با وجود شهرت فراوان نظریه پردازانی چون گوردن ویلارد آلپورت (۱۸۹۸ - ۱۹۶۷م)، کارل گوستاو یونگ (۱۸۷۵ – ۱۹۶۱م)، کارل راجرز(۸۱۹۰۲ - ۱۹۸۷) و آبراهام هَرولد مَزلو (۱۹۰۸ - ۱۹۷۰م) در روان-شناسی آکادمیک، فریتز پرلز (1893 – 1970م) رهبر بزرگ مکتب گشتالت(Gestalt) در میان توده های مردم شهرت فراوان یافته است و الگوی او با عنوان انسان سالم(The ""Here and now"" person ) هم اکنون طرفداران بسیار دارد.
مبارزه با قاچاق دارای ابعاد مختلف و گوناگونی است. این مسئله گرچه بیشتر از نظر اقتصادی موردبحث و بررسی قرار گرفته است اما مسائل فرهنگی نیز ارتباطی تنگاتنگ و تأثیری متقابل با پدیده قاچاق دارند. به این ترتیب مبارزه فرهنگی می تواند برخی از ریشه های شکل گیری و گسترش پدیده قاچاق را خشکانده و گامی مؤثر دراین باره به شمار آید. رسانه ها که مهم ترین ابزار فرهنگی دنیای جدید هستند، بایستی در این رابطه سازمان دهی شده و نقش مؤثر خویش را با بهره گیری از آموزه های دینی و در رأس آن ها آموزه های فقهی که باید و نبایدهای جهت گیری صحیح و شرعی رسانه را تعیین می کنند، ایفا نمایند. تبیین اصل توحید و تقوا و تعظیم شعائر الهی، تبیین اصل عدالت توزیعی در جریان ثروت، تبیین روشنگرانه از عدالت اجتماعی-اقتصادی، تبیین حرمت اسراف، مصرف گرائی و تجمل زدگی، حرمت نیاز آفرینی کاذب در مردم با تبلیغات افسارگسیخته کالا بخصوص کالای خارجی، لزوم اطلاع رسانی و آموزش در حوزه قاچاق از باب امربه معروف و نهی از منکر از آن جمله اند.
در این مقاله رویکردی تلفیقی از تحلیل پوششی داده ها و شاخص بهره وری مالم کوئیست برای ارزیابی عملکرد پروژه ها در پژوهشکده علوم و فناوری زیر دریا ارائه شده است. دراین مطالعه از مدل خروجی محور با بازده به مقیاس ثابت استفاده شده است و نتایج مخصوص به یک زمان مشخص و مربوط به سازمان تحت بررسی هستند. همچنین باتوجه به این که تحلیل پوششی داده ها برای سنجش کارایی واحد های با اهدف یکسان استفاده می شود، فرض شده پروژه ها از نظر اهداف که همان ارائه کیفیت مطلوب با حداقل هزینه و زمان می باشند، همگن به شمار آیند. نتایج این پژوهش امکان استفاده از مدل یادشده را برای تعیین عملکرد پروژه ها در سازمان های پروژه محور نشان می دهد. تلفیق تحلیل پوششی داده ها و شاخص مالم کوئیست برای ارزیابی پروژه ها و همچنین تحلیل حساسیت کارایی آنها از نوآوری های مطالعه حاضر هستند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر متوسط اندازه صنعت و سرمایه اولیه بر بقای شرکت های تولیدی استان مازندران در فاصله سال های 1390-1360 است. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از پایگاه داده اداره صنایع و معادن استان مازندران استفاده شده، با استفاده از رویکرد تجزیه و تحلیل تاریخی- رویدادی به بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر بقای شرکت ها پرداخته شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل برآوردکننده حد محصول (کاپلان- مایر) استفاده شده است. جهت آزمون فرضیه ها، مدل نیمه پارامتریک رگرسیون Cox (تابع هزارد) و مقایسه توابع بقا مورد استفاده قرار گرفته است. در نتیجه این پژوهش، رابطه معنادار میان متوسط اندازه و سرمایه اولیه صنعت با بقای شرکت های تولیدی تأئید شد. همچنین براساس مقایسه توابع بقای صنایع، این گونه نتیجه گیری شد که تأثیر متوسط اندازه و سرمایه اولیه در هر صنعت، متفاوت با سایر صنایع است.
