قیام امام حسین (ع) یکی از مهمترین قیام های حق طلبانه تاریخ بشریت است که حامل درس ها و معارفی سترگ است. امام حسین (ع) از ابتدای قیام تا لحظه شهادت مناظرات و احتجاج هایی با افراد مختلف داشته اند که بر این مناظرات از لحاظ ساختار ، محتوا و اصول اخلاقی، منطقی خاص حاکم بوده است. این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی با تکیه بر مناظرات امام حسین(ع) در جریان قیام عاشورا جهت دستیابی به منطق حاکم بر مناظرات ایشان سامان یافته که حاصل آن چنین شد: در مناظرات از حیث ساختار حضرت از فنون پیش بردن بحث به صورت منظم، اقرار گرفتن از خصم با سؤالات حساب شده، نقد دقیق سخن، مقابله و مقایسه، تسجیل ،قرار گرفتن در جایگاه پرسش گر، بیدار نمودن فطرت و به کارگیری زبان انگیزشی استفاده کرده است. از لحاظ محتوایی آن حضرت در این مناظرات به کتاب و سنت نبوی و مقبولات طرف مقابل استناد کرده اند و درباب اصول اخلاقی به مواردی همچون مهربانی، داشتن صبر و تحمل ، خیرخواهی نسبت به طرف مقابل ، حسن نیت داشتن، پرهیز از کینه توزی ،دوری از مغالطه،تواضع در قول،احترام به طرف مقابل،عذرپذیری ،ترک تعصب و آزادمنشی توجه کرده اند.
خلیفه عمر به سال 23 (644 م) کشته شد و عثمان جانشین وی گردید. دلیل اصلی این رویداد ناخشنودی برخی بزرگان عرب از برنامه های اقتصادی خلیفه دوم بوده است. مطالعات انجام شده در این باره، به ویژه به زبان پارسی بسیار اندک است. برای روشن شدن این رویداد، سیاست های اقتصادی – اجتماعی عمر، به ویژه در مورد زمین، وصیت نامه وی، بهبود جایگاه اقتصادی اشراف پس از قتل خلیفه و حدس و گمان ها درباره این قتل باید بررسی گردد.
سرزمینهای حوزه شرقی خلافت اسلامی مقارن تهاجم مغول با اوضاع و احوال ناخوشایندی روبرو بود. فقدان حکومت مرکزی مقتدر‘تعدد قدرتها‘درگیریهای فراوان امیران بلاد برای کسب قدرت بیشتر‘ ستم والیان و حاکمان شهرها به مردم‘ افزون خواهیهای سلطان محمد خوارزمشاه‘ قصد خلیفه الناصر برای تجدید مجد و عظمت از دست رفته عباسی ‘ رویارویی و درگیری خلیفه و سلطان ‘ فتنه های اسماعیلیه‘ خرافیگری صوفیان ‘ تعصبها و مشاجره های مذهبی ‘ افزونی پی در پی مالیاتها‘ قحطی‘ زلزله و بیماریهای گوناگون از جمله مشکلاتی بود که مردم این سرزمینها با آن روبرو بودند. همچنین برآمدن حکومت تازه نفس و مقتدر چنگیزخان در دشتهای مغولستان مسئله ای بود که موجب تحولات عمده در جهان اسلام‘ و به ویژه شرق اسلامی گردید.
متون تاریخی- اسلامی، وقایع خارق العاده ای را پس از شهادت امام حسین (ع) انعکاس داده اند. عذاب ها و بلاهای جسمی و روحی که گریبان-گیر قاتلان و هتاکان به مقام حضرت شد، وقایع شگرفی مانند: تغییر و تحوّل در نظم جهان، گریه و نوحه جنیان و پریان در سوگ حضرت، مشاهده و نقل کرامات مختلف از رأسِ مبارک حضرت، به امر خدا، نمونه هایی از این حوادث شگفتند. اهتمام به جمع آوری اسنادی که این وقایع شگفت را انعکاس داده اند، می تواند بُعد جدیدی از زیبایی های قیام امام حسین (ع) را به نمایش در آورد. در پژوهش حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی گردآوری شده است، با استفاده از منابع معتبر تاریخی اهل سنّت به نقل اسناد این حوادث خارق العاده پرداخته می-شود. یافته های پژوهش حاکی از این مطلب است که در توصیف اتفاقات پس از شهادت اباعبدالله(ع)، اهل سنّت، ابعاد مختلفی از حوادث شگفت را نقل کرده اند که در طول تاریخ هیچ سابقه ای قبل از عاشورا و قیام حضرت نداشته است و این خود حاکی از عظمت قیام امام حسین (ع) و بزرگی مصیبت وارده بر اهل بیت(ع) است.
سازمان دعوت اسماعیلی با ساختاری سلسله مراتبی، بستر توفیقات روزافزون دعوت فاطمیان را در سرزمین های اسلامی فراهم آورد. پس از تاسیس خلافت فاطمیان در مغرب و سپس انتقال به مصر، سازمان دعوت هرگز تعطیل نشد، بلکه به عنوان نهادی پویا و کارآمد در متن سازمان های اداری تا پایان این خلافت برجای ماند. از آن جا که کارکرد این نهاد، ارتباط مستقیمی با تحولات سیاسی و دینی فاطمیان داشت و توفیق آنان در پایایی دعوت اسماعیلیه بسیار موثر بود؛ پژوهش حاضر تلاش دارد پاسخ این پرسش ها را بیابد: 1- ساختار نهاد دعوت فاطمیان چگونه بود؟ 2- این نهاد از چه کارکردی برخوردار بود؟ 3- با وجود پیروزی اسماعیلیان در تاسیس خلافت فاطمیان، چرا نهاد تبلیغی دعوت تعطیل نشد؟ 4- این نهاد از بدو تاسیس چه تحولاتی را پشت سرنهاد؟ 5- نحوه عملکرد داعیان در خارج از قلمرو فاطمیان چگونه بود؟