تعاون در ایران سابقه ای طولانی دارد. اما برای اولین بار پس از انقلاب به عنوان یکی از بنیان های اساسی در قانون اساسی نفوذ پیدا کرده و به عنوان یک رویکرد حمایتی مطرح شده است. از نظر تدوین کنندگان طرح قانون اساسی، تعاون با همان اصول و ارزش هایی که در دنیا بر اساس آن پایه ریزی شده است، مورد توجه قانون اساسی قرار گرفته است و با موازین اسلامی نیز سازگار، بلکه هماهنگ است. شیوه ای است برای پایان دادن به تصدی گری دولت و سلطه جویی و استثمار توسط بخش خصوصی که استعدادهای نهفته را بیدار نموده و ابزار کار را در اختیار طبقات ضعیف قرار می دهد تا واسطه های غیر ضروری را از تجارت حذف نموده و امورشان را خود به دست گیرند.
به علاوه تعاون در ایران با تکیه بر اصول عضویت آزاد و داوطلبانه وخودسامانی و کنترل دمکراتیک به همان اندازه که در برابر سلطه سرمایه بر اقتصاد، رقابتی مسالمت آمیز دارد، با دولتی شدن خود نیز ناسازگار است. بنابراین زمینه مناسب برای مشارکت مؤسسات تعاونی ایرانی در اتحادیه بین المللی تعاون به عنوان عضو فراهم است. اجرای سیاست های کلی اصل 44 و ارتقای سهم بخش تعاون به 25 درصد در اقتصاد ملی تا پایان برنامه پنجم، باید با این دغدغه همراه باشد که ... .
در این پژوهش رابطه بین افسردگی و نشخوار فکری و باورهای فراشناختی مثبت و منفی در مورد نشخوار فکری بررسی شده است. از بین زنان و مردانی که به مراکز مشاوره شهر اصفهان مراجعه کرده بودند و از طریق روانپزشک و روان شناس بالینی و آزمون افسردگی بک تشخیص افسردگی داده شدند، 30 نفر مرد و 30 نفر زن که دارای مدرک تحصیلی حداقل دیپلم با دامنه سنی 20 تا 50 سال و میزان افسردگی متوسط بودند، انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل سه پرسشنامه بود: 1- آزمون افسردگی بک؛ 2- نشخوار فکری و 3- باورهای فراشناختی محقق ساخته. نتایج نشان داد که میان باورهای فراشناختی مثبت و منفی با افسردگی و نشخوار فکری همبستگی وجود دارد (05/0 < p ) و این باورها در بین زنان بیشتر از مردان بود. ضمناً میزان افسردگی بین زنان بیشتر از مردان بوده، این تفاوت میزان افسردگی را می توان از طریق باورهای فراشناختی چنین تبیین کرد که زنان بیشتر از مردان به فایده استفاده از شیوه مقابله ای نشخوار فکری و همچنین غیرقابل کنترل بودن آن اعتقاد دارند و این نکته به افزایش میزان استفاده از این شیوه مقابله ای ناکارآمد در نتیجه افسردگی و عود آن منجر می شود.
مطالعات آسایش حرارتی از آن جهت اهمیت دارند که مهندس طراح را به استفاده از روش های غیر فعال و استفاده حداقلی از روش های فعال برای ایجاد سرمایش و گرمایش لازم در ساختمان راهنمایی می کند. اینکه چگونه باید حد آسایش را تخمین زد، موضوع مطالعاتی است که از یک قرن پیش آغاز و تا به امروز ادامه داشته، لیکن تکمیل نشده اند. در ایران نیز برای اولین بار شرکت ملی نفت در منطقه مسجد سلیمان اینگونه مطالعات را انجام داد ولی نتایج درستی از آن حاصل نیامد. تعیین حدود آسایش حرارتی در الگوهای چون نمودار بیوکلیماتیک اولگی و یا گیونی تمام تلاش محققین ایرانی در این راه بوده است. امروزه صحت چنین نمودارهایی زیر سوال است و مهم تر آنکه روش پایه ای فانگر (Fanger, 1970)که اساس استاندارد ""ایزو"" است نیز در ابهام فرو رفته و اشری مجبور به تعریف پروژه PR-884 (De dear & Berger, 1998) گردید. مقاله حاضر، هماهنگ با اشری، دست به تخمین دمای راحتی شهر تهران می زند. با کاربست نتایج به 25% صرفه جویی مصرف انرژی بخش ساختمان نائل می شویم. از این رهگذر وزارتخانه های مربوطه در هدفمند کردن یارانه انرژی و محدود نمودن آن با تکیه بر اصول علمی یاری و معماران به سمت طراحی منطقی هدایت می شوند.
