حق و تکلیف از جمله مقوله هایی هستند که بیشترین و اختلافی ترین دیدگاه ها را به خود اختصاص داده اند. هر مکتب فکری با توجه به جهان بینی و ارزش های خاص خود به این دو مقوله نگاه کرده است. اسلام، نه تنها به عنوان یک دین، بلکه به عنوان مکتبی فکری به این دو مقوله توجه کرده است. به عبارت دیگر، بخش عمده دین مبین اسلام، زنجیره ای از حقوق و تکالیف است که خود بخش مهمی از حقوق اسلامی را تشکیل می دهد.
بررسی ما در مورد مفهوم حق، حاکی از آن است که وجه مشترک در تعریف حق در نظام حقوقی اسلام و حقوق بشر «امتیاز بودن» آن است. در دین اسلام هر چه هست، «حقوق انسان» است و از تکالیف هم که صحبت می شود ، اگر به خوبی دقت شود، این تکالیف در نهایت در خدمت حقوق بشر قرار می گیرند.مساله دیگر که در این نوشته مورد بحث قرار می گیرد، اصیل بودن حق است. به عبارت دیگر، به موجب هر دو نظام، اصالت با حق است و تکلیف تبعی و فرعی است.
هنوز جنبه های بسیار مهمی وجود دارند که باید در باره آنها تحقیق شود. یک مساله مهم تحقیق در این خصوص است که مهمترین کانون های تعارض در دو قلمرو نظام حقوقی اسلام و حقوق بشر کدامند؟
از همین رو، نگارنده کوشیده است تا دو مقوله «حق» و «تکلیف» را از منظر حقوق اسلامی و حقوق بشر موضوعه بررسی کند. افزون بر آن، تلاش شده است تا تجلی عملی حقوق و تکالیف در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران- که در واقع تلفیقی از دیدگاه اسلامی و حقوق بشری است- (البته با برتری دیدگاه اسلامی) بررسی شود.
فناوری های جدید چنان قدرت بی سابقه ای به بشر اعطا کرده است که بتواند در جسم بشر و نیز محیط پیرامون خود (محیط زیست) مداخله نماید، اما مسلماً علم و فناوری در این وضعیت ناگزیر بوده است چالشهای غیر علمی، اعم از اجتماعی، اخلاقی و حقوقی را هم در نظر بگیرد. در این میان، شاید بغرنج ترین مسائل، مواردی است که به ایجاد تغییراتی در وضعیت طبیعی انسان می انجامد. این عوامل سبب چاره اندیشی حقوقدانان و در نتیجه، وضع قوانین و مقررات در دو سطح کاربردی و نظری گردید که حاصل کار در افزودن فهرستی به مقوله های (نسل های) حقوق بشرنمود یافته است؛ یعنی همان مقوله (نسل) چهارم و یا حقوق اخلاق زیستی.
مقوله (نسل) چهارم حقوق بشر که در اثر پیشرفت علم و تکنولوژی پدیدار گشته، به طور مختصر مجموعه حقوقی است که هدف آن دفاع و حمایت از حیثیت و کرامت انسانی در مقابل سوء استفاده های علمی است. این مقاله به بررسی رابطه میان اخلاق زیستی و حقوق بشر از منظر اصول پایه گذار آنها که در ماهیت یکسان بوده، یک هدف را دنبال می کنند ،می پردازد. به عبارت دیگر، مقاله حاضر در پی پاسخگویی به این سوال است که؛ آیا اخلاق زیستی و حقوق بشر در تطابق با هم هستند یا خیر؟
پیشگیری واکنشی یا کیفری از بزهکاری، دربرگیرنده مجموعه تدابیر و اقدام های نظام عدالت کیفری است که پس از وقوع جرم به منظور بازداشتن بزهکاران احتمالی و واقعی از ارتکاب بزهکاری نخستین یا دوباره اعمال می شود. تصمیم گیرندگان سیاست جنایی معمولاً از سازوکارهای متعددی برای سرعت بخشی به فرآیند کیفری استفاده می کنند تا از اطاله دادرسی کیفری، نادیده انگاشتن حقوق کنشگران دعوای کیفری و کاهش کارکرد پیشگیرانه نظام عدالت کیفری جلوگیری شود. در این نوشتار، سرعت بخشی به فرآیند کیفری در سیاست جنایی بین المللی و ملی بررسی می گیرد.