در عصر دانایی محوری، دانش تنها منبع متمایز سازمان به شمار میرود و برای حفظ مزیت رقابتی سازمان ضروری است. از این رو، مدیریت دانش به یکی از وظایف کلیدی سازمان های موفق امروزی تبدیل شده است. اجرای مؤثر مدیریت دانش در سازمان به زیرساخت های گوناگونی نیاز دارد که فرهنگ سازمانی یکی از مهم ترین آنها است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر انواع فرهنگ سازمانی بر اقدامات مدیریت دانش در مراکز آموزشی یک سازمان دولتی است. دادههای نظرسنجی از 275 مشارکت کننده جمعآوری شده است. برای ارزیابی مدل پژوهش نیز از تحلیل عاملی و آزمون تحلیل مسیر استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد، بین فرهنگ سازمانی قبیله ای و کارآفرینانه با اقدامات مدیریت دانش ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد، در حالی که این تأثیر در مورد فرهنگ سازمانی بازاری و سلسله مراتبی منفی است. این یافته ها نشان می دهد شناخت نوع فرهنگ سازمانی حاکم بر سازمان، به مدیران را توانایی می دهد تا از اقدامات مدیریت دانشی استفاده کنند که با فرهنگ سازمان تناسب داشته باشند. همچنین بر اساس یافتههای این پژوهش پیشنهادهایی کاربردی به مدیران ارائه می شود تا فرهنگ سازمانی تسهیل گری برای اجرای اثربخش اقدامات مدیریت دانش در سازمان ایجاد کنند.
با رشد تجارت الکترونیکی در دنیای امروز، رقابت، چهره ی متفاوتی نسبت به گذشته پیدا کرده است؛ مشتریان در این محیط جدید انتخاب های گسترده ای پیش روی خود دارند و به دنبال ضمانت های اجرایی قوی برای پشتیبانی از انتخاب هایشان هستند. این فضای جدید پیچیدگی های جدیدی را در روابط میان سازمان ها و مشتریان، به ویژه در محیط B2B ایجاد می کند. توافق نامه ی سطح خدمت، ابزار کلیدی در تنظیم روابط میان سازمان هاست. یکی از چالش های موجود در تنظیم توافق نامه های سطح خدمت، شکاف میان سطح خدمت مورد نیاز مشتری و سطح خدمت ادراک شده ی تأمین کننده است. پژوهش حاضر برخلاف مطالعات گذشته که تنها توانایی تأمین کننده در ارائه ی خدمت را مدنظر قرار می دادند، سوی دیگر قرارداد، یعنی مشتریان را مدنظر دارد و به منظور شناسایی سطح خدمت مورد نیاز مشتریان، به ارائه ی چارچوبی جامع از دارایی های مشتری می پردازد. به این منظور با بررسی ادبیات موضوع، ابعاد و شاخص هایی از مشتری که بر سطح خدمت ارائه شده به مشتری تأثیر می گذارند، شناسایی و با نظرسنجی خبرگان مورد ارزیابی قرار گرفت. ابعاد شناسایی شده در این چارچوب مدیریت، سازمان، فرآیند، انسان، دانش، اطلاعات، نرم افزارهای کاربردی و زیرساخت ها بوده اند.