هدف این مقاله، مطالعه بر روی شیوه گزینش دانشجوی معماری به منظور ارایه راهکارهای عملی جهت اصلاح این شیوه و تدوین الگوی مطلوبی است تا بتواند راه حلی کلیدی برای ارتقای کیفیت آموزش معماری فراهم آورد. عقیده عمومی متخصصان و سازوکارهای آموزشی، این رشته را در زمره گروه های هنری می داند. در حالی که پذیرفته شدگان این رشته از طریق آزمون های دروس علمی انتخاب می شوند. این تناقض نمی تواند پیش نیازهای هنری تحصیل در این رشته را تامین نموده و شایسته ترین ها را روانه دانشگاه نماید. شرایط موجود در گزینش دانشجو، ناشی از حذف آزمون اختصاصی این رشته در سال 1372 می باشد و برای جبران مشکلات آن، دروس پیش نیازی در برنامه درسی نیم سال اول تحصیلی لحاظ گردید. تاکنون تحقیقات اندکی در این زمینه انجام شده است. این تحقیق با «رویکردی راه حل محور» ضمن طرح مساله و ضرورت حل آن، با استفاده از مطالعه موردی و «رویکرد سیستمی» به این مساله می پردازد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که دروس پیش نیاز ارایه شده در نیم سال اول نمی توانند کمبودهای پدید آمده را جبران نمایند. لذا این تحقیق با بهره مندی از نظریات جدید در گزینش دانشجو، پیشنهاداتی کاربردی برای بهبود شیوه انتخاب دانشجو ارایه می دهد. مهم ترین پیشنهاد حاصل از این تحقیق انجام آزمون اختصاصی به روش تستی بر روی چند برابر ظرفیت پذیرفته شدگان کنکور سراسری است.
در تاریخ هنر ایران بیشترین آثار نقش برجسته مربوط به دورهی هخامنشیان میباشد که اساس هنری دوره خود را بیان می?کند. نقش برجسته های تخت جمشید جلوه گاه اندیشهی هنرمندانی است که پایبند اصول و عقایدی منحصر به خود بودند و از این رو سعی در خلق آثاری داشتندکه متناسب با جایگاهِ طبقاتیِ جامعه باشد. ظاهراً تمام چهره ها مشابه یکدیگرند اما سازندگان این پیکره ها اندک تفاوتی را ایجاد نموده اندکه معیار تشخیص هر یک میباشد. هنرمند هخامنشی تابع رعایت مقررات تعریف شده?ای است. تفاوت گروه های منقوش انسانی در تخت جمشید بیانگر آن است که آرایشِ ریش هم زمان با تغییر جایگاه اجتماعی تغییر می?نمود. هنرمند برای خلق چنین آثاری با بازگشت به اصالت های هنری خود و با ترکیبی از واقعیت و نماد، اثری را خلق نموده که با مقایسه گروه های مختلف تعالی هنر را هماهنگ با جایگاه در نظر قابل درک می?نماید. پیکرتراش کمال مطلوب هنری را در بالاترین سطح ممکن متعلق به نقوشی دانسته که جایگاه اجتماعی و معنوی بالاتری دارد، ازاین رو الوهیت اساس هنر مورد بحث است، و آرایش ریش وسیلهی مناسبی برای رساندن این منظور است زیرا در نزد شرقیان(ایرانیان) نشانهی معنویت و عامل مشترک در تمامی نقوش میباشد تا جایگاه مادی و معنوی فرد را نشان دهد.
