تأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفه علم است که ارتباط نزدیکی با مسئله اسلامی سازی علوم دارد. مقالة حاضر با تکیه بر دیدگاه های فیلسوفان جدید علم مانند پوپر، لاکاتوش، کوهن و برت و با الهام از آرای سید حسین نصر درباره ابتنای علوم اسلامی بر اصول دین اسلام، در بررسی موردی دانش جغرافیا کوشیده است بخشی از این اصول را که ملهم از قرآن است، شناسایی کند. با توجه به فراوانی چشمگیر منابع جغرافیایی در گسترة تمدن اسلامی، در این مقاله سه کتاب صوره الأرض، معجم البلدان و تقویم البلدان واکاوی شده اند. افزون بر نگاه خاص قرآن به سودمندی علم که بر کارکردهای دینی و اجتماعی دانش جغرافیا اثر گذاشت، به نظر می رسد این آموزه ها نیز بر دانش جغرافیا تأثیرگذار بوده اند: سلسله مراتب هفت گانه هستی، پیوند جغرافیا با تاریخ و وجه عبرت آموزی آن، اماکن مقدس مذکور در قرآن و مؤلفه های جغرافیایی این جهانی قرآن مانند آب، گیاهان، حیوانات، کوه ها و راه ها.
تعابیرى چون مدینه فاضله, جامعه مدنى در گفتمان اصلاح طلبان و دولت کریمه, حکومت و وراثت صالحان در فرهنگ اسلام , نشان از آرمان مشترک است که بشریت همواره آرزوى تحقق آن را داشته است, بى گمان وجود چنین ایده هاى بالنده در فرهنگ بشر از نظر جامعه شناختى بى دلیل نمى باشد به نظر مى رسد از آنجا که ادیان الهى بعد از ابلاغ توحیدگرایى, تربیت و هدایت یعنى اصلاح بشر را وجهه همت خود قرار داده اند,(1) این انبیإ الهى و مکاتب انسان ساز آنها بوده است که چنین ایده را از روز اول به انسانها القإ کرده و در پى اجرإ آن بوده اند.
ابومحمد جابر بن یزید جعفى کوفى (حدود 50ـ128 ق) از تابعان و از اصحاب نامدار و مورد وثوق امام باقر و امام صادق(علیهما السلام)است. او در اواخر دوره اموى، یک مرجع عمده درباره علوم دینى زمانش به شمار مى رفت. عمده فعالیت هاى علمى این عالم برجسته شیعى و شاگرد مکتب اهل بیت(علیهم السلام) در شاخه هاى تفسیر، حدیث، تاریخ، فقه و کلام بوده، از آن جا که شاگردان نامدارى از شیعه و سنى داشته است، سهم فراوانى در توسعه این علوم در بین عامه مسلمانان و به خصوص شیعیان امامى داشته است.
بررسی فعالیت ها و اقدامات دولت ها و حکومت ها در گسترش یک دین یا مذهب و یا ایجاد و گسترش فرهنگ و تمدن، اهمیت فراوانی دارد. در این میان اهمیت دولت سربداران، از نخستین دولت های شیعی امامی در ایران، به لحاظ نوع دین و مذهب، مکان جغرافیایی، آرمان ها و انگیزه های شروع قیام، دو چندان می باشد، تا جایی که می توان ادعا نمود تشکیل دولت صفویه و تغییر مذهب در ایران، ریشه در دگرگونی های مذهبی و فرهنگی داشت که دولت سربداران در ایران به وجود آوردند. این نوشتار درصدد بررسی نقش این دولت در گسترش مذهب تشیع و تمدن اسلامی است و با روش توصیفی و تحلیلی به این نتیجه می رسد که این دولت با اقداماتی در حوزه فرهنگ و دانش، اعتقادات مذهبی، رفتار و رابطه حاکمان با مردم و عملکرد سیاسی، اقتصادی و عمرانی، به پایداری و گسترش مذهب تشیع در ایران و پیشرفت تمدنی در منطقه خراسان مدد رسانده است.
هنگامی که اعراب بادیه نشین مسلمان در آغاز قرن هفتم میلادی از صحرای جزیرة العرب به عنوان جهاد دینی به اطراف پراکنده شدند، غیر از آیین جدیدشان، چیزی که مخصوص خود آنان باشد به همراه نداشتند؛ از فنون معماری چیز زیادی نمی دانستند، شهرهایشان جز توده هایی از کلبه های گلی ابتدایی و روستاهایشان جز جوخه هایی از سیاه چادر یا آلونک هایی از نی نبود، و تنها عبادتگاهی که داشتند، کعبه در مکه بود که به هیچ یک از درجات هنر ساختمان ارتباطی نداشت. با این وجود، چند دهه پس از این مهاجرت، به کمک اقوام و ملل مغلوب و امکانات ذاتی آنان جنبشی را آغاز کردند که از آن به «جنبش عمران و شهرسازی» می توان یاد کرد؛ زیرا پس از مدت کوتاهی به برپایی شهرهایی چون کوفه، بصره، واسط و بغداد در شرق و فسطاط و رام الله در غرب اقدام کردند. هدف از این پژوهش با اتکا به منابع و شواهد تاریخی پاسخ بدین سؤال است که چه عواملی اعراب صحراگرد را بر آن داشت تا به درک تاریخی ضرورت چنین پدیده ای نائل شوند.