در رویکرد قابلیت، مفاهیم توسعه و توسعه نیافتگی و ابزار تحقق آن با رویکردهای رایج متفاوت است. تنها انسان هایی که قابلیت های فردی و شرایط محیطی برایشان فراهم است، پیام آور توسعه هستند. این رویکرد در ادبیات برنامه ریزی کشور ما مغفول مانده و می تواند باعث رفع چالش های توسعه ی دولت الکترونیکی شود. در این پژوهش از روش توصیفی پیمایشی و ابزار پرسش نامه برای جمع آوری نظر خبرگان استفاده شده است. ابتدا چالش های عمده در توسعه ی دولت الکترونیکی شناسایی شده اند. سپس مدل های رویکرد قابلیت و مؤلفه های تأثیرگذار بر آن، استخراج و دسته بندی شده اند. سپس میزان تأثیرات قابلیت های انسانی بر چالش های دولت الکترونیک با استفاده از ماتریس خانه ی کیفیت، بررسی و با روش آنتروپی شانن رتبه بندی شده اند. نتایج نشان داد که در توسعه ی دولت الکترونیک، توجه به قابلیت های مردم در کنار توجه به نظرات دولت می تواند کارساز باشد. قابلیت های مهم عبارتند از: توانایی ایجاد محیط آزاد در جامعه ی اطلاعاتی و دسترسی به اطلاعات، توانایی فراگیری سواد الکترونیکی، توانایی ارائه ی خدمات با کیفیت الکترونیکی، توانایی احقاق حق در محیط الکترونیکی.
اقتصاد هزینه ی مبادله ی ویلیامسون یک نظریه ی بنگاه در اقتصاد نهادی جدید است که تاکنون بسیار برای تحلیل مبادلات اقتصادی به کار رفته و طبق آن تصمیمات ساخت - خرید یا به عبارتی ادغام های عمودی در بنگاه ها تحلیل شده است. نوآوری این مقاله، کاربرد این نظریه برای یک موضوع سیاسی یعنی تشکیل احزاب است. در این راه، مبانی نظریه ی انتخاب عمومی (یا نظریه ی اقتصادی سیاست) در نقش راهنما عمل می کند. کاربرد اقتصاد هزینه ی مبادله برای تشکیل احزاب نیاز دارد نخست، مبادلات بین سیاست مداران با یکدیگر به عنوان واحد نهایی تحلیل انتخابشود، ماهیت ساختارهای تدبیر (انفرادی و حزبی) سیاست مداران برای انجام این مبادلات معرفی شود. ویژگی های این مبادلات یعنی درجه ی اختصاصی شدن دارایی ها، نااطمینانی های محیطی و رفتاری و تکرار مبادلات که بر هزینه ی هر یک از ساختارهای تدبیر تأثیر دارد، احصا شده و تأثیر محیط نهادی بر هزینه ساختارهای تدبیر تبیین شود. کاربرد این چارچوب برای تشکیل احزاب منتخب در کشورهای آمریکا، ترکیه و ایران نشان می دهد که سیاست مداران آمریکا و ترکیه به دلیل هزینه ی کم تر ساختار حزبی (یا هزینه بیش تر رفتار انفرادی) از احزاب استفاده کرده اند، ولی در ایران به دلیل هزینه ی بیش تر ساختار حزبی (یا هزینه ی کم تر رفتار انفرادی) از احزاب استفاده بسیار محدودی شده است.
طبقه بندی JEL: D23, P16, D71, L31, L25
سرمایه ی اجتماعی از طریق مکانیسم های متفاوتی قادر است رشد بنگاه های صنعتی را بهبود بخشد. در این مقاله بهبود فناوری به عنوان یکی از این مکانیسم ها در نظر گرفته شده و چگونگی نقش آفرینی سرمایه ی اجتماعی در رشد صنعتی از طریق آن به طور نظری و تجربی مورد آزمون و تحلیل قرار گرفته است.