خلق و ایجاد یک برند، برند سازی، یا به عبارتی هویت بخشی صنعتی یکی از متداول ترین مفاهیم صنعتی است که امروزه تحقیقات زیادی درباره آن انجام می شود. در این مقاله، به صورت موضوع پژوهی با بررسی سیر تحول شکل گیری مفاهیم برند در طول قرن اخیر، به معرفی چهار تحول اساسی ایجاد شده در آن پرداخته شده است. این تغییرات منجر به شکل گیری چهار مسئولیت متفاوت برای جامعه طراحان شده است که بواسطه کمبود مطالعه های کاربردی در این زمینه، برند سازی در میان جامعه هنری و صنعتی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش نشان می دهد که مسئولیت طراحان در برند سازی هزاره سوم میلادی بسیار گسترده تر و متفاوت از برداشت های پیشین موجود در کشور می باشد. بر مبنای این مسئولیت، به ارائه ی پاسخی مناسب و علمی به این سوال که چه الگوی برند سازی در ایران پیشنهاد می گردد، پرداخته شده است. با بررسی برند سازی در جامعه سنتی ایرانی، رویکردی تلفیقی تحت عنوان مجددانه ارائه شده که مفهوم برند سازی را از واژه ای وام گرفته از فرهنگ غرب، به ارزشی پایدار و رویکردی تاکید شده در فرهنگ اسلامی و سنت ایرانی تبدیل می نماید.
این مقاله، به بررسی و توصیف ساختار و نشانه های نمایشی منظومهی درخت آسوریگ میپردازد؛ مناظره ای منظوم میان یک بز و یک درخت خرما از اصل پارتی و به خط پهلوی کتابی که تنها نمونهی فابل به شکل مناظره در زبان های ایرانی میانه غربی است. این متن، شباهت ساختاری انکارناپذیری با متن های مناظره ای بین النهرینی دارد که در جشن بهاری سال نو بین النهرین (اکیتو) به صورت نمایشی اجرا میشده اند. در این منظومه، برخلاف باورهای ایرانی که در متن های فارسی میانه بازتاب یافته، درخت خرما چهره ای دیوآسا دارد و بارها از سوی بز،""دیو""خطاب شده است. همچنین بز درخت را روسپیزاده خطاب میکند.کاربرد استعاره درخت برای اشاره به سرزمین های بین النهرین سابقه ای دیرینه در ادبیات باستانی خاورنزدیک و ایران دارد. استعاره زن روسپی نیز بارها در کتاب مقدس (کتاب ناحوم و مکاشفات یوحنا) برای اشاره به این سرزمین ها به کار رفته است. این نمادپردازیها بیگمان برگرفته از ادیان کهن بین النهرین اند که پرستش درخت و روسپیگری مقدس از شعائر اساسی آنها بوده است. همچنین در متن های کتاب توبیت و مکاشفهی ایرانی زند بهمنیسن، سرزمین آشور جایگاه دیوها خوانده شده است. در این بررسی، برای نخستین بار کوشش شده است تا بر خلاف پژوهش های گذشته، مدارک و مستندات دال برتعلق این اثر به گوسان ها (هنرمندان و بازیگران بدیهه پرداز پارتی)، ارائه وکارکرد نمایشی آن اثبات شود.
