"
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی قدرت رگههای پنجگانه شخصیت (نوروزگرایی، برونگردی، وظیفهشناسی، مقبولیت و گشودگی نسبت به تجربه) در پیشبینی نمرههای بهزیستی فضیلتگرای دانشجویان بود. نقش حرمت خود در پیشبینی بهزیستی فضیلتگرا، نیز افزون بر نقش رگههای پنجگانه شخصیت، بررسی شد. 240 دانشجوی دانشگاه تهران (89 پسر و 151 دختر) پرسشنامههای پنج رگه اصلی شخصیت (جان و سریواستاوا، 1999) ، مقیاسهای بهزیستی فضیلتگرا (ریف، 1989) و حرمت خود (روزنبرگ، 1979) را تکمیل کردند. نتایج نشان دادند که رگة وظیفهشناسی در هر دو گروه دختران و پسران و رگههای مقبولیت و برونگردی فقط در گروه پسران توانستند بهزیستی فضیلتگرا را پیشبینی کنند. حرمت خود نیز نقش معناداری در پیشبینی بهزیستی فضیلتگرا در هر دو جنس ایفا کرد. اما نقش حرمت خود در پیشبینی بهزیستی فضیلتگرا در دختران در مقایسه با پسران بسیار پررنگتر بود.
"
محور، رکن و کانون اصلی وظایف مدیریت «تصمیمگیری» است. این مقوله برای مدیریت، سازمانها و نظامها امری بسیار مهم و حیاتی محسوب میشود.هر چه قلمرو و دامنه اتخاذ تصمیم گسترده و چشمانداز آن وسیعتر باشد، آن تصمیم از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار خواهد بود. تصمیمهای راهبردی دارای چنین ویژگیهایی هستند. نظر به اهمیت و حساسیت این تصمیمات در قلمرو نظام اجتماعی و وجود خلأ تحقیقاتی در این زمینه، جا دارد برای شناخت، الگوسازی و الگوبرداری از الگوهای موفق تصمیمگیری راهبردی به مطالعه و پژوهش علمی پیرامون ویژگیهای آنها اقدام شود. به همین منظور این مقاله که برگرفته از یک پروژه تحقیقاتی است، بر آن شده است تا، خلاصهای از یافتهها و نتایج حاصل از تحقیق علمی پیرامون ویژگیهای الگوی تصمیمگیری راهبردی امام خمینی(ره) را ارائه و سپس آن را با برخی از الگوهای تصمیمگیری راهبردی در مدیریت نوین مقایسه نماید.
رشد و توسعه همواره یکی از اهداف مهم هر بنگاه اقتصادی بشمار میآید. اما چالشهای دنیای امروز از جمله کمیابی منابع و افزایش رقابت، شرکتها را بر آن داشته است تا در جستجوی منابع پایدارتری برای کسب مزیت رقابتی خود باشند. در این راستا، شرکتها به استراتژیهای تنوع و به عبارتی، ایجاد کسب و کارهای جدید اما مرتبط- در جهت ایجاد همافزایی و استفاده بهینه از امکانات و ظرفیتهای خود- روی آوردهاند. لذا، سوال اینجاست که استراتژیهای تنوع چگونه میتواند درکسب مزیت رقابتی به آنها کمک کند. گام اول در پاسخگویی به این سوال، یافتن یک رویکرد تئوریکی مناسب است که بتواند چگونگی ایجاد مزیت رقابتی را در شرکتهای چند کسب و کاره توضیح دهد. در این مقاله سعی شده است تا با تشریح موضوع و مقایسه اجمالی رویکردهای مختلف به ارائه یک چارچوب نظری مناسب دست یابیم.
در تحقیقات مختلف و از جنبه سطح بررسی، رقابتپذیری در سه سطح ملی (کشوری)، صنعت و بنگاه (سازمان/ شرکت) مورد توجه قرار گرفته است. در این میان سطح بنگاه بیشتر از دو سطح دیگر مورد مداقه واقع شده است، بر همین اساس در این مقاله نیز ضمن بررسی کلی رقابتپذیری در سطوح ملی و صنعت، به بررسی عمقی آن در سطح بنگاه خواهیم پرداخت. از جنبه رویکرد بررسی، عمدتا بر اساس دو رویکرد محتوایی و فرایندی به شناسایی رقابتپذیری پرداخته شده است، بر مبنای رویکرد اول در شناسایی رقابتپذیری همواره باید بر نیازهای بازار و محیط تاکید شود در حالیکه در رویکرد دوم، بجای تمرکز بر تحلیل رقابت، فرایند دستیابی به شرایط رقابتی مورد توجه قرار میگیرد. در این مقاله در قالب بعد یا جنبه سوم شناسایی رقابتپذیری، مولفه های رقابتپذیری بنگاه در دو نوع تشکیلدهنده و تاثیرگذار دستهبندی شدهاند. نکته قابل توجه این است که یک سری از مولفهها که در سطح ملی به عنوان مولفههای تشکیلدهنده رقابتپذیری هستند ممکن است در سطوح صنعت و بنگاه به عنوان مولفههای تاثیرگذار بوده و بر عکس برخی از مولفهها که در سطح بنگاه به عنوان مولفههای تاثیرگذار تلقی می شوند ممکن است در سطوح صنعت و ملی به عنوان مولفههای تشکیلدهنده باشند.
امروزه یکی از مهمترین عواملی که سبب ایجاد تمایز میان جوامع مختلف و قرار دادن آنها در سطح اول، دوم و سوم جهان گشته است، میزان دسترسی آنها به اطلاعات می باشد. در این میان فناوری اطلاعات فرصت را برای تولید اطلاعات با بهای کمتر و در زمان کوتاه تر برای کشورها و سازمان ها فراهم آورده است. با گذشت زمان و روند تحولات جهان، فعالیتهای روزمره جوامع به سرعت در حال مکانیزه شدن می باشد به گونه ای که در محیط سازمان آثار انقلاب اطلاعات که پایه های آن فناوری اطلاعات می باشد به وضوح نمایان گشته و توانسته است تغییرات فراوانی را در ساخت سازمان ها...