نتایج برآوردها در چارچوب روش هم گرایی و با استفاده از داده های اقتصاد ایران طی دوره ی 1385-1345 حاکی از آن است که سرمایه ی اجتماعی قادر است در بلندمدت و هم چنین در کوتاهمدت بر بهبود فناوری در بخش صنعت تأثیر معنی داری داشته باشد. از طرف دیگر با توجه به این که رشد صنعتی نیز به طور مثبت تحت تأثیر عامل فناوری قرار می گیرد، این طور استنباط می شود که نوآوری به عنوان یکی از مکانیسم هایی است که به واسطه ی آن سرمایه ی اجتماعی منجر به تقویت رشد صنعتی می شود، بنابراین به منظور تسریع فرایند بهبود فناوری مورد نیاز بنگاه های صنعتی جهت رشد بالاتر، تقویت سرمایه ی اجتماعی در سطوح مختلف خرد، میانی و کلان به عنوان یک عامل تعیین کننده و پیش شرط اساسی محسوب می شود.
طبقه بندی JEL: O3, M14, D71
اقتصاددانان کلاسیک اولیه یعنی آدام اسمیت و به ویژه ریکاردو، عامل تولیدی سرمایه را به عنوان کار انباشت شده درگذشته و کم بازده ترین زمین های کشاورزی و به عبارتی بازدهی های متفاوت زمین های کشاورزی و نقش نیروی کار برای تبدیل مزارع کم بازده به زمین های مرغوب و پر بازده را برای اصالت و عمده بودن تنها عامل تولیدی یعنی نیروی کار مطرح و تأکید کرده اند. این اصل یعنی اصل بازدهی کار ولیکن به طور مداوم در فرایند توسعه ی بلندمدت خدشه دار شده و این امر موجب شده است که رشد و تقسیم تولید ناخالص ملی به طور دائمی به نفع دریافت کنندگای سود و بهره جریان پیدا کند.
شواهدی از بحران اقتصادی پیش رو نظیر رشد حیرت آور بدهی های عمومی و خصوصی، تمرکز ثروت و دارایی های پولی و مالی نزد اقشار کوچکی از جوامع موجبات کاهش درآمد و سود و در نهایت کاهش فروش محصولات تولیدی بنگاه ها را فراهم کرده است. اکنون این سئوال اساسی مطرح می شود که نظام سرمایه داری چگونه تحول خواهد یافت و آیا نظام سرمایه داری این بار نیز می تواند چالش های داخلی و محیطی خود را شناسایی و با استفاده از بازخوردهای مثبت و منفی خود را تعدیل کند، یا این که چالش های درونی و بیرونی، این نظام را دیر یا زود از پای درخواهد آورد. این مقاله نشان می دهد امکان پیش نگری و آینده سازی نظام سرمایه داری با استفاده از روش های سنتی نمی تواند پاسخ گویی مطلوبی را به همراه بیاورد، بلکه روش خطابه گزینه ی بهینه جهت آینده سازی نظام سرمایه داری را در بردارد.
طبقه بندی JEL: P17, P11
تحلیل تقاضای انرژی در صنایع همواره یکی از موضوعات مهم در تحقیقات اقتصادی است. این مسئله برای کشورهای در حال توسعه، به ویژه ایران که دارای منابع ارزان انرژی است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا سهولت یا سختی جانشینی نهاده انرژی را با سایر نهاده های تولید در صورت تغییر قیمت های نسبی نمایان می کند. در این تحقیق، برای تحلیل تقاضای نهاده ها مدل های پویای نسل سوم تقاضای نهاده به کار گرفته شد تا سرعت تعدیل سرمایه در صنایع کارخانه ای نیز مشخص شود. داده ها و اطلاعات در این پژوهش مربوط به صنایع کارخانه ای ایران بر اساس کدهای دو رقمی طبقه بندی بین المللی ISIC طی سال های 1374 - 1386 است. با استفاده از فرم تابعی لئونتیف تعمیم یافته و برآورد پارامترهای آن، به روش حداکثر درست نمایی با اطلاعات کامل، نتیجه حاکی از این است که بین سرمایه، الکتریسیته و سایر حامل های انرژی رابطه مکملی برقرار است و سرعت تعدیل نهاده سرمایه بسیار پایین است همچنین، نیروی کار نهاده ای پست محسوب می شود.