در آثار عرفانی به مناسبت پیوند عشق و عرفان، شاعران و نویسندگان از حکایات و داستان های عارفانه بسیار استفاده کرده اند. بسیاری از این داستان ها تخیلی و ساخته ذهن و اندیشه ادیبان خوش ذوقی است که سعی نموده اند با هنر سخن ورزی خویش، نکاتی لطیف از راز و رمزهای عارفانه را برای خوانندگان و شنوندگان بیان نمایند. آنان در این مسیر گاهی از کاه،کوهی ساخته اند و با هنر خویش آن را به جان و کام مخاطب، دل نشین و دل نشان نموده اند. یکی از این داستان ها که از علاقه خاص محمود به یکی از غلامان وفادار خویش سرچشمه گرفته، داستان محمود و ایاز است که این حکایت بعد از ورود به آثار ادبی به ادب عرفانی نیز راه یافته و فراز و نشیب هایی را به همراه داشته است. اما چرا از بین این همه شخصیت های متعدد تاریخی و ادبی، قرعه فال به نام سلطان محمود غزنوی زده اند؟ ریشه این داستان پردازی را در کجا می توان جست؟ این گونه حکایات چقدر ریشه در حقیقت دارد؟در این مقاله به بحث و بررسی پیرامون این قصه و بهره گیری های عرفانی از آن پرداخته شده است.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی وجوه تشابه و تفاوت میان مراثی محتشم و شریف رضی و بررسی مضامین و قالب های مراثی این دو شاعر انجام گرفته است.روش پژوهش، از نظر هدف، نظری و از نظر ماهیت، توصیفی و تحلیل محتوا و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات، کیفی است. شاعران مورد نظر، باتوجه به اوضاع سیاسی و مذهبی عصر خویش، به سرودن مراثی و یاد کردن از قیام امام حسین (ع) روی آوردند؛ و بیشتر از اینکه به شجاعت و قیام امام حسین (ع) توجه کنند، به تبیین مظلومیت های آن امام همام دست زده اند. با وجود تشابه در موضوعاتی چون تشنگی، کربلا، شهادت، مقام و منزلت درمیان مراثی این دو شاعر، شایان ذکر است که محتشم به مضامینی مانند محرم، قیامت، شفاعت و سوگواری توجه کرده است و سیدرضی علاوه بر این مضمون ها به عاشورا، ظهور منتقم (امام زمان (عج)) و غریبی و مظلومیت نیز توجه داشته است. این شاعران احساسات و افکار خود را در قالبهای ترکیببند و مثنوی و قصیده با زبانی ساده بیان کرده اند.چکیده عربی:هذا المقال بعنوان دراسة مقارنة بین مراثی الإمام الحسین (ع) فی دیوانی محتشم کاشانی والشریف الرضی یهدف إلی دراسة المشابهات والمفارقات بین مراثی محتشم والشریف الرضی، وکذلک دراسة الشکل والمضمون لدی الشاعرین؛ وذلک بأسالیب نظریة من حیث الأهداف وأسالیب وصفیة وتحلیلیة من حیث الماهیة. وکلا الشاعرین یتطرقان إلی إنشاد المراثی وذکر الثورة الحسینیة والتعبیر عن الظلم الذی جری علی ذلک الإمام الهمام، وفقا للأوضاع السیاسیة والطقوس المذهبیة فی عصریهما.وإلی جانب المضامین المشترکة فی مراثی الشاعرین کالعطش، والکربلاء، والشهادة، والقدر والمکانة؛ هناک مضامین انفرد بها کلّ من الشاعرین، إذ نری محتشم کاشانی یعالج المحرم، والقیامة، والشفاعة، والعزاء؛ بینما نری الشریف الرضی یعتنی بالعاشوراء، وظهور المنتقم (إمام العصر)، والغربة، والمظلومیة. عبّر الشاعران عن أحاسیسهما، وأفکارهما فی أشکال معینة کالترکیب بند، والمثنوی، والقصیدة بلغة جزلة.
ادبیات داستانی پایداری با بهره گیری از قالب های مختلف و متنوع، در فضایی واقع گرا و به شیوه «پس رویدادی» به بیان حوادث و وقایع دوران دفاع مقدس پرداخته و جاودانه نمودن دلاوری ها و سلحشوری های از جان گذشتگان و دلاوران سرزمین ایران اسلامی را وجهه همت و هدف والای خود قرار داده است. گره خوردگی کنش های داستانی با احساس، عاطفه و تجربه راویان این نوع ادبی، سبب شده که بسیاری از وقایع و حوادث تحت تاثیر اصل تداعی معانی به ذهن نویسندگان وارد شود و از آنجا در پهنه بیان و داستان، بروز و ظهور یابد. در رمان «دا» که یکی از رمان های بسیار تاثیرگذار ادبیات پایداری است، راوی و نویسنده هر یک به نوبه خود، تحت تاثیر فضای معنوی اثر قرار گرفته اند و با بهره گیری آگاهانه یا ناخودآگاه از تکنیک های گوناگون داستانی، به آفرینش این اثر ارزشمند پرداخته اند. در این گفتار، نویسنده با استفاده از روش سندکاوی و به شیوه تحلیلی - توصیفی، جایگاه و نقش «تداعی معانی» را در فراخوانی حادثه ها و شکل دهی به آنها در مرکز توجه خود قرار داده و پس از تبیین اصول و مبانی حاکم بر این اصل، نقش ها، زمینه ها و کارکردهای آن را در کتاب «دا» نشان داده است.
لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف پر آوازه¬ی قرن بیستم، معتقد است که «اثر هنری شیء است در حالیکه از وجه ابدی به آن نگریسته شود» و ویکتور شکلوفسکی، منتقد و نظریه¬پرداز ادبی، نیز هنر را راهی برای «آشنایی¬زدایی» از اشیاء و «نا آشنا» نمودن امور آشنا می¬دانست. معتقدم که میان این دو دیدگاه در خصوص هنر و اثر هنری، نسبت و تشابهی قابل توجه وجود دارد. تأکید ویتگنشتاین و شکلوفسکی بر هنر به قدرت آن در هموار نمودن راهی برای «خوانندگان» (به معنای وسیع کلمه) برمی¬گردد تا اشیاء را فی¬نفسه و خارج از زمینه¬ی معمول¬شان ادراک نمایند. همانطور که شکلوفسکی میگوید «هنر از طرق مختلف، اشیاء را از خودکاری ادراک رها می¬سازد»؛ در مقابل، اشیاء از منظر شیوه¬ی عادی نگریستن تقریباً اصلاً دیده نمی¬شوند یا «هیچ به حساب می¬آیند». در اثر هنری اما وجود اشیاء برجسته میشود. در این نوشتار می¬کوشم نشان دهم که دیدگاه¬های اولیه¬ی ویتگنشتاین در باب زیبایی¬شناسی در هماهنگی با نظریه¬ی فرمالیستی شکلوفسکی در خصوص هنر است.
هدف این مطالعه مقایسه توزیع استراحت و تمرین در مراحل مختلف کسب و اجرای یک تکلیف حرکتی مجرد ( پرتاب دارت ) بود . بدین منظور تعداد 59 آزمودنی راست دست و نا آشنا به مهارت مورد نظر از بین دانشجویان پسر داوطلب دانشگاه تبریزبا میانگین سنی20 سال به روش تصادفی ساده انتخاب و به همین روش نیز در دوگروه جایگزین شدند. هر دو گروه به مدت 5جلسه و هرجلسه دو بسته 10 تایی را در شرایط متفاوت تمرین کردند . گروه تمرین انبوه بدون استراحت در بین کوششها و گروه فاصله دار پس از هر کوشش به مدت 10 ثانیه استراحت میکردند .
پس از جمع آوری دادهها امتیازات پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از روش آماری تی استیودنت مستقل دادهها تجزیه و تحلیل و مورد مقایسه قرار گرفت . یافتهها حاکی از آن بود که امتیاز دو گروه آزمودنی در هیچیک از مراحل با یکدیگر اختلاف معنی داری ندارند(p<%5) .
بنابراین بر اساس یافتههای این پژوهش بکارگیری هریک از روشهای تمرین انبوه و فاصله دار به عنوان عاملی اثرگذار در مراحل مختلف کسب و یادداری پرتاب دارت محسوب نمیشود هر چند که جهت روشن تر شدن دقیق موضوع انجام تحقیقات بیشتر توصیه میشود .
