یکی از چالش برانگیزترین رویکرد های معاصر در خلال یک دهه اخیر، رویکرد پست مدرنیسم بوده است. برخی متفکرین بر این باورند که این رویکرد را می توان بعد از پارادایم های اثباتی، تفسیری و انتقادی، به عنوان پارادایم چهارم علوم اجتماعی تعریف کرد. ظهور و گسترش این رویکرد در خلال چند دهه اخیر حتی بر مفاهیم و اصول اولیه علوم اجتماعی و انسانی مؤثر واقع شده است. قسمت عمده گسترش این رویکرد به درون علوم اجتماعی، مرهون تلاش های نظری ژان فرانسوا لیوتار فیلسوف فرانسوی به عنوان بنیان گذار و پیشگام علوم اجتماعی پست مدرن است. در این مقاله سعی شده است نخست به مبانی کلاسیک اندیشمندی لیوتار پرداخته شود. سهم نظری وی در پیدایش علوم اجتماعی پست مدرن، و نیز ابعاد مختلف دستگاه فلسفی - جامعه شناختی وی مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، مبانی پارادایمی رویکرد لیوتار شامل معرفت شناسی، هستی شناسی و روش شناسی وی نیز واکاوی و بررسی شده است. مقاله حاضر با نقد و ارزیابی پروژه نظری لیوتار به پایان رسیده است.
برخی مشارکت سیاسی را تقبل آگاهانه انجام بخشی از امور در شکل همکاری از روی رغبت به قصد بهبود و بهسازی زندگی اجتماعی می دانند. مشارکت در این تعبیر می تواند اشکال و درجات گوناگونی نظیر همکاری و همیاری، همبستگی، انطباق، سازگاری، پذیرش، انقیاد و شیفتگی داشته باشد. از این رو تشویق به مشارکت و تسهیل در فرآیند تحقق آن همواره مورد توجه مصلحان اجتماعی بوده است و آن را فرآیندی می دانند که در طول زمان روی می دهد و همواره در حال تکوین و تکرار و تداوم بوده است و در خلال آن استعدادهای افراد از طریق هم کنشی با دیگران متبلور شده و به خودیابی و در نتیجه مسئولیت پذیری نایل می آید. روش تحقیق با استفاده از روش پیمایش و از طریق ابزار پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه شهر خورموج می باشد. تعداد 341 نفر جوان از جامعه آماری به عنوان نمونه معرف به شیوه تصادفی سیستماتیک برای مطالعه انتخاب شدند. از اعتبار صوری برای روایی و آلفا کرونباخ برای پایایی ابزار تحقیق استفاده به عمل آمد و از روشهای آماری تحلیل واریانس دو طیفه برای آزمون فرضیات و تکنیک تحلیل مسیر برای سنجش مدل تحقیق استفاده شد. یافته ها و نتیجه گیری براساس یافته های تحقیق رابطه معناداری بین اثر تعاملی دو متغیر پایگاه اقتصادی و اجتماعی و روابط سازمانی با میزان تمایل به مشارکت سیاسی جوانان وجود دارد. به این معنا که هر چه پایگاه ـ اقتصادی جوانان بالاتر باشد و از طرفی هم نوع روابط آنها بیشتر باشد، میزان تمایل آنها به مشارکت سیاسی نیز بالاتر خواهد بود. نتیجه مذکور براساس آزمون تحلیل واریانس دوعاملی تایید و مورد پذیرش می باشد.
در این مقاله به بررسی مقوله استقرار صنعت در مناطق روستایی به عنوان یکی از شیوههای رایج بسط اقتصاد غیرزراعی در روستاها و تغییرات اقتصادی و اجتماعی در شیوه زندگی روستاییان به واسطه این امر پرداختهشدهاست. کمبود در برخی ازعوامل اصلی تولید کشاورزی همچون منابع آب و خاک در عین فراوانی عامل نیروی کار در این مناطق علاوه بر ایجاد فشار روز افزون بر زمینهای زراعی، موجب مهاجرت گسترده روستاییان و به تبع آن درگیر ساختن دیگر مناطق با مشکلات ناشی از این مهاجرتها میشود. در چنین وضعیتی استقرار صنعت به ویژه در مناطقی که از قابلیت کافی در زمینه تولید کشاورزی برخوردار نیستند میتواند ابزاری مناسب برای تثبیت مکانی جمعیت روستایی و ارتقاء سطح شاخصهای مختلف اقتصادی و اجتماعی همچون اشتغال، درآمد و برخورداری از امکانات بهداشتی، درمانی و آموزشی در عین صیانت از منابع طبیعی تجدید ناشونده همچون منابع آب و خاک باشد. نتایج این تحقیق نیز در بیشتر موارد مؤید این اثرات است. در عین حال برخی اثرات سوء زیستمحیطی و در مواردی مهاجرتِ ناشی از توانمندی اقتصادی را نیز به عنوان وجه دیگر فرآیند مورد اشاره، نباید از نظر دور داشت.
سرزمین ماد بر پایه مدارک تاریخی دوره مادها و هخامنشیان، کم و بیش از رود ارس تا کوه الوند و بیابان مرکزی ایران را در بر می گرفته است. در نوشته های دوره هخامنشی، ایالت ماد غالبا پس از پارس در جایگاه دوم یا پس از ایلام در جایگاه سوم ذکر می شد که گویای اهمیت آن در این دوره است. پس از بر افتادن هخامنشیان، این ایالت به دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تقسیم شد و آتورپات، شهربان پیشین ماد در ماد کوچک در برابر مقدونیان به پاخاست. از این زمان به بعد این بخش از ماد به نام سردودمان فرمانروایان آن، آتورپاتکان خوانده شد. ماد کوچک، نام پیشین آنورپاتکان، خود گواه آن است که این سرزمین در اصل سکونت گاه آتورپاتکان، همان مرز پیشین ایالات ماد بوده است؛ در شمال، رود ارس مرز این سرزمین با ارمنستان و آلبانیا و در غرب، امتداد رشته کوه های زاگرس، مرز آن با آناتولی شمرده می شد. در شمال شرقی، رشته کوه های البرز و در جنوب غربی، بیابان مرکزی ایران آن را محدود می کرد. گنزک، مهم ترین شهر این سرزمین پس از فروپاشی هخامنشیان به شمار می رفته است.