طبقه بندیJEL: C33, L6, L60, Q42
موضوع اندازه بنگاه و تأثیر آن بر عملکرد از موضوعاتی است که در دوره های تاریخی علم اقتصاد از زوایای متفاوتی ارزیابی شده است. درحالی که مطالعات انجام شده تا دهه 70 میلادی اندازه های بزرگ بنگاه را به دلیل توانایی استفاده از صرفه های ناشی از مقیاس اندازه ای برتر معرفی کرده اند، گسترش بنگاه های کوچک و متوسط در اواسط این دهه باعث شد تا تأثیر جایگاه اندازه بر عملکرد بنگاه بازنگری شود. در این میان، مفهوم بهره وری از اساسی ترین مفاهیم بیان عملکرد بنگاه تلقی شد، از این رو مطالعات متعددی کوشیده اند تا تأثیر اندازه را بر بهره وری بنگاه بررسی کنند. با وجود این، در ایران اگرچه سیاست های اقتصادی خصوصاً در سال های اخیر حمایت از بنگاه هایی با اندازه کوچک و متوسط را وجهه همت قرارداده اند، به نظر می رسد از بررسی تأثیر اندازه بر بهره وری غافل مانده اند. بر این اساس، این مقاله کوشیده است تا به بررسی این موضوع در صنایع تولیدی ایران با تأکید بر صنعت تولید محصولات کانی غیرفلزی (کد 26) بپردازد که یکی از محوری ترین صنایع تولیدی ایران است. در این مطالعه بهره وری با شاخص مالم کوئیست محاسبه و رابطه آن با اندازه بنگاه به روش رگرسیونی پولینگ دیتا تخمین زده شده است. نتایج این بررسی نه تنها نشان دهنده آن است که در کل صنعت، بنگاه هایی با اندازه بزرگ تر بهره وری بالاتری داشته اند، بلکه این رابطه در قریب به اتفاق گروه های این صنعت نیز برقرار است.
طبقه بندی JEL: D24، L25، L61
گاز طبیعی یکی از منابع هیدروکربوری است که استفاده از آن روز به روز در میان کشورهای مصرف کننده و تولیدکننده ی جهان در حال گسترش است. بازارهای موجود در آسیا و اروپا که با تقاضای رو به رشد منابع هیدروکربوری به ویژه گاز طبیعی در سال های آینده روبرو هستند، بزرگ ترین بازارهای مصرف گاز طبیعی در جهان می باشند. به همین دلیل امنیت عرضه ی گاز طبیعی در این کشورها از اهمیت زیادی برخوردار است. بر این اساس، به کمک برآورد شاخص امنیت عرضه ی گاز طبیعی (GSSI)1 می توان، میزان آسیب پذیری اقتصاد یک کشور نسبت به شوک های بالقوه ی عرضه ی گاز طبیعی را برآورد کرد. برآورد حاصل از به کارگیری شاخص مذکور نشان می دهد بازار کشورهای منتخب آسیا، کشور چین و هند نسبت به سایر کشورها از وضعیت امنیت عرضه ی گاز طبیعی مطلوب تری برخودار هستند. برآوردهای این شاخص در حوزه ی انتخابی اروپا نیز نشان می دهد که کشور انگلستان در وضعیت بهتری نسبت به سایر کشورهای مورد مقایسه قرار دارد.
یکی از مهم ترین متغیرهای مورد توجه سیاست گذاران در هر کشور نرخ تورم است. در نظام هدف گذاری تورم، تورم پایین و باثبات هدف اصلی سیاست به صورت صریح و مستقیم است. از سویی ثبات قیمت ها، که از نتایج مهم هدف گذاری تورمی است، شرط لازم برای دستیابی به سطوح پایدار رشد اقتصادی تلقی می شود. بر این اساس، در نظر داریم با استفاده از روش کنترل بهینه به بررسی هدف گذاری تورمی متناسب با رشد اقتصادی طی برنامه چهارم توسعه بپردازیم. این کار را از طریق مینیمم سازی تابع زیان اجتماعی، به منزله تابع هدف، با استفاده از الگوریتم ژنتیک و تابع GA مقید انجام می دهیم. قید تابع با استفاده از روش اقتصادسنجی رگرسیون های به ظاهر نامرتبط (SUR) برآورد می شود. برای سنجش اثرگذاری متغیرهای کنترل در متغیرهای وضعیت به طرح سناریوهای مختلف اقدام می کنیم؛ در نهایت مشخص می شود که طی برنامه چهارم توسعه، ابزارهای سیاست پولی در مقایسه با ابزارهای سیاست مالی از درجه اثرگذاری بیشتری برخوردارند.