شمر بن ذی الجوشن یکی از افرادی است که در جریان قیام امام حسین مرتکب جنایاتی شد و به بدنامی و بدفرجامی به عنوان قاتل امام حسین در تاریخ ثبت شده است. این فرد دارای فراز و فرودهای شخصیتی است. نوشتار پیش رو با روش توصیفی و شیوه کتابخانه ای به شخصیت شناسی وی و نقش او در جنایات و مصائب کربلا به ویژه روز عاشورا پرداخته است.
این نوشتار با رویکرد شناساندن روح و هدف حماسهء حسینى، ضمن چند محور سامان یافته است:
یک: امامت، استمرار نبوت، که در آن ضرورت تداوم رسالت اجتماعىِ پیغمبر(ص)و تداوم حیات دین آشکار مى شود.
دو: بررسى ویژگى هاى روزگار امام حسین(ع)تا از آن ضرورت قیام حسینى نتیجه گرفته شود.
سه: مسألهء علم غیب امام (ع) که بنابر گفتمانى قرآنى به اثبات رسیده، نتیجهء آن، برتربودن رهبرى امام (ع)از زمامدارى دنیایى است. بر این اساس، این دیدگاه که امام (ع)به دنبال تأسیس حکومتى بنا بر خواست اکثریت بوده، به نقد کشیده شده، نادرستى اش رانتیجه گرفته ایم. فراز دیگر این مقاله، بیان پیامدهاى نادرست دموکراتیک دانستن قیام حسینى است.
بخش دیگرِ بحث، ارزیابى میزان اثرگذارى بیعت خواهى یزید از امام (ع)بر قیام ایشان است.سرانجام به نقد این نظریه که «هدف امام (ع)کشته شدن نبوده»، پرداخته ایم و با بررسىابعاد مختلف شهادت طلبى در نهضت حسینى، این عقیده را نیز نفى کرده ایم.
شخصیت علمی خالد بن یزید و تلاش های او در جهت کسب و گسترش دانش، از دید محققان همواره مورد شک و تردید بوده و با گسترش زمینة تحقیق در ریشه های علم صورتی افسانه ای به خود گرفته است. از ابن خلدون گرفته تا محققانی در عصر جدید همچون روسکا، کراوس، اولمان، سارتن و میه لی کوششهای خالد در شکل گیری نهضت ترجمه در جهان اسلام، فعالیتهای علمی و نهایتاً تألیفات منسوب به او را کاملاً به دیدة انکار نگریسته اند. در مقابل، برخی پژوهندگان با ارائه دلایلی نشان داده اند که خالد در زمینه ی کسب و توسعة علوم فعالیت داشته است. بر اساس تألیفات کیمیاگران اسلامی نیز، او از پیش کسوتان این رشته به شمار می رود. در صورت صحّت مدارک دال بر کیمیاگری خالد، می توان دلایلی برای پرداختن او به این امر برشمرد. که از آن جمله دستیابی به تمکّن مالی و در نتیجه جبران نسبی قدرت از دست رفته در اثر واگذاری خلافت و تبحّر در امر طبابت است که در این مقاله از قرابت طب با کیمیاگری و تلاش اطبّای مسلمان برای دست یابی به اکسیر حیات نیز سخن به میان خواهیم آورد.
منابع نگارش یافته در باره مقتل امام حسین(ع) به جهت اعتبار و دقت در نقل و تحلیل یکسان نیستند و مى توان آن ها را به دو دسته کلى قابل استناد و ضعیف تقسیم کرد. دسته دیگرى به نام منابع مفقود نیز وجود دارد که تنها در کتب فهرست به آن ها اشاره شده است و هر چند برخى اخبارشان به کتاب هاى دیگر راه یافته است، اکنون به آن ها دسترسى مستقیم وجود ندارد. این نوشتار کوشیده است تا ضمن گونه شناسی منابع یاد شده، به معرفی و سنجش مهمترین آثار متقدم و متأخر در حوزه مقتل نگاریِ امام حسین (ع) بپردازد و با نقد آثار غیر معتبر و ضعیف، تلاش های صورت گرفته در تدوین مقتل نگاری های جامع را تبیین نماید.