نقش عوامل زیست محیطی در پراکنش و شکل یابی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در منظر فرهنگی هلیل رود در دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
187 - 218
حوزههای تخصصی:
دشت رودبار جنوب با مساحت بیش از 6000کیلومتر مربع، یکی از مناطق مهم باستان شناسی در جنوب شرقی حوزه فرهنگی هلیل رود است. این منطقه با عنایت به توان زیست محیطی مطلوب، ازجمله آب دائمی هلیل رود، دشت حاصلخیز و وسیع و ارتفاعات مرتعی در بخش شمالی، و هم چنین به واسطه ظرفیت جغرافیایی و مسیر ارتباطی سند و سیستان به جیرفت کهن، زمینه ساز حضور جوامع انسانی با ساختار معیشتی متنوع یکجانشین و کوچ رو بوده است. در نتیجه دو فصل بررسی باستان شناسی در دشت رودبار جنوب در دو دهه گذشته، شماری از استقرارهای کهن در این ناحیه شناسایی شد؛ اما تمرکز بر استقرارهای پیش ازتاریخی در این پهنه فرهنگی سبب شد برونداد بررسی های باستان شناختی در محوطه های دوران اسلامی به ثبت نقاط GPS از موقعیت محوطه ها و توصیفات کلیِ آثار فرهنگی محدود بماند؛ درحالی که پرسش هایی درباره نقش و تأثیر عوامل زیست محیطی بر نحوه پراکنش استقرارگاه ها و شکل گیری سازمان های معیشتی بی پاسخ باقی مانده است؛ بنابراین در پژوهش پیشِ رو، برای نخستین بار با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی، به استناد یافته های دو فصل بررسی باستان شناسی، مطالعات کتابخانه ای و تهیه و تفسیر نقشه های GIS، به تبیین اثرگذاری عوامل زیست محیطی بر استقرارهای دوران اسلامی دشت رودبار جنوب پرداخته شده است؛ بدین منظور، ابتدا استقرارهای دشت روبار براساس تاریخ گذاری نسبی به دو بازه زمانی «سده های نخست تا قرون میانه اسلامی» و «سده های متأخر (از سده 10 ه .ق. به بعد)» تقسیم شده و عوامل محیطی مانند: ارتفاع از سطح دریا، منابع آب، خصوصیات خاک، وضعیت راه ها، میزان و جهت شیب بستر در ارتباط با آثار استقراری به عرصه تحلیل گذاشته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد بنیادی ترین عوامل مؤثر بر شکل گیری، پراکنش و سازمان معیشتی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در دوران اسلامی، منبع آب هلیل رود در دشت و منبع آب قنات در بخش های پیرامونی، راه تجاری جیرفت به سند و سیستان و ناهمواری های شمال و شمال شرقی به منظور بهره مندی از قابلیت بالقوه دامداری، بوده است.