بازخیزش چین و سیاست نگاه به شرق هند (2020- 1990)
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
81-122
حوزههای تخصصی:
باز خیزش و احیای مجدد چین، اهمیت یک پهنه ژئوپلیتیک جدید، یعنی پهنه ای که از دریای جنوبی چین تا اقیانوس هند و شرق آفریقا کشش و امتداد می یابد را در مرکز ثقل نظم سازی منطقه ای و بین المللی قرار داده است. این پهنه یک پهنه « آبی » است و یقیناً تسلط هرکدام از قدرت های بزرگ و منطقه ای بر این پهنه می تواند نقش مهمی در چگونگی شکل دهی به آینده این نظم داشته باشد. چین به منظور گریز از ذهنیت یک بازیگر «قربانی» و همچنین گریز از «خفگی ژئوپلیتیکی» پس از تقریباً 500 سال تمرکز بر خشکی، به تدریج در حال «برونگرایی» بیشتر و کشش قدرت و نفوذ خود به مناطق مجاور به خصوص جنوب آسیا و اقیانوس هند است. وجود چنین «تمنای راهبردی» از سوی چین، نه تنها نظم آسیایی و آینده آن را در یک نقطه جدید " ابهام" و "عدم قطعیت" قرار داده بلکه همچنین به افزایش اصطکاک میان این کشور و هند به عنوان قدرت مستقر در منطقه جنوب آسیا و اقیانوس هند نیز منجر شده است. این مقاله تلاش دارد تا با کنکاش در تاریخ تقریباً 70 ساله اخیر برخی تحولات راهبردی در هند به خصوص تأکید بر ساخت و تداوم مفهوم "سیاست نگاه به شرق" در سال 1992 تاکنون و تبدیل آن به سیاست "شرق گرایی فعال" در سال 2014، امکان فهم و ادراک هرچه بهتر رقابت های موجود میان قدرت ها و بازیگران آسیایی، تکامل سیاست ها و راهبردهای مهار آن ها در برابر یکدیگر و همچنین چگونگی و جهت نظم آینده آسیایی را مورد مداقه و دقت نظر قرار داده و بیان دارد که فرایند باز خیزش چین و واکنش های هند به این فرایند، ماهیت سیاست نگاه به شرق هند را از یک ماهیت اقتصادی به یک ماهیت امنیتی-استراتژیک تبدیل کرده است و همچنین مفهوم بنیادین سیاست خارجی و امنیتی هند یعنی مفهوم «استقلال استراتژیک» را به خصوص از طریق تنیدگی هر چه بیشتر این کشور در استراتژی هند–آرام ایالات متحده آمریکا مورد پرسش و ارزیابی مجدد قرار داده است.







