در این دیباچه نویسنده ضمن بررسی آثارارائه شده پیشین، معتقد است که خوشه چینان خرمن بزرگ سعدی که وامداران سخن و حکمت و عشق سعدیاند، کارنامة پرباری در سعدیپژوهی به یادگار نگذاشتهاند و هنوز پس از کار سترگ شادروان محمدعلی فروغی، کلیات جامع و تصحیح شدهای که بتوان براساس آن به تدوین فرهنگهای لازم بسامدی، ترکیبات، واژگان، کشف الابیات و... پرداخت در دست نیست.و علاوه بر این کتابهای موضوعی پیرامون سعدی نیز چندان نگارش نیافته است و کتابشناسی و مقالهشناسی او در دست نیست.
نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است. به نظر مؤلف محترم این اتحاد هم به گوهر دین آسیب رسانده و هم به فلسفه صدمه اساسى زده است.
این نوشتار در صدد پاسخ به بعضى از شبهات نویسنده مقاله فوق مىباشد.
از این رو نخستبگونهاى خلاصه و به عنوان مقدمه به سابقه رابطه دین و فلسفه در عالم اسلام و چالشى که میان به اصطلاح «متدینان و فیلسوفان» و به تعبیر دیگر «نص گرایان و عقل گرایان»، اشارهاى نموده و سپس به پاسخ مواردى از نقدهاى نویسنده محترم پرداخته است.
«کیفیت» در رادیو و تلویزیون چیست؟ «کیفیت بالا» به چه معناست؟ دراین مقاله به تعریف این مفاهیم میپردازیم. این مفاهیم بر مبنای استاندارد ارزشی انتخاب میشوند و تغییر میکنند. آنگونه که گرین برگ مینویسد، کیفیت تاحدودی قراردادی است و معیارهای آن برحسب عصر و یا فرهنگ مورد بررسی، میتواند تغییر کند؛ اما اگر مبنای بحثمان را به جامعه دموکراتیک امروزی محدود کنیم، میتوانیم عوامل تعیین کننده مشترک برای انواع خاصی از معیارهای ارزشی را مشخص کنیم. این امر با درنظرگرفتن نقشهایی که رادیو و تلویزیون باید در جامعهای دموکراتیک ایفا کند، امکانپذیراست.