با توجه به نقشی که صادرات در ایجاد فرصت اشتغال و تأمین ارز جهت واردات به ویژه در کشورهای درحال توسعه دارد، حضور مداوم در بازارهای بین المللی دارای اهمیت حیاتی می باشد. با توجه به پیچیدگی رقابت های فزاینده، دقت در تصیم گیری مطلوب و اتخاذ سیاست های حمایتی مناسب در سطوح مختلف، ضرورت پیدا کرده که هدف این سیاست ها بهبود عملکرد صادراتی شرکت ها یا تحریک آن ها برای شروع و ادامه فعالیت های صادراتی است.
هدف این مطالعه تحلیل نحوه و میزان تأثیرگذاری برنامه های تشویق صادرات بر عملکرد شرکت های صادرکننده خدمات فنی و مهندسی ایران می باشد. برای این منظور از مدلی جهت بررسی تأثیر برنامه های تشویق صادرات بر عملکرد صادراتی استفاده گردید که جهت گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای بین شرکت های صادرکننده خدمات فنی و مهندسی ایران توزیع و سپس با استفاده از فن آماری مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از برنامه های تشویق صادرات به طور مستقیم بر عملکرد صادراتی تأثیر نداشته اما به طور غیرمستقیم و از طریق تأثیرگذاری بر قابلیت های مرتبط با صادرات و اثر آن بر استراتژی بازاریابی صادراتی تأثیر مثبت و معنادار دارند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهادهایی برای افزایش اثربخشی برنامه های تشویق صادرات ارائه شده که می تواند مورد استفاده سیاست گذاران این حوزه قرار گیرد.
هدف اصلی در این مقاله، بررسی و آزمون اثرات نامتقارن نوسانات نرخ ارز (بر حسب تکانه های مثبت و منفی) بر سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران است. برای بررسی شوک های ارز در ابتدا با استفاده از فیلتر هودریک- پرسکات، شوک های پیش بینی شده و شوک های پیش بینی نشده مثبت و منفی استخراج شده است. در ادامه در تصریح معادله سرمایه گذاری بخش خصوصی علاوه بر لحاظ این شوک ها، تأثیر متغیرهای دیگر نظیر تولید ناخالص داخلی (بدون نفت) و سرمایه گذاری دولتی مورد توجه قرار گرفته است. برای این منظور با استفاده از الگوی خودبازگشتی با وقفه های توزیعی (ARDL) و همچنین الگوی تصحیح خطا (ECM)، وجود رابطه بلندمدت و کوتاه مدت میان سرمایه گذاری بخش خصوصی و عوامل مؤثر بر آن طی سال های 1389- 1357 مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصل حاکی از اثرات نامتقارن نرخ ارز بر سرمایه گذاری بخش خصوصی است به طوری که شوک های مثبت نرخ ارز، اثرات بیشتری نسبت به شوک های منفی دارند.
Up to now, the impact of real exchange rate on the non-oil exports of Iran has been mainly on focus. However, the more important aspect of the fluctuations in exchange rate is its degree of volatility which can have profound effect on the non-oil exports. Hence, the main objective of this paper is to investigate the linkage between non-oil exports and the real exchange rate volatility for Iran over the period of 1971-2007. For this purpose, a proxy for the real exchange rate volatility has been estimated by using GARCH model. Then, a conventional exports function has been estimated by Johansen’s multivariate co-integration approach. The empirical findings reveal that among the explanatory variables, the real exchange rate and its volatility have positive and negative impact on the non-oil exports of Iran respectively
در سالهای اخیر، تشکیل اتحادیه پولی کشورهای اسلامی مورد توجه بسیاری از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) قرار گرفته است. در این پژوهش اثر تشکیل اتحادیه پولی بر تجارت در 49 کشور اسلامی در دوره 1990-2011 با استفاده از تئوری (OCA) و مدل جاذبه تعمیم یافته مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر این است که مرز مشترک، زبان مشترک و وجود اتحادیه های تجاری اثر مثبت و معنی دار و نوسانات نرخ ارز، محصور بودن در خشکی و فاصله بین کشور مبدأ و مقصد اثر منفی و معنی داری بر جریان تجارت بین کشورهای اسلامی داشته اند. همچنین، تشکیل اتحادیه پولی اثر مثبت و معنی داری بر جریان تجارت کشورهای (OIC) دارد.