"کودک جلوه آغازین تکامل بشری است که بارها و بارها مورد بحث و گفتگوی اندیشمندان و دلواپسان این مهم قرار گرفته است. این بار نیز بحث پیرامون کودک و مسائل مربوط به وی و تلاش در بازشناسی این موجود زیبای الهی است. وقتی از کار کودکان سخن به میان می آوریم، منظور اشتغالاتی است که کودکان به عنوان کارگر بدون مزد و یا کم مزد در آنها به کار گرفته می شوند. اثرات سوء آسیب های اجتماعی این گونه کارها بر کودک در آینده آنان غیر قابل اغماض است.
در این مقاله پس از ارایه تعاریف قوانین کار کودکان در ایران و ذکر نمونه های بین المللی از بهره کشی از کودکان، به وضعیت کار کودکان در ایران با توجه به اطلاعات موجود پرداخته خواهد شد. سپس به یکی از کارهایی که در برخی از روستاها توسط کودکان انجام می شود، اشاره می شود و به اثرات زیانبار این گونه کارها - و دیگر مشاغلی که به نوعی بهره کشی محسوب می شود - بر ترک تحصیل و یا میزان سواد، جسم و روان کودکان اشاراتی خواهد شد؛ همچنین سود اقتصادی و درآمدی را که این مشاغل برای اقتصاد خانوار به ارمغان می آورد، بررسی و در خاتمه برای بهبود اشتغال کودکان پیشنهادهایی بیان می کنیم.
"
"مداخلات پیشگیرانه با هدف کاهش تقاضا یعنی ایجاد نوعی مصونیت ذهنی و روانی و ایمن سازی درونی شخص در برابر مواد مخدر، انتظارات و امیدواری های بسیاری را در عرصه مواد غیر قانونی و تقلیل تقاضا به وجود آورده است. مطالعات نشان داده اند که مداخلات پیشگیری از سوء مصرف مواد می تواند مهارت های والدین و ارتباطات خانوادگی، از جمله افزایش رضایت والدین، کاهش تنبیه های سخت و افزایش روش های کنترل به شیوه صحیح، را بهبود بخشد و رفتارهای انحرافی جوانان را نیز، که معمولا همراه با سوء مصرف مواد و جنایت های مرتبط با مواد است، کاهش دهد.
این مقاله تلاش دارد تا با بررسی تجارب و دستاوردهای علمی در زمینه پیشگیری اولیه در برنامه های کاهش تقاضا، راهکارهای مشخص را برای برنامه های پیشگیری در ایران ارائه کند.
"
برتراند راسل معتقد است که در بحث از بداهت بهتر ایت از باورهای بدیهی سخن گفت نه قضایای بدیهی. زیرا بداهت را فقط از طریق مراجعه به فاعل شناسایی خاص یا رجوع به برخی وضعیتهای روانی و ذهنی میتوان تعریف کرد. معرفتی بدیهی است که از راه حواس حاصل آمده باشد و این معرفت تا لحظه احساس بدیهی نیست, پس این ماهیت قضیه نیست که آن را بدیهی میکند و چرا که این قضیه قبل از احساس همان قضیه بعد از احساس است. پس بداهت واقعی صفتی است که به فاعل آگاهی خاص در لحظههای خاص مرتبط است.
هدف: درشهرستان بم مصرف تریاک که تا قبل از وقوع زلزله (دیماه 1382 ) بسیار شایع بوده است، پس از زلزله مشکلاتی برای بازماندگان این حادثه ایجاد کرد. هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت اعتیاد و نگرش وابستگان به مواد افیونی و خانواده آنان به تاثیر اعتیاد بر تحمل صدمات ناشی از زلزله در این شهرستان میباشد.
روش: این مطالعه کیفی در شهر بم، یکی از روستاهای اطراف آن و هشت بیمارستان شهرهای کرمان و تهران، که زلزله زدگان را پذیرفته بودند، اجرا گردید. با 159 نفر مصاحبه شد که از این میان، 61 نفر وابستگان به مواد افیونی و بقیه از خانواده وابستگان به مواد افیونی، مردم بم، پزشکان، پرستاران و امدادگران ستادی و استانی درمان بودند. روش پرسشگری مصاحبه انفرادی بود. کار میدانی 15 روز پس از وقوع زلزله شروع شد و دو هفته طول کشید.
یافته ها: الگوی غالب مصرف مواد در اکثر آنان تریاک و به صورت تدخینی بوده است. به نظر بیش از نیمی از مصاحبه شوندگان وابسته به مواد افیونی، اعتیادشان باعث کاهش صدمات ناشی از زلزله شده بود و حدود یک سوم آنان اعتیاد را عامل افزایش دهنده صدمات میدانستند. در حالی که به نظر نیمی از اعضای خانواده، اعتیاد نقشی در میزان آسیبها و صدمات نداشته و از نظر نیمی دیگر، اعتیاد باعث افزایش آسیبها و صدمات شده است.
نتیجه گیری: از آنجا که در حال حاضر در بم به دلایل گوناگون، خطر تشدید وضعیت اعتیاد وجود دارد و نگرش مثبت و یا حتی خنثی به استفاده از مواد افیونی، پیش بینی کننده شروع و ادامه مصرف مواد میباشد، لذا به منظور پیشگیری و کنترل آن، پیش بینی مداخلاتی که بتواند بر نگرش افراد تاثیر بگذارد، الزامی به نظر میرسد.
هدف: این بررسی با هدف مقایسه کارکردهای اجرایی (EF) در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه - بیش فعالی (ADHD) با کودکان طبیعی انجام شده است.
روش: بیست کودک مبتلا بهADHD (بر اساس ملاک های DSM-IV-TR) با 19 کودک سالم، به وسیله آزمون های برج لندن (نگاشت کامپیوتری)، عملکرد مداوم و استروپ مقایسه شدند.
یافته ها: در آزمون برج لندن، عملکرد کودکان مبتلا به ADHD ضعیف تر از کودکان طبیعی بود. از نظر آماری، این اختلاف به ویژه در سطوح 2 و 3 آزمون برج لندن معنی دار بود. در آزمون عملکرد مداوم، از لحاظ آماری، خطای ارتکاب در کودکان مبتلا به ADHD به طور معنی داری بیشتر از گروه کودکان طبیعی بود. خطای حذف در کودکان ADHD بیشتر از گروه طبیعی بود، ولی از نظر آماری معنی دار نبود. در آزمون استروپ، از نظر شاخص تمایز، یعنی اختلاف زمان نقاط و زمان رنگ ها، بین دو گروه اختلاف قابل ملاحظه ای مشاهده نشد، ولی زمانی که برای نام بردن رنگ ها لازم بود در کودکان ADHD در هر سه کارت به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به ADHD در مقایسه با کودکان طبیعی، دارای درجاتی از اختلال است که این نقص به ویژه در مهار پاسخ ها بیشتر نمایان می شود.