دوران حکومت گورکانیان، از پربارترین اعصار برای زبان و ادب فارسی است. عنایت پادشاهان و شاه زادگان ادب دوست این سلسله به شعرا و نویسندگان، موجب ترویج زبان فارسی در آن دیار بود. ابوالفضل کمال الدین حیاتی گیلانی از شاعران مشهور اواخر قرن ده و اوایل قرن یازده هجری است. با کمک ابوالفتح گیلانی به دربار گورکانیان معرفی می گردد و در نزد آنان منزلت فراوانی به دست می آورد. مثنوی سلیمان و بلقیس حیاتی یکی از آثار مهم در ادبیات عاشقانه فارسی است که تاکنون محققان بدان توجه نکرده اند. حیاتی در این مثنوی ایجاز گویی قرآن در بیان سرگذشت پیامبران را مد نظر قرار داده است. این مثنوی عاشقانه- دینی از حیث توجه شاعر به عصمت انبیا، بر کنار بودن از اسرائیلیات، فواید لغوی و زبانی و بهره گیری از منابعی که امروزه بدان ها دسترس نداریم قابل توجه است.
"تحلیل انتقادی گفتمان، شاخه ای از مطالعات زبان شناختی است که به مفاهیمی همچون قدرت، سلطه و ایدئولوژی می پردازد. در این مقاله با استفاده از رهیافت های این رشته، روابط میان عاملان قدرت و نیز دگردیسی شکل اعمال قدرت در رمان شازده احتجاب بررسی می شود. به این منظور، تمهیدات هنری و داستانی متن به دقت بررسی شده، اثر هنری به عنوان محصولی گفتمانی در بافت تاریخی اش تحلیل شده است. توجه به وقایع و شخصیت های دوره تاریخی ای که رمان روایتگر آن است، همچنین در نظر گرفتن بافت اجتماعی سیاسی خلق اثر، نشان می دهد که تقابل نیروی اندیشه ورزی روشنفکرانه با قدرت تمامیت طلب حاکم، مولف را به سمت گزینش معنادار وقایع تاریخی برده است. گلشیری، تحت تاثیر گفتمان روشنفکری زمان خود، در این رمان با نشان دادن قدرت و خشونت منجر به انقراض در خاندان قاجار، میان داستان خود و شرایط اجتماعی- سیاسی حکومت پهلوی دست به نوعی معادل سازی زده است.
"