در این مقاله آرا لایب نیتس در مورد ماهیت زمان و مکان، ادله او برای ابطال زمان و مکان مطلق و چگونگی جمع بین قبول حرکت مطلق و اضافی دانستن مکان، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. به این منظور به روش توصیفی – تحلیلی، مکاتبات لایب نیتس با کلارک، دبس، هویگنس، آرنو و...، و آثار شارحین او نظیر: راسل، لاتا، ایشیگورا و ... مطالعه شده، مطالب مربوط به زمان و مکان تجزیه، تحلیل و نقد شده است و این نتایج به دست آمده است:1- نظر نهایی لایب نیتس این است که مکان اضافه و ترتیب اشیا هم – وجود و زمان ترتیب حوادث متوالی است و لازمه این نظریه این است که زمان از تتالی آنات و مکان از مجموع نقاط تشکیل شده باشد؛ بنابراین نظریه لایب نیتس را نمی توان پذیرفت.2- لایب نیتس با دلیلی مبتنی بر اصل جهت کافی، به خوبی زمان و مکان مطلق نیوتن را ابطال می کند؛ اما ابطال نظریه نیوتن به معنای اثبات نظریه لایب نیتس نیست، زیرا، امر، فقط دایر بین دو احتمال نیست.3- لایب نیتس بدون تناقض گویی از یک طرف حرکت مطلق را در برابر حرکت نسبی می پذیرد و از طرف دیگر مکان مطلق را انکار می کند.
با اینکه در صد ساله اخیر، به ویژه نیمه دوم آن، تلاشهاى فراوانى در قالب پژوهش، سمینار، مقاله، کتاب و... در زمینه تعلیم و تربیت اسلامى به صورت جدید انجام گرفته است، ولى هنوز دانش و نظام تربیت اسلامى، در قلمرو معرفتهاى تربیتى و رفتار تربیتى، جایگاه شایسته خود را نیافته است. به ویژه در سالهاى پس از پیروزى انقلاب، پاسخ به چرایى این امر، یکى از دغدغههاى عمده مسؤولین آموزش و پرورش کشور بوده و دیدگاههاى متفاوتى درباره آن ارائه شده است. نگارنده در این مقاله درصدد است با نگاهى روششناختى به پژوهشها و اقدامات صورت یافته، «بایستههاى اساسى پژوهش در تعلیم و تربیت اسلامى» را ارائه کند و مراحلى را که از آن غفلت شده و چنین وضعیتى را پدید آورده است، نشان دهد.