بخش عمده ای از شهرها و آبادیها در امتداد رودخانه ها و به ویژه در روی پادگانه های رودخانه ای استقرار یافته اند. از دلایل اصلی این استقرار دسترسی به آب این رودها به منظور بهره برداری زراعی، شرب و صنعت و از طرفی مساعد بودن توپوگرافی و خاک این زمین ها، می باشد. این زمین ها تحت تاثیر دینامیک رودخانه و تغییرات دبی، همواره در معرض خطراتی از جمله سیلاب و ناپایداری بستر، در نتیجه حرکات پیچان رودی است.محدوده مورد بررسی این مقاله، رودخانه تالار واقع در جلگه ساحلی مازندران می باشد. برای تعیین الگوی این رودخانه از ضریب خمیدگی (به روش لئوپلد و ولمن) و نیز زاویه مرکزی (به روش کورنایس)، به عنوان ابزار غیر فیزیکی و از نقشه های توپوگرافی بزرگ مقیاس و عکسهای هوایی به عنوان ابزار فیزیکی تحقیق استفاده شده است. با توجه به اینکه سرعت تکامل پیچان رودها از نظر زمانی و مکانی یکسان نیست، بنابراین مدلهای مذکور میانگین ضریب خمیدگی قوسها را برابر 1.39 نشان می دهند و این رقم بیانگر بالا بودن نسبت پیچ و خم دار بودن رودخانه تالار است. از طرفی با توجه به نتیجه به دست آمده از شاخص ضریب خمیدگی، 26.45 درصد از قوسهای این رودخانه در زمره الگوی پیچان رودی تکامل یافته قرار می گیرند. همچنین، شاخص زاویه مرکزی، میانگین زاویه مرکزی، قوسهای رودخانه تالار را 129.1 درجه نشان می دهد که با توجه به این شاخص (مدل کورنایس)، 60.4 درصد قوسها در زمره پیچان رود توسعه یافته و 25.5 درصد قوسها در زمره پیچان رودهای خیلی توسعه یافته قرار دارند. ضرایب به دست آمده از طریق این مدلها، ضرورت تثبیت میان مدت و کوتاه مدت بستر را از طریق روشهای مدیریتی و مهندسی سازه ایجاب می کند
در پژوهش حاضر روابط ساده و چندگانه عدالت سازمانی با خشنودی شغلی مورد بررسی قرار گرفت. در عدالت سازمانی مطرح می شود که باید به چه شیوه هایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند به صورت عادلانه با آنها رفتار شده است. عدالت سازمانی شامل سه حیطه عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت تعاملی است. طبق فرضیه های تحقیق عدالت سازمانی با خشنودی شغلی کارکنان رابطه مثبت دارد. نمونه این تحقیق 268 نفر از کارکنان یک کارخانه بودند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. روشهای آماری ضریب همبستگی ساده و همبستگی چندگانه با روش ورود و مرحله ای برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان می دهند که عدالت سازمان کلی با خشنودی شغلی کلی ضریب همبستگی 0.61 دارد. علاوه بر آن، عدالت سازمانی کلی و حیطه های مختلف آن با حیطه های مختلف خشنودی شغلی یعنی خشنودی از کار، خشنودی از سرپرستی، خشنودی از همکاران، خشنودی از حقوق و خشنودی از ترفیع همبستگی مثبت معنی دار داشتند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان می دهند که سه نوع عدالت سازمانی با خشنودی شغلی کلی و حیطه های آن همبستگی چندگانه معنی دار دارند.
مقاله حاضر بر این فرض روش شناختی فردگرایانه_ یکی از فروض پایه ای برنامه ای برنامه پژوهشی اقتصاد دانان نهادگرا_ استوار است که افراد دنبال حداکثر کردن منافع خود هستند، با تاکید بر این نکته، که افراد صرفا بر اساس نفع طلبی ساده شخصی واکنش نشان نمی دهند، بلکه هنگام مواجه شدن با وقایع بر اساس آنچه که نفع خود می پندارند_ انتظارات، عقاید و باورهای خود_ عکس العمل نشان خواهند داد، این باورها ابتدا در خانواده و سپس در مراکز آموزشی و در نهایت توسط نهادهای اجتماعی مختلف شکل می گیرد.بنابراین شکل و نوع رفتار دستگاه های حکومتی به عنوان تعدادی از نهادهای اجتماعی، موجب به وجود آمدن انتظارات، عقاید و باورهای مختلف در کارآفرینان آن اجتماع خواهد شد، از این رو افراد و سازمانها بر اساس نوع رفتار حکومت ها و سایر نهادهای اجتماعی فعالیت های متفاوتی را ارزشمند خواهند یافت و بر همین اساس بازارهای کارا و یا غیر کارآ شکل خواهد گرفت. دولت در فرایند توسعه به عنوان یک عامل درون زا تلقی می شود. به همین دلیل ویژگیهای آن به عنوان یکی از عوامل توسعه در شکل گیری بازارهای کارا یا غیرکارا نقش بازی می کند. شواهد نشان می دهد که خصوصیات دولت ایران به عنوان یکی از عوامل بازدارنده پیدایش بازارهای کارآمد از طریق افزایش هزینه های معاملاتی بوده است.
