پرسش محوری مقاله حاضر این است که علل حمله مسلمانان به هند چه بود؟ آیا این لشکر کشی تنها در جهت گسترش اسلام و انجام وظیفه جهاد با کافران صورت گرفته است یا اهدافی چون رسیدن به ثروت این سرزمین و یا تسلط بر نقاط استراتژیک آن در زمینه تجارت و مانند آن عامل این لشکرکشی ها بوده است؟ در این تحقیق، شرایط جغرافیایی هند، موقعیت هند در دوران مقارن با حملات مسلمانان به این سرزمین و نیز چگونگی این حملات در دو مرحله در قرن اول هجری و سپس در زمان غزنویان، بررسی شده است. در تمام این مراحل مواردی چون غزو با کافران، گسترش دین اسلام و حمایت از مسلمانان ساکن آن سرزمین، به عنوان انگیزه این حملات مطرح شده است، اما نمی توان از نقش آفرینی عواملی همچون قدرت طلبی، کشور گشایی و دست یافتن به ثروت بیکران این سرزمین افسانه ای چشم پوشید.
آل عثمان یا عثمانیان در اواخر قرن سیزدهم میلادی/هفتم قمری از یک امیرنشین محلی در غرب آناتولی به تدریج به یک دولت مستقل و سپس به یک امپراتوری جهانی تبدیل شدند. اگرچه در دولت عثمانی، سنت تاریخ نگاری با تأخیر زیاد پدید آمد، اما بعد از تکوین، سیر تکاملی پیدا کرد، به گونه ای که به یکی از جریان های مهم تاریخ نگاری در جهان اسلام تبدیل شد. تاکنون دربارة شکل گیری و روند تکامل تاریخ نگاری عثمانی پژوهش های متعددی صورت گرفته است. بااین حال، جایگاه و ابعاد تاریخ نگاری فارسی در شکل گیری تاریخ نگاری عثمانی هنوز به صورت همه جانبه بررسی نشده است. یکی از دلایل این امر عدم تصحیح و انتشار شمار زیادی از آثار تاریخ نگاری فارسی است. چنانکه هنوز تصحیح منقحی از هشت بهشت بدلیسی در دست نیست. البته در سال های اخیر تعدادی از آثار فارسی در ایران و ترکیه تصحیح و منتشر شده است. با انتشار این آثار، زمینه و مجال مناسبی برای بررسی جایگاه و ابعاد تاریخ نگاری فارسی در عثمانی پدید آمده است. پرداختن به تاریخ نگاری عثمانی به ویژه برای ما ایرانیان از آن حیث که موجب شناخت بهتر و بیشتر تاریخ نگاری ایران می شود، نیز دارای اهمیت زیادی است، زیرا تاریخ نگاری عثمانی از همان آغاز شکل گیری و نیز در مرحله اوج و کمال خود تاحد زیادی وامدار زبان فارسی، عناصر ایرانی و الگوهای تاریخ نگاری ایران بود. پژوهش حاضر درباره این پرسش ها شکل گرفته است: تاریخ نگاری عثمانی در چه شرایط تاریخی شکل گرفت؟ در شکل گیری آن چه عوامل و عناصری نقش داشتند؟ جایگاه و ابعاد تاریخ نگاری فارسی در عثمانی چگونه بود؟ پژوهش حاضر با روش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع و مآخذ به پرسش های مزبور پاسخ می دهد.
موضوع امامت اساسی ترین رکن اعتقادی شیعه و فرق آن است. قرامطه به عنوان شاخه ی شناخته شده از اسماعیلیه براساس اعتقاد به امامت محمد بن اسماعیل، نواده امام جعفر صادق (ع)، شکل گرفت. حامیان امامت محمد بن اسماعیل(مبارکیه) پس از مرگ او به دو گروه منشعب شدند: دسته ای ضمن انکار مرگ محمد بن اسماعیل او را هفتمین و آخرین امام که همان مهدی و قائم آخرالزمانی و یا الوالعزم خواهد بود، دانستند. این گروه سلف قرامطه قلمداد می شوند و گروه دیگری که اقلیت اند با پذیرش مرگ محمد بن اسماعیل، سلسله امامت را در فرزندان و ذریه او جاری دانسته، در ائمه فاطمیان مصر تجلی یافتند. با شروع دوره کشف و اعلان ظهور عبیدالله المهدی اختلاف بر سر موضوع راهبری نهضت اسماعیلیه و امامت آن تشدید شد و قرمطیان با جدایی از پیکره اسماعیلیان فاطمی بر دعوت قدیم پای فشردند. تغییر خط مشی جدایی طلبان قرمطی این سوال اساسی را مطرح نمود که مبانی فکری قرمطیان درباره امام چیست؟و تفاوت موضوع امامت قرمطیان با فاطمیان در چیست؟ تبیین فرضیات مطرح توصیفی - تحلیلی متکی بر آثار کتابخانه ای است.