بعد از آن که نهاد فلسفه در حوزه فرهنگ اسلامى شکل گرفت، احساس تعارض بین دین و فلسفه، اندیشمندان مسلمان را به اتخاذ مواضع مختلفى وا داشت.
برخى فلسفه را ترک کردند و به مذمت آن پرداختند و تعداد انگشت شمارى فلسفه را بر دین ترجیح دادند؛ اما اندشیمندى چون فارابى نظام فلسفى نوینى را بنیان نهاد که در آن وحى به عنوان یک «معرفت» تلقى شد و مورد تبیین فلسفى قرار گرفت و آشکار شد که حکمت و شریعت سرچشمه واحدى دارند و نمىتوانند با هم در تعارض باشند. بعد از فارابى، ابن سینا نیز نظریه او را تکمیل کرد و عناصر مهمى را به آن افزود. اما ابن رشد به واسطه جمودى که بر حقانیت مطلق فلسفه ارسطو داشت، به احیاء فلسفه ارسطویى پرداخت. فلسفهاى که ابن رشد احیاء نمود، با روح فلسفه اسلامى بیگانه بود و از قابلیت تبیین فلسفى وحى به عنوان معرفتى ماوراء طبیعى و غیر تجربى برخوردار نبود.
وى پس از نومیدى از فلسفه خود در کتاب فصل المقال با اتکا به پیشفرضهاى فقهى و کلامى به تلاش براى جمع بین حکمت و شریعت دست مىزند. این تلاش مورد نقد این مقاله قرا گرفته است.
برای مسئولان مارکتینگ ، درک و پیش بینی رفتار مصرف کنندگان امری ضروریست . برای این منظور می توان از نظریه ها و مدل های رفتاری متعددی استفاده کرد . مطالعات صورت گرفته در این زمینه ظهور مکتب های متعددی را به دنبال داشته است در دهه های نیمه دوم قرن بیستم ، ما شاهد ظهور نظریه ها ومدل های مختلفی بوده ایم . برای مثال در سالهای 1960 شاهد مطالعات انگیزشی و تحقیق در مورد متغیرهای توصیفی شخصیت و رفتار مصرف کننده بودیم و در سال های 1970 و 1980 با توسعه تجزیه و تحلیل روش های زندگی مصرف کننده مواجه شدیم . این مطالعات مختلف انجصاری نیستند بلکه مکمل یکدیگرند و هر یک روش های خاصی را شامل می شوند . از این رو برای درک و پیش بینی رفتار مصرف کننده باید با تمامی این نگرش ها آشنا بود . در این مقاله ابتدا به معرفی متغیرهای توصیفی فردی و سپس به مطالعه و بررسی متغیر های جامعه شناختی و روان شناختی خواهیم پرداخت.
یکی از زمینههای اساسیِ مورد توجه صاحبنظران و اندیشمندان حوزة «روانشناسی ارتباطات جمعی» مبحث پیچیدة «مخاطبشناسی» رسانهها است. در این بین، سهم «ماهوارهها» و شناختشناسیِ مخاطبانِ متعدد آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سعی و تلاش ابداعگران اولیة ماهوارهای بر آن بود که از مفهوم ذهنی خود فراتر رفته و اضطراب انسان ارتباطی عصر اطلاعاتی امروز را کاهش دهند. اما این حرکت ارتباطی کامل نشد و ما همواره پدید آمدن انواع آسیبهای روانی را در مخاطبان ماهوارهای شاهد بودهایم. بخشی از این آسیبهای روانی، جنبة فرهنگی ـ اجتماعی دارند و بخشی دیگر، شخصی ـ محیطی. هدف اصلی مقاله حاضر، آشکارسازی یکی از ابعاد مهم مخاطبان ماهوارهای از دیدگاه آسیبشناختی روانی است. در این نوشتار «بیخویشتن شدگی» (Depersonalization) مخاطبان ماهوارهای به عنوان «متغیر وابسته» به طور مبسوط مطمح نظر قرار میگیرد؛ زیرا نویسنده معتقد است برنامههای ماهوارهای «متغیرهای مستقل» هستند. برای بررسی دقیق، نخست پس از طرح مسئله، تعاریف و توصیفهایی از این مفهوم ارائه میشود؛ سپس با توجه به نظریههای عضوی و روانشناختی، ابعاد موضوع شفاف شده و در نهایت با اتکا به پژوهشهای عملی کلاسیک در این خصوص سعی میشود به پرسشهای مسئله پاسخ داده شود.
در پایان مقالة حاضر، نویسنده با توجه به رویکردهای نظری مسائل آسیبشناختی مخاطبان ماهوارهای به این نتیجه میرسد که «اختلال شکل تفکر» (Formal Thought Disorder) و انواع آن عامل اصلی «بیخویشتن شدگیِ» مخاطبان ماهوارهای است.
مقالة حاضر میکوشد با استفاده از تجربههای سیاستگذاری ماهوارهای در کشورهای آسیایی، به بررسی انتقادی سیاست ماهوارهای ایران بپردازد. برای پاسخ به سؤالهای مربوط به سیاست رسانهای مطلوب، مقاله در ابتدا به شرح و توصیف عصر «فناوریهای اطلاعات و ارتباطات» میپردازد و سپس، مفهوم سیاستگذاری رسانهای در دوران معاصر را به طور خلاصه توضیح میدهد. وضعیت ماهواره در کشورهای آسیایی و بهرهوری از کانالها و برنامههای مورد قبول در این کشورها، نقایص سیاست ماهوارهای ایران را نشان میدهد: عدم توجه به اصل بهرهوری و تکیة بیش از حد به ممنوعیت قانونی، از عمدهترین دلایل عدم موفقیت در کنترل مصرف ماهوارهای مردم و جلوگیری از پیامدهای سوء آن بوده است.