هدف تحقیق حاضر پیش بینی موفقیت در اجرای مهارت های والیبال از روی شاخص های روان شناختی فیزیولوژیکی و پیکری در بازیکنان زن استان خراسان جنوبی حاضر در لیگ دسته اول کشور لیگ استانی و دانشجویان دانشگاهی است. اطلاعات مورد نیاز با وسایلی از قبیل کالیپر کولیس تخته انعطاف دینامومتر و چرخ کارسنج مونارک (مدل 839 و 894) تعیین و با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند که در نتیجه این بررسی ارتباط معنی داری بین قد وزن قد بالاتنه قطر بازو انگیزش نوع گروه (موفق نیمه موفق یا مبتدی) سابقه بازی قدرت عضلانی چابکی انعطاف پذیری اوج توان بی هوازی پاها و تمرکز با مهارت سرویس بازیکنان مشاهده شد(05/0P<). به علاوه ارتباط معنی داری بین قد شاخص توده بدن انعطاف پذیری اوج توان بی هوازی پاها انگیزش نوع گروه سابقه بازی وزن محیط ساق پا قدرت عضلانی چابکی و تمرکز با مهارت پنجه (05/0P<) و همچنین رابطه معنی داری بین انعطاف پذیری سابقه ورزشی والدین نوع گروه سابقه بازی قدرت پنجه استقامت عضلات تنه چابکی و تمرکز با مهارت پاس بازیکنان (05/0P<) به دست آمد. از طرف دیگر رابطه خطی معنی داری بین وزن قطر بازو چابکی قدرت پشت و تمرکز با مهارت سرویس؛ و رابطه خطی معنی داری بین چابکی تمرکز و هدف گذاری با مهارت پاس بازیکنان (05/0P<) مشاهده گردید. در مجموع ارتباط قوی آماری (05/0P<) بین سابقه بازی و قدرت عضلانی با موفقیت در والیبال وجود داشت و شاخص های چابکی قدرت عضلات پشت و هدف گذاری دارای بالاترین قدرت پیشگویی )50/0(R2> برای اجرای موفقیت آمیز مهارت های والیبال بودند. از این رو به منظور کسب حداکثر موفقیت و گزینش بهتر بازیکنان توجه به این عوامل توصیه می شود.
برای بررسی تأثیر 6 هفته راه رفتن تناوبی در آب برتغییرات MHPGسولفات ادراری در دختران افسرده ، 24 دانش آموز دختر 18-15 ساله(وزن65/9 ±44/52 کیلو گرم و قد 19/5±19/159 سانتی متر) که افسردگی شان با استفاده از آزمون استاندارد همیلتون محرز شده بود، انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تمرینی و کنترل تقسیم شدند. پروتکل تمرینی پیاده روی تناوبی در آب با رعایت اصل اضافه بار در قالب نوبت ها و تکرارهای مختلف به مدت 6 هفته و هفته ای 3 جلسه با شدت 60 تا 70 درصد حداکثر ضربان قلب اجرا شد. نمونه های ادراری با رعایت شرایط ویژه به مدت 24 ساعت در قبل و پس از اجرای پروتکل تمرینی جمع آوری شد. برای اندازه گیری MHPG سولفات ادراری از روش HPLC-flurometric detection استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و وابسته در سطح تحلیل شد. نتایج حاکی از افزایش معنی دار MHPG و VO2max در گروه تمرینی به دنبال 6 هفته تمرین، در مقایسه با گروه کنترل بود (001/0p<) . بر اساس این یافته ها نتیجه گیری می شود اجرای تمرینات استقامتی در آب تأثیر مطلوبی برکاهش افسردگی دختران افسرده دارد.
دوره ی جامع کاربردی مدیریت بازاریابی، تربیت ویزیتور، و...
میزان آموزشهای TMBA در دو بعد درون سازمانی و آموزشهای مشترک با دانشگاه تهران با اقبال بسیاری همراه شد.
از روزی که اولین دوره جامع مدیریت بازاریابی را با همکاری دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و تدریس هیات علمی TMBA شروع کردیم 4 ماه بیشتر نمی گذرد ولی هم اکنون در حال ثبت نام چهارمین دوره هستیم.
وقتی تصمیم به برگزاری دوره تربیت ویزیتور حرفه ای را گرفتیم نمی دانستیم که به ناگاه سه کلاس با هم تکمیل می شوند. و هم اکنون در حال ثبت نام چهارمین دوره تربیت ویزیتور حرفه ای هستیم.
حجم دستورات مدیران برای برگزاری کلاسهای آموزش در درون سازمانها نیز بسیار زیاد است.