اصول و روش تحقیق در هر عصری متأثر از اوضاع فرهنگی و اجتماعی همان عصر است.راویان و اخباریان مسلمان نخستین نیز در گردآوری روایات و تألیف آثار خود، ضمن تأثیرپذیری از فرهنگ عصر، شیوه ها و روش های تحقیقی مختلفی را به کار گرفتند.این شیوه ها و روش ها برخاسته از فضای فرهنگی و اجتماعی عصر و بیشتر مبتنی بر بیان شفاهی- روایی بود.اما با گذشت زمان، نقل شفاهی- روایی محض، اهمیت خود را از دست داد.بنابراین آن روش و شیوه ی تحقیق دچار تغییر و حتی تحول شد. در این مقاله می کوشیم تا چگونگی آغاز و روند شیوه ها و روش های تحقیق را، به اختصار، با تأکید بر شیوه ی کار راویان و اخباریان مشهور قرون اول تا سوم هـ.ق به بحث گذارده و پاسخی بر این پرسش ها بیابیم که آیا آن ها به چارچوب یا قالبی در جمع آوری اخبار و روایات تاریخی دست یافتند؛ یا هر کس بر اساس توانایی و استعداد خود راهی را برگزید و همچنین چرا و چگونه آن دوره، به عصر کتابت تحول یافت؟
دیدگاهی که می پندارد هرگونه روایت تاریخی باید فاقد بار ارزشی باشد، چه دیدگاهی است و چرا باید این دیدگاه را ناکارآمد پنداشت؟این دو پرسش اصلی و سؤالات فرعی دیگری که به فراخور بحث مطرح می شوند و تلاش برای پاسخگویی به آن ها، بنیاد مقاله ی حاضر را شکل می دهد. در واقع اساس این پژوهش بر این امر استوار است که هر کنش تاریخی، به ناگزیر دارای بار ارزشی است و چون روایت کردن تاریخ علاوه بر اینکه مقوله ای معرفتی است، یک کنش تاریخی نیز است، لاجرم نمی تواند ارزش گریز باشد.مدافعان ارزش زدایی از روایت تاریخی، با توسل به مفاهیمی چون واقع گرایی و عینیت، رویکرد خود را موجه می شمارند؛ اما رویکرد آنان حتی اگر بر اساس یک دغدغه ی صادقانه اتخاذ شده باشد، می تواند زمینه ساز ساده اندیشی نسبت به منطق کنش تاریخی و یا سوء استفاده از منطق روایت تاریخی نزد برخی مورخان شود.در این نوشتار می کوشیم با اتخاذ دو رویکرد تاریخی و منطقی، به نقد و ارزیابی مقوله ی «ارزش زدایی از روایت تاریخی» بپردازیم.
واژه زندیق نخستین بار در کتیبه کرتیر به کار برده شد و منظور از آن پیروان دین مانی بود، پس از آن برای پیروان جنبش مزدک نیز استفاده شد.این واژه در دوره اسلامی کاربرد بسیار گسترده ای پیدا کرد؛ تا جایی که حربه ای شد برای بیرون راندن رقیبان از صحنه سیاست.بنابراین معنای دقیق این واژه همیشه در هاله ای از ابهام و مورد بحث دانشمندان ایرانی و غربی بوده است.در این مقاله نخست بحث وجه اشتقاق واژه زندیق و نظراتی که در این باره آمده، مطرح شده و سپس به بحث معناشناسی و بسامد آن در متون گوناگون تاریخی و حدیثی پرداخته شده است.لازم به ذکر است، رد یا قبول گفته های افراد دیگر که در این باره نظر داده اند، از اهداف دیگر این مقاله است.
قالب های ویژه ی کلامی، تمایزات فقهی و مواضع خاص سیاسی، اساسی ترین نشانه های انشعابات مذهبی در تاریخ اسلام است که هر یک محصول مجموعه ای ازعوامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محسوب می شود. این نشانه های سه گانه، گاه چنان در هم تنیده اند که باز شناسی و تفکیک آنها از یکدیگر مشکل می نماید. کشف رابطه ی میان شکل گیری تمایزات فقهی و تقویت مقاومت شیعیان در مقابل دستگاه حاکم، دغدغه ی اصلی این پژوهش است.
