جایگاه نواندیشی در تمدن جدید رفیع و بلند است؛ به گونهای که اگر آن را از دین بستانیم با بدنی بدون روح مواجه خواهیم شد. از این رو نواندیشی از عناصر کلیدی، در دنیای معاصر، شمرده میشود.
این مقاله نگاهی است به نواندیشی یکی از متفکران معاصر جهان اسلام، استاد شهید مرتضی مطهری. هدف نگارنده در این مقاله استخراج پاسخ شهید مطهری به سؤال "انتظار بشر از دین" میباشد.
وی بحثی تحت عنوان وجه نیاز بشر به دین مطرح نکرده است، اما مسلما دین و نیازهای بشر به دین یکی از دغدغههای فکری او بوده است.
سؤال اصلی این است که در عصر کنونی، که دورهی مدرنیته و پست مدرن است و تمدن جدید دستاوردهای فراوانی به بار آورده است، دین چه کاراییهایی دارد؟
آیا میتوان هم متدین بود و هم از دستاوردهای تمدن بشری برخوردار شد؟
نگارنده کوشیده است با تبیین و تحلیل دیدگاه شهید مطهری پاسخ این سؤالات را به دست آورد.
انقلاب اسلامى ایران یکى از رخدادهاى بى نظیر دوران معاصر و فجر جدیدى در تاریخ بشریت است که منشأ آثارى بس شگرف در ابعاد فرهنگى، سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و... در داخل و خارج از ایران گشت. به یقین شجره طیبه این انقلاب با بهره گیرى از چشمه زلال معارف و اعتقادات دینى مردم نستوه و فداکار ایران و با تکیه بر ریشه هاى استوار پیشینه فرهنگى و سیاسى و اجتماعى آنان بارور و پرثمر گشت. ضرورت بررسى چیستى و نیز علل و عوامل ظهور این پدیده و شناخت آثار و برکات آن بر کسى پوشیده نیست. آنچه در این نوشتار تقدیم مى گردد، اشاراتى به دیدگاه مقام معظّم رهبرى درباره این انقلاب است که به موضوعاتى از قبیل مفهوم انقلاب اسلامى، ضرورت آن، اُلگو و رمز پیروزى و پیام آن و نیز آرمان، اهداف، اصول و ارکان انقلاب اسلامى و همچنین مخالفین، دستاوردها، آسیب ها، تهدیدات و رمز تداومش مى پردازد.
پیروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى، مستکبران عالم بویژه آمریکا را غافلگیر کرد و ایران به امّ القراى جهان اسلام تبدیل شد. امام خمینى(ره) سرانجام پس از یک دوره طولانى مجاهدتها و هدایتهاى پیامبر گونه در چهاردهم خرداد 1368 به لقاى محبوب خویش شتافت. با رحلت امام خمینى(ره) چراغ امیدى مبنى بر پایان رسیدن دوران انقلاب اسلامى در دل دشمنان روشن شد. اما رهبرى انقلاب اسلامى به دست با کفایت حضرت آیة اللّه العظمى خامنه اى سپرده شد. رهبرى معظم له موجب شد تا تمام نقشه هاى دشمنان کینه توز انقلاب اسلامى نقش بر آب شود؛ و لذا استکبار جهانى به سرکردگى آمریکاى جهانخوار به بهانه هاى گوناگون تصمیم گرفت با حضور نامشروع خود در اطراف مرزهاى ایران اسلامى به محاصره انقلاب بپردازد. لشکرکشى به خلیج فارس، حمله به افغانستان و عراق و ایجاد انقلاب هاى مخملى در بعضى از کشورهاى آسیاى میانه و قفقاز و شعار خاورمیانه بزرگ، همه و همه نشان دهنده نقشه هاى شوم مستکبران عالم علیه انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى ایران است. بررسى وضعیتى که دشمنان در اطراف مرزهاى ایران اسلامى ایجاد کرده اند و نیز موضع گیرى هایى که از سوى رهبر معظم انقلاب صورت گرفت، موضوع مقاله حاضر را تشکیل مى دهد.
مراسلات بزرگان هر ملّت علاوه بر آنکه بخشی از میراث ادبی تاریخی آن قوم است، حاوی نوعی سبک ادبی است که در سبکشناسی ادب فارسی از آن به اخوانیّات، دیوانیّات و سلطانیّات تعبیر کردهاند. نامههای عبّاس اقبال مورّخ، محقّق و ادیب، که در این نوشته از آن یاد خواهد شد، از زمره اخوانیّاتی است که در دو بخش مباحث کتابشناسی و مسائل اداری و دانشجویی قابل مطالعه است.