هم بنیان گرفتن انقلاب مشروطه و هم پدید آمدن زمینههای آن را بیهیچ شبههای باید در گرو تشدید حضور روحانیت معاصر شیعه در عرصة سیاست دانست. زمانیکه علما در جنگهای ایران و روس دریافتند که بی همراهی آنها اثری از ایران در این تهاجمات باقی نمیماند، در عمل و نظر وارد کارزار شدند. نتیجه هر چه شد، آنها در مجاهدت و جهاد کوتاهی نکردند. در زمان جنبش تنباکو و راه افتادن کاروان استعماری بریتانیا برای تصاحب منابع اقتصادی ایران هم علمای ایران و عراق پا در میدان گذاشتند و کشور را نجات دادند؛ امّا همگی اینها مقدمهای شد برای ایجاد دگرگونیهای اساسی در ساختار نظام سیاسی ایران که میرفت نه ایرانی باقی بگذارد و نه اسلام و تشیعی!
گستردهترین، پیچیدهترین و پرتکاپوترین حضور روحانیت شیعه در جنش مشروطه اتفاق افتاد و کارزار دیانت و سیاست در این دوره از تحولات تاریخی ایران چنان شدتی گرفت که هنوز هم از مشروطه، رهبران و پیروان آن میگوییم و مینویسیم. بدیهی است که نوع عملکرد و سطح شور و حضور روحانیان درانقلاب مشروطه یکسان نبود و ایبسا هر کدام کاری و دیدگاهی داشتند، امّا در اساس کار، که اصلاح دین، دولت و ملّت باشد، همگی متفق و دلسوز بودند. در این مقاله با عملکرد بزرگان دیانت در عصر مشروطه به اجمال و اختصار آشنا خواهید شد.
این تحقیق به بررسی رابطه بین کیفیت سود و سود تقسیمی شرکت ها می پردازد. برای اندازه گیری کیفیت سود، چهار معیار اقلام تعهدی مطرح شده در مدل دیچو و دایچو (2002)، وجود اقلام استثنائی، تجدید ارائه صورت سود و زیان و همبستگی پیرسون بین درآمد عملیاتی جاری و آتی به عنوان متغیرهای مستقل و سود تقسیمی، نسبت سود تقسیمی به ارزش بازار هر سهم در تاریخ مجمع و تغییرات سود تقسیمی به عنوان متغیرهای وابسته انتخاب و سه فرضیه طراحی شد. نمونه های آماری تحقیق شامل 85 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره پنج ساله 1381-1385 می باشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد با معیار تجدید ارائه صورت سود و زیان، شرکت هایی که کیفیت سود بالاتر دارند سود تقسیمی را در زمان مقرر پرداخت نمی کنند؛ با معیار وجود اقلام استثنائی، شرکت هایی که کیفیت سود بالاتر دارند سود تقسیمی بیشتری پرداخت می کنند، و هیج کدام از چهار معیار کیفیت سود با تغییرات سود تقسیمی رابطه معنادار ندارند.
تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین برخی از نمایندگان هزینه سیاسی و محافظهکاری حسابداری در شرکتهای ایرانی میپردازد. فرضیه سیاسی بیان میدارد شرکتهایی که مورد موشکافی بیشتری قرار دارند هزینههای به نسبت بیشتری را در مقایسه با سایر شرکتها متحمل میشوند و بنابراین برای گریز از این هزینهها تمایل بیشتری به ارایه سود پایینتر و اعمال محافظهکاری دارند. در تحقیق حاضر ما از اطلاعات 5 ساله(1385-1381) شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده نمودهایم. نتایج تحقیق نشان میدهد که بین اندازه و شدت سرمایهگذاری با محافظهکاری یک رابطه منفی و بین درجه رقابت در صنعت و مالکیت دولتی با محافظهکاری یک رابطه مثبت وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد که بین نرخ موثر مالیاتی و ریسک با محافظهکاری رابطه معناداری وجود ندارد.