این مقاله به تبیین اهمیت و درآمد ناشی از مالیه تورمی، نرخ تورم متناظر با حداکثر درآمد و نیز میزان بهینه استفاده از این ابزار می پردازد. تحقیقات به عمل آمده گویای آن است که جز در مواردی که تورم حاد بر اقتصاد حاکم است، مالیه تورمی از اهمیت معناداری در تامین مخارج دولت برخوردار نیست.محاسبه درآمد ناشی از مالیه تورمی و میزان بیشینه آن و نرخ تورم متناظر با این درآمد نیز مورد علاقه اقتصاددانان بوده است. از نتایج بررسی های انجام شده چنین استنتاج می شود که معمولا با افزایش پایه پولی و نرخ تورم، میزان حق الضرب نیز افزایش می یابد. البته در بیشتر تحقیقات مذکور حداکثر درآمد به ازای نرخ معینی از تورم به دست می آید که در صورت افزایش تورم از نرخ مورد نظر، مالیات تورمی کاهش خواهد یافت.اگر کاهش رفاه ناشی از تورم را در محاسبه درآمد ناشی از مالیه تورمی لحاظ کنیم، مالیه تورمی بهینه به دست می آید. نتایج تحقیقات انجام شده مبین آن است که اولا، هزینه های اجتماعی کسب درآمد حق الضرب و مالیات باید مساوی باشند و ثانیا، یک درصد افزایش در دریافت های دولت به عنوان کسری از تولید ناخالص داخلی، تورم را به اندازه 1.8 درصد افزایش می دهد.
صنعت فولاد در توسعه کشورها نقش مهمی ایفا می کند. با توجه به تلاش ایران برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی و توجهی که این سازمان به ساختار حمایتی کشورها می کند، این مطالعه میزان حمایت ایران از صنعت فولاد خود در جهت پیوستن به سازمان تجارت جهانی را بررسی می کند.در این تحقیق از روش نرخ حمایت اسمی خالص کل (NNRPt) که مورد تایید بانک جهانی است استفاده شده است.نتایج به دست آمده نشان می دهد که ایران هر چند با سیاست های مستقیم خود از صنایع فولادی صادراتی و رقیب واردات حمایت می کند، اما با عدم حمایت توسط سیاست های غیر مستقیم در مجموع باعث عدم حمایت کل از این صنعت شده است.
مناسبت ادبیات با جامعه شناسی در ارجاع به تجربه مدرنیته دایر مدار مقاله حاضر است، تجربه ای که دو سوی دارد: مدرنیزاسیون و مدرنیسم. به عبارت دیگر فرآیندهای مکمل اقتصادی و فرهنگی امکان عمل مدرن را فراهم می آورند. بنابراین پرسش از نقش ادبیات در تکوین جامعه شناسی ایران با این دیدگاه تئوریک پاسخ داده شده که گزارش نویسندگان، به عنوان فراهم اورندگان لایه ذهنی واقعیت تجدد، ناگزیر در فرآوری عمل مدرن و متعاقبا در تکوین جامعه شناسی اثر گذار بوده است. زیرا جامعه شناسی به عنوان یک علم مقوم بر تجربه جدیدی است که ادبیات یک بعد از آن را فراهم آورده است. بدین منظور آثار هدایت، آل احمد، دولت آبادی و درویشیان برگزیده شد و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به مفهوم شناسی و مقوله بندی این مفاهیم در تناظر با لایه های مدرنیزاسیون و مدرنیسم اقدام گردید. گزارش نویسندگان فوق الذکر حاکی از آن بوده که گر چه آغاز گاه تجربه مدرنیته در ایران با توازن همراه بوده است اما به مرور سویه عینی بر سویه ذهنی سبقت گرفته و موجبات عدم تعادل آن را فراهم آورده است. چنان چه نسبت مؤلفه فرهنگ به اقتصاد در آثار هدایت، آل احمد، دولت آبادی و درویشیان به ترتیب برابر با یک یکم، یک دوم، یک سوّم و یک پنجم است. این روند حاکی از تعمیق تاریخی عدم تعادل در تجربه مدرنیته است