هم زمان با حکم فرمایی فن آوری بر مغز و اراده بشر، گوهر ارزش مند عفت و اخلاق نیز از بسیاری جوامع، رخت بربست.
امروز فاجعه بی عفتی و فرهنگ برهنگی دیوآسا، ارزش ها را میبلعد و سعادت ها را به کام میگیرد. فرهنگ برهنگی و بیعفتی بر حوزه ادبی، حوزه هنر، حوزه ورزش و حوزه معماری سایه گسترده است. پس از رنساس و گسترش رمان نویسی، رمان های جنسی که بی پروایی قلمی و ادبی نویسندگان یاوه گستر را نشان میداد، به بازار کتاب راه یافت و پی درپی ترجمه شد.
هنرهای نمایشی و غیرنمایشی، تجسمی و غیرتجسمی با عریان گرایی، قرین گشت و شگفت این که تصویر حضرت مریم(س) را نیز با سینه ناپوشیده نقاشی کردند. از سوی دیگر به برخی از ورزش ها، که عریان نمایی و بی عفتی در آن بارز است، اهمیت داده شد. گستره عفاف به گستردگی فعل و انفعالات جوارح و جوانح انسان است. لذا گاه موضوع کلی عفاف در امور اجتماعی است که عفاف در لباس، نگاه، صدا، گفتار، مقام، مال، خوراک، خندیدن، زینت، کار و ... را دربر می گیرد و گاه در خانه و خانواده است؛ مثل حفظ حریم ها، شنیدن، نیت، تفکر، رعایت حقوق متقابل. گاهی هم یک حکم در هر سه عرصه اجتماعی، خانوادگی و فردی، زمینه ساز باروری عفت است. پس دایره عفت در زندگی بشر، به وسعت دایره زندگی فردی، اجتماعی و کلیه تعاملات فکری و رفتاری انسان است. پس بجاست عفاف به عنوان یک پدیده ارزشی و ملکه درونی سیرت ساز و صورت آفرین اخلاقی و اجتماعی و عنصر مؤثر در زندگی، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.
یکی دیگر از بخش های اساسی و پر رمز و راز داستان آدم(ع)، مسجود فرشتگان واقع شدن اوست. آیاتی از قرآن گویای این حقیقت است که وقتی خداوند علم اسما را به آدم آموخت و او به امر پروردگار، فرشتگان را به آن علم آگاه کرد، آنان به عجز خود و برتری آدم اعتراف کردند، به دنبال این برتری آشکار، خداوند به فرشتگان دستور داد بر وی سَجده کنند.
اکثر مفسران فریقین تحقق اراده حق تعالی را در امر سیطره دین (توبه: 32 و 33؛ صف: 8 و 9) به عصر ظهور امام مهدی و نزول حضرت عیسی مربوط میدانند. آنان این قول را یا به نحو احتمال موجه آورده اند، بدون آن که آن را انکار یا حتی در آن تردید کنند یا به نحو تعیین، سیطره دین حق را تنها به عصر ظهور اختصاص داده اند.
روایات فریقین نیز به شکل تنزیل (به معنای مفهوم تفسیری آیه) یا تاویل (به معنای تحقق عینی مفاد آیات در زمان پس از تنزیل) هم سو با مفاد آیات و قدر متیقن دیدگاه فریقین، بر تحقق این اراده در عصر ظهور دلالت دارد. فریقین در مقام بررسی و ارزیابی مفاد روایات نیز آنها را مورد انکار یا حتی تردید قرار نداده اند.
