اسماء السور (اسامی سوره ها، نام سوره ها)، در چارچوب طبقات مفاهیم و میدانهای معنا شناختی قرآن کریم و برای نمایاندن خطوط اصلی جهت گیریهای قرآن در زمینه های مختلف پدیدار گشته اند
به گونه ای که نامهای سوره ها مبین مفاهیم عام مطرح در قرآن می باشند و میان این دو ، پیوندی ژرف و نمادین وجود دارد.
در این مقاله تنها به شماری از نام سوره ها که در طبقه عقیده و مکتب فکری می گنجیده اند، به ترتیب ذیل پرداخته ایم:
1- مقدمه : در مقدمه به جایگاه نام سوره در قرآن کریم و در سوره مورد نظر پرداخته و شمارگان ورود آن در هر دو جا یادآوری شده است.
2-طبقه بندی نام سوره بر اساس وجه تسمیه قرآنی آن ، در این بخش طبقه بندی خاصی از نام سوره ها به دست داده شده که امری نو، و بر آیند استنباط و استنتاج نگارنده است.
3-طبقه بندی مفهومی : در این بخش ، دلیل یا دلایل گنجاندن نام سوره های منتخب در میدان معنا شناختی عقیده و مکتب فکری برشمرده شد.
4-تجزیه و تحلیل مفهوم ، مفهومِ اصلی و محوری موجود در ماده ( ریشه ) نام سوره ها را در پژوهشی فقه اللغه ای (An Etymoloical search) برنمایانده ایم، و به تجزیه و تحلیل مفهوم نام سوره پرداخته ایم.
نگاه به گروههای نام سوره ها به عنوان اعضای طبقات و میادین معنی شناختی معین و تعلق
هر گروه به یک میدان معنی شناختی خاص، فلسفه نامگذاری، معانی و پیامهای موجود در این نامها را آشکار می کند و پیوند خواننده را با قرآن کریم گسترده تر و ژرف تر می سازد.
مقاله حاضر، ورزش فوتبال را از بعد تاریخی در ایران مورد بررسی قرار میدهد. نویسنده بر اساس رویدادهای تاریخی این ورزش و "تجاری شدن" آن در ایران در پی بازسازی عوامل اصلی خشونت در ورزش فوتبال است
این مقاله فوتبال را از منظر دانش انسان شناسی به عنوان یک واقعه تام اجتماعی مورد مطالعه قرار میدهد و می کوشد تا رفتارهای جمعی و کارناوالی مرتبط با فوتبال را به عنوان یک خرده فرهنگ مورد بررسی و مطالعه قرار داده و پیوند آن را با سایر پدیده های اجتماعی و فرهنگی جامعه پدیدار سازد. مطالعات میدانی، در این تحقیق جلوه های خرده فرهنگ کارناوالی در ایران را این گونه نشان میدهد: رقص و پایکوبی، کاربرد مواد منفجره، شکستن و خرد کردن اشیاء، دگرگونی مدل پوشش زنان، از میان رفتن فاصله های اجتماعی، بهره گیری از سمبولیسم ممنوع، استفاده از زبان طنز آلود و غیر جدّی و گاه رکیک. این جلوه ها سعی در ساختار زدایی از وضعیت های رسمی در فرهنگ جامعه دارند. خرده فرهنگ کارناوالی فوتبال در ایران، خود را در قالب پرچم، لباس، آرایش، آرایه، بوق و صدا، رقص، پایکوبی و صدا و گاه آشوبگری موقت در نظم اجتماعی نشان میدهد. مطالعات انسان شناسی نشان میدهد که بکارناوال فوتبال نمی توان از منظر یک ضد فرهنگ نگریست بلکه کارناوال های فوتبال در واقع گونه های یک خرده فرهنگ منتقد هستند که تنها در نتیجة بسته بودن مفهوم فرهنگ تبدیل به یک ضد فرهنگ می شوند و با خشونت می آمیزند.