این مقاله چهار نسخه مختلف و معتبر از تنظیم لوت-سوییت ب.و.ف ۹۹۶ در می مینور اثر یوهان سباستین باخ (1750-1685) بر روی گیتار را بررسی می کند. ضمن معرفی اثر، از لحاظ نوع برخورد هر یک از نسخه ها، آنها را نخست مورد ارزیابی کلی قرار می دهیم و در صورت نیاز با وارد شدن به جزئیات، مقایسه ای را در زمینه های مختلف، از قبیل کوک، انگشت گذاری ها، محدوده صوتی، بهره گیری از مصالح سازی و احیانا سایر موارد انجام می گیرد. هدف، ارائه فاکتورهایی ست برای تشخیص منطقی و اصیل از قطعات موسیقی دوران گذشته که احیاناً نیاز به بازنگری برای سازهای امروزی دارند، و در نتیجه رسیدن به اجرایی با همین خصایص. هر چند در این راه گاه با تناقضاتی رو به رو هستیم که اساساً اصالت کار را زیر سؤال می برند. نسخه های مورد بحث به ترتیب زمان انتشار عبارتند از تنظیم های هینس تویخرت، منتشر شده به سال ۱۹۷۹ میلادی، جولیان بریم، منتشر شده به سال ۱۹۸۱، روجرو کیه زا، تاریخ انتشار ۱۹۹۱ و فرانک کونس که در سال ۲۰۰۲ منتشر شده است.
هنگامی که در نیمه نخست قرن بیستم بحث از لغزش عقل مدرن شد، اسطوره شناسی به شکلی جدّی مورد توجه قرار گرفت. تعاریف متنوعی برای اسطوره از سوی اسطوره شناسان و حتی برخی فلاسفه مطرح شد. دامنه ی این اسطوره شناسی ها در سال های پس از آن، به گستره ی نقد ادبی نیز کشیده شد و ترجیحات کارکردگرایانه ی متفاوتی در هنرها پدیدار شدند که از همین جریانات نشأت می گرفتند. ازجمله برخی از اعضای مکتب «فرانکفورت» همچون تئودور آدورنو، رویکردشان به نقد خردگراییِ پدید آمده در عصر روشنگری بود. در سوی دیگر، ارنست کاسیرر از طریق «فلسفه ی انتقادی» به ویژه تلاش کرد جایگاه اسطوره را از سایر صورت های سمبلیک همچون زبان و هنر، خودبسنده و مستقل تعریف کند. در بررسی آرای کاسیرر، آدورنو و نیز والتر بنیامین- با وجود تمایزات فکری ایشان در باب مناسبات میان اسطوره و هنر- به نظر می رسد آن چه که می تواند مرور عوالم گوناگون فکری ایشان را در کنار هم توجیه کند، اولاً: تمرکز و عزمی است که این اندیشمندان برای شناساندن و کنترل اسطوره همچون قدرتی تأثیرذار بر افکار بشر به خرج دادند. درثانی، شرایط اجتماعی و سیاسی تقریباً مشترکی است که ایشان در آلمان جنگ های جهانی و سال های پس از آن تجربه نمودند. در این مقاله مناسباتی که متأثر از رویکرد متفکران مورد نظر به اسطوره، میان اسطوره و هنر ترسیم شد، از تطبیق آرای ایشان مورد تحلیل قرار گرفته است.