این مقاله با ارزیابی و نقد دیدگاه قرآن پژوهان هر دو فرقه به این نتیجه میرسد که مفاد این آیات تنها به عصر ظهور امام مهدی اختصاص دارد و اقوال دیگر با مناقشه های متعدد روبه روست.
عاشورا یک اتفاق ساده و جنگ معمولی نیست. تاریخ آکنده از جنگ های بسیار است. میلیون ها نفر در آن جنگ ها کشته شده اند. خانه ها و شهرها ویران شده، حتی گاه شهری را با همه ساکنانش سوزانده اند. اما کم تر اتفاق افتاده که حادثه ای مثل عاشورا به یک حماسه و فرهنگ تبدیل شود.
امام سجاد علیه السلام در مناجات شاکین، از قلب معیوبِ دچار قساوت به درگاه الهی شکایت میکند. مراد از قلب، روح و نفس انسانی است. قلب زمانی که بر محور فطرت الهی باشد، «قلب سلیم» و آن گاه که دچار زنگار گردد، «قلب بیمار» میگردد.
آلودگی به گناه، هوای نفس و پیروی از وسوسه های شیطانی، زنگارزدگی و مهرزدگی از جمله عوامل مهم قساوت قلب انسان است. رقت و نرمی دل، حالت ترس و خوف، تسلیم در برابر خدا، اطمینان و محبت قلبی، از جمله نشانه های سلامت قلب است.
برای توبه و بازگشت به سوی معبود و پالایش روح و نفس و زنگارزدایی از قلب، دوری از گناه به همراه استمداد از خدا و تلاش به صورت هم زمان امری ضروری است.
مراسم ماه محرم در شمار گسترده ترین، پرشکوه ترین و مردمیترین آیین های مرسوم ایران و حوزه فرهنگ ایرانی است. به همین دلیل، از عناصر عمده تحکیم وحدت، وفاق مذهبی و ملی در ایران و همبستگی فرهنگی در میان کشورهای منطقه است. این مراسم، اگرچه دارای مضمون واحدی است، اما به تبع اختلاف اقلیم و حوزه های فرهنگی، دارای نمودهای گوناگون است. این نمودها از جمله جاذبه های آن به شمار میرود. بنابراین، شناخت و همبستگی ارزش های نهفته در سوگواریهای عاشورایی، و جایگاه عظیم فرهنگی آن از اهمیت خاصی برخوردار است. نخل گردانی از جمله مراسم مرسوم در محرم است که به معنای تشییع پیکر پاک سرور شهیدان در روز عاشورا در هر سال برگزار میگردد. به نظر میرسد، عمومیت این مراسم در سراسر ایران از سایر رسوم و نشانه ها بیشتر است. با توجه به مشاهدات در اغلب نقاط ایران، میتوان گفت که مردم اغلب نقاط ایران یا نخل دارند و یا آن را میشناسند. این رسم پرسش های زیادی را در بین پژوهشگران برانگیخته و متاسفانه تاکنون در مورد آن پژوهشی صورت نگرفته است. این نوشتار تلاش دارد با استفاده از روش پژوهش کیفی از نوع میدانی (مردم نگاری)، به کمک تکنیک مصاحبه و مشاهده به مطالعه مراسم نخل و نخل گردانی در محرم پرداخته و ضمن بیان باورها و نذورات این مراسم آیینی، به تبیین کارکردهای فرهنگی و اجتماعی آن بپردازد.
