴۱۹
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مداخلات ایمن سازی روانی بر  مهارت های عصب روانشناختی و نشانگان رفتاری از جمله(کمبود توجه و تکانشگری) براساس مدل مایکنیام انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع       شبه آزمایشی است که در آن از طرح پیش<sub> </sub>آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. به این منظور با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از بین کودکان 7 تا 12 ساله شاغل به تحصیل در مدارس ابتدایی و مبتلا به اختلال نقص توجه / بیش فعالی شهر ارومیه، تعداد 30 کودک انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(15نفر) و کنترل(15نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ده جلسه 1ساعته(دو روز در هفته) تحت آموزش ایمن سازی روانی مدل مایکنبام قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند . یافته ها : نتایج نشان داد که آموزش ایمن سازی روانی بر مهارت های عصب روانشناختی(توجه، کارکردهای اجرایی، زبان، یادگیری، و خواندن) و نشانگان رفتاری(کمبود توجه و تکانشگری) کودکان دارای اختلال کمبود توجه / بیش فعالی تأثیر معنادار داشته است (05/0>P). ضمن این که آموزش ایمن سازی روانی بر عملکرد پردازش بینایی- فضایی کودکان بیش فعال موثر نبوده است. نتیجه گیری: براساس یافته های حاصل از این پژوهش، می توان آموزش ایمن سازی روانی براساس مدل مایکنبام را به عنوان روشی کارآ برای بهبود مهارت های عصب روانشناختی و نشانگان رفتاری کودکان با اختلال کمبود توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار داد.
۱۶۵۱۸۰.

مقایسه خلاقیت، هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان یک زبانه و دو زبانه پسر پایه ششم شهرستان رامهرمز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۵۸۲
پژوهش حاضر به منظور مقایسه دانش آموزان پسر یک زبانه و دوزبانه از لحاظ خلاقیت، هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان رامهرمز بود. نمونه پژوهش شامل 280 دانش آموز پسر (140 نفر یک زبانه و 140 نفر دوزبانه) بودند که به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372)، پرسشنامه هوش هیجانی برادبری و گریوز (2005)، معدل پایانی کلیه دروس (به عنوان معیار کل عملکرد تحصیلی) و معدل درس بخوانیم و بنویسیم (به عنوان معیار عملکرد فارسی) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میزان خلاقیت و (مؤلفه های آن)، در دوزبانه ها بیشتر از یک زبانه ها است، اما بین هوش هیجانی و (مؤلفه های آن)، در یک زبانه ها و دوزبانه ها تفاوت معنی داری وجود نداشت.همچنین نتایج نشان داد که عملکرد تحصیلی دو زبانه ها بیشتر از یک زبانه ها می باشد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان