فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۷ مورد.
فرایند اسلامی شدن الگوی فرهنگی تطهیر در ایران تا پایان سدة چهارم با رویکرد تاریخ فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازنگری در انتساب کتاب روضةالتسلیم به خواجه نصیرالدین توسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکردهای عقلانی در تاریخ نگاری پیشامشروطگی ( مطالعه موردی کتاب مملکت شمس طالع یا دولت ژاپون )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ماطه وس خان ملیک یانس» از ارامنه ایران ، در سال 1322 ه.ق کتابی را به نام «مملکت شمس طالع یا دولت ژاپون» تالیف کرد که نخستین تاریخ نگاری فارسی از کشور ژاپن است.نویسنده این کتاب تلاش کرده است علل و دلایل پیشرفت کشور ژاپن را تحلیل نماید و الگویی از پیشرفت را به ایرانیان ارایه کند.کار ماطه وس از جمله نخستین رویکردهای عقلانی در تاریخ نگاری پیشامشروطگی است که در مقاله حاضر مورد مطالعه قرار گرفته است.بدین منظور با استفاده از روش تحقیق تحلیلی - تبیینی کتاب «مملکت شمس طالع یا دولت ژاپون» به عنوان نخستین تاریخ نگاری فارسی از کشور ژاپن مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. تمرکز نویسنده معطوف به تبیین جریان ترقی خواهانه ی این کشور، نتایج و آثار آن بوده است و فرضیه اصلی بهره مندی مولف کتاب فوق از تبیین های عقلانی است . گردآوری داده های اطلاعاتی بر اساس روش کتابخانه ایی انجام یافته است و مهم ترین نتایج بدست آمده نشانگر آن است که در این کتاب می توان نمونه هایی از گذار از توصیفات صرف به تبیین های عقلانی را مشاهده کرد.این رویکرد بویژه در تبیین جریان ترقی خواهی این کشور دیده می شود.
شمال غرب ایران در دوره هخامنشی در پرتو یافته های باستان شناختی قلعه قوناق قیران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۱
71 - 91
حوزههای تخصصی:
منطقه شمال غرب ایران در هزاره اول پ.م نقش مهمی در انجام مراوادت، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران با سرزمینهای پیرامونی ایفا می کرده است. با توجه به اهمیت بالای منطقه، ابهامات زیادی در شناخت ویژگی ها و تعاملات فرهنگی این منطقه به ویژه در دوران هخامنشی و اشکانی وجود دارد. معرفی و تحلیل باستان شناختی هر چه بیشتر یافته های فرهنگی گذشته و جدید می تواند سهم زیادی در روشن ساختن ابهامات فرهنگی منطقه داشته باشد. قلعه قوناق قیران از معدود محوطه های مربوط به دوره هخامنشی در استان اردبیل است. این قلعه بزرگترین استقرار دارای ظروف منقوش مثلثی مربوط به دوره هخامنشی در دشت اردبیل است که تا کنون بررسی و کاوش نشده است. بررسی باستان شناختی قلعه قوناق قیران به شیوه روشمند و با اجرای عملیات نقشه برداری نمونه برداری مستندسازی و تحلیل یافته ها انجام شد. هدف، مطالعه ۲۵٪ داده های فرهنگی داخل کارگاه های سطح قلعه بود. از آنجایی که هدف اصلی این پروژه شناخت ویژگی های ظروف منقوش مثلثی بود، پس از طبقه بندی سفال ها و گزینش نمونه های شاخص مطالعه و مقایسه تطبیقی آن ها با دیگر محوطه های هم زمان در داخل و خارج ایران انجام شد از این قلعه همچنین سفال های منقوش سبک اردبیل و سفالهای لعاب دار با لعاب سبز متعلق به دوره سلجوقی به دست آمد که نشانگر توالى استقرار در آن است. ویژگی های بارز معماری دفاعی قلعه قوناق قیران و شرایط محیطی و توپوگرافیک آن نشان از اهمیت و جایگاه سیاسی این محوطه دارد.
بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق)
حوزههای تخصصی:
موقعیت زنان در نهضت خوارج وقتی بهتر درک می شود که به مقام و منزلت زن در جامعه عصر اموی واقف شویم. زن در آن عصر تنها وسیله شهوترانی و تولید مثل بود. حضور زنان در اردوگاه خوارج موجب تمسخر و استهزاء مخالفین آنان قرار می گرفت. خوارج برای اعاده اسلام این وظیفه را محدود به دایره مردان نمی دیدند؛ بلکه زنان را نیز برای این امر خطیر لازم و ملزوم در کنار خود می دانستند و این اندیشه را ترویج داده بودند که کشته شدن در راه عقیده ی خود، آن ها را به بهشت رهسپار می کند؛ و در این راه مرد یا زن برای آن ها تفاوت نمی کرد. تحریک و تشویق مردان در عرصه نبرد از علل دیگر حضور زنان در نهضت خوارج بود. بررسی علل و نحوه تاثیر گذاری حضور زنان خوارج در جنگ ها هدف اصلی این مقاله است
جایگاه مردم در تاریخ سیاسی قدیم و جدید ایران بر اساس رویکرد «دوران» محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ سیاسی هر کشوری جلوه گاه عملی آن است. این حوزه سرشار از اطلاعاتی است که می تواند روشمند مورد شناسایی قرارگیرد. یکی از موضوعات مهم آن، تبلور مردم در عرصه سیاست است. تبلور مردم یعنی نوع نگاه سیاست و سیاستمداران به مردم و نوع نگاه و رویکرد مردم به سیاست و اصحاب قدرت که خود را در نحوه فعالیت و تعامل آن ها با یکدیگر در حوزه قدرت سیاسی نشان می دهد.
امروزه، موضوع تعامل مردم با قدرت سیاسی از تنوّع بسیاری برخوردار شده و یکی از موضوعات «در حال شدن» به حساب می آید؛ یعنی، روزبه روز بر ابعاد جدید آن افزوده و تعمیق و تکمیل می شود. با توجه به رویکرد «دوران محور» با نگاهی به منابع تاریخی می توان به نمود مردم در تاریخ سیاسی پرداخت. شناسایی جایگاه مردم در تاریخ سیاسی در حوزه دانش تاریخ از پیچیدگی و ظرافت خاصی برخوردار است که بحث روش از الزامات مهم آن است. پرداختن به روش و بررسی موردی آن در این مقاله صورت می گیرد. از یافته های این پژوهش آن است که در منابع تاریخی و دیگر منابع اندیشه ای اجتماعی و سیاسی، در یک تقسیم بندی، دو دوران متفاوت قدیم و جدید در تاریخ سیاسی و اجتماعی مطرح است که مردم در دو جایگاه متفاوت با یکدیگر قرار دارند. جلوه ها و نمودهای اجتماعی و سیاسی آن ها با توجه به ویژگی هایی چون «آگاهی»، «اراده» و «کنشگری» در دوران جدید نسبت به دوران قدیم، از گستردگی، عمق و تنوّع بیشتری برخوردار است.
رُستَقُباد خوزستان و رُستَقُباد عراق بررسی جغرافیای تاریخی جای نام های مشابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رستقباد نام شهر یا قریه ای است که هسته نخستین شهر عسکر مکرم در خوزستان، در نزدیکی آن بنا نهاده شد و سپس به مرور گسترش یافت؛ اما جستجو در منابع مکتوب نشان می دهد بیش از یک مکان با نام رستقباد وجود داشته است: نخست مکانی است از توابع دستوا در خوزستان و دیگر ناحیه یا ناحیه هایی است در عراق. این چندگانگی سبب شده تا شناسایی موقعیت رستقبادی که در چندین مورد، محل وقایعی مهم در نیمه دوم سده نخست هجری قمری قرار گرفته، با اشکال مواجه گردد و ازهمین رو تاریخ ادامه حیات رستقباد دستوا در هاله ای از ابهام قرار گیرد. نتایج این پژوهش به روشنی نشان می دهد که رستقباد خوزستان، دست کم تا سال نود هجری قمری همچنان از حیات و هویتی مستقل برخوردار بوده و تنها اندکی پس از این تاریخ است که به دلیل ایجاد هسته اولیه شهر عسکر مکرم و گسترش آن، نام و هویت خویش را از دست داده و شهر عسکر مکرم جایگزین آن شده است.
نگرشی بر جایگاه و اهمیت سنت تاریخ نویسی محلی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اریخنویسی محلّی، در کنار سایر گونههای تاریخنویسی، یکی از زمینههایی بوده است که مورخان
ایرانی آن را آزموده و آثار ارزندهای پدید آوردهاند. این نوع تاریخ نگاری، با محوریّت مکاننگاری،
آگاهیهای ارزشمندی در باب حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تاریخ، جغرافیا، حکّام و
فرمانروایان و تحولات سیاسی یک شهر و ناحیهای خاص ارائه میدهند که در دیگر گونههای
تاریخنگاری، نظیر تواریخ عمومی و یا سلسلهای، کمتر دیده میشود. در واقع، نوعی تاریخ اجتماعی
یا تمدنی و، خیلی سادهتر، نوعی شهرشناسی به شمار میروند. امروزه، در پژوهشهای تاریخی با
رویکرد اجتماعی و تمدنی، تاریخهای محلّی جایگاه برجستهای یافته و در کنار دیگر منابع و متون در
ترسیم چهرة شهرها و بررسی تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نواحی مختلف، گزارشهای
آنها بسیار راهگشاست. در این مقاله با بررسی جایگاه، ویژگیها و مؤلّفهها، انگیزهها و اهداف تاریخ-
نویسی محلّی ایرانی و ارائة فهرستی از تاریخهای محلّی در باب شهرهای ایران، بر این نکته تاکید
میگردد که این گونة تاریخنویسی، بهرغم فراز و فرودهای آن، به صورت یک سنّت مستمر توسط
مورخان ایرانی از سدة سوم تا دورة معاصر تداوم داشته و جایگاه ویژهای در رویکرد زیستبوم-
نگارانه به تاریخ داشته است.
داستان یک داستان: بررسی شکل گیری و تحول افسانه ارینب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان مشهور ارینب را اگرچه اصلی درست نیست، اما نویسندگان و بخصوص ادیبان دوره های مختلف در آثار خود روایت کرده اند. در این مقاله روایت این داستان، دوره به دوره دنبال و آشکار شده که افسانه ارینب همانند دیگر افسانه ها از این سده تا آن سده و از این کتاب تا آن کتاب تغییر کرده و شاخ و برگ هایی تازه یافته است. آنچه عرضه خواهد شد، تحول داستان ارینب است؛ از روایت چند صفحه ای الامامه و السیاسه تا تبدیل آن به دفترهای مستقل داستان و دیوان های مفصل شعر و نقش مهم و برجسته ادیبان و شاعران در این زمینه.
تحلیل شاخصه های محلی نگاری خراسان در دوره ی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی شاخصه های محلی نگاری خراسان در دوره معاصر پرداخته می شود. این شاخصه ها در سه مولفه مورخ، موضوع و انتشار مورد تبیین قرار می گیرد. به منظور تشریح مولفه ها از آمار کمّی و تحلیل کیفی استفاده شده است. آمارهای گردآوری شده به روش کتابخانه ای و آرشیوی و بر اساس اطلاعات موجود در پایگاههای کتابشناختی و کتابشناسی ها تهیه شده است. اهمیت این تحقیق از آن روست که تاکنون به تاریخ نگاری محلی خراسان در دوره معاصر با مولفه های تبیین شده، پرداخته نشده است و بیشتر به تک نگاری های موضوعی درباره کتابها و برخی موضوعات سیاسی واجتماعی توجه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سه عامل آستان قدس رضوی، مشهد و هویت تاریخی خراسان در کنار برخی از حوادث مانند انقلاب اسلامی و جنگ بر شاخصه های تعریف شده، تاثیر مستقیم گذاشته است.
نگاه اهل حدیثی ابن سعد به تاریخ صدر اسلام؛ بررسی موردی شرح حال امام علی (ع) در کتاب الطبقات الکبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الطبقات الکبری اثر محمد بن سعد بصری (د230ق) از کتاب های مهم و کهن درشرح حال پیامبر (ص)، صحابه، تابعین و روات حدیث تا آغازین سال های سده سوم هجری است. پژوهش حاضر با بررسی موردی زندگانی امام علی علیه السلام در این کتاب، به تبیین تفاوت گزارشهای محدّثان و مورّخان درباره حوادث صدر اسلام اختصاص دارد. یافته های آن نشان می دهد که ابن سعد به عنوان یک محدث- مورخ به سبب پایبندی به رعایت ضوابط و باورهای اهل حدیث، در توضیح وقایع صدراسلام، گاه سیر حوادث را به گونه ای متفاوت از مورخان نشان داده است.
جَبَرتی، تاریخ نگاری و بینش تاریخی ویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبدالرحمن جَبَرتی در دوره ای به نگارش رویدادهای مصر پرداخت که این سرزمین در آستانه تحولاتی بود که به سبب آن ها ویژگی های سنتی جامعه مصر به تدریج دستخوش دگرگونی می شد. منشأ جریان های دگرگون ساز از آنجا بود که از سده نوزدهم میلادی اندیشه های جدید اروپایی در بسیاری از موارد، از جمله در زمینه تاریخ نگاری به مصر سرایت کرد که جبرتی در مدت بیش از دو دهه نخست این سده، شاهد آن بود. با آن که جبرتی شاهد این جریان جدید بوده و نخستین مورخ مسلمانی است که دست اندازی های سیاسی و اقتصادی اروپاییان را به جهان اسلام گزارش داده، ولی به شیوه سنتی دست به نگارش وقایع مصر زده است. با وجود این، گاه با اِعمال نگرش انتقادی و تمجید از رفتارهای عقلانی غیر مسلمانان و غیره از این شیوه عدول کرده، به طوری که می شود اثر تاریخی او را به مثابه معبری بین تاریخ نگاری سنتی اسلامی و تولد تاریخ نگاری جدید تلقی کرد. آنچه وقایع نویسی جبرتی را مهم تر ساخته، آن است که وی در نوشتن، تحت تأثیر صاحبان قدرت نبوده و به طور مستقل و به سبب حبّ وطن به نگارش تاریخ اقدام کرده، با این حال وطن دوستی اش مانع واقع نگری او نشده است. همچنین محور گزارش های جبرتی حکمرانان نیستند، بلکه وی عمدتاً اوضاع و احوال مردم را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر به بررسی روش تاریخ نگاری جبرتی و بینش تاریخی او می پردازدعبدالرحمن جَبَرتی در دوره ای به نگارش رویدادهای مصر پرداخت که این سرزمین در آستانه تحولاتی بود که به سبب آن ها ویژگی های سنتی جامعه مصر به تدریج دستخوش دگرگونی می شد. منشأ جریان های دگرگون ساز از آنجا بود که از سده نوزدهم میلادی اندیشه های جدید اروپایی در بسیاری از موارد، از جمله در زمینه تاریخ نگاری به مصر سرایت کرد که جبرتی در مدت بیش از دو دهه نخست این سده، شاهد آن بود. با آن که جبرتی شاهد این جریان جدید بوده و نخستین مورخ مسلمانی است که دست اندازی های سیاسی و اقتصادی اروپاییان را به جهان اسلام گزارش داده، ولی به شیوه سنتی دست به نگارش وقایع مصر زده است. با وجود این، گاه با اِعمال نگرش انتقادی و تمجید از رفتارهای عقلانی غیر مسلمانان و غیره از این شیوه عدول کرده، به طوری که می شود اثر تاریخی او را به مثابه معبری بین تاریخ نگاری سنتی اسلامی و تولد تاریخ نگاری جدید تلقی کرد. آنچه وقایع نویسی جبرتی را مهم تر ساخته، آن است که وی در نوشتن، تحت تأثیر صاحبان قدرت نبوده و به طور مستقل و به سبب حبّ وطن به نگارش تاریخ اقدام کرده، با این حال وطن دوستی اش مانع واقع نگری او نشده است. همچنین محور گزارش های جبرتی حکمرانان نیستند، بلکه وی عمدتاً اوضاع و احوال مردم را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر به بررسی روش تاریخ نگاری جبرتی و بینش تاریخی او می پردازد.
دلایل تاریخی مخالفت با خلافت منصوص از دیدگاه نقیب ابوجعفر (613ق.)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عوامل مخالفت با نص خلافت از موضوعاتی است که قرن ها، ذهن و اندیشه صاحب نظران مسلمان را مشغول ساخته است. بررسی دیدگاه های گوناگون درباره چرایی مخالفت ها می تواند بخش هایی ناپیدا از تاریخ را ترسیم کند. نقیب ابوجعفر(613ق.)، عالم و متکلم شیعی، یکی از افرادی است که در این زمینه، اندیشه هایی ناب دارد امّا تا کنون آرای او درباره خلافت بررسی نشده است. مجموعه دیدگاه های او را می توان در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی(656ق.) جست وجو کرد. در یک نگاه کلی، مجموعه دلایل مخالفت با خلافت منصوص از دیدگاه او را می توان در تفاوت بینش ها و نگرش های اهل سنت درباره خلافت، وجود زمینه های مخالفت در زمان حیات پیامبر3 که موجب جرأت مخالفان شده بود، عذر تراشی هایی علیه امیرالمؤمنین حضرت علی1 و نوع نگاه به شخصیت آن حضرت و نیز ابوبکر ترسیم کرد.
بیماری شناسی، ابزار و تکنیک، سه رکن اصلی روش درمانی؛ قطع کردن در چشم پزشکی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان روش های درمانی دانش چشم پزشکی، روش قطع کردن، حساس ترین و تخصصی ترین روش محسوب می شود. بررسی توأمان میزان شناخت از بیماری، دقت و تکنیک درمانی چشم پزشکان مسلمان، موضوع اصلی این تحقیق است. تحلیلی از منابع و روش آموزشی این متون نیز موضوع فرعی این تحقیق است. با بررسی متون مهم مرتبط با دانش چشم پزشکی درمی یابیم که چشم پزشکان شناختی واضح و متمایز از انواع بیماری های چشمی داشتند که طبقه بندی بیماری براساس علت و محل وقوعش، نشانه این شناخت است. مسیر آموزشی این متون نیز از طب نظری آغاز شده و پس از بیماری شناسی، به طب عملی (تجربی) پرداخته که توصیفی است دقیق از تکنیک استفاده از ابزار مناسب و بر رعایت تمام اصول احتیاطی تأکید دارد و در تمام مراحل درمانی، تا حد بسیاری منطبق با روش های نوین این دانش است. بنابراین آموزش نظری در کنار آموزش عملی، این ملزومات را برای دانشجویان فراهم می سازد که محتوای آثار برجسته این دانش نیز دقیقاً براساس این شیوه آموزشی تألیف شده است.
تأثیر ساختارگرایی بر نسل اول و دوم تاریخ نگاران مکتب «آنال»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش دارد تأثیر ساختارگرایی بر مورخان مکتب «آنال» در نسل اول و دوم را بررسی کند. بنابراین، کار خویش را با این پرسش بنیادین آغاز می نماید که ساختارگرایی چه تأثیری بر تاریخ نگاری مکتب آنال گذاشت؟ این نوع تاریخ نگاری کار خویش را با مارک بلوخ و لوسین فور شروع کرد و سرانجام، با فرناند برودل به اوج خود رسید؛ درست در زمانی که فضای علمی جهان از تفکر ساختارگرایی به شدت متأثر شده بود. این مکتب فکری بسیاری از شاخه های علوم انسانی، مانند جامعه شناسی، زبان شناسی، انسان شناسی، مردم شناسی، روان شناسی و مانند آن را تحت تأثیر خود قرار داد. سرانجام، پایش به حوزة تاریخ نگاری نیز گشوده شد و در این وادی نیز تأثیرهایی پایدار برجای گذاشت. از بطن این تحول، تاریخ تام یا کامل سر برون آورد. نگاه به تاریخ نگاری تغییر یافت. تعصب بر تاریخ سیاسی برداشته شد و توجه تاریخ به مردم عادی یا زندگی روزمرة مردم فزونی یافت. تاریخ و جغرافیا به شدت به هم پیوستگی پیدا کردند. این بار جامعه و نه فرد نقطة شروع مطالعات تاریخی گردید. سرانجام، پای سایر رشته ها به تاریخ باز شد. جامعه شناسی، علوم اقتصادی، زبان شناسی، روان شناسی، اقلیم شناسی، مردم شناسی و مانند آن با تاریخ درآمیخت و مورخان از این علوم در جهت درک بهتر تاریخ بهرة فراوان بردند. بنابراین، می توان گفت: ورود ساختارگرایی به تاریخ، عصری جدید با شاخصه هایی متفاوت ایجاد کرد.
بررسی و تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار در عصر پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اکثر مقاطع دوران حکومت پهلوی دوم، نظام سیاسی به منظومه ای بدل گشته بود که شاه در مرکزیت آن، تأثیرگذارترین عامل تولید و توزیع قدرت بود. وزیر دربار در چارچوب وظایف قانونی و گاه فراقانونی، با فراهم ساختن زمینه ی ارتباط و تعامل شاه با سایر کارگزاران سیاسی ، یکی از اصلی ترین اهرم های شاه در ایجاد و حفظ نظام مزبور بود. نقش و کارکرد اصلی وزارت دربار، در قالب کنش های وی در ایجاد ارتباط میان کارگزاران سیاسی جلوه گر بود. در این ارتباطات، وزارت دربار با مرتبط ساختن شاه با سایر رئوسِ هندسه ی سیاسی نظام، نقش قابل توجهی در شکل گیری ارتباط میان بازیگران سیاسی ایفا می نمود. به دلیل همین تماس های مستمر و ارتباطات ریشه دار میان شاه و وزیر دربار، پدیده ی جابجایی پیاپی میان متصدیانِ مناصب نخست وزیری و وزارت دربار پدید می آید. از همین روی، این نوشتار مخاطب را در درک و کسب شناختی عمیق ترِ از نظام پهلوی دوم و نظام های مشابه یاری می نماید، اهمیت و لزوم پژوهش مزبور را منعکس می سازد. بررسی منطق حاکم بر روابط وزیر دربار ، شاه و سایر کارگزاران سیاسی ضمن کمک به درکِ جایگاه بی بدیل و کار ویژه ها ی خاص وزارت دربار، کارکرد و کنش ها ی متقابل اجزای سیاسی جامعه ی پهلوی را پدیدار می سازد. بررسی تحولات عرصه ی قدرت وزرای دربار، به آشنایی با منطق توزیع و تولید قدرت و اقتدار در رژیم های مشابه منجر می شود. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی، اسنادی و با محوریت استفاده از منابع کتابخانه ای در پی تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار می باشد.
کسروی از نقد دین ها تا داعیه ی پیامبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سخن گفتن در باره ی رویکردهای دینی کسروی به علت نقدهای تندش به ادیان موجود، چندان آسان نیست. او نه یک نواندیش دینی بود، که از اصلاحات دینی دفاع کند و نه یک بنیادگرای دینی بود، که از بازگشت به اصل دین سخن بگوید؛ بلکه او منتقد دین ها بود که سپس ادعای پیامبری کرد. بنابراین، مساله این است که چرا و چگونه کسروی از نقد دین ها به داعیه داری یک دین جدید پرداخت؟
این مقاله، با سیری در گفتمان دینی کسروی، به این نتیجه می رسد که وی دین را به مثابه ی چراغ هدایت آدمی برای همه ی جوامع در همه ی دوران ها ضروری می شمرد؛ اما دین مورد نظر او به سلاح منطق، خرد و علم عصر نیاز داشت تا توانائی تفهیم و تبیین آموزه هایش را داشته باشد و همگام با دگرگونی های تاریخی متحول گردد. او ادعا می کرد ادیان موجود فاقد چنین خصیصه ای هستند؛ لذا کوشید تا دینی جدید منطبق با نیازهای عصر پدید آورد و آن را جانشین دین های موجود نماید. «پاکدینی» همان دین ساختگی کسروی است که او را در قامت یک پیامبر خودساخته آشکار نمود.
تحلیل وضعیت دیجیتال سازی منابع شنیداری در آرشیوهای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مقایسه آن با استاندارد یاسا مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: : پژوهش حاضر، به منظور تعیین وضعیت دیجیتال سازی (تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال و دیجیتال به دیجیتال) در آرشیوهای شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مقایسه آن با استانداردهای انجمن بین المللی صدا و آرشیوهای دیداری و شنیداری (یاسا) انجام شده است.
روش/ رویکرد پژوهش : روش پژوهش، پیمایش توصیفی است. برای گردآوری داده های پژوهش از 2 پرسشنامه محقق ساخته مجزا برای کارشناسان واحد تبدیل آرشیو و مدیران آرشیوها، و یک سیاهه وارسی شامل دو قسمت اطلاعات نرم افزاری و سخت افزاری (تهیه شده بر اساس استاندارد یاسا) استفاده شده است. نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی و درصد) در قالب جدول و نمودار ارائه شده است. جامعه پژوهش، شامل دو گروه است. جامعه اول شامل 6 آرشیو شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران، و جامعه دوم پژوهش شامل 43 نفر (37 نفر کارشناسان تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال و 6 نفر مدیران آرشیو) می باشد .
یافته ها: یافته های پزوهش نشان می دهد که بیش از نیمی از کارکنان آرشیوها آموزش تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال را دیده اند. جمع کل منابع شنیداری آرشیوهای شهر تهران 592937 حلقه است. 3/77 درصد منابع شنیداری در آرشیوهای شنیداری شهر تهران دیجیتال سازی شده اند . همچنین، مشخص شد که میزان مطابقت با استاندارد یاسا در بخش نرم افزاری 7/82 درصد، و در بخش سخت اف زاری 79 درصد است. بنابراین، از دیدگاه متخصصان و کارشناسان آرشیوها مهمترین مزیت دیجیتالی کردن منابع آنالوگ صرفه جویی در وقت و غلبه بر موانع و محدودیت های زمانی و مکانی، و مهمترین چالش تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال نبود زیرساخت مناسب آرشیو دیجیتال کاربردی، پایدار و کارآمد است.
نتایج: یافته های پژوهش حاکی از آن است که ""نبود زیرساخت مناسب، پایدار و کارآمد آرشیو دیجیتال""، ""کمبود و نبود ابزارها و فناوری های جدید"" و ""نبود استانداردهای مشخص و مدون"" از مهمترین مشکلات پیش روی تبدیل منابع در آرشیوهاست. نزدیک به دو سوم از کارکنان تبدیل، دور آموزشی کوتاه مدت تبدیل منابع را گذرانده اند که ناکافی به نظر می رسد. همچنین غالب پاسخگویان اظهار داشته اند که آموزش های لازم را از مراجع غیررسمی کسب کرده اند. در مجموع 72 دستگاه در کل آرشیوهای شنیداری شهر تهران موجود است و میانگین کل دستگاه ها 12 عدد است. یعنی بطور متوسط هر آرشیو دارای 12 دستگاه می باشد. از بین 6 واحد (آرشیو) فقط 2 آرشیو دارای فضاهای ذخیره سازی انبوه هستند که نشان دهنده استهلاک و نبود دستگاههای مبدل است .