از نشانه های خداوند، که در آیه بیست و دوم سوره مبارکه روم به آن اشاره شده، اختلاف درالوان و السنه انسان هاست. تفاوت در الوان انسانی، با توجه به معنای لغوی «لون» و نیز براساس سایر کاربردهای این واژه در قرآن و دیدگاه های تفسیری، منحصر به اختلاف دررنگ پوست آدمیان نیست، بلکه اختلافات در چهره و شکل قیافه آنان را نیز دربر میگیرد.این تفاوت های چهره ای، در عین ایجاد اشتراکات و مشابهت هایی میان دسته های مختلفانسانی، شگفتی خلقت و تصویرگری خداوند را نمایان میسازد. در خصوص اختلاف السنهنیز، مفسران متعددی آن را شامل تفاوت های موجود در آوای صدای انسان ها دانسته اند کهبه لحاظ تفاوت در عین مشابهت میان آهنگ صداها، عظمت خلقت، آشکار میگردد.اشتراکات در چهره و صدا، زمینه ساز شناخت، ارتباط و محبت و اختلافات در این دو،عامل جداسازی و شناسایی انسان ها محسوب میشود.
هرچند شورشیان سبز از جنبشیها، مزدوران و گرایش های متعدد تشکیل شده اند، ولی میتوان آنان را از لحاظ احکام فقهی و نوع تخلفات و جرایمی که مرتکب شده اند به سه گروه تقسیم کرد که عبارت اند از: 1) یاغیان یا مجرمان سیاسی؛ 2) محاربان یا اشرار و اخلالگران درنظم اجتماعی؛ 3) جاسوسان.
هدف این تحقیق، تبیین احکام شرعی این سه گروه است که با عنوان جنبش سبز در حوادث اخیر در مقابله با نظام جمهوری اسلامی دست به اقداماتی زدند. به دست آوردن احکام هریک از سه گروه از متون اسلامی و بر اساس آرای فقهای عامه و خاصه، اهمیت بسزایی دارد؛ چراکه جامعه کنونی بیش از پیش به آن مبتلاست.
دیدگاه اسلام درباره غایت و رسالت حکومت، از موضوع های مهمی است که دغدغه بسیاری از متفکران میباشد. اینکه آیا دین افزون بر رهیافت های فردی، به ابعاد اجتماعی یا سیاسی نظر دارد یا خیر، تلقی واحدی وجود ندارد. عده ای معتقدند آموزه های دینی به وظایف و تکالیف فردی منحصر است و قداست آن ایجاب میکند وارد عرصه سیاست و اجتماع نشود؛ اما گروه دیگر که عمیق تر میاندیشند، بر این باورند که انحصار دین به امور فردی و نادیده انگاشتن آموزه های اجتماعی و سیاسی آن، به دلیل نشناختن دین است؛ زیرا بسیاری از آموزه های دینی مربوط به امور اجتماعی و سیاسی است. با این جامع نگری تعالیم دینی، میتوان موضوع را از دو جنبه مادی و معنوی بررسی کرد.
بنابراین، هدف این نوشتار تبیین منطقی نظریه جامعیت دینی در برابر دیدگاهی است که بر فردی بودن تعالیم اسلام تاکید دارد و نتوانسته است دلیل محکم برای آن ارائه دهد. لازم به ذکر است که هدف و یافته های اصلی پژوهش، بر مبنانی عقلی و نقلی مبتنی است.
یکی از جنبه های حائز اهمیت در مدیریت محیط در ژئومورفولوژی کاربردی حل مشکل برآورد رسوب یک سیستم رودخانه ای میباشد. هدف این مطالعه ارزیابی عملکرد مقایسه ای دونوع شبکه عصبی مصنوعی (مدل ژئومورفولوژیکی و مدل غیر ژئومورفولوژیکی) و دو نوع مدل رگرسیونی (مدل توانی ومدل غیر خطی چندگانه) برای پیش بینی بار رسوب معلق حوضه اسکندری در حوضه آبریز زاینده رود میباشد. مدل ها براساس آمار 104 حادثه وقوع همزمان ثبت شده دبی و رسوب طراحی شده اند. پارامترهای ژئومورفولوژیکی بکار رفته در مدل های مزبور شامل: نسبت ناهمواری، ضریب شکل و تراکم زهکشی می باشند. شبکه های عصبی مصنوعی طراحی شده از نوع انتشار برگشتی چهار لایه است. بهترین نتایج پیش بینی مربوط به روش شبکه عصبی مصنوعی ژئومورفولوژیکی با ضریب تبیین معنی دار 98/0 و جذر میانگین خطای 49/4 در مقایسه با روش شبکه عصبی مصنوعی طراحی شده بر اساس آمار جریان با مقادیر ضریب تبیین 96/0 و خطای35/5 میباشد. عملکرد روش های رگرسیونی با ضریب تبیین 893/0 و خطای66/8 برای روش چند متغیره غیرخطی ومقادیر ضریب تبیین 814/0 و خطای برآورد 05/15 برای روش غیر خطی ساده توانی ضعیف تر از شبکه های عصبی مشاهده گردید. تفاوت فاحش در شاخص های ارزیابی مدل های شبکه عصبی مصنوعی نسبت به روش های رگرسیونی در عملکرد مناسب آنها برای تعداد کم نمونه های مدل میباشد. بنابراین شبکه های عصبی مصنوعی به خصوص شبکه های ژئومورفولوژیکی به عنوان یک ابزار قوی پیش بینی شایسته بار رسوب یک سیستم پیچیده رودخانه ای معرفی میشوند.
موانع طولی یکی از اشکال ژئومورفیک درون کانالی هستند که در قسمت مرکزی کانال های رودخانه ای تشکیل می شوند و به علت اینکه نقش مهمی در فرایند شریانی شدن رود دارند دارای اهمیت هستند. از این رو در این مقاله تشکیل موانع طولی و نقش آن در تغییر الگوی کانال مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. محدوده مورد مطالعه حوضه آبریز لاویج رود نام دارد که در استان مازندران و جنوب شهر نور در دامنه های شمالی البرزمرکزی قرار گرفته است. روش تحقیق بدین صورت بوده است که 3 بازه از مسیر رود که دارای موانع طولی بوده اند مورد بررسی قرارگرفتند. نقشه برداری از مسیر رود با استفاده از GPS انجام گرفت و موقعیت موانع طولی در کانال رود مشخص گردید. سپس از چندین مقطع عرضی از هربازه نقشه برداری شد و اندازه ذرات رسوبی با استفاده از روش شمارش پبل تعیین گردید. حد دبی لبالبی با استفاده از شواهد میدانی شناسایی گردید. سپس با استفاده از روابط تنش برشی مرزی (کل)، تنش برشی بحرانی و پایداری نسبی بستر، توانایی رود مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج مقدار کم تنش برشی شکل بستر نشان می دهد که قسمت زیادی از انرژی رودخانه صرف غلبه بر مقاومت اشکال بستری می شود. نسبت کمتر از 1 پایداری نسبی بستر در بازه های مورد مطالعه نشان دهنده پایداری کم ذرات رسوبی در بستر رود می باشد. از این رو موانع طولی در قسمت های عریض کانال رود در جریان های کمتر از لبالبی و در نتیجه تغذیه زیاد رسوب و کاهش قدرت رود انباشته شده اند. تعداد این موانع در بعضی از بازه ها نشان دهنده تغییر تدریجی الگوی رود از حالت تقریبا مستقیم به الگوی تقریبا شریانی می باشد که نتیجه آن ناپایداری بیشتر کانال می باشد.
تپه های برخانی در مناطقی مشاهده می شوند که قابلیت دسترسی باد به ماسه کم است و مسیر باد غالب در اکثر طول سال تقریباً ثابت است. یکی از رایج ترین چشم اندازهای بادی منطقه جنوبی کویر حاج علی قلی، تپه های برخانی هستند. در این پژوهش، تلاش شده است تا ویژگی های شکل شناسی برخان های مطالعاتی با استفاده از روش های مدل سازی ریاضی و آماری شکل آنها تشریح گردد. نتایج حاصل از این روش در بررسی شکل برخان و شناسایی نحوه رفتار آن اهمیت بسیار دارد. مدل سازی ریاضی شکل برخان ها از طریق شبیه سازی آنها در دستگاه مختصات و با استفاده از معادلات غیرخطی سهمی صورت گرفته، که در مجموع برای سهمی دامنه رو به باد برخان یک معادله و برای سهمی دامنه باد پناه معادله ای دیگر محاسبه گردیده است. با استفاده از روش مدل سازی آماری، نوع و شدت روابط بین مؤلفه های ریاضی و مورفولوژی برخان تعیین شده است که حاکی از تبعیت روابط موجود از رابطه توانی با حداکثر ضریب تبیین و کمترین میزان خطای برآورد نسبت به دیگر روابط است. تلفیق دو روش مذکور شالوده ای بنیادی برای شبیه سازی برخان در محیط های مجازی و آزمایشگاهی است و یکی از مهم ترین نتایج این پژوهش تبدیل دو روش مدل سازی ریاضی و آماری مورفولوژی برخان به یکدیگر است. فاصله کانونی از پارامترهای مهم سهمی های برخان است، که حالت های مختلف برخان ها را نسبت به یکدیگر بیان می کند. اگر فاصله کانونی برخان کاهش یابد، دهانه آن تنگ تر می شود و حالت واگرایی بازوهای برخان نیز کاهش می یابد. برخان هایی که فاصله کانونی بیشتری دارند، دارای پهنای عریض تر، ابعاد وسیع تر و حجم بیشتری هستند.
تغییر کاربری جنگل به اراضی کشاورزی، عموماً تاثیر جدی بر میزان ماده آلی و دیگر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی نقش تغییر کاربری جنگل بر برخی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک و در ادامه شناخت شماری از متغیرهای مؤثر خاک بر شاخص فرسایش پذیری در بخشی از حوضه آبخیز برنجستانک صورت گرفته است. بدین منظور سه کاربری جنگل، زراعت دیم (گندم) و باغ مورد بررسی قرار گرفت. نمونه های خاک از دو لایه سطحی 10-0 و 20-10 سانتی متر در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی برداشته و مقایسه شد. نتایج نشان از آن داشتند که میزان ماده آلی در اراضی زراعی و باغ، به ترتیب 24/44 و 45/45 درصد در لایه 10-0 سانتی متر، و 69/42 و 43 درصد در لایه 20-10 سانتی متر کمتر از اراضی جنگلی بوده است. حداکثر نیتروژن کل در لایه 10-0 سانتی متر در کاربری جنگل به میزان 303/0 درصد و حداقل آن در لایه 20-10 سانتی متر در اراضی باغ به میزان 190/0 درصد مشاهده شد که کاهشی معادل با 32/37 درصد را نشان می دهد. وزن مخصوص ظاهری و اسیدیته خاک طی تغییر کاربری جنگل افزایش یافت. این در حالی است که تغییر کاربری جنگل به اراضی زراعی و باغ تاثیر مشخص و معنی داری بر درصد ذرات رس و سیلت نداشت و تنها در لایه 10-0 سانتی متر تفاوت معنی داری از لحاظ درصد ذرات شن مشاهده شد. نتایج نشان داد که فرسایش پذیری خاک به دلیل کاهش پوشش گیاهی پایا، ماده آلی خاک، تخریب ساختمان خاک و پایداری خاکدانه ها طی تغییر کاربری جنگل، افزایشی حدود دو برابر داشته است. همچنین متغیرهای رس، ماده آلی و نیتروژن کل دارای همبستگی معنی دار منفی؛ و در مقابل، درصد سیلت و شن ریز نیز دارای ارتباط معنی دار مثبت با میزان فرسایش پذیری اند.