این پژوهش با رویکردی تحلیلی، در صدد بازنمایی تأثیر شکل گیری تمایزات فقهی بر تعمیق همگرایی سیاسی شیعیان امامیه در سه قرن نخست تاریخ اسلام، یعنی تا حدود پایان عصر حضور ائمه است. محقق تلاش می کند نشان دهد چگونه تفاوت های فقهی شیعیان با سایر آحاد جامعه ی اسلامی، اندک اندک به نوعی رفتار سیاسی و مقاومت در مقابل جریان فکری حاکم بر جامعه تبدیل گردید و به تقویت همگرایی میان شیعیان منجر گردید و نشانه ای از اقتدار و نفوذ ائمه بر پیروانشان تلقی شد.
دانستهها درباره ی چرایی و چگونگی شهادت شمس الدین محمد بن مکّی جِزّینی عاملی (متوفای سال 786 ﻫ.ق)، مشهور به شهید اول، اندک، مبهم و متناقض است. این ابهام باعث شده است که محقّقان برای حلّ نکات مبهم ذکر شده در گزارش های متداول درباره ی شهادت وی، حدس و گمان هایی، خاصّه بر اساس برخی نظرات فقهی او، مطرح کنند. در مقاله ی حاضر، با بررسی اطلاعات موجود به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، این فرضیه که شهادت شهید اوّل پی آمد تلاش وی برای مقابله با جریانی انحرافی در میان شیعیان شام بوده، مورد ارزیابی و دفاع قرار گرفته است.
نوشتار حاضر به بررسی پیدایش رده و گروههای مرتدی می پردازد که پس از استقرار نخستین حکومت مرکزی اسلامی پدید آمد و در این مقطع ارتداد اشکال مختلفی یافت؛ برخی ادعای پیامبری کردند،کسانی مخالف پرداخت زکات (مالیات) بودند و گروهی دیگر از دین برگشتند.
نوشتار حاضر این سؤال را مطرح می سازد که چرا این بحران بلا فاصله پس از ایجاد شرایط تثبیت حکومتی تازه رخ می دهد؟ نگارنده بر آن است که شرایط سیاسی شبه جزیره عربی و سنن و قواعد اجتماعی این سرزمین نقش مهمی در زمینه سازی پیدایش چنین بحرانی داشته است. نگارنده همچنین خاطر نشان می سازد که ابوبکر این بحران سیاسی را با استفاده از قواعد اجتماعیو سیاسی این ناحیه فرونشاند.
دانش تاریخ در میان اندیشمندان مسلمان از جایگاه ناسازه ای (پارادوکسیکال) برخوردار است. این دانش، از سویی، به عنوان مهم ترین حوزه معرفتی برای عبرت گرفتن جهت نیل به سعادت دنیوی و اخروی مورد تاکید قرار گرفته است و از سوی دیگر، در طبقه بندی علوم نزد مسلمانان، اغلب نادیده گرفته شده است؛ تا آنجا که بسیاری از اندیشمندان مسلمان حتی در میان علوم نقلی هم از آن یاد نکرده اند. در این میان، امام خمینی از نوادر عالمان مسلمان است که به دانش تاریخ، هم از حیث فایده آن برای عبرت گرفتن و هم از حیث اهمیت آن به عنوان یکی از علوم شریفه، که به مثابه دانشی مستقل شان و اعتبار بالایی دارد، توجه نموده است. ایشان اگرچه کتاب مستقلی درباره تاریخ ندارد، اما همواره در آثار مختلف خود، در سخنرانیها، بیانیه ها و... به علم تاریخ اشارات زیادی کرده اند. نوشتار حاضر به دنبال تبیین این رویکرد استعلاجویانه امام خمینی در باب دانش تاریخ است.
نهضت مقدس حسینی جلوه ویژه ای در تاریخ جهان دارد، پیروزی امام حسین(ع) با یاران اندک خویش در مقابل سپاه عظیم دشمن و زنده ماندن یاد این واقعه تاکنون همه بیانگر تابش قدرت و عظمت الهی می باشد، که در این مقاله سعی شده تحت عنوان «تجلی آیات قرآن در نهضت مقدس حسینی» به بررسی تحقق آیات الهی در بطن قیام امام حسین(ع